این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
وقتی دربارهٔ روستا و جامعهٔ عشایری ایران صحبت میکنیم، هنوز بخش مهمی از روایت عمومی از کمبود شروع میشود؛ کمبود سرمایه، زیرساخت، آموزش، فرصت و دسترسی به بازار. این دشواریها واقعیاند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت، اما اگر روستا را فقط از دریچهٔ آنچه ندارد ببینیم، بخش مهمتری از واقعیت را از دست میدهیم.
برای من و همکارانم در ایفا، روستا پیش از هر چیز «جغرافیای توان» است؛ جایی که سرمایهٔ انسانی، دانش بومی، تجربه، مهارت، منابع طبیعی، ظرفیت تولید و بخشی از میراث فرهنگی و هویتی ایران در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. مسئله در بسیاری از این مناطق نبود توان یا انگیزه نیست. مسئله این است که این توان همیشه به فرصت، سرمایه، دانش، فناوری و بازار مورد نیاز برای رشد متصل نیست. …












