رکنا: برای یک نفر خراب شدن یک جلسه یعنی یک روز بد؛ برای نفر دیگر همان اتفاق می تواند به این معنا باشد که من دیگر به درد این کار نمی خورم، همه فهمیدند، آینده ام خراب شد و احتمالا دیگر هیچ چیز درست نمی شود. اتفاق یکی است، اما اندازه فاجعه در ذهن دو نفر یکی نیست. این همان جایی است که روانشناسی به یک الگوی مهم می رسد: فاجعه سازی یا تفکر فاجعه آمیز. در این الگو، ذهن یک اتفاق منفی را فقط همان طور که هست پردازش نمی کند؛ آن را به بدترین پیامد ممکن وصل می کند و از یک شکست محدود، تصویری بسیار بزرگ تر از خطر می سازد.
کسی در یک امتحان نمره بد می گیرد و به جای اینکه بگوید این امتحان را خوب نداده ام، به این نتیجه می رسد که من هیچوقت موفق نمی شوم. یک نفر در محل کار اشتباه می کند و ذهنش فورا به سمت اخراج، بی اعتباری و نابودی آینده شغلی می رود. یک نفر پیامش از طرف دوستش بی پاسخ می ماند و به این نتیجه می رسد که رابطه تمام شده است.
مشکل فقط منفی فکر کردن نیست …











