به گزارش اصلاحات نیوز؛
هادی اعلمی فریمان، در تشریح دلایل فاصله گرفتن هگست از ترامپ و احتمال اعمال تغییرات در کابینه دولت آمریکا عنوان کرد: کاملاً واضح بود که در هر دو حالت، چه پیروزی جمهوریخواهان و چه پیروزی دموکراتها، این تحولات اتفاق میافتاد. اگر جمهوریخواهان پیروز میشدند، طبیعتاً یکسری تغییرات متناسب با آن صورت میگرفت و ترامپ با قدرت بیشتری وارد عمل میشد. منتها اکنون که به هر حال موج آبی شکل گرفته و دموکراتها واقعاً پیروز شدهاند، قطعاً تغییرات در عرصه سیاست داخلی ایالات متحده بسیار شدیدتر و در واقع بنیادیتر خواهد بود.
وی ادامه داد: البته تحلیلهایی که در داخل کشور در این زمینه مطرح میشود، چندان مناسب و دقیق نیست؛ زیرا این تحلیلها معمولاً مبتنی بر شناخت کافی از ساختار سیاسی ایالات متحده نیستند. آنچه در واقعیت و در تاریخ سیاست داخلی ایالات متحده اتفاق افتاده، نه پدیدهای عجیب است و نه پدیدهای تازه. از زمان شکلگیری ایالات متحده، بارها جابهجایی معکوس در ترکیب قدرت اتفاق افتاده است؛ به این معنا که طیف دموکرات اکثریت را در کنگره به دست آورده، در حالی که رئیسجمهور جمهوریخواه بوده است یا برعکس. بنابراین، این پدیده جدیدی نیست.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: از سوی دیگر، این تحولات در عرصه سیاست خارجی نیز چندان عجیب و جدید نیستند؛ زیرا در مقاطعی شاهد بودهایم که برای مثال، در قبال اسرائیل جهتگیریهایی مخالف شکل گرفته و سپس بهتدریج لابی آیپک و هواداران اسرائیل وارد عرصه شدهاند. بنابراین، سیاستهای داخلی ایالات متحده در این زمینه نیز پدیدهای ثابت و تغییرناپذیر نیست. اما اگر بخواهیم وضعیت فعلی را از منظر حقوقی بررسی کنیم، باید بگوییم که مطابق قانون اساسی، ریاستجمهوری همچنان از قدرت اصلی برخوردار است؛ هرچند کنگره در شرایطی قرار گرفته که به طیف دموکرات نزدیکتر است.
وی افزود: در اینجا همان جریان تفکیک قوا و نظام مهار و موازنه (checkrein and Balances) در ساختار سیاسی ایالات متحده پررنگتر خواهد شد. به این معنا که رئیسجمهور و کنگره دو نقش حقوقی و سیاسی متفاوت خواهند داشت. در چنین شرایطی، قدرت وتوی رئیسجمهور اهمیت بیشتری پیدا میکند. نهایتاً ممکن است کنگره طرحهایی را که رئیسجمهور به آن ارجاع میدهد، وارد فرایندهای پیچیده بوروکراتیک کند، از تصویب آنها جلوگیری کند یا زمینه چانهزنی و لابیگری گسترده را فراهم آورد. از طرف دیگر، رئیسجمهور نیز همچنان از قدرت صدور فرمانهای اجرایی برخوردار است و میتواند در دو سال آینده، تصمیمات و سیاستهایی را که از منظر خود ضروری میداند، از طریق این فرامین پیش ببرد. اینها مسائلی است که متأسفانه در تحلیلهای داخلی چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.
اعلمی فریمان گفت: با این حال، فکر میکنم رئیسجمهور در شرایط فعلی احتمالاً وارد نوعی تسویه حساب سیاسی خواهد شد؛ هم در ارتباط با برخی چهرههای کنگره و هم در میان وزرا و اعضای کابینه خودش؛ بهویژه افرادی که با الگوی مدیریتی ترامپ، یعنی نوعی اطاعتپذیری و پذیرش خواستههای او، هماهنگ نیستند. البته ما از جریانهای پشتپرده و اتفاقاتی که در کابینه رخ میدهد، اطلاع چندانی نداریم؛ اما درباره چند موضوع اطلاعات بیشتری در اختیار داریم.
وی اضافه کرد: یکی از این موضوعات، بحث پیگیریهای حقوقی دموکراتها است. آنها مطرح کردهاند که برخی افراد با استفاده از امکانات دولتی، اقدام به تولید و انتشار ویدئوهایی کردهاند یا از امکانات عمومی برای تبلیغات به نفع جمهوریخواهان استفاده کردهاند. این مسئله میتواند بسیار مخاطرهآمیز باشد؛ زیرا در ایالات متحده حدومرزهای حقوقی مشخصی وجود دارد و مسائل مربوط به تخلفات سیاسی و انتخاباتی میتواند از مسیرهای حقوقی پیگیری شود. موضوع دیگر، اختلافنظرها درباره سیاست خارجی و بهویژه مسئله جنگطلبی است.
این پژوهشگر حوزه آمریکا گفت: ترامپ از ابتدا در کابینه خود با دو طیف مواجه بوده است. یک طیف، افرادی هستند که بیشتر تمایل دارند مسائل را از منظر فشار اقتصادی علیه ایران حلوفصل کنند؛ برای مثال، وزیر خزانهداری که رویکردش بیشتر مبتنی بر فشار اقتصادی در قبال ایران است. همچنین افرادی مانند ونس که بیشتر تمایل دارند مسائل بدون جنگ و از طریق مذاکره، مصالحه و توافق پیش برود. در مقابل، طیف دیگری وجود دارد که از رویکردهای تهاجمیتر حمایت میکند و معتقد است باید از طریق تغییر رژیم و حملات نظامی مستمر، مسائل را پیش برد.
وی اظهار کرد: در نهایت، همهچیز به موضعی بستگی دارد که ترامپ انتخاب میکند و میزان فشاری که از سوی کنگره متحمل خواهد شد. او متناسب با محاسبات و تصمیمات خودش مسیر را انتخاب خواهد کرد. با این حال، معتقدم که تنشها و اختلافات در کاخ سفید افزایش پیدا خواهد کرد. ما در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ نیز شاهد چنین وضعیتی بودیم. در آن دوره، او چهرههای محافظهکاری مانند مکمستر و تیلرسون را که از نظرش با رویکرد مطلوب او هماهنگ نبودند، کنار گذاشت و در ادامه افرادی با رویکرد تندتر، مانند جان بولتون و مایک پمپئو، وارد ساختار قدرت شدند.
اعلمی فریمان گفت: اکنون نیز فکر میکنم همهچیز به انتخابها و تصمیمات ترامپ بستگی دارد. اگر او تشخیص دهد که باید به سمت حمله نظامی حرکت کند یا در موضوع اوکراین تصمیمات متفاوتی اتخاذ شود، قطعاً احتمال دارد طیف تندروتری را انتخاب کند و طیف معتدلتر و محافظهکارتر به حاشیه رانده شوند. در همین شرایط، خبرهایی نیز درباره موج استعفاها و حتی تغییرات در کابینه منتشر شده که این موضوع نشان میدهد موجی از تغییرات به راه افتاده و برخی افراد خودشان استعفا میدهند، برخی اعلام میکنند که کنار میروند و برخی دیگر نیز احتمالاً با تصمیم شخص ترامپ برکنار خواهند شد.
وی اضافه کرد: این روند از منظر خود ترامپ کاملاً عادی است. ترامپ هر جا احساس کند فردی را نمیپسندد یا رفتار او مورد قبولش نیست، بدون تعارف او را برکنار میکند. بنابراین، این روند از نظر او، کاملاً عادی است. فکر میکنم این تحولات چندان ارتباطی با پیروزی دموکراتها ندارد؛ زیرا با تیمی مواجه هستیم که با ترامپ کار میکنند و انتظار میرود با او هماهنگ باشند. این در حالیست که بحثهایی که درباره هگست مطرح شده، از قبل نیز وجود داشته است. به احتمال زیاد، همانطور که از قرائن، شواهد و اظهارنظرها برمیآید، او و تیم مربوطهاش اطمینان زیادی به ترامپ داده بودند.
او گفت: افرادی که به او مشاوره میدهند، از جمله مشاوران و مسئولان مرتبط با شورای امنیت ملی، ظاهراً وعدههایی داده بودند مبنی بر اینکه عملیات نظامی علیه ایران را بهسرعت به پایان خواهند رساند و ایران را شکست خواهند داد. در موضوع اوکراین نیز احتمالاً با خوشبینی بیش از اندازه برخورد کرده بودند. ترامپ وعده داده بود که بحران اوکراین را ظرف چند روز حلوفصل خواهد کرد. طبیعتاً چنین وعدههایی احتمالاً متأثر از مشورتهایی بوده که در اتاق وضعیت ارائه شده است.
اعلمی فریمان تاکید کرد: اما وقتی این افراد در مقام عمل قرار میگیرند، متوجه میشوند که با بحرانهایی بسیار پیچیدهتر و کشدارتر از تصورات اولیه مواجه هستند. در چنین شرایطی، این ناکامیها و شکستها باید در درون کابینه به نوعی مدیریت شوند و احتمالاً چند نفر نیز قربانی این وضعیت خواهند شد. من فکر میکنم به احتمال زیاد، جنگ ایران نیز یکی از مؤلفههای اصلی این تحولات خواهد بود و ممکن است افرادی مانند هگست یا حتی روبیو در معرض این تغییرات قرار بگیرند؛ هرچند اخباری وجود دارد که روبیو را بهعنوان یکی از چهرههای احتمالی انتخابات ریاستجمهوری بعدی مطرح میکنند.
وی افزود: با این حال، به نظر من محاسبات اشتباهی که این افراد داشتهاند، احتمالاً باعث خواهد شد که برخی از آنها در داخل کابینه قربانی شوند. احتمالاً همین دو نفر از جمله گزینههای مطرح هستند. همچنین فکر میکنم روابط ترامپ با جی. دی. ونس نیز ممکن است بهتدریج تیرهتر شود. به هر حال، من فکر میکنم هدف اصلی، بازسازی کابینه است. اما بازسازی کابینه به این معنا نیست که طرحهای راهبردی ترامپ تغییر خواهند کرد. من برخلاف کسانی که معتقدند ممکن است منازعه و خشونت علیه ایران تا حدودی کاهش پیدا کرده باشد، چنین تصوری ندارم و بعید میدانم رویکرد اصلی او در این زمینه تغییر کند.
اعلمی فریمان در پایان خاطرنشان کرد: به هر حال، به نظر من ترامپ در عرصه سیاست خارجی و سیاست داخلی به دنبال پیدا کردن قربانیانی برای مدیریت وضعیت موجود خواهد بود. در عرصه داخلی، احتمالاً تغییراتی در کابینه ایجاد خواهد کرد؛ زیرا دسترسی او به اعضای کابینه، وزیران و مسئولان نزدیکتر از سایر افراد است و کنار گذاشتن آنها برایش آسانتر خواهد بود. اما در عرصه خارجی نیز به نظر من ممکن است جمهوری اسلامی را بهعنوان مقصر وضعیت موجود معرفی کند و آن را مسئول ناکامیهای خود بداند. بنابراین، احتمال زیادی وجود دارد که او همچنان طرح نظامی خود را علیه جمهوری اسلامی دنبال کند و در نهایت آن را به اجرا بگذارد.












