نویسنده: عباس آخوندی، وزیر پیشین راه، مسکن و شهرسازی
دیپلماسی ایرانی: شاهنامه با شمشیر آغاز نمیشود، با خرد آغاز میشود. بزرگترین حماسه ایرانیان، پیش از آنکه از پهلوانان و نبردها بگوید، خداوند را «خداوند جان و خرد» میخواند. این آغاز تصادفی نیست. در جهانبینی فردوسی، جان و خرد دو پایه هستیاند و هر قدرتی که این دو را پاس ندارد، دیر یا زود به بیداد میگراید. در ماههای اخیر، دو بار شنیدیم که سرمستان قدرت، تمدن را با معیاری دیگر میسنجند. یک بار سخن از آن رفت که تمدنی کهن «در یک شب خواهد مرد و دیگر بازنخواهد گشت». بار دیگر، بر تپهای در آتن، «خشم و شور و غرور» جوهر تمدن نامیده شد و با ستایش اسکندر و کورتس در جهت جبران تحقیری که متحمل شدند، ایرانیان را «فرقه مرگ» خواندند. این نوشته پاسخ به آن سخنان نیست، چون آن سخنان بیش از آنکه پرسشی تاریخی باشند، ابزار سیاست روز برای روایتسازیاند. اما فرصتی است برای پرسشی کهنتر: ستایش یک تمدن یعنی چه؟ و ایران را با کدام معیار باید ستود؟ …













