به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، آن قدیم و ندیمها، یعنی موقعی که مویی به صورتم نبود و هنوز کرکی به سرم بود، توجه ویژهای به کلمات یکسان اما با معنای متفاوت داشتم. اگر در داستان زندگی نوابغی مانند من جستوجو کنید، میبینید که همه ما در دوران کودکی، چنین تجربیاتی را داشتیم؛ من، ادیسون، انیشتین، اوپنهایمر، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، ابوریحان درونی، احمدینژاد، ژاک شیراک، جرج واشنگتن، دواین جانسون و ... .
جلوتر بودن از همسنوسالها و زمانه خود در کنار توجه به جزئیات، از جمله ویژگیهای مهم امثال ماست که دنیا را با نبوغمان تغییر میدهیم.
اولین قفل کلماتیام، واژه شیر بود و شعری که میگویند به حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی ارتباط دارد، اما در دوران قاجار یا صفویه سروده و به اثر جنابشان الصاق شده است:
این یکی شیر است اندر بادیه / آن یکی شیر است اندر بادیه
این یکی شیر است کآدم میخورد / و آن یکی شیر است کآدم میخورد …












