محمد تقیزاده
هر سال که نتایج کنکور اعلام میشود، فضای مجازی فارسی برای چند روز به میدانی تبدیل میشود که در آن هزاران روایت موازی با هم تلاقی میکنند؛ روایتهایی از موفقیت و شکست، از امید و حسرت، از خشم و تسلیم. آنچه این میدان را از یک بحث ساده خبری متمایز میکند، تنوع صداهایی است که در آن شنیده میشود؛ از دانشآموزی که رتبهاش را با خانواده جشن گرفته تا مادری که سالها بعد از کنکورش هنوز حسرت دانشگاه میخورد، از معلمی که نابرابری را فریاد میزند تا طنزی که تلخی واقعیت را با خنده میپوشاند.
این گزارش تلاش میکند بدون اتکا به اعداد و آمار کمی، لایههای زیرین این تجربه را بکاود. پرسش اصلی این است: وقتی ایرانیها درباره کنکور حرف میزنند، واقعا درباره چه حرف میزنند؟ پاسخ این پرسش، ما را از سطح یک آزمون آموزشی به عمق ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میبرد که کنکور فقط یکی از نمودهای آنهاست.
زخمی که هر سال تازه میشود …












