به گزارش اطلاعات آنلاین، در این برنامه اصغر همت، بازیگر پیشکسوت و از شاگردان قدیمی بیضایی در دانشکده هنرهای زیبا، اجرای برنامه را بر عهده داشت و با خاطراتش یاد استاد را زنده کرد.
نخستین سخنران، اکبر زنجانپور بود که با تشویق ایستاده حاضران روی صحنه آمد. او سخنانش را با بغضی سنگین و گلهای تلخ آغاز کرد: «چه میتوان گفت. یک گوهر را بهراحتی روانه کردیم و رفت و حالا یادمان افتاده برایش بزرگداشت بگیریم. باید برایش بزرگداشت میگرفتیم، اما زمانی که نفس میکشید و زنده بود و در ایران بود. او باید در ایران دفن میشد، چراکه فرزند کمنظیر ایران بود.» زنجانپور جایگاه بیضایی را با شکسپیر و سوفوکل مقایسه کرد و افزود که آثار او نیازمند شناخت عمیق است، چرا که او با واژگان تصویر میساخت و بیضایی حق بزرگی به گردن تاریخ و هنر این سرزمین دارد.
سپس اصغر همت، یادداشتی از محمود دولتآبادی خواند. دولتآبادی که به دلیل کسالت غایب بود، به تلاشهای صورتگرفته برای بازگرداندن پیکر بیضایی اشاره کرده و نوشته بود: «این درخواست را در قالب یادداشتی مطرح کردم، اما با آن موافقت نشد.» او همچنین برگزاری این مراسم را نشانهای از تلاش هنرمندان برای حفظ پیوند با پیشینه فرهنگی ایران دانست.
داریوش فرهنگ، دیگر سخنران آیین، با یادآوری شاهکارهایی چون «مرگ یزدگرد»، «آرش» و «باشو، غریبه کوچک» تأکید کرد: «اگر انگلیسیها به شکسپیر افتخار میکنند و در آثار خود به دیالوگهای نمایشنامههای او ارجاع میدهند، ما نیز باید به بهرام بیضایی افتخار کنیم؛ هنرمندی که هم نمایشنامهنویس بود، هم کارگردان، پژوهشگر و فیلمساز.»
رویا افشار، بازیگر باسابقه نیز با تشبیه بیضایی به آرش کمانگیر گفت: «ما در بسیاری از موارد اسطورههای دیگر ملتها را بزرگ داشتهایم، اما از اسطورههای خود غافل ماندهایم. بیضایی توجه ویژهای به اسطورههای ایرانی داشت و تلاش کرد این میراث را دوباره معرفی کند. او با حضور در خارج از ایران نیز فرهنگ این سرزمین را به نقاط دوردست گسترش داد و هر جا که بیضایی باشد، آنجا ایران است.»
در ادامه، یادداشت مسعود کیمیایی در ستایش اندیشه بیضایی قرائت شد و وحید تاج، خواننده برجسته، پس از مدتی دوری از صحنه، به اجرای قطعاتی در ادای احترام به بیضایی پرداخت.
از بخشهای شایان توجه این مراسم پخش پیام صوتی مژده شمسایی، همسر بیضایی بود. او با خواندن بخشهایی از نامههای استاد، از رنجها و دغدغههایش گفت و تأکید کرد: «برای بهرام بیضایی، هیچ پاسداشتی بهتر از انتشار آثارش در ایران نیست.»
پس از آن، پژند سلیمانی از نسل جوان، به بررسی جایگاه زنان در نمایشنامههای استاد پرداخت و بخشهایی از نمایشنامه «سهرابکشی» اجرا شد. سپس بهرام ابراهیمی متن خانه تئاتر را خواند که در بخشی از آن آمده بود: «آنک البرز؛ بلند است و سر به آسمان میساید و ما در پای البرز به پای ایستادهایم... بیضایی برای زبان، برای ادبیات، برای تاریخ و برای فرهنگ این سرزمین، نه یک انتخاب تجملی، که ضرورتی به اهمیت نان شب است. بهرام بیضایی عزیز؛ ارادت ما به شما، ارادت به زبان فارسی، به تاریخ این سرزمین و به آینده فرهنگی ایران است. خانه تئاتر، به احترام شما ایستاده است.»











