به گزارش تجارت نیوز، توسعه انرژی خورشیدی و بادی در ایران فقط یک انتخاب زیستمحیطی نیست؛ این موضوع با کاهش ناترازی برق، تأمین انرژی صنایع، کاهش مصرف سوختهای فسیلی و ایجاد فرصتهای اقتصادی ارتباط مستقیم دارد. با وجود برخورداری ایران از ظرفیت مناسب تابش خورشید و منابع بادی در برخی مناطق، تبدیل این ظرفیت طبیعی به نیروگاههای عملیاتی به چیزی فراتر از زمین مناسب و تجهیزات تولید برق نیاز دارد: سرمایهای که بتواند در یک دوره بلندمدت بازده قابل پیشبینی ایجاد کند.
در پروژههای انرژی پاک، بخش بزرگی از هزینهها در مراحل ابتدایی، از خرید پنل و اینورتر تا اجرای سازه، احداث خطوط اتصال و نصب تجهیزات، پرداخت میشود؛ اما بازگشت سرمایه طی سالهای بهرهبرداری اتفاق میافتد. بنابراین، سرمایهگذار باید مطمئن باشد که پروژه در زمان مناسب به شبکه متصل میشود، امکان فروش برق تولیدی وجود دارد، درآمد حاصل از فروش قابل پیشبینی است و تغییر مقررات یا نوسان هزینهها، محاسبات اقتصادی او را برهم نمیزند.
این مسئله در ایران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا محدودیت دسترسی به منابع مالی بینالمللی، ریسک ارزی، دشواری تأمین برخی تجهیزات و شرایط خاص بازار برق میتوانند هزینه و عدم قطعیت پروژهها را افزایش دهند. در چنین شرایطی، حتی پروژهای که از نظر فنی امکان تولید برق ارزان دارد، ممکن است برای سرمایهگذار جذابیت مالی کافی نداشته باشد. آخرین آمارها چه میگویند؟ رشد جهانی سرمایهگذاری و افزایش ظرفیت ایران
بر اساس گزارش «سرمایهگذاری جهانی انرژی ۲۰۲۶» آژانس بینالمللی انرژی که در ۲۸ مه ۲۰۲۶ منتشر شد، پیشبینی میشود سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی طی سال ۲۰۲۶ به حدود ۳.۴ تریلیون دلار برسد. از این میزان، حدود ۲.۲ تریلیون دلار به انرژیهای پاک اختصاص خواهد یافت؛ رقمی نزدیک به دو برابر سرمایهگذاری پیشبینیشده در سوختهای فسیلی.
این برآورد نشان میدهد انرژی پاک به یکی از محورهای اصلی سرمایهگذاری جهانی تبدیل شده است. بااینحال، افزایش سرمایهگذاری در جهان به معنای دسترسی آسان همه کشورها به منابع مالی نیست؛ زیرا سرمایه به سمت بازارهایی حرکت میکند که از نظر مقررات، درآمد پروژه، ریسک سیاسی و امکان بازپرداخت، شرایط قابلقبولتری دارند.
در ایران نیز روند افزایش ظرفیت قابل مشاهده است. طبق اعلام قائممقام سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق، ساتبا، که در ۶ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر کشور از ۶ هزار مگاوات عبور کرده بود و بیش از ۵ هزار و ۴۰۰ مگاوات آن به نیروگاههای خورشیدی اختصاص داشت. بر اساس همین گزارش، ظرفیت تجدیدپذیرهای کشور طی دو سال گذشته بیش از هفت برابر شده بود؛ بهطوری که این ظرفیت در مقطع مشابه دو سال قبل حدود هزار و ۲۵۰ مگاوات اعلام شده بود.
این رشد نشان میدهد که سرمایهگذاری و توسعه پروژههای تجدیدپذیر در ایران متوقف نشده است؛ اما افزایش ظرفیت نصبشده بهتنهایی نمیتواند مشخص کند چه میزان سرمایه خصوصی وارد این بخش شده، چند پروژه با تأخیر اجرا شدهاند یا چه تعداد طرح به دلیل مشکلات مالی و اجرایی از مرحله برنامهریزی فراتر نرفتهاند.
برای ارزیابی واقعی بازار، باید میان ظرفیت نیروگاههای در حال بهرهبرداری، پروژههای در دست ساخت و طرحهایی که هنوز به تأمین مالی یا مجوز نهایی نرسیدهاند، تفاوت قائل شد. هزینه ساخت نیروگاه پایین آمده، اما تأمین پول همچنان دشوار است
یکی از مهمترین موانع سرمایهگذاری در انرژی پاک، تأمین منابع مالی است. احداث نیروگاه خورشیدی یا بادی نیازمند سرمایه اولیه قابلتوجهی است که باید پیش از شروع درآمدزایی فراهم شود. خرید تجهیزات، آمادهسازی زمین، نصب سازهها، اجرای شبکه داخلی، احداث پست و خطوط اتصال و پرداخت هزینههای مهندسی و مجوزها، همگی به منابع مالی نیاز دارند.
در بسیاری از پروژهها، سرمایهگذار نمیتواند تمام هزینه را از منابع شخصی تأمین کند و به تسهیلات بانکی، مشارکت سرمایهگذاران یا قراردادهای تأمین مالی پروژه نیاز دارد. اما نرخ تأمین مالی، مدت بازپرداخت، تضامین موردنیاز و میزان ریسک اقتصادی کشور میتوانند در تصمیم بانکها و سرمایهگذاران تأثیر بگذارند.
گزارش آژانس بینالمللی انرژی درباره تأمین مالی خصوصی انرژی پاک در اقتصادهای نوظهور نشان میدهد هزینه سرمایه برای یک پروژه معمول نیروگاهی خورشیدی در برخی اقتصادهای نوظهور میتواند دو تا سه برابر کشورهای پیشرفته یا چین باشد. بخشی از این اختلاف به ریسکهای اقتصادی و سیاسی، کیفیت مقررات، اعتبار خریدار برق و شرایط تأمین مالی مربوط است.
این برآورد مربوط به گروهی از اقتصادهای نوظهور است و نباید آن را ضریب دقیق هزینه سرمایه در ایران دانست؛ بااینحال، توضیح میدهد که چرا پایینآمدن قیمت فناوری بهتنهایی برای تضمین سرمایهگذاری کافی نیست.
وقتی تأمین مالی گرانتر میشود، هزینه اقتصادی هر کیلوواتساعت برق تولیدی نیز افزایش پیدا میکند؛ زیرا سرمایهگذار علاوه بر هزینه تجهیزات، باید هزینه استفاده از منابع مالی و ریسک پروژه را هم جبران کند. نوسان نرخ ارز چگونه بازگشت سرمایه را تهدید میکند؟
یکی از چالشهای مهم بازار انرژی پاک ایران، وابستگی بخشی از هزینههای پروژه به ارز خارجی است. پنلهای خورشیدی، اینورترها، تجهیزات حفاظتی، برخی انواع ترانسفورماتور، سامانههای پایش و قطعات تخصصی ممکن است به واردات مستقیم یا غیرمستقیم وابسته باشند. حتی در مواردی که تجهیزات در داخل کشور مونتاژ یا تولید میشوند، قیمت مواد اولیه و قطعات وارداتی میتواند از تغییرات نرخ ارز تأثیر بپذیرد.
مشکل زمانی جدیتر میشود که سرمایهگذار برای یک پروژه بر اساس قیمتهای زمان عقد قرارداد برنامهریزی کند، اما به دلیل تأخیر در تخصیص ارز یا ترخیص کالا، تجهیزات را در زمانی دیگر و با هزینه بالاتری دریافت کند. در چنین وضعیتی، هزینه اجرای پروژه افزایش مییابد، درحالیکه ممکن است درآمد پیشبینیشده از فروش برق با همان سرعت رشد نکند.
روزنامه شرق در گزارشی که در اول مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، به نقل از سرمایهگذاران حوزه خورشیدی، از مشکلات مربوط به تخصیص ارز، تأیید ثبت سفارش واردکنندگان، توقف تجهیزات در گمرک و فرایند واگذاری زمین خبر داد. مطابق این گزارش، این موانع اداری و تأمین تجهیزات، اجرای پروژههای جدید را با دشواری روبهرو کرده بودند.
این گزارش، تصویری از مشکلات مطرحشده از سوی فعالان بازار در یک مقطع زمانی مشخص ارائه میکند؛ نه آماری جامع از همه پروژههای کشور. بااینحال، اهمیت یک مسئله را نشان میدهد: تأخیر در تأمین تجهیزات فقط یک مشکل تجاری نیست، بلکه ممکن است زمان شروع درآمدزایی و در نتیجه دوره بازگشت سرمایه را نیز به تعویق بیندازد. تحریمها و محدودیتهای بینالمللی؛ مانعی فراتر از واردات تجهیزات
تأثیر محدودیتهای بینالمللی بر سرمایهگذاری انرژی پاک در ایران صرفاً به خرید پنل یا توربین محدود نمیشود. دسترسی به وامهای خارجی، ضمانتنامههای بانکی، بیمه پروژه، همکاری با شرکتهای مهندسی بینالمللی و انتقال برخی فناوریها نیز میتواند تحت تأثیر این محدودیتها قرار بگیرد.
پژوهشی منتشرشده در ماه مه ۲۰۲۶ در مجله علمی Discover Sustainability، با بررسی مسیر گذار انرژی ایران طی دوره ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، محدودیت دسترسی به منابع مالی بینالمللی و فناوری، تحریمها، وابستگی ساختاری به سوختهای فسیلی و ضعف ثبات سیاستگذاری را از موانع گسترش انرژیهای تجدیدپذیر معرفی کرده است.
این پژوهش توضیح میدهد که محدودیتهای مالی میتوانند تأمین سرمایه پروژههای بزرگ را دشوارتر کنند و همکاری با سرمایهگذاران خارجی را با ریسکهای حقوقی و تجاری بیشتری همراه سازند. در نتیجه، بخشی از پروژهها ناچارند به منابع مالی داخلی و زنجیره تأمین محدودتری تکیه کنند.
البته تحریمها تنها عامل تعیینکننده نیستند. حتی در شرایط دسترسی بهتر به تجهیزات و منابع مالی خارجی نیز، موفقیت پروژه به اعتبار قرارداد خرید برق، دسترسی به شبکه، زمان دریافت مجوزها و ثبات مقررات بستگی دارد. به همین دلیل، رفع محدودیتهای بیرونی بدون اصلاح موانع داخلی نیز بهتنهایی تضمینکننده جهش سرمایهگذاری نخواهد بود. بازگشت سرمایه؛ آیا فروش برق درآمد مطمئنی ایجاد میکند؟
یکی از اصلیترین پرسشهای هر سرمایهگذار این است که برق تولیدی را به چه کسی، با چه قیمتی و در چه بازه زمانی خواهد فروخت. در نیروگاههای تجدیدپذیر، هزینه اولیه عمدتاً پیش از بهرهبرداری پرداخت میشود؛ بنابراین، قابلیت پیشبینی درآمد طی سالهای بعد، نقش اساسی در محاسبات اقتصادی پروژه دارد.
در ایران، خرید تضمینی برق تجدیدپذیر یکی از ابزارهای حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی است. پایگاه سیاستهای آژانس بینالمللی انرژی توضیح میدهد که بر اساس ماده ۶۱ قانون اصلاح الگوی مصرف انرژی، وزارت نیرو باید برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر اقدام کند و امکان انعقاد قرارداد بلندمدت خرید تضمینی برق از تولیدکنندگان خصوصی را فراهم سازد.
در ادامه این چارچوب، وزارت نیرو در ۱۰ فروردین ۱۴۰۴ ضوابط و نرخهای خرید تضمینی برق از نیروگاههای تجدیدپذیر با ظرفیت حداکثر ۱۰ مگاوات را ابلاغ کرد. در سال ۱۴۰۵ نیز نرخهای جدید خرید تضمینی برق نیروگاههای خورشیدی، بادی و سایر منابع تجدیدپذیر در ۲۹ فروردین ابلاغ شد.
بنابراین، سازوکار خرید تضمینی در قوانین و سیاستهای کشور وجود دارد؛ اما وجود یک تعرفه یا قرارداد بهتنهایی تمام ریسکهای درآمدی پروژه را از بین نمیبرد. سرمایهگذار به اطلاعات روشن درباره نحوه محاسبه درآمد، شرایط تعدیل نرخ، اجرای تعهدات قراردادی، زمانبندی پرداختها و چگونگی برخورد با تغییر شرایط اقتصادی نیاز دارد.
برای سرمایهگذار، تفاوت مهمی میان «اعلام نرخ خرید» و «اطمینان از درآمد قابلاتکا» وجود دارد. اگر هزینه ساخت و بهرهبرداری افزایش یابد، اما درآمد پروژه با همان سرعت تعدیل نشود، حاشیه سود کاهش پیدا میکند. همچنین هرگونه ابهام درباره وصول بهموقع مطالبات میتواند تأمین مالی پروژههای بعدی را دشوارتر کند؛ زیرا سرمایهگذار و بانک باید احتمال تأخیر در بازپرداخت را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند.
از این منظر، اعتبار خریدار برق و قابلیت اجرای تعهدات قرارداد، بهاندازه قیمت خرید برق اهمیت دارد. هرچه درآمد آتی پروژه مطمئنتر باشد، احتمال جذب سرمایه خصوصی و دریافت تسهیلات مناسبتر افزایش پیدا میکند. اتصال به شبکه برق؛ چرا ساخت نیروگاه پایان کار نیست؟
پس از تأمین منابع مالی و خرید تجهیزات، پروژه باید امکان اتصال به شبکه برق را نیز به دست آورد. این مرحله یکی از بخشهای مهم برنامهریزی نیروگاههای خورشیدی و بادی است؛ زیرا تولید برق بدون امکان انتقال و تحویل آن به شبکه، نمیتواند درآمد مورد انتظار را ایجاد کند.
محل احداث نیروگاه، فاصله آن تا خطوط انتقال، ظرفیت پستهای برق مجاور، نیاز به احداث خط یا پست جدید و الزامات فنی شرکتهای برق، بر هزینه و زمان اتصال اثر میگذارند. در برخی پروژهها، زیرساخت شبکه از قبل ظرفیت کافی دارد؛ اما در پروژههای دیگر ممکن است توسعه شبکه به سرمایهگذاری بیشتر و هماهنگی میان چند نهاد نیاز داشته باشد.
گزارش هزینه تولید برق تجدیدپذیر آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر، ایرنا، که در ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد، تأکید میکند که با وجود کاهش هزینه فناوری، محدودیتهای اتصال به شبکه و تأخیر در توسعه زیرساختهای انتقال، یکی از موانع مهم گسترش نیروگاههای خورشیدی و بادی در جهان است. این گزارش به نقش تجهیزاتی مانند ترانسفورماتورها و کابلهای فشارقوی نیز اشاره میکند که زمان تأمین آنها میتواند بر برنامه اجرای پروژهها اثر بگذارد.
در ایران نیز برای ارزیابی دقیق موانع اتصال، باید اطلاعات پروژهمحور درباره ظرفیت آزاد شبکه، مدت انتظار برای تأیید اتصال، هزینه احداث زیرساخت و میزان تأخیر در بهرهبرداری منتشر شود. در منابع عمومی بررسیشده، آمار ملی و جامعی که این متغیرها را برای کل پروژههای خصوصی کشور در سال ۱۴۰۵ اندازهگیری کند، در دسترس نبود.
نبود اطلاعات شفاف میتواند محاسبه بازگشت سرمایه را دشوار کند؛ بهویژه زمانی که سرمایهگذار پیش از بهرهبرداری باید هزینه زمین و تجهیزات را پرداخت کند، اما زمان نهایی آغاز فروش برق هنوز به تکمیل شبکه یا طی شدن فرایندهای اداری وابسته است.
راهکار این مسئله فقط افزایش ظرفیت نیروگاهها نیست. توسعه هماهنگ شبکه انتقال و توزیع، اعلام ظرفیت قابلدسترس برای اتصال پروژههای جدید، تعیین زمانبندی روشن برای بررسی درخواستها و مشخصکردن مسئولیت تأمین هزینههای اتصال میتواند ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد. هزینه فناوری کاهش یافته؛ پس چرا سرمایهگذاری آسانتر نشده است؟
یکی از نکات مهم در اقتصاد انرژی پاک این است که ارزانتر شدن پنل خورشیدی یا توربین بادی لزوماً به معنای ارزان شدن تمام هزینه اجرای پروژه نیست. قیمت تجهیزات فقط بخشی از هزینه نهایی تولید برق را تشکیل میدهد و هزینه تأمین مالی، زمین، آمادهسازی محل، نصب، اتصال به شبکه، نگهداری و ریسکهای اقتصادی نیز بر نتیجه اثر میگذارند.
بر اساس گزارش ایرنا درباره هزینه تولید برق تجدیدپذیر در سال ۲۰۲۵ که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، بیش از ۹۰ درصد پروژههای جدید تجدیدپذیر در مقیاس نیروگاهی که در سال ۲۰۲۵ به بهرهبرداری رسیدند، برق را با هزینهای پایینتر از ارزانترین گزینه جدید فسیلی در بازار مربوطه تولید کردند. میانگین جهانی هزینه تولید برق خورشیدی در مقیاس نیروگاهی حدود ۴۴ دلار بهازای هر مگاواتساعت و هزینه تولید برق بادی خشکی حدود ۳۳ دلار بهازای هر مگاواتساعت گزارش شد.
این ارقام، میانگینهای جهانی هستند و هزینه تولید برق در ایران را مشخص نمیکنند. تفاوت نرخ ارز، هزینه سرمایه، شرایط قرارداد خرید برق، هزینه اتصال و وضعیت زنجیره تأمین میتواند نتیجه اقتصادی هر پروژه را تغییر دهد.
به بیان دیگر، رقابتی شدن فناوری به این معنا نیست که هر پروژه در هر کشوری بهطور خودکار سودآور میشود. برای سرمایهگذاری خصوصی، درآمد و هزینه باید در یک چارچوب قابل پیشبینی قرار گیرند. اگر تجهیزات ارزانتر شده باشند اما هزینه تأمین مالی بالا بماند، اتصال به شبکه به تعویق بیفتد یا قرارداد خرید برق قابل اتکا نباشد، بخشی از مزیت اقتصادی فناوری از بین میرود. مقررات و فرایندهای اداری؛ سرمایهگذار به چه چیزی نیاز دارد؟
سرمایهگذاری در نیروگاه تجدیدپذیر معمولاً به مجموعهای از مراحل اداری و فنی وابسته است: دریافت مجوزها، تأمین زمین، ارزیابی اتصال به شبکه، ثبت سفارش تجهیزات، تأمین منابع مالی و انعقاد قرارداد فروش برق. اگر این مراحل زمانبندی قابل پیشبینی نداشته باشند یا هماهنگی میان نهادهای مختلف دشوار باشد، هزینه اجرای پروژه افزایش پیدا میکند.
آژانس بینالمللی انرژی در بررسی عوامل بازدارنده سرمایهگذاری خصوصی در اقتصادهای نوظهور، رویههای غیرقابل پیشبینی در واگذاری پروژهها، طولانی شدن فرایند صدور مجوز، ابهام درباره حقوق زمین و ضعف در اجرای قراردادها را از موانع مهم توسعه سرمایهگذاری انرژی پاک معرفی کرده است.
این نهاد همچنین بر اهمیت قراردادهای بلندمدت خرید برق، دسترسی مطمئن به شبکه و اعتبار مالی خریدار برق تأکید میکند. از نظر اقتصادی، سرمایهگذار باید بتواند پیش از تعهد منابع مالی، هزینه اجرای پروژه، زمان آغاز بهرهبرداری و درآمد احتمالی آن را با درجه قابلقبولی از اطمینان برآورد کند.
در ایران، ابلاغ نرخهای خرید تضمینی و رشد ظرفیت نصبشده نشان میدهد که مسیرهایی برای توسعه بازار ایجاد شده است؛ اما برای افزایش سرمایهگذاری پایدار، باید موانع اجرای پروژه نیز به همان اندازه مورد توجه قرار گیرند. تعیین مهلت روشن برای بررسی درخواستها، هماهنگی بیشتر میان دستگاههای مسئول، دسترسی شفاف به اطلاعات شبکه و انتشار منظم آمار پروژههای تأخیردار میتواند به سرمایهگذاران برای تصمیمگیری دقیقتر کمک کند.
در کنار این اقدامات، ایجاد امکان انعقاد قراردادهای مستقیم و بلندمدت میان تولیدکنندگان برق پاک و مصرفکنندگان صنعتی واجد شرایط نیز میتواند بخشی از وابستگی پروژهها به یک سازوکار خرید را کاهش دهد؛ البته تحقق این ظرفیت به چارچوب حقوقی روشن، شیوه تسویه قابل اعتماد و مقررات مشخص دسترسی به شبکه نیاز دارد. چه اصلاحاتی میتواند سرمایه بخش خصوصی را به انرژی پاک جذب کند؟
برای گسترش سرمایهگذاری خصوصی در انرژی پاک، کاهش قیمت پنل یا اعلام ظرفیتهای جدید بهتنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، کاهش ریسک کل پروژه از زمان تصمیمگیری تا سالهای بهرهبرداری است.
در مرحله نخست، دسترسی به منابع مالی متناسب با دوره بازگشت سرمایه اهمیت دارد. تسهیلات بلندمدت، سازوکارهای تضمین اعتباری و مشارکت مؤثر بانکها و سرمایهگذاران میتواند فشار تأمین سرمایه اولیه را کاهش دهد. برای پروژههایی که از نظر فنی توجیهپذیرند اما با ریسکهای اقتصادی و قراردادی روبهرو هستند، ابزارهای تضمین و تأمین مالی ترکیبی نیز ممکن است به جذب منابع بیشتر کمک کنند.
در مرحله بعد، شفافیت درآمد باید در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد. نرخ خرید برق زمانی برای سرمایهگذار معنا دارد که نحوه اجرای قرارداد، زمان پرداخت، شرایط تعدیل درآمد و تکلیف هزینههای پیشبینینشده روشن باشد. انتشار اطلاعات درباره عملکرد قراردادها و وضعیت پرداخت مطالبات نیز میتواند ارزیابی ریسک بازار را آسانتر کند.
همچنین توسعه شبکه باید همزمان با برنامه افزایش ظرفیت تجدیدپذیرها پیش برود. اگر محلهای دارای ظرفیت مناسب برای اتصال مشخص شوند و سرمایهگذار بتواند هزینه و زمان اتصال را از ابتدا برآورد کند، احتمال توقف پروژه پس از خرید تجهیزات کمتر میشود.
در نهایت، سیاست صنعتی و توسعه زنجیره تأمین داخلی نیز اهمیت دارد. افزایش ظرفیت تولید تجهیزات باکیفیت، دسترسی پایدار به قطعات، خدمات تعمیر و نگهداری و تربیت نیروی متخصص میتواند وابستگی پروژهها به تأمین خارجی را کاهش دهد. البته تولید داخلی زمانی به مزیت پایدار تبدیل میشود که کیفیت، قیمت و قابلیت تأمین تجهیزات با نیاز واقعی پروژهها هماهنگ باشد. آینده انرژی پاک به اعتماد سرمایهگذار وابسته است
رشد ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران به بیش از ۶ هزار مگاوات در مهر ۱۴۰۵، نشانهای از افزایش توجه به انرژی پاک است. در سطح جهانی نیز پیشبینی سرمایهگذاری ۲.۲ تریلیون دلاری در انرژیهای پاک طی سال ۲۰۲۶ و کاهش هزینه فناوریهای خورشیدی و بادی، از گسترش اهمیت اقتصادی این بخش حکایت دارد.
بااینحال، میان ظرفیت فنی تولید برق و شکلگیری یک بازار سرمایهگذاری پایدار فاصله وجود دارد. تأمین مالی، ریسک ارزی، محدودیتهای ناشی از تحریمها، دشواری تأمین برخی تجهیزات، پیشبینیپذیری درآمد و امکان اتصال به شبکه برق، عواملی هستند که میتوانند سرعت اجرای پروژهها را تغییر دهند.
مسئله اصلی این نیست که آیا انرژی خورشیدی و بادی از نظر فنی قابلیت توسعه دارند؛ بلکه این است که آیا سرمایهگذار میتواند با اطمینان کافی، هزینه و درآمد پروژه را محاسبه کند و منابع مالی خود را در یک دوره بلندمدت به بازده قابلقبول برساند یا نه.
برای عبور از این وضعیت، سیاستگذاری باید از تمرکز صرف بر افزایش ظرفیت اسمی نیروگاهها فراتر رود و به کاهش ریسک اجرای پروژهها، ثبات قراردادها، بهبود تأمین مالی و توسعه هماهنگ شبکه برق توجه کند. هرچه این عوامل قابل پیشبینیتر شوند، احتمال ورود سرمایه خصوصی و تبدیل طرحهای برنامهریزیشده به نیروگاههای فعال بیشتر خواهد شد.











