این همان نقطهای است که باید درباره اعیانسازی حرف زد؛ نه بهعنوان تغییر ساده ترکیب جمعیتی یک محله، بلکه بهعنوان مسئلهای در اقتصاد سیاسی شهر. اقتصاد فقط مجموعهای از قیمتها و معاملات نیست؛ در بستر روابط قدرت عمل میکند. بنابراین وقتی از اقتصاد سیاسی مسکن حرف میزنیم، باید پرسید چه کسی مالک زمین و ساختمان است، چه کسی درباره آینده یک محله تصمیم میگیرد، چه کسی از افزایش ارزش زمین سود میبرد و چه کسی هزینه این افزایش ارزش را با اجاره بیشتر، ناامنی سکونتی و در نهایت ترک محل زندگی خود میپردازد. مسکن از همینجا به یکی از سیاسیترین کالاهای اقتصاد شهری تبدیل میشود. خانه برای ساکن، محل زندگی، امنیت، خاطره و شبکه روابط اجتماعی است؛ برای مالک میتواند دارایی، منبع درآمد و ذخیره ارزش باشد؛ برای بانک وثیقه و برای سرمایهگذار منبع بازده. مسئله از جایی آغاز میشود که ارزش خانه بهعنوان دارایی اقتصادی بر ارزش آن بهعنوان محل زندگی غلبه کند. …
سایت خبرفوری / ۹ ساعت قبل
اعیانسازی چگونه ساکنان را بیرون میراند؟
فرض کنید سالها در محلهای زندگی کردهاید که چندان مورد توجه نبود؛ خانه نسبتا ارزان بود، مغازههای محلی مشتریهای خودشان را داشتند، همسایهها یکدیگر را میشناختند و اگرچه محله شاید فرسوده بود، زندگی در آن ممکن بود. بعد، آرامآرام همه چیز تغییر میکند؛ کافهای جدید باز میشود، خانههای قدیمی مرمت میشوند، فضای فرهنگی تازهای شکل میگیرد، خیابان سامان مییابد و نام محله بیشتر شنیده میشود. آدمهای تازهای از راه میرسند؛معمولا جوانتر و برخوردارتر. در نگاه اول، همه چیز شبیه یک داستان موفقیت شهری است؛ محله «زنده شده»، سرمایهگذاری افزایش یافته و کیفیت فضا بهتر شده است. اما چندی بعد، همان خانوادهای که مدتها در آن محله زندگی کرده، دیگر نمیتواند اجاره خانهاش را بپردازد. صاحبخانه میگوید قیمت منطقه بالا رفته و اجاره باید با «ارزش روز» هماهنگ شود. خانواده خانه را ترک میکند و به محلهای دو …

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.









