علی ملکپور جامعهشناس
من بیش از ۵ سال است که جمعا ۵۰ ساعت تلویزبون نگاه نکردم، ولی چهارشنبه شب گذشته به طور تصادفی در شبکه خبر و در برنامه ” به وقت ایران” وقتی تصویر غلامحسبن کرباسچی را در برنامه زنده دیدم، توقف کردم که شاید دو کلمه حرف حساب بعد از سالها از این جعبه جارویی! بشنوم. مناظره با موضوع تحلیل جنگهای اخیر و راههای برون رفت از وضعیت “نهجنگ- نه صلح” کنونی بود. سه جوان حدودا بین ۳۵ تا ۴۰ ساله صاحب محاسن که باید آنها را ” تیپ صدا سیمایی نامید” در مقابل کرباسچی بیوقفه با عتاب و خطاب سخن گفته و سره و ناسره در آمیخته، از هر دری بسیار میگفتند و کمتر میشنیدند.
برداشت من از آن مناظره چنین بود:
۱. ترکیب ۳ به ۱ چه حکمتی داشت، من در نبافتم.
۲. سن و تجربه و موقعیت سیاسی و اجتماعی میهمان و میزبانان نیز تناسبی نداشت. کرباسچی یک رجل سیاسی مشهور با تجارب فراوان است و آن نفرات نماد کمیت فراوان و کیفیت ِ در نقصان بودند. …












