دوشنبه, ۸ آذر, ۱۴۰۰ / 29 November, 2021
مجله ویستا

مروری بر نظریه «پیشروی آرام» آصف بیات


مروری بر نظریه «پیشروی آرام» آصف بیات
آصف بیات، محقق و صاحب نظری برجسته در حوزه مسائل اجتماعی است؛ وی آثار ارزشمندی در تحلیل جنبش کارگری و تهی دستان شهری در جامعه ایران خلق کرده است. «کارگران و انقلاب در ایران» و «سیاست های خیابانی: جنبش تهی دستان در ایران» عناوین کتاب هایی هستند که بیات به زبان انگلیسی تالیف کرده است (کتاب دوم به زبان فارسی برگردانده شده است). وی در کتاب سیاست های خیابانی، بر پایه یک تحقیق میدانی به تحلیل جنبش تهی دستان شهری بین سال های ۵۵ الی ۷۰ در جامعه ایران پرداخته، و حاصل تحلیل های خود را در قالب نظریه پیشروی آرام مردم شهری ارائه کرده است. در این یادداشت، این نظریه توضیح داده می شود، و رابطه آن با نظریه های مطرح در حوزه جنبش های اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد.
● ضرورت توجه به فعالیت های پنهان مردم عادی
در چهاردهم اردیبهشت ۱۳۵۹، گروهی از زنان خشمگین از یک محله فرودست (خیابان گرگان) به زور بازار میوه «میدان سمیه» و مغازه های اطرافش را بستند. این زنان بارها هم به مغازه داران محلی و هم به مقامات مسئول درباره بالا بودن قیمت مواد غذایی شکایت کرده بودند که نادیده گرفته شده بود. در آن روز وقتی یکی از زنان به میوه فروشی اعتراض کرد که قیمت خیلی بالاست، زنان دیگر نیز همراه او حرکت کردند و عجز و خشم شان را بروز دادند. به دنبال آن یک تظاهرات خیابانی توسط اهالی محل شکل گرفت و زنان در پیشاپیش آنان، کرکره های فروشگاه ها را پائین کشیدند و بازار را به تعطیلی کشاندند. نیروی انتظامی گزارش کرده بود که زنان خشمگین قصد داشتند بازار را به آتش بکشند ... (بیات، ۱۳۷۹: ۱۷۷).
موضوع اصلی مورد بررسی در کتاب سیاست های خیابانی، توصیف و تحلیل مجموعه فعالیت های گروه های فاقد امتیاز (تهی دستان شهری) در جامعه ایران است. شورش مسکن و اشغال خانه ها و هتل ها در سال های نخست پس از انقلاب، تصرف املاک و زمین های شهری برای ساخت سکونتگاه های غیر رسمی، جنبش بیکاران شهری و تلاش برای ایجاد اتحادیه بیکاران، و سیاست های دستفروشان خیابانی برای باقی ماندن در خیابان، از جمله موضوعاتی هستند که در این اثر ارزشمند مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. به بیان دیگر، مجموعه ای از فعالیت های مردمی در شهرها که به دلیل تسلط گفتمان های انقلابی در بین نظریه پردازان اجتماعی و تحلیل گران سیاسی، اغلب نادیده گرفته شده است.
بسیاری از تحلیل های آکادمیک و سیاسی که از سوی صاحبنظران در خصوص جنبش ها و حرکت های اجتماعی و سیاسی جامعه ایران ارائه شده است، متاثر از دوگانه «انقلابی/انفعالی» است. بر اساس این دوگانه، رفتارهای افراد در جامعه یا در سطحی جمعی، کنشگرانه و سیاسی قرار دارد؛ یا در سطحی فردی، منفعلانه و روزمره. این دوگانه «انقلابی/انفعالی» مانع شناسایی و درک صحیحِ بسیاری از فعالیت هایی می شود که توسط مردم عادی در جریان است. هدف اصلی بیات، نشان دادن وجود و ماهیت چنین حرکت هایی است.
به عبارت دیگر، هدف بیات از تدوین تئوری «پیشروی آرام»، تلاشی است در جهت گشودن دریچه هایی نظری برای مشاهدۀ جنبه های خاموش و پنهانی از فعالیت و مقاومت روزانۀ مردم عادی که در جهت بهبود شرایط زندگی انجام می دهند. برجسته ترین مفاهیمی که بیات در تشریح این نظریه بکار می برد، عبارتند از: «گروه های فاقد امتیاز»، «ضرورت بقاء»، «زندگی شرافتمندانه»، «شبکه های انفعالی»، «عمل مستقیم»، «سیاست های غیررسمی»، و «سیاست های خیابانی».
● منشاء عمل گروه های فاقد امتیاز
تهی دستان شهری، مانند کارگران بیکار، مهاجرین، آوارگان، دستفروشان خیابانی، تصرف کنندگان سکونتگاه های غیر رسمی، و ...، گروه های فاقد امتیازی هستند که از بسیاری امکانات زندگی شهری محروم بوده و به حاشیه نشینان شهرت یافته اند. در واقع، بسیاری از حداقل های لازم برای یک زندگی مناسب و شرافتمندانه از آنها سلب شده است. از این رو، نیازهای اصلی آنان، نخست تامین و حفظ حداقل های لازم برای بقاء؛ و پس از آن، ایجاد شرایطی اخلاقی برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه است. ضرورت پاسخگویی به این نیازها است که زمینه ساز فعالیت ها و اقدامات گروه های فاقد امتیاز می شود.
بدین ترتیب، پیشروی آرام، پاسخ طبیعی و اخلاقی به «اضطرار بقاء» و «تمایل به داشتن یک زندگی شرافتمندانه» است (بیات، ۱۳۷۹: ۳۵). در واقع، رفتارها و فعالیت های گروه های فاقد امتیاز صرفاً محدود به حفظ وضعیت موجود و بازتولید روزانه زندگی نیست؛ بلکه، کنش های آنها در قالب پیشروی آرام از سطح استراتژی های محدود به بقاء فراتر می رود. چراکه، وضع موجود توان پاسخگویی به بسیاری از نیازهای اولیه آنها و تامین یک زندگی شرافتمندانه برای آنها را ندارد، لذا آنها از طریق مجموعه اقداماتی تلاش می کنند که این وضعیت را بهبود بخشند. اقداماتی که عمدتاً فردی، پنهانی، خودبخودی و مستقیم است.
از لحاظ ساختاری گروه های فاقد امتیاز، افرادی اتمیزه و جدا از هم هستند «که در خارج از نهادهای رسمی موجود در کارخانه ها، دانشگاه ها و انجمن ها دست به فعالیت می زنند؛ به همین دلیل فاقد ظرفیت نهادینه برای اعمال فشار هستند، زیرا قدرت سازماندهی شده ای برای ایجاد اختلال ندارند» (بیات، ۱۳۷۹: ۲۷). در نتیجه، این مردان و زنان وادار می شوند که بصورت مجزا و فردی به مبارزه بپردازند. بیات، مجموعه این نوع فعالیت ها را که در مواقعی استثنائی ممکن حالت جمعی و آشکار پیدا کند، همان «پیشروی آرام» مردم حاشیه شهری می داند. در واقع، از نظر بیات پیشروی آرام، استراتژی اصلی گروه های فاقد امتیاز در جهت رسیدن به اهدافشان است.
اهداف این گروه ها در جهتِ تامین همان نیازهایی است که برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه در اختیار ندارد. بدین ترتیب، اهداف عملیاتی اقداماتشان نخست «توزیع مجدد امکانات و فرصت ها»، و سپس «کسب استقلال داخلی» است. که هدف اول، بقا و زندگی مادی بهتر را به ارمغان می آورد، و هدف دوم ابزاری می شود برای هدف توزیع مجدد (بیات، ۱۳۷۹: ۳۴). مجموعه اقداماتی که تحت عنوان «پیشروی آرام» تعریف می شوند، طیف گسترده و متنوعی از سیاست های غیر رسمی و غیر نهادی را شامل می شوند.
● شیوه های مقاومت و کنش
بیات، پیشروی آرام را «تقلا و کوشش همیشگی، روزمره و جزئی و غالباً خاموش تهی دستان جهان سوم که در برخی مقاطع تاریخی ویژگی جمعی به خود می گیرد» تعریف می کند (بیات، ۱۳۷۹: ۲۷۹). به بیان دیگر، پیشروی آرام: عمل مستقیم، خاموش، و فردی گروه هایی است که به نتایجی «ماندگار» ختم می شود؛ البته، در شرایطی که فرصت هایی مناسب ایجاد شود، یا دستاوردهای پیشین مورد تهدید قرار گیرد، احتمال جمعی و آشکار شدن پیشروی آرام در قالب سیاست های خیابانی وجود دارد. به بیان دیگر، پیشروی آرام اساساً بدون «محتوای سیاسی» آغاز می شود، اما هرگاه دستاوردهای گروه های فاقد امتیاز توسط قدرتی سیاسی تهدید شود، یا در ساخت فرصت ها امکانی برای تعرض فراهم شود، آنها از طریق اقدامات مستقیم، به حرکتی جمعی و آشکار دست می زنند، که می تواند نمودی سیاسی پیدا کند.
سیاست های خیابانی، برجسته ترین سطح عمل در استراتژی پیشروی آرام به حساب می آید. مبارزه و عمل مستقیمی که توسط گروه های فاقد امتیاز برای تحقق مطالباتشان، به عرصه خیابان کشیده می شود. به گفته بیات، «منظور از سیاست های خیابانی، مجموعه ای از مناقشه ها و پیچیدگی های ملازم با آن بین یک حرکت توده ای جمعی و مقامات مسئول است که بطور دوره ای در فضای فیزیکی-اجتماعی خیابان های شکل می گیرد و بروز می کند» (بیات، ۱۳۷۹: ۴۰). به اعتقاد بیات، دو عامل کلیدی باعث تبدیل شدن خیابان به عرصه فعالیت سیاسی می شود: اول، رابطه فضا و قدرت؛ دوم، شکل گیری شبکه انفعالی.
فضای خیابان، بخشی از عرصه عمومی است که مردم عادی در مواجهه مستقیم با نهادهای کنترلی قدرت حاکم قرار دارند. از یکسو نظام قدرت تلاش می کند که همه رفتارهای مردم در خیابان را تحت نظم مستقر در آورد؛ اما از سوی دیگر، در گستره خیابان این نظم بسیار شکنندگی دارد. بدین ترتیب، عمل مستقیم در عرصه «خیابان» که شامل پیاده روها، کوچه پس کوچه ها، بلوارها و میدان ها می شود، این امکان را فراهم می آورد تا کنترل قدرت حاکم بر فضاهای شهری به چالش کشیده شود. در واقع، «دولت ها ممکن است بتوانند تظاهرات و راهپیمایی هایی را که از قبل سازماندهی شده اند، محدود و کنترل کنند، اما مسلماً قادر نخواهند بود که جمعیت خیابان ها را از کار کردن، رانندگی کردن، قدم زدن و در یک کلام از زندگی خیابانی بازدارند» (بیات، ۱۳۷۹: ۴۶).
از نظر بیات، عامل دیگری که در بسیج افراد تهی دست شهری برای عمل جمعی در گستره خیابانی نقش ایفا می کند، شکل گیری شبکه های انفعالی است. یک شبکه انفعالی، تشکیل شده از افرادی است که بصورت مجزا (اتمیزه) از هم، اما با منافع مشترک و در موقعیتی مشترک قرار دارند. در واقع، ممکن است این افراد هیچگونه ارتباطی با هم نداشته باشند، و حتی همدیگر را نشناسند، اما از حضور یکدیگر در یک فضای مشترک مطلع هستند. اما «وقتی این اجزاء منفرد، دستاوردهایشان مورد تهدید قرار بگیرد، شبکه انفعالی موجود بین آنها [بواسطه حضور در محیطی مشترک]، بطور خودبخودی به یک شبکه فعال و عمل دسته جمعی منتهی می شود» (بیات، ۱۳۷۹: ۴۳). به بیان دیگر، هرگاه منافع و دستاوردها آنها به صورت مشترک تهدید شود، یا فرصتی بوجود آید که بتوانند در جهت بهبود شرایط زندگی شان اقدامی انجام دهند، این موقعیت مشترک می تواند آنها را به شبکه ای فعال برای عمل جمعی تبدیل نماید. خیابان، آن فضا و موقعیت مشترکی است که این فرصت را ایجاد می کند تا آنها به عمل مستقیم جمعی دست بزنند.
عمده ترین تهدیدهایی که در برابر استراتژی پیشروی آرام وجود دارد، سرکوب از جانب نهادهای کنترلی قدرت حاکم است. در واقع، همانطور که پیشروی آرام، غالباً بصورت «عمل مستقیم» بروز می یابد؛ عمده ترین تهدیدی که از جانب نهادها و دستگاه های کنترلی قدرت حاکم برای دستاوردهای گروه های فاقد امتیازی وجود دارد، در قالب «سرکوب مستقیم» است. البته، اختلافات، تفرقه و رقابت بیش از حد میان افراد نیز تهدیدی درونی است که می تواند نتیجه بخش بودنِ پیشروی آرام را کاهش دهد. به همین جهت، در برخی مواقع که دستگاه های کنترل قادر به سرکوب مستقیم سیاست های خیابانی نیستند، از سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن استفاده می کنند. بدین صورت که از طریق مذاکره با بخش کوچکی از مردم معترض، و تامین برخی نیازهای آنها، میان آنها اختلاف ایجاد می کنند.
بیات، اگرچه در متن کتاب مثال های متعددی را درباره سرکوب سیاست های خیابانی تشریح می کند، اما تاکید دارد که با وجود این سرکوب ها، دستاوردهایی که در نتیجه پیشروی آرام و طولانی مدت گروه های فاقد امتیاز به دست می آید، عمدتاً ماندگار است. در واقع، گروه های فاقد امتیاز برای حفظ بقاء خود و همچنین داشتن حداقل های یک زندگی شرافتمندانه و اخلاقی بسیار مقاومت می کنند. از این نظر، بیات در نقد چالرز تیلی، معتقد است که تیلی بیش از حد از منظر سرکوب به کنش جمعی می نگرد. در واقع، رویکرد هزینه-فایدۀ متاثر از نظریه «انتخاب عقلانی» که تاحدودی در نظریه کنش جمعی تیلی نقش دارد، مانع از شناخت بسیاری از اقداماتی می شود که بر مبنای ارزشهای اخلاقی انجام می گیرد (تیلی، ۱۳۸۵).
در برابر تهدیدها، توجه به فرصت های عمل جمعی و تحقق سیاست های خیابانی، مورد توجه بیات قرار دارد. وی در هم نظری با سیدنی تارو معتقد است که «ساختار فرصت ها» نقش مهمی در شکل دهی به پیشروی آرام گروه های فاقد امتیاز در قالب سیاست های خیابانی ایفا می کند. فرصت هایی همچون بحران مشروعیت دولت، شکاف بین نخبگان حاکم، گسست کنترل اجتماعی، و دستیابی به منابع جدید، این امکان را برای گروه های فاقد قدرت ایجاد می کند تا به عمل مستقیم دست بزنند (بیات، ۱۳۷۹: ۲۶ و ۴۶). تارو در تشریح این فرایند از مفهوم «دوره های اعتراض» استفاده می کند. به اعتقا وی، همانطور که شبکه ارتباطی میان افراد مجزا شکل می گیرد، کنش جمعی آنها نیز افزایش می یابد. در اوج دوره اعتراض، بیشترین سطح عمل جمعی قابل مشاهده می شود. اما، همین افزایش کنش مستقیم عملاً به شروع زوال این دوره کمک می کند، چراکه پتانسیل اعضاء مصرف می شود و دولت نیز به مقابله بر می خیزد. اما باز در فرصتی دیگر، دوره ی جدیدی از اعتراض آغاز شود (مشیرزاده، ۱۳۸۱).
● کنش های جمعی و مقایسه نظریه ها
نظریه «پیشروی آرام» مردم شهری، اگرچه شباهت هایی با نظریه های مطرح درباره شورش های دهقانی، مبارزات طبقاتی کلاسیک کارگران، و جنبش های جدید اجتماعی دارد، اما قابل تقلیل به هیچ یک از این نظریه ها نیست. در واقع، بیات تلاش دارد با مطرح ساختن نظریه ای جدید، پدیده هایی که تا پیش از این کمتر به چشم پژوهشگران می آمد را پدیدار سازد. بیشتر محققان اجتماعی در ایران، متاثر از نظریه های کلاسیک جامعه شناسی سیاسی تغییرات اجتماعی را یا بی نظمی در سامان اجتماع قلمداد می کنند (متاثر از سنت کارکردگرایی)، یا تغییراتی ریشه ای ناشی از مبارزات انقلابی کارگران صنعتی (متاثر از مارکسیسم ارتدکس). از این رو، بیات سعی دارد چشم انداز نظری نوینی برای شناخت ماهیت برخی تحولات در جامعه ایران ارائه دهد (بیات، ۱۳۷۹: ۱۱).
یکی از برجسته ترین انواع کنش جمعی برای تغییر وضع موجود، مبارزات طبقاتی کارگران صنعتی است. تاریخچۀ این مبارزات همزمان با آغاز دوره صنعتی شدن و رشد سرمایه داری در جوامع غربی است. نظریه های کلاسیک مارکسیستی مطرح ترین و تاثیرگذار ترین تبیین ها و توصیف ها را درباره این شیوه مبارزه ارائه می دهند. بر اساس این نظریه ها، جدال میان کارگران و سرمایه داران برای بهبود وضعیت کار و زندگی، جدالی دیرینه است که به تدریج در قالب مبارزات اتحادیه ای کارگران نهادینه شده است. پیگیری منافع صنفی به عنوان هدف اولیه، و عمل جمعی در قالب اتحادیه های متمرکز و هرمی شکل، روش اصلی این نوع مبارزه به شمار می آید. کارگران عمدتاً در قالب روابط تشکیلاتی با هویت جمعی بالایی، تلاش می کنند تا از طریق اعتراضات برنامه ریزی شده، مطالبات صنفی خود را محقق سازند. بیات، در اثر مشهور دیگرش با عنوان «کارگران در انقلاب ایران» به تشریح این نوع مبارزات در جامعه ایران پرداخته است.
اما، همانگونه که بیات عنوان می دارد، باید توجه داشت که بسیاری از فعالیت ها و اعتراضاتی که توسط تهیدستان شهری و گروه های فاقد امتیاز انجام می شود، قابل تبیین با این نظریه ها نیست (۱۳۷۹: ۱۸). سیاست های غیر رسمی مردم تهیدست شهری غالباً غیر نهادی بوده، و تنها در مواقعی استثنایی به صورت جمعی تبلور می یابد. همچنین، گروه های فاقد امتیاز مطالبات و نیازهای فردی خود را تعقیب می کنند، نه منافع مربوط به یک صنف مشخص که دارای هویت جمعی است. از این نظر، مبارزات آنها فردی و خودبخودی است، و بسیار به ندرت از شیوه های کلاسیک اتحادیه ای، مانند کم کاری یا اعتصاب استفاده می کنند.
نظریه های مطرح برای توضیح مبارزات تهیدستان صرفاً محدود به مبارزات کارگران نیست. تلاش های نظری متعددی برای توضیح مقاومت های دهقانان (متفاوت از مبارزات کلاسیک کارگری) عمدتاً در امریکای لاتین انجام شده است. یکی از برجسته ترین این نظریه ها، نظریه «شکل های روزانه مقاومت» از اسکات و گولبرن است. بر اساس این نظریه، مقاومت دهقانان در مقابل سرکوبگران، بصورت انفرادی، محتاطانه، و تدافعی است. در واقع، استراتژی آنها صرفاً برای بقاء است (بیات، ۱۳۷۹: ۱۹). شیوه هایی همچون: کندکاری، پنهان کاری، شکایت های ناروا، بدگویی و فحاشی، خرابکاری و غیره، شکل های برجسته این نوع مقاومت به شمار می آیند. با اینکه، این نظریه توانسته است مقاومت دهقانان را تاحدودی تشریح نماید؛ اما به دلیل متاثر بودن از نظریه انتخاب عقلانی، عناصر اخلاقی مقاومت های روزانه را نادیده می گیرد.
بدین ترتیب، اگرچه شباهت هایی میان نظریه شکل های روزانه مقاومت با نظریه پیشروی آرام وجود دارد، اما این نظریه نیز قادر به توضیح بسیاری از رفتارهای تهیدستان شهری نیست. برخلافِ مقاومت های روزانه دهقانان که همواره تدافعی است؛ مبارزات تهیدستان شهری بطور ضمنی «تهاجمی» است. در واقع، پیشروی آرام مردم شهری، شاملِ اقداماتی مستقیم است که به تغییراتی ماندگار ختم می شود. همچنین، پیشروی آرام همیشه آرام، فردی و مخفی نیست (بیات، ۱۳۷۹: ۲۱-۲۲). به بیان دیگر، به دلیل موقعیتی که بیات از آن با عنوان «شبکه انفعالی» یاد می کند، گروه های فاقد امتیاز شهری از این امکان برخوردارند که در مواقعی خاص، بصورت جمعی وارد عمل شوند. این گروه ها ضمن حفظ بقای خود، هر زمان که فرصتی به دست آورند تلاش می کنند تا با تعرض به نظم موجود، امتیازات بیشتری کسب کنند. در واقع، ارزش های اخلاقی و تلاش برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه آنها را به سمت بهبود و پیشرفت سوق می دهد.
علاوه بر نظریه هایی که درباره مبارزات کارگران و مقاومت های دهقانان وجود دارد، نظریه های جدیدی درباره جنبش های اجتماعی شهری مطرح هستند. بر اساس یک تعریف ترکیبی، جنبش های اجتماعی عبارتند از «شبکه های غیر رسمی مبتنی بر اعتقادات مشترک و همبستگی که از طریق استفاده مداوم از اشکال گوناگون اعتراض، حول موضوعات منازعه آمیز بسیج می شوند» (دلاپورتا، ۱۳۸۳: ۳۳). از ویژگی های برجسته در جنبش های اجتماعی بعد معناسازی و هویت بخشی است (کاستلز، ۱۳۸۴: ۲۰-۲۶). از این نظر که جنبش های اجتماعی شهری بر خلاف مبارزات کارگری، رسمی و نهادی نیستند؛ و همچنین بر خلاف مقاومت های دهقانی، فردی و تدافعی نیستند؛ تاحدودی به سیاست های غیر رسمی گروه های فاقد امتیاز شباهت دارند، اما باز هم نمی توان پیشروی آرام تهیدستان شهری را با جنبش های اجتماعی یکسان تلقی کرد.
در جنبش های اجتماعی، هویت جمعی کنشگران یک جنبش بسیار برجسته است؛ از این رو، کنش های جمعی و تظاهرات بیرونی در جنبش ها وجه تبلیغاتی دارد. درحالیکه، در پیشروی آرام مردم شهری، سیاست های خیابانی عینِ عمل است. به عبارت دیگر، در پیشروی آرام، مبنای عملِ مستقیم فوریت های زندگی روزانه و شرافتمندانه است؛ درحالیکه در جنبش های اجتماعی گفتمان های تئوریک و هویت های فرهنگی تاثیرات بیشتری دارند. تفاوت عمده دیگر میان جنبش های و پیشروی آرام، تفاوت در شبکه روابط میان فعالین است. در جنبش ها، شبکه روابط عمدتاً فعال است؛ در حالیکه در پیشروی آرام اساساً شبکه روابط انفعالی است. در نهایت، به اعتقاد بیات تنها زمانی پیشروی آرام مردم شهری تبدیل به جنبشی اجتماعی می شود که فعالین آن با مشخص کردن اهداف، شیوه ها و توجیهات مبارزه خود، بطور کامل نسبت به کاری که انجام می دهند، هوشیاری و آگاهی لازم را بدست آورند (بیات، ۱۳۷۹: ۲۴).
کاوه مظفری
منابع:
۱. بیات، آصف. (۱۳۷۹) «سیاست های خیابانی: جنبش تهی دستان در ایران»، ترجمه اسدالله نبوی، تهران: نشر شیرازه.
۲. تیلی، چارلز. (۱۳۸۵) «از بسیج تا انقلاب»، ترجمه علی مرشدی زاد، تهران: پژوهشکده امام خمینی.
۳. دلاپورتا، دوناتلا و ماریو دیانی. (۱۳۸۳) «مقدمه ای بر جنبش های اجتماعی»، ترجمه محمدتقی دل افروز، تهران: نشر کویر.
۴. کاستلز، مانوئل. (۱۳۸۰) «عصر اطلاعات؛ قدرت هویت»، جلد دوم، ترجمه حسن چاووشیان، تهران: نشر طرح نو.
۵. مشیرزاده، حمیرا. (۱۳۸۱) «درآمدی نظری بر جنبش های اجتماعی»، تهران: پژوهشکده امام خمینی.
گرفته از:
http://kavemozafari.blogfa.com/post-۱۸.aspx
منبع : پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ توسعه


همچنین مشاهده کنید




وبگردیسایت زومیتسایت دیپلماسی ایرانیخبرگزاری فارسخبرگزاری اسپوتنیکسایت تجارت نیوزخبرگزاری ایسناخبرگزاری تسنیمسایت اکوایرانسایت ارانیکو