یکشنبه, ۲۹ دی, ۱۳۹۸ / 19 January, 2020
مجله ویستا


به گزارش زمان، این رمان متفاوت است


به گزارش زمان، این رمان متفاوت است
● رمان «به گزارش اداره هواشناسی: فردا این خورشید لعنتی ...» نوشته مهدی یزدانی خرم یكی از معدود رمان های سال های اخیر است كه متفاوت است. رمان نخستین نوشته یزدانی خرم است كه سال ها تجربه قلم زدن در باب ادبیات داستانی را در مطبوعات معتبر كشور دارد. انتشارات ققنوس این رمان ۱۷۶ صفحه ای را چاپ كرده است.
«به گزارش اداره هواشناسی ...» رمانی است با نگاهی متفاوت كه خواننده جدی ادبیات داستانی را درگیر خود می كند. این رمان را می توان از دریچه های مختلف ارزیابی كرد. از منظر زبان، فرم و تكنیك رمان خصوصیاتی دارد كه تعمق و تامل در آنها خالی از لطف نیست. اما پیش از پرداختن به بررسی منظرهای یاد شده رمان نكته ای قابل اشاره است. صحبت از متفاوت بودن این رمان شد. برای آنكه شبهه ای پیش نیاید باید توضیح بدهم كه منظور از متفاوت بودن تافته جدا بافته بودن این رمان نسبت به آثار ادبیات داستانی زمان خود نیست، بلكه شكل گرفتن رمان به گزارش اداره هواشناسی... با توجه به استفاده دیگرگونه از ابزارهای به كار برده شده، خصوصیاتی به این رمان داده است كه آن را نسبت به آثار هم دوره خود متمایز می كند؛ آثاری كه با همان ابزارها اما با كاركرد رایج نوشته شده اند. برای روشن شدن این دیگرگونگی به چند مورد اشاره خواهم كرد.
● زبان، همه چیز یك متن است
شاید مهمترین چیز برای متولد شدن یك متن - آن هم از نوع ادبیات - زبان است. زبان نقش محوری را در یك اثر ادبی برای رسیدن به چارچوب مشخص به عهده دارد. در حوزه ادبیات داستانی و رمان زبان با پیدایش روایت گره خورده است. رمان از زبان یك راوی یا راوی های مختلف روایت می شود. بنابراین روایت برای اعلام موجودیت خود نیازمند زبان است.
در چند سال اخیر در حوزه رمان كمتر شاهد خلق آثاری بوده ایم كه با پیچیدگی های زبانی و فرمی آفریده شده باشند و اگر اثری هم با مشخصه های پیچیده گویی و ایجاد فضاهای درهم تنیده در دسترس مخاطبان رمان قرار گرفته است كمتر مورد توجه واقع شده و نتوانسته برای خود جایی باز كند. اما نویسنده زبانی را برای روایت رمانش برگزیده كه در حین پیچید گی اش از آن می توان لذت برد. زبانی كه شاید نزدیك به زبان شعر باشد.
زبانی كه از همان ابتدای رمان در آن تخیل و فضای شاعرانه دیده می شود. نویسنده برای وارد كردن خواننده به رمان خود نیاز به ایجاد فضایی دارد كه برآمده از پتانسیل تخیل باشد. «گورستان ساكت. گورستان كمرو. ایستاده و نگاهم می كند. راه می روم. شاید هم لش خود را بر روی خاك می كشم. نمی دانم. خاك زیر پایم زنی است [...]. تشنه ماسیده شدن است زیر پاهایم... پایم را می گذارم روی قدیسان، گناهكاران، كودكان و شاید حلقوم بریده یك راهزن.» این زبان ابتدای رمان است كه هر چه پیش می رود انسجام خود را پیدا می كند و فضاها و موقعیت های رمان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. این زبان رمان یزدانی خرم نمی خواهد خود را تنها به چارچوب های مرسوم در عرصه ادبیات داستانی محدود كند، بلكه قصد شكستن پوسته زبان زمان خود را دارد.
می خواهد شكل (فرم) دیگری داشته باشد. نویسنده زبان روایت را تنها برای ایفای نقش ابزاری اش نمی خواهد، بلكه قصد دارد از پتانسیل خود ِ زبان جهت برجسته كردنش استفاده كند. زبان روایت را برجسته می كند و به خواننده مجال می دهد تا علاوه بر وارد شدن در جریان روایت و لذت بردن از آن، از جلوه گری های زبان و نوع شكل گیری آن لذت ببرد.
استفاده كردن از فعل های دوسویه و كاربرد جمله های كوتاه با بار سنگین و همچنین كار كشیدن از بدایع ادبی از جمله مشخصه های زبانی رمان (به گزارش اداره هواشناسی...) است. یزدانی خرم در بیشترین قسمت های رمان توانسته با نزدیك كردن دو جمله، كه در آنها یك فعل كاربرد دارد، یكی از فعل ها را حذف و در استفاده از فعل صرفه جویی كند. این نكته در طول اثر او تبدیل به یك تكنیك شده است. این تكنیك چند خاصیت را به همراه داشته كه از جمله آنها می توان به سرعت بخشیدن به ضرباهنگ زبان و همچنین پدیدار شدن نوعی موسیقی در زبان روایت اشاره كرد. استفاده از جمله های كوتاه در لابه لای روایت موجب شده تا هم وجه بار زیاده گویی از دوش نویسنده كم شود و هم وجه حسی راوی را به نحوی برجسته كرده است.
شاید از نكات مثبت جملات كوتاه در رمان آن باشد كه به خواننده اجازه نفس كشیدن و تامل در میان روایت را می دهد. در واقع می توان گفت كه این تكنیك در متن زبان اثر به خوبی جا افتاده است. نویسنده برای آنكه شاخصه های زبانی رمانش دیگرگونه و دارای وجوه ممتاز ادبی باشد، با استفاده از بدایع ادبی مثل تشبیه، استعاره، ایجاز به طور مشخص توانایی خود را در این عرصه نشان می دهد و این نكته شاید یكی از لذت بخش ترین نكات فنی رمان باشد.
● فرم، نبض زندگی روایت است
رمانی كه زبانش برجسته باشد مطمئناً یكی از مقاصدش رسیدن به فرم مطلوب است. این رمان برای دستیابی به فرمی مشخص، به چند شاخصه تكیه كرده است: ۱ - نامگذاری هر یك از پنج فصل رمان با ظرافت و مقصود خاصی صورت گرفته است. به جای انتخاب نام «فصل» برای هر یك از بخش های رمان از نام «سیگار» كه هر كدام یك عدد و در برابر هر عدد یك تیتر قرار دارد، استفاده شده است. به طوری كه رمان با «سیگار اول: در آغاز من بودم» شروع می شود و در ادامه با پشت سر گذاشتن بخش های «سیگار دوم ...»، «سیگار سوم...»، «سیگار چهارم ...» به آخرین بخش كه «سیگار آخر: بارانی كه آرام می بارد» می رسد. اگر دقتی بر نحوه نامگذاری فصول داشته باشیم، خواهیم دید كه در واقع رمان در فصل نخست با موجودیت یك «من» آغاز می شود و در فصل پایانی با باریدن آرام بارانی كه یادآور حالت تشییع است به آخر می رسد. حال توجه دیگر آن است كه زندگی این «من» در فاصله چند سیگار اتفاق می افتد.
فاكتور «سیگار» در نامگذاری فصول رمان می تواند نشانگر حالت های استرس و اضطراب نویسنده هنگام نوشتن باشد كه از منظر دیگری بیانگر آن است كه خود ِ روایت در فاصله چند سیگار اتفاق افتاده است. ۲ - رمان با قدم زدن راوی در گورستان آغاز می شود و در انتهای رمان هم ما شاهد آن هستیم كه روایت در فضای گورستان به اتمام می رسد.
سعی شده این حالت دَوَرانی متن در تمامی لایه های رمان اجرا شود. گورستان در ابتدا زنی است زیر پاهای راوی و در پایان رمان مردی است كه سیگار بهمن می كشد. در ابتدای رمان راوی سعی دارد تا حالت انزجار خود را نسبت به محیط گورستان ابراز كند اما در خطوط پایانی رمان راوی به نوعی در فضای غریب گورستان هضم شده است. این تكنیك در نوع شخصیت پردازی هم اجرا شده است. هر روایتی كه مختص به یك یا چند شخصیت است در میان روایت های دیگر شخصیت ها تكرار می شود و حالت دورانی را در خود دارد.
● پاره پاره های شخصیت های یك زندگی
در رمان «به گزارش اداره هواشناسی...» شخصیت هایی حضور دارند كه چه به لحاظ اخلاق اجتماعی، چه خصوصیات شخصیتی و چه روابط بین روایتی ازهم گسیخته و پاره پاره هستند. شخصیت های اثر هر كدام تكه هایی هستند كه در دیگری رسوخ كرده اند و این جریان تا نهایت رمان ادامه پیدا می كند. شخصیت راوی شكل كامل به هم چسبیده تكه های دیگر شخصیت های رمان است.
شاید نویسنده در پی آن بوده تا زوایای مختلف شخصیت خود یا انسان مورد نظرش را در چند شخصیت متفاوت و جدا از یكدیگر بررسی كند. ما در طول رمان می بینیم كه به طور مداوم راوی حول و حوش شخصیت های پیرامونش در حال گردش است و خودش را با آنها درگیر می كند. این درگیری به نحو سایه واری پشت سر مرگ در حال حركت است.
هوشیاری نویسنده زمانی است كه شرایط شخصیت های رمان و درگیری خود را با آنها، با شرایط و موقعیت های محسوس پیرامون خود منطبق می كند كه با درك فضای زندگی انسان زمان خودش كاملاً سازگار است. فضای دانشگاه و روابط میان دانشجویان و همچنین تاثیر موقعیت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ادغام آنها با شرایط احساسی و عاطفی، ایجاد موقعیت هوشیارانه نویسنده ای است كه درك صحیحی از زندگی انسان های زمانش دارد. در واقع، شاید یكی از نكاتی كه سبب می شود تا رمان «به گزارش اداره هواشناسی: فردا این خورشید لعنتی» با وجود خاص بودنش راهی در میان خوانندگان عام باز كند، همین ارائه درك صحیح از زندگی انسان های زمان خود است.
مهدی یزدانی خرم
ناشر ققنوس-۱۳۸۴
تعداد: ۱۶۵۰
علیرضا فراهانی
منبع : روزنامه شرق

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




سایت تابناکروزنامه سازندگیروزنامه فرهیختگانروزنامه ایرانسایت آفتاب نیوزخبرگزاری ایسناسایت ورزش سهروزنامه ابتکارروزنامه آفتاب یزدخبرگزاری مهر