تیم ملی ایران این روزها بیشتر از آنکه نشانی از یک مدعی قهرمانی داشته باشد، شبیه تیمی است که خودش هم نمیداند قرار است به کجا برسد. مشکل فقط دو شکست یا چند نتیجه ضعیف نیست؛ مسئله این است که بعد از مدتها کار با امیر قلعهنویی، هنوز نمیتوان تصویری روشن از فوتبال این تیم ارائه کرد. نه هویت مشخصی دیده میشود، نه پیشرفت محسوسی و نه حتی نشانهای که بتوان بر اساس آن به آینده امیدوار بود.
قلعهنویی در دوره دوم حضورش روی نیمکت تیم ملی، در تورنمنتهای مختلف فرصت داشت تا تیمش را بسازد و برای رسیدن به یک موفقیت بزرگ آماده کند، اما حاصل این سالها چیزی نیست که بتوان از آن به عنوان یک دستاورد مهم یاد کرد. از طرف دیگر، آخرین موفقیت جدی او در سطح باشگاهی هم فاصله زیادی با امروز دارد و کارنامه سالهای اخیرش بیشتر با ناکامی گره خورده تا موفقیت. حالا همین مربی قرار است تیم ملی را به جام ملتهای آسیا ببرد؛ تورنمنتی که ایران در آن فقط به حضور و صعود فکر نمیکند و انتظار طبیعی از تیم، رقابت برای قهرمانی است. …












