هفت صبح| پنج قسمت گذشته و دیگر سخت است ضعفهای «مرد سههزارچهره» را پشت جمله همیشگی «باید به سریال فرصت داد» پنهان کرد. یکسوم فصل پانزدهقسمتی گذشته و چیزی که روی صفحه مانده، کمدی شلوغ و آشفتهای است که بیشتر از ایده، خاطره مصرف میکند. مهران مدیری مسعود شصتچی را دوباره آورده، چند خلافکار کنارش گذاشته، بانک و بمب و اسلحه و پلیس را وارد ماجرا کرده و هرجا هم دستش خالی مانده، کنایهای به گرانی و وام و اختلاس زده است.
همهچیز هست، جز همان چیزی که باید باشد: کمدیای که واقعا بخنداند. مشکل این نیست که «مرد سههزارچهره» به گذشته خودش وفادار مانده. مشکل اینجاست که گاهی شبیه بازپخش گذشته با بازیگران مسنتر به نظر میرسد. سریال مدام خاطره «مرد هزارچهره» را جلوی چشممان تکان میدهد و انتظار دارد خودمان باقی مسیر خنده را طی کنیم. اما نوستالژی شاید در قسمت اول کار کند. در قسمت پنجم دیگر باید فیلمنامهای هم وجود داشته باشد که روی پای خودش بایستد.
مدیری، نسخه ضعیفتر مدیری …








