نویسنده: حمید ابوطالبی، دیپلمات سابق و معاون اسبق سیاسی رئیس جمهور
دیپلماسی ایرانی: سخنرانی مارکو روبیو در آتن را نباید صرفاً یک ستایش فرهنگی از یونان باستان، یک چالشسازی تمدنی میان شرق و غرب و یا همچون ترامپ، رجزخوانی علیه تمدن عظیم ایران کهن دانست؛ اهمیت سخنرانی در جایی دیگر است:
در تبدیل یک مفهوم فلسفی - توموس (Thumos) - به زبانِ سیاسیِ قدرتِ عریانِ معاصر.
روبیو میگوید توموس، «آتشِ شور، قدرت، شجاعت و غرور»، قلب تمدنهای بزرگ است؛ و هشدار میدهد که غرب این کیفیت را از دست داده است. سپس از: شرمِ غرب از گذشته خود، افول ملیگرایی، گشوده شدن مرزها، تضعیف ارتشها، واگذاری حاکمیت و قدرت گرفتن رقیبان سخن میگوید؛ و در نهایت غرب را در برابر یک انتخاب تاریخی قرار میدهد، «بازگشت به قدرت یا پذیرش افول».
این اتصال، اتفاقی نیست. روبیو توموس را از آتن به واشنگتن منتقل میکند. اما درست در همین انتقال، پرسش فلسفی آغاز میشود:
آیا توموسِ آتن، همان چیزی است که سیاستِ قدرتِ آمریکایی امروز میخواهد از آن بسازد؟ …












