قیمت طلا امروز




 سایت دیپلماسی ایرانی / ۱۵ دقیقه قبل

اقتصاد ایران چگونه از بحران خارج خواهد شد؟ - دیپلماسی ایرانی

سامان موسوی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: خروج از بحران، به مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های اقتصادی، دیپلماتیک و نهادی نیاز دارد؛ نه صرفاً یک...
 اقتصاد ایران چگونه از بحران خارج خواهد شد؟ - دیپلماسی ایرانی

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

نویسنده: سامان موسوی، دانشجوی دکتری اقتصاد بین‌الملل 

دیپلماسی ایرانی: اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته است که نااطمینانی سیاسی و امنیتی، محدودیت‌های تجاری و مالی، تورم بالا و ضعف سرمایه‌گذاری، چشم‌انداز فعالیت اقتصادی را با ابهام روبه‌رو کرده‌اند. حتی در دوره‌هایی که از شدت درگیری نظامی کاسته می‌شود، تا زمانی که چشم‌انداز روشنی از ثبات و روابط اقتصادی وجود نداشته باشد، بنگاه‌ها برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، خانوارها برای برنامه‌ریزی مالی و فعالان اقتصادی برای تجارت و تولید با احتیاط عمل می‌کنند. این وضعیت را می‌توان با تعبیر «نه جنگ، نه صلح» توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن هزینه‌های نااطمینانی ادامه دارد، بی‌آنکه اقتصاد از مزایای یک صلح پایدار بهره‌مند شود. مسئله اصلی امروز فقط بازسازی خسارت‌های مستقیم جنگ نیست؛ اقتصاد ایران پیش از تشدید تنش‌ها نیز با مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری، از جمله تورم مزمن، ناترازی بودجه و نظام بانکی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، فرسودگی زیرساخت‌ها و ضعف سرمایه‌گذاری روبه‌رو بود. تداوم تنش‌های خارجی این مشکلات را تشدید کرده و هزینه اصلاح آن‌ها را افزایش داده است. بنابراین خروج از بحران، به مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های اقتصادی، دیپلماتیک و نهادی نیاز دارد؛ نه صرفاً یک اقدام کوتاه‌مدت برای کنترل قیمت ارز یا تزریق منابع مالی. 

اقتصاد در سایه نااطمینانی 

در شرایط عادی، بنگاه اقتصادی می‌تواند با برآورد نسبتاً قابل اتکایی از هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، تقاضای بازار و امکان صادرات، برای ماه‌ها و حتی سال‌های آینده برنامه‌ریزی کند. اما در فضای نااطمینانی، احتمال تغییر ناگهانی مقررات، اختلال در حمل‌ونقل، دشواری نقل‌وانتقال پول یا تشدید محدودیت‌های تجاری، محاسبه سود و زیان را دشوار می‌کند. گزارش‌های منتشرشده از تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که مناقشه ایران با آمریکا و اسرائیل، در کنار فشارهای تحریمی و محدودیت‌های تجارت خارجی، به عاملی مهم در افزایش ریسک فعالیت اقتصادی تبدیل شده است. خبرگزاری رویترز در گزارشی در اوت ۲۰۲۶، به نقل از رئیس‌جمهور ایران از کاهش حدود ۳۵ درصدی تجارت خارجی کشور در پی تحریم‌ها و محدودیت‌های مرتبط با جنگ خبر داد. چنین کاهشی، در صورت تداوم، می‌تواند بر تولید، عرضه کالا و درآمد ارزی کشور اثر مستقیم بگذارد. 

در چنین شرایطی، حتی توقف مقطعی درگیری‌ها نیز لزوماً به معنای بازگشت اعتماد اقتصادی نیست. سرمایه‌گذار برای ورود به یک پروژه صنعتی یا تجاری، فقط وضعیت امروز را نمی‌سنجد؛ او باید بتواند درباره امنیت سرمایه، امکان واردات تجهیزات، دسترسی به بازارهای صادراتی و ثبات قواعد اقتصادی در آینده نیز ارزیابی داشته باشد. هرچه افق پیش‌بینی‌پذیری کوتاه‌تر شود، تمایل به سرمایه‌گذاری مولد کاهش می‌یابد و منابع بیشتر به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و دارایی‌های پوشش‌دهنده تورم حرکت می‌کنند.

تورم؛ فشار مستمر بر معیشت خانوار 

یکی از روشن‌ترین نشانه‌های فشار اقتصادی، استمرار تورم و کاهش قدرت خرید خانوارهاست. بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی مرکز آمار ایران درباره مهرماه ۱۴۰۵، تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۸.۷ درصد، تورم سالانه به ۷۶.۸ درصد و تورم ماهانه به ۴.۴ درصد رسیده است. این ارقام به معنای آن است که سطح عمومی قیمت‌ها همچنان با سرعت بالایی افزایش می‌یابد. حتی اگر نرخ تورم نقطه‌ای نسبت به ماه قبل اندکی کاهش نشان دهد، این کاهش به معنای ارزان‌شدن کالاها و خدمات نیست، بلکه صرفاً می‌تواند از کندترشدن آهنگ افزایش قیمت‌ها حکایت کند. در چنین فضایی، درآمد اسمی حقوق‌بگیران معمولاً با همان سرعت قیمت‌ها افزایش پیدا نمی‌کند. نتیجه این فاصله، کاهش قدرت خرید و تغییر الگوی مصرف خانوار است. خانوارها ناچار می‌شوند سهم بیشتری از درآمد خود را به خوراک، مسکن، درمان و حمل‌ونقل اختصاص دهند و هزینه‌های آموزش، تفریح، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در آینده را کاهش دهند. این روند فقط یک مسئله معیشتی نیست؛ پیامدهای اقتصادی گسترده‌تری دارد. کاهش مصرف واقعی خانوارها می‌تواند تقاضا برای کالاها و خدمات را محدود کند، فروش بنگاه‌ها را کاهش دهد و در نهایت به افت تولید و اشتغال بینجامد. 

از سوی دیگر، نااطمینانی نسبت به آینده قیمت‌ها باعث می‌شود خانوارها و کسب‌وکارها در تصمیم‌های مالی خود کوتاه‌مدت‌تر عمل کنند. در نتیجه، تورم مزمن به عاملی برای تضعیف اعتماد عمومی و کاهش افق برنامه‌ریزی اقتصادی تبدیل می‌شود. 

رشد اقتصادی و خطر رکود تورمی 

هم‌زمانی تورم بالا با افت یا ضعف رشد اقتصادی، خطر شکل‌گیری و تعمیق رکود تورمی را افزایش می‌دهد. در این وضعیت، سیاست‌گذار با یک دوگانه دشوار مواجه است: انقباض شدید پولی و مالی ممکن است در کوتاه‌مدت به مهار تقاضا و تورم کمک کند، اما در صورت اجرا بدون ملاحظات تولید و اشتغال، می‌تواند رکود را تشدید کند؛ در مقابل، تزریق بی‌ضابطه منابع مالی برای حمایت از فعالیت‌ها، اگر از مسیر خلق پول و افزایش کسری بودجه تأمین شود، به فشار تورمی بیشتر منجر خواهد شد. 

برآورد صندوق بین‌المللی پول در به‌روزرسانی ژوئیه ۲۰۲۶، انقباض ۵.۴ درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی کرده است. این رقم پیش‌بینی است، نه آمار نهایی عملکرد اقتصاد؛ با این حال، جهت‌گیری آن نشان‌دهنده شدت ریسک‌های پیش‌روی اقتصاد ایران است. صندوق همچنین افزایش متوسط قیمت‌های مصرف‌کننده را برای این سال ۶۸.۹ درصد برآورد کرده است. در چنین شرایطی، کاهش سرمایه‌گذاری می‌تواند آثار بحران را به سال‌های بعد منتقل کند. 

بنگاهی که امروز از توسعه خطوط تولید، نوسازی ماشین‌آلات یا استخدام نیروی جدید صرف‌نظر می‌کند، ممکن است در آینده نیز توان رقابت خود را از دست بدهد. به همین دلیل، هزینه نااطمینانی تنها به دوره وقوع بحران محدود نمی‌شود و می‌تواند ظرفیت رشد بلندمدت اقتصاد را نیز کاهش دهد. 

دلار؛ معلول بی‌ثباتی‌های عمیق‌تر 

نوسان نرخ ارز در اقتصاد ایران را نمی‌توان صرفاً با عرضه و تقاضای روزانه ارز توضیح داد. نرخ ارز در کنار عوامل تجاری، از انتظارات تورمی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و سطح اعتماد به سیاست‌گذاری تأثیر می‌پذیرد. هرگاه فعالان اقتصادی انتظار داشته باشند که تورم بالا ادامه یابد یا دسترسی کشور به درآمدهای ارزی دشوارتر شود، تقاضا برای دارایی‌های جایگزین پول ملی افزایش پیدا می‌کند. در این میان، تثبیت دستوری نرخ ارز بدون اصلاح عوامل بنیادی، ممکن است در کوتاه‌مدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در صورت وجود شکاف میان نرخ رسمی و واقعیت‌های اقتصادی، زمینه شکل‌گیری رانت، تخصیص ناکارآمد منابع و فشار بر ذخایر ارزی را فراهم می‌آورد. 

از سوی دیگر، آزادسازی ناگهانی و بدون برنامه نیز می‌تواند شوک قیمتی شدیدی به کالاهای وارداتی و تولید داخلی وارد کند. بنابراین سیاست ارزی کارآمد باید بخشی از یک برنامه جامع ثبات اقتصادی باشد؛ برنامه‌ای که در آن انضباط مالی دولت، اعتبار سیاست پولی، شفافیت در تخصیص ارز و کاهش محدودیت‌های تجاری در کنار یکدیگر قرار گیرند. هدف اصلی نباید صرفاً اعلام یک نرخ مشخص برای دلار باشد، بلکه باید کاهش نوسان‌های مخرب و ایجاد امکان پیش‌بینی برای تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان باشد. 

مشکلات ساختاری 

بحران فقط از بیرون آغاز نشده است تحریم‌ها و تنش‌های نظامی، بدون تردید هزینه مبادلات خارجی و تأمین مالی اقتصاد ایران را افزایش داده‌اند؛ اما نسبت‌دادن تمام مشکلات اقتصادی به عوامل خارجی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌کند. اقتصاد ایران پیش از تشدید بحران نیز با چالش‌هایی روبه‌رو بوده که در طول زمان انباشته شده‌اند. نخستین چالش، ناترازی مزمن بودجه عمومی است. هنگامی که هزینه‌های دولت از درآمدهای پایدار آن فراتر می‌رود، دولت ناچار به استفاده از روش‌هایی مانند استقراض، واگذاری دارایی‌ها یا اتکا به منابع بانکی می‌شود. اگر تأمین کسری بودجه در نهایت به افزایش پایه پولی و نقدینگی منجر شود، فشار تورمی تشدید خواهد شد. در چنین شرایطی، سیاست کنترل تورم نمی‌تواند صرفاً به محدودکردن اعتبار بانک‌ها یا مداخله در بازار ارز خلاصه شود؛ اصلاح ساختار درآمد و هزینه دولت نیز ضروری است. 

چالش دوم، ناترازی نظام بانکی و ضعف نظارت بر کیفیت دارایی‌هاست. بانک‌هایی که با دارایی‌های کم‌کیفیت، مطالبات غیرجاری یا تعهدات سنگین روبه‌رو هستند، ممکن است به‌جای تأمین مالی مؤثر تولید، به عاملی برای انتقال ناترازی به کل اقتصاد تبدیل شوند. اصلاح نظام بانکی، شفافیت ترازنامه‌ها، تعیین تکلیف مؤسسات ناسالم و تقویت نظارت بانک مرکزی، از پیش‌شرط‌های ثبات پولی است. 

چالش سوم، محدودیت رقابت و پیش‌بینی‌پذیری در محیط کسب‌وکار است. تغییرات مکرر مقررات، قیمت‌گذاری‌های غیرشفاف، دشواری دسترسی به مواد اولیه و نبود ثبات در سیاست‌های تجاری، هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش می‌دهد. در چنین فضایی، حتی بنگاه‌هایی که با محدودیت مستقیم تحریم مواجه نیستند نیز ممکن است از توسعه فعالیت خود صرف‌نظر کنند. 

از سوی دیگر، کمبود سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی، آب، حمل‌ونقل و فناوری، ظرفیت تولید کشور را محدود می‌کند. بحران انرژی فقط به خاموشی یا کاهش عرضه برق و گاز خلاصه نمی‌شود؛ توقف تولید، کاهش بهره‌وری، از دست رفتن بازارهای صادراتی و افزایش هزینه تمام‌شده کالاها نیز از پیامدهای آن است. 

نفت، تجارت خارجی و محدودیت دسترسی به منابع ارزی 

نفت همچنان یکی از مهم‌ترین منابع درآمد ارزی و مالی دولت ایران است. ازاین‌رو هرگونه اختلال در صادرات، حمل‌ونقل دریایی، بیمه محموله‌ها، دریافت وجوه صادراتی یا روابط بانکی، می‌تواند به سرعت در بازار ارز و بودجه عمومی بازتاب پیدا کند. تمرکز بیش از اندازه درآمدهای ارزی بر صادرات مواد خام، اقتصاد را در برابر شوک‌های بیرونی آسیب‌پذیر می‌کند. گزارش‌های منتشرشده درباره محدودیت صادرات نفت و فشار بر شرکای تجاری ایران نشان می‌دهد که مسئله صرفاً میزان تولید یا فروش نفت نیست؛ امکان دریافت و استفاده از درآمد حاصل از صادرات نیز اهمیت دارد. در واقع، درآمد ارزی زمانی می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی کمک کند که امکان انتقال، تخصیص و استفاده شفاف و مؤثر از آن وجود داشته باشد. 

در این میان، تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی، توسعه روابط اقتصادی منطقه‌ای و کاهش هزینه مبادلات تجاری اهمیت زیادی دارد. 

بااین‌حال، تجارت پایدار تنها با تغییر مسیر حمل کالا یا یافتن واسطه‌های جدید شکل نمی‌گیرد. بنگاه‌ها به نظام پرداخت قابل اتکا، مقررات روشن، بیمه و حمل‌ونقل مطمئن و امکان عقد قراردادهای بلندمدت نیاز دارند. 

راه خروج؛ ثبات اقتصادی 

در کنار کاهش تنش خارجی پرسش اصلی این است که اقتصاد ایران چگونه می‌تواند از چرخه تورم، رکود و نااطمینانی خارج شود؟ پاسخ را باید در مجموعه‌ای از اقدامات هم‌زمان جست‌وجو کرد. هیچ سیاست منفردی، از کنترل دستوری نرخ ارز تا افزایش دستمزدها یا تزریق منابع مالی، به‌تنهایی قادر به حل این مجموعه مشکلات نیست. 

۱. کاهش نااطمینانی و استفاده از دیپلماسی اقتصادی 

کاهش تنش‌های خارجی و حرکت به سمت ترتیبات پایدار برای جلوگیری از درگیری، یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های احیای سرمایه‌گذاری است. هر اندازه احتمال اختلال در تجارت، صادرات، حمل‌ونقل و مبادلات مالی کمتر شود، امکان برنامه‌ریزی برای بنگاه‌های داخلی و شرکای خارجی افزایش می‌یابد. با این حال، سیاست‌گذاری اقتصادی نباید صرفاً بر فرض دستیابی سریع به توافق یا کاهش پایدار تنش‌ها استوار باشد. دولت باید ضمن استفاده از ظرفیت دیپلماسی، برای سناریوهای مختلف نیز برنامه داشته باشد و از تصمیم‌هایی که اقتصاد را به یک نتیجه نامطمئن وابسته می‌کند، پرهیز کند. 

۲. مهار تورم از مسیر اصلاح بودجه و نظام بانکی 

کنترل پایدار تورم نیازمند محدودکردن رشد بی‌ضابطه نقدینگی و کاهش وابستگی بودجه به منابع تورم‌زا است. اصلاح نظام مالیاتی، کاهش هزینه‌های غیرضروری، شفاف‌سازی شرکت‌های دولتی و هدفمندکردن یارانه‌ها می‌تواند به کاهش فشار بر بودجه کمک کند. در کنار آن، بانک مرکزی باید بتواند با ابزارهای پولی شفاف و قابل پیش‌بینی، انتظارات تورمی را مدیریت کند. اصلاح بانک‌های ناتراز و جلوگیری از تبدیل اضافه‌برداشت‌های مزمن به رشد پایدار نقدینگی نیز باید در اولویت قرار گیرد. البته این اقدامات باید تدریجی و همراه با حمایت از بخش‌های مولد انجام شود تا هزینه اصلاحات بر دوش بنگاه‌های کوچک و خانوارهای کم‌درآمد قرار نگیرد. 

۳. حمایت هدفمند از معیشت، نه توزیع غیرهدفمند منابع 

در دوره تورم بالا، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر ضرورتی فوری است؛ اما حمایت مؤثر باید متناسب با سطح درآمد و هزینه خانوار طراحی شود. پرداخت‌های حمایتی هدفمند، تقویت پوشش بیمه‌ای، حمایت از دسترسی به کالاهای اساسی و بهبود نظام تأمین اجتماعی می‌تواند از تشدید فقر جلوگیری کند. افزایش دستمزدها نیز باید با توجه به تورم، بهره‌وری و توان بنگاه‌ها انجام شود. اگر افزایش حقوق بدون مهار عوامل اصلی تورم و بدون توجه به ظرفیت تولید صورت گیرد، ممکن است بخشی از اثر حمایتی آن در موج بعدی افزایش قیمت‌ها از بین برود. در مقابل، ثابت نگه‌داشتن دستمزدها در شرایط جهش قیمت‌ها نیز به کاهش بیشتر قدرت خرید منجر می‌شود. سیاست مناسب، ترکیبی از تعدیل منظم درآمدها و مهار تورم است. 

۴. بازسازی اعتماد و تضمین امنیت سرمایه‌گذاری 

سرمایه‌گذاری زمانی افزایش می‌یابد که فعالان اقتصادی نسبت به حقوق مالکیت، ثبات مقررات، امکان بازگشت سرمایه و دسترسی به بازار اطمینان داشته باشند. کاهش تصمیم‌های ناگهانی، انتشار منظم اطلاعات اقتصادی، شفافیت قراردادهای عمومی و مقابله با رانت و فساد، از اقداماتی است که می‌تواند هزینه ریسک را کاهش دهد. در این مسیر، بخش خصوصی باید امکان رقابت واقعی داشته باشد. واگذاری فعالیت‌های اقتصادی به بخش خصوصی، زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که با رقابت‌پذیری، نظارت مؤثر و جلوگیری از شکل‌گیری انحصار همراه شود؛ در غیر این صورت، صرف تغییر مالکیت لزوماً به افزایش بهره‌وری منجر نمی‌شود. 

۵. بازسازی زیرساخت‌ها و اولویت‌دادن به تولید 

بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ باید بر اساس ارزیابی دقیق اقتصادی و اولویت‌بندی پروژه‌ها انجام شود. زیرساخت‌های انرژی، شبکه حمل‌ونقل، تأسیسات آب، ارتباطات و مراکز تولیدی باید در اولویت قرار گیرند؛ زیرا اختلال در این بخش‌ها هزینه فعالیت سایر بخش‌های اقتصاد را نیز افزایش می‌دهد. منابع محدود دولت باید به پروژه‌هایی اختصاص یابد که بیشترین اثر را بر اشتغال، بهره‌وری و ظرفیت تولید دارند. مشارکت بخش خصوصی، تأمین مالی پروژه‌محور و استفاده از ظرفیت سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، در صورت فراهم‌شدن شرایط حقوقی و مالی مناسب، می‌تواند بخشی از بار تأمین مالی بازسازی را کاهش دهد. 

۶. تنوع‌بخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به درآمد نفت 

توسعه صادرات غیرنفتی، تقویت صنایع دارای مزیت رقابتی، افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی و صنعتی و گسترش خدمات دانش‌بنیان، می‌تواند آسیب‌پذیری اقتصاد را در برابر شوک‌های نفتی کاهش دهد. این هدف بدون اصلاح محیط کسب‌وکار، دسترسی به فناوری، ثبات مقررات و ارتباط مؤثر با بازارهای منطقه‌ای و جهانی دست‌یافتنی نخواهد بود. در این مسیر، سرمایه انسانی نیز باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد. مهاجرت نیروی متخصص، کاهش انگیزه فعالیت حرفه‌ای و محدودشدن فرصت‌های شغلی باکیفیت، هزینه‌ای است که آثار آن در بلندمدت آشکار می‌شود. اقتصاد برای بازسازی فقط به منابع مالی و تجهیزات نیاز ندارد؛ به نیروی انسانی متخصص، امید به آینده و امکان پیشرفت نیز نیازمند است. 

نقشه راه خروج از بحران؛ از اقدامات فوری تا اصلاحات بلندمدت 

خروج از وضعیت کنونی را نمی‌توان به یک برنامه کوتاه‌مدت محدود کرد. سیاست‌گذاری اقتصادی باید در سه افق زمانی دنبال شود: در کوتاه‌مدت، اولویت با جلوگیری از تشدید فشار معیشتی، تأمین پایدار کالاهای اساسی، حمایت از بنگاه‌های آسیب‌دیده، کاهش اختلال در زنجیره تأمین و جلوگیری از شوک‌های تازه ارزی و مالی است. دولت باید اطلاعات اقتصادی را به‌صورت منظم و شفاف منتشر کند تا فضای تصمیم‌گیری از شایعه و انتظارات بی‌پایه فاصله بگیرد. 

در میان‌مدت، اصلاح بودجه، بازسازی نظام بانکی، بهبود فضای کسب‌وکار، تسهیل تجارت خارجی و اجرای پروژه‌های اولویت‌دار زیرساختی باید در دستور کار قرار گیرد. در این مرحله، ایجاد هماهنگی میان سیاست پولی، مالی، ارزی و تجاری اهمیت تعیین‌کننده دارد؛ زیرا تصمیم‌های متناقض در این حوزه‌ها می‌تواند اثر اقدامات اصلاحی را خنثی کند. 

در بلندمدت، هدف باید تغییر تدریجی الگوی رشد اقتصادی از اتکای بیش از اندازه به درآمدهای نفتی و منابع ناپایدار، به سمت تولید رقابت‌پذیر، صادرات متنوع، بهره‌وری بالاتر و سرمایه‌گذاری مولد باشد. تحقق این هدف به اصلاحات نهادی، ارتقای کیفیت حکمرانی اقتصادی، توسعه فناوری و تقویت سرمایه انسانی نیاز دارد. 

اعتماد؛ حلقه مفقوده بازسازی اقتصاد 

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های هر اقتصاد، اعتماد است؛ اعتمادی که میان خانوارها و سیاست‌گذاران، کارآفرینان و نهادهای دولتی، سرمایه‌گذاران و نظام حقوقی شکل می‌گیرد. وقتی خانوار نسبت به ارزش پس‌انداز خود اطمینان ندارد، بنگاه از آینده مقررات مطمئن نیست و سرمایه‌گذار احتمال می‌دهد که دسترسی به بازار یا منابع مالی در هر زمان مختل شود، تصمیم‌های اقتصادی به سمت احتیاط و کوتاه‌مدت‌نگری حرکت می‌کند. بازسازی اعتماد با وعده‌های کلی یا اعلام اهداف بلندپروازانه حاصل نمی‌شود. این اعتماد باید از طریق سیاست‌های قابل سنجش، انتشار داده‌های معتبر، پاسخ‌گویی نهادها، ثبات مقررات و اجرای مستمر تصمیم‌های اقتصادی شکل بگیرد. دولت باید نشان دهد که برنامه‌های اعلام‌شده صرفاً واکنشی مقطعی به شرایط بحرانی نیستند و در طول زمان نیز دنبال خواهند شد. در این میان، شفافیت آماری اهمیت ویژه‌ای دارد. انتشار به‌موقع و منظم آمار تورم، رشد اقتصادی، اشتغال، تجارت خارجی، بدهی‌های دولت و وضعیت نظام بانکی، امکان ارزیابی عملکرد سیاست‌گذاران را فراهم می‌کند و به فعالان اقتصادی برای تصمیم‌گیری دقیق‌تر کمک می‌کند. 

جمع‌بندی؛ پایان نااطمینانی، آغاز بازسازی اقتصاد 

ایران در برابر مجموعه‌ای از فشارهای بیرونی و مشکلات ساختاری قرار گرفته است. جنگ و احتمال تداوم تنش، محدودیت‌های تجاری و مالی را تشدید کرده‌اند؛ درحالی‌که تورم مزمن، ناترازی‌های مالی و بانکی، ضعف سرمایه‌گذاری و مشکلات زیرساختی نیز ظرفیت اقتصاد برای مقابله با شوک‌ها را کاهش داده‌اند. از این منظر، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فقط یک توصیف سیاسی نیست؛ می‌تواند به یک وضعیت پرهزینه اقتصادی تبدیل شود که در آن، بنگاه‌ها از سرمایه‌گذاری بلندمدت فاصله می‌گیرند، خانوارها قدرت خرید خود را از دست می‌دهند و منابع مالی به جای تولید، به سمت فعالیت‌های کوتاه‌مدت و محافظت در برابر تورم حرکت می‌کنند. خروج از این شرایط، نه با یک تصمیم منفرد و نه صرفاً با تزریق منابع مالی امکان‌پذیر است. کاهش پایدار تنش‌های خارجی، اصلاحات مالی و پولی، حمایت هدفمند از معیشت، بازسازی زیرساخت‌ها، تضمین امنیت سرمایه‌گذاری و گسترش روابط تجاری، اجزای یک مسیر به‌هم‌پیوسته هستند. 

نکته مهم آن است که هیچ‌یک از این اقدامات جایگزین دیگری نیست. دیپلماسی بدون اصلاحات اقتصادی، به‌تنهایی تضمین‌کننده رشد پایدار نخواهد بود؛ همان‌طور که اصلاحات داخلی نیز بدون کاهش محدودیت‌های خارجی و ایجاد امکان تعامل اقتصادی با جهان، با موانع جدی روبه‌رو می‌شود. 

در نهایت، معیار موفقیت سیاست‌های اقتصادی نه صرفاً اعلام نرخ رشد یا کنترل مقطعی بازار ارز، بلکه بهبود ملموس زندگی مردم، افزایش قدرت خرید، ایجاد اشتغال پایدار و بازگشت سرمایه‌گذاری به بخش تولید است. 

اقتصاد ایران برای خروج از بحران، بیش از هر چیز به ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و اعتماد نیاز دارد؛ سه عاملی که باید هم‌زمان در داخل و در روابط خارجی تقویت شوند.




 اخبار جدید

 دست‌کم چهار شناور مرتبط با ایران پس از هشدار این کشور درباره احتمال مختل شدن زیرساخت‌های اینترنتی در صورت آغاز مجدد جنگ، در بالای کابل‌های زیر دریایی عبوری از خلیج عمان توقف‌های طولانی داشتند/ الگوی رفتاری تمامی این شناور‌ها با «نقشه‌برداری از مسیر کابل‌ها» یا «کارگذاری مواد انفجاری و مین در اطراف …
۳ ساعت قبل / سایت انتخاب

دست‌کم چهار شناور مرتبط با ایران پس از هشدار این کشور درباره احتمال مختل شدن زیرساخت‌های اینترنتی در صورت آغاز مجدد جنگ، در بالای کابل‌های زیر دریایی عبوری از خلیج عمان توقف‌های طولانی داشتند/ الگوی رفتاری تمامی این شناور‌ها با «نقشه‌برداری از مسیر کابل‌ها» یا «کارگذاری مواد انفجاری و مین در اطراف …

شناورها بر فراز کابل‌های ارتباطی زیر آب در خلیج عمان در حال حرکت و توقف‌های مشکوک هستند؛ این در حالی است که تهران اعلام کرده در صورت آغاز دور جدید حملات آمری...

 سرمقاله روزنامه شرق/ دموکراسی و مسئولیت اخلاقی  | آخرین خبر
۲ ساعت قبل / سایت آخرین خبر

سرمقاله روزنامه شرق/ دموکراسی و مسئولیت اخلاقی | آخرین خبر

شرق/ «دموکراسی و مسئولیت اخلاقی» عنوان سرمقاله در روزنامه شرق به قلم کیومرث اشتریان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: دموکراسی خوب است، اما می‌تواند پیامدهای غیراخلاقی داشته باشد. هفته گذشته حزب دونالد ترامپ در انتخابات کنگره شکست خورد. این شکست، پیروزی‌ای برای نهاد دموکراسی تلقی شد که توانست

 بن گویر خواستار انتخابات جدید در اراضی اشغالی شد
۷ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

بن گویر خواستار انتخابات جدید در اراضی اشغالی شد

در پی بلاتکلیفی سیاسی، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی خواستار برگزاری انتخابات پارلمانی جدید در اراضی اشغالی شد.

 از میانجیگری میان تهران و واشنگتن تا بستن مرز به روی گاز ایران؛ بازی دوگانه پاکستان
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

از میانجیگری میان تهران و واشنگتن تا بستن مرز به روی گاز ایران؛ بازی دوگانه پاکستان

برخی رسانه‌ها با انتشار تصاویری از معطلی چند روزه تانکر‌های گاز که از ایران به سوی پاکستان رفته‌اند، در گذرگاه مرزی بسته خبر دادند.

 ایران و آمریکا؛ از تله تل‌آویو تا ابتکار تهران - دیپلماسی ایرانی
۲ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

ایران و آمریکا؛ از تله تل‌آویو تا ابتکار تهران - دیپلماسی ایرانی

محمدجواد حق‌شناس در یادداشتی می‌نویسد: در یادداشت پیشین، «تله تل‌آویو» برای توضیح خطری به کار رفت که می‌تواند منازعه تاریخی اعراب و اسراییل را به...

 چه کسی حذف می‌شود؟
۳ ساعت قبل / سایت روزنامه سازندگی

چه کسی حذف می‌شود؟

تبعات جنگ با ایران و نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای باعث افزایش اختلاف در هیأت حاکمه آمریکا شده است. از یک‌سو؛ جی‌دی‌ ونس ، معاون رئیس‌جمهور از پایان جنگ با ایران حمایت می‌کند و از دیگرسو؛ پیت هگست ، وزیر دفاع خواستار تقابل نظامی با ایران است

یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - 8 November 2026