شاید «محضر دیدار» را بتوان یکی از پایههای پنهان دوام ایران دانست؛ کیفیتی که نه در آمارها بهسادگی دیده میشود و نه در تیترهای درشت خبر، اما در زندگی روزمره مردم حضور دارد.
محضر دیدار، صرفِ کنار هم بودن نیست. آدمها ممکن است در یک شهر زندگی کنند، در یک صف بایستند یا حتی در یک خانه باشند، بیآنکه واقعاً یکدیگر را ببینند. دیدار، از جایی آغاز میشود که قصه دیگری برای ما اهمیت پیدا میکند؛ وقتی کسی از کار، رنج، امید یا نگرانیاش میگوید و دیگری وقت شنیدن میگذارد. این کیفیت، مسئلههای بزرگ را حل نمیکند، اما نمیگذارد آدمها پیش از حلشدن مسئلهها، از هم جدا شوند.
این معنا را میشد در همه جای ایران دید: در بوشهر، در پیوند کار، دریا و معاشرت؛ در خوزستان، در شبکههای خانواده و رفاقت در دل دشواریهای اقلیمی و معیشتی؛ در خوی و الموت، در آنجا که نام شمس و قلعه، فقط یک نشان تاریخی نیست و به خاطره، لهجه، سفره و تعلق مردم راه پیدا میکند؛ و در اصفهان و شیراز، در گفتوگوهایی که نشان میدهد شهر فقط مجموعهای از بناها و رویدادها نیست، بلکه امکان مکث، دیدار و شریکشدن در آیندهای مشترک است. …

![[دکتر روزبه کردونی] در ستایش دورهمی ایرانیان](/news/u/2026-10-21/ettelaat-9yfah.webp)









