شنبه, ۴ خرداد, ۱۳۹۸ / 25 May, 2019
مجله ویستا


راز آن خطوط شکسته


راز آن خطوط شکسته
شعرهایی که درباره واقعه ای سروده می شوند، چه نسبتی با زمان وقوع آن واقعه برقرار می کنند آیا شاعرانی که از نزدیک واقعه را درک کرده اند، همیشه تصویر روشن تری از آن می دهند آیا به راستی شعری که از متن واقعه ای روایت می شود، هنرمندانه تر از شعری است که بعدها سروده شده است به نظرم همیشه چنین نیست، فراموش نکنید که درباره مستند بودن یک اثر بحث نمی کنیم؛ بلکه از تأثیر هنری آن سخن می گوییم.
بعضی وقایع آنقدر بزرگ اند که تمام ابعاد آن در یک طرف زمانی رخ نمی دهند یا بهتر بگوییم دیده نمی شود. مثال روشن در این زمینه واقعه کربلاست. زمان نه تنها از اهمیت این واقعه نمی کاهد بلکه هر روز و هر سال وجوه درخشانی از آن پیش روی عموم قرار می گیرد. سرودن شعر درباره این واقعه از لحظه وقوع آن تاکنون ادامه دارد. آیا شاعرانی که این واقعه را دیده اند یا حداقل بخشی از آن را درک کرده اند، شعرهای بهتری درباره آن سروده اند یا شاعرانی که قرن ها بعد به خیل شاعران این واقعه پیوسته اند هرچه هست، محتشم کاشانی ۹ قرن بعد از این واقعه پا به عرصه وجود گذاشته است اما بی تردید یکی از شاهکارهای شعر عاشورایی در فارسی و عربی دوازده بند اوست.
می دانم و می دانیم که عاشورا واقعه ای منحصربه فرد است و مشابهی ندارد که بتوان دست به مقایسه زد اما در مثل مناقشه نیست.با این مقدمه می توان درباره شعر امروز دفاع مقدس قضاوت روشن تری کرد. امروز شاعرانی که برای دفاع مقدس شعر می گویند، کمتر از گذشته نیستند که بیشترند. هر ساله تعداد شاعرانی که در کنگره های شعر دفاع مقدس شرکت می کنند، بسیار زیاد است و روزافزون.
نمی گویم دفاع مقدس ما دارای ابعادی است که بعد از سال ها باید برای عموم تبیین شود اما تبعات این حادثه (جانبازان، خانواده های شهدا و.‎/‎/) واقعیت هایی اند که هنوز از جامعه ما رخت برنبسته اند وعلاوه برآن ، ارزش هایی که به پای آنها خونهاریخته ومجاهدتها کشیده شد،همواره به عنوان اهداف اصلی جامعه تلقی می شوند که پاسداشت آنها ، بایستی متن اصلی هنر ماراتشکیل دهد.لذا شعر دفاع مقدس نیز برای شاعر و مخاطب موضوعیت دارد.
شعر امروز دفاع مقدس با همین موضوعات به زندگی خود ادامه می دهد. روشن است که در این دست شعرها دیگر سخن از رجز نیست یا اگر هست، دیگر وظیفه ای که شعر دفاع مقدس در دهه ۶۰ به دوش می کشید، به عهده ندارد. اگر شاعر فرزند زمان خود نباشد، هرگز نمی تواند زبان گویای حال و آینده جامعه خود باشد.
یکی از مجموعه هایی که با همین نگاه به همت بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس به چاپ رسیده، کتاب خطوط شکسته سروده شراره کامرانی است.«خطوط شکسته» مجموعه ای است که آگاهانه چاپ و منتشر شده است و این را می توان در «سخن ناشر» که پیشانی بند کتاب است، به روشنی مشاهده کرد.ناشر به درستی شعرهای این کتاب را به دو بخش تقسیم کرده است:
بخشی که به جنگ ـ به مفهوم عام آن ـ می رود و بخشی از ارزش های دفاع مقدس دفاع می کند.سوای توفیق یا عدم توفیق محتوایی این اثر، انتشار چنین کتابی از سوی بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، یک توفیق برای این بنیاد است؛ به این دلیل که با انتشار «خطوط شکسته» نشان داده اند که در عمل ضدجنگ اند و این خود بهترین دفاع از ارزش های دفاع مقدس است. البته بر هیچ ایرانی منصف پوشیده نیست که دلاوری های رزمندگان ما در دفاع مقدس سرآغازی بر پایان حقارت بود برای ایران و ایرانیان.بی تردید بزرگترین ارزشی که دفاع مقدس ما داشته و دارد و بنیادهایی از این دست باید از آن دفاع کنند، مقاومت در برابر ستیزه جوست که این نیز چیزی جز صلح و دوستی نیست.شاعر این مجموعه نام برادر خود را نیز در تقدیم نامه کتاب آورده است.
حتی اگر این نام برای خوانندگان مکتوم می ماند، مخاطب فهیم درمی یافت که او ـ یعنی برادر شاعر ـ یکی از شهدای دفاع مقدس است؛ چرا که در شعری از کتاب می خوانیم:
ـ مادر
دایی ام را دیدم
پیشانی بندش را به من داد
ببین
یا زهرا«س»
سرخ
بر پیشانی ام نقش بسته!
یا در جایی دیگر آورده است:
این که پسرم دیده
برادر من نیست
کوهی است
که از بیابان حافظه مان
سرزده.‎/‎/
شاعر می داند که صلح را باید ستود نه جنگ را اما «نمی شود جلویش را گرفت‎/ خطوط در بدترین حالت احتمالی‎/ به جنگ می رسند». آنگاه در همین جنگ یا دفاع است که:
این خاک را
هر بار به خون کشیده اند
بهار
عاشق تر روییده است
حرف های لاله
از دهان خاک نمی افتد
پای کوه های بلند
(قرار نیست دراین نوشته به ارزش های ادبی خطوط شکسته اشاره شود، والا می گفتم که شاعر فعل از دهان خاک افتادن را با سطر بعدی شعر یعنی «پای کوه های بلند» معنایی دوگانه بخشیده است!) شاعر ناگزیر است فرزندش را با جنگ آشنا کند؛ زیرا سرانجام توپ و تانک از نقاشی های او سردرمی آورد. پس باید مادرانه از او بخواهد که: «برای خودت هم سنگری بکش!».‎/‎/
درست است که جنگ «حال» زمین را به هم می زند (به ظرفیت کلمه حال بیشتر توجه کنیم.) اما گاهی ناگزیریم برای فلسطین تفنگ هدیه ببریم:
برای کودکان افغان
شکوفه ببر
برای مردم عراق
آفتاب
و برای فلسطین
تفنگ دایی ات را.‎/‎/
خطوط یا خطوط شکسته، کلیدی ترین واژگان این کتاب اند. به راستی چرا با هیچ پاک کنی پاک نمی شوند چرا شاعر فرزندش را با آب و آینه و قرآن بدرقه می کند تا یا زهراگویان خطوط شکسته را بشکند چرا در بدترین حالت احتمالی به جنگ می رسند .‎/‎/
توصیه می کنم تا خوانندگان این مجموعه راز این خطوط را درنیافته اند، به نقد این کتاب اهتمام نورزند.
و در پایان دو اشاره کوتاه:
۱) این نوشته معرفی خطوط شکسته است، نه نقد آن. در نقد باید سره از ناسره و طلا از مس بازشناخته شود. این مهم را به منتقدان حرفه ای واگذار می کنم.
۲) در این نوشته شعرهایی از خطوط شکسته را به عنوان شاهد مثال آورده ام و اگر نشانی آنها را (منظورم شماره صفحات است) نداده ام، به این دلیل است که اگر خوانندگانی خواستند به این نوشته نکته ای بیفزایند، دست کم یک بار خطوط شکسته را از ابتدا تا انتها بخوانند.
[ سیداکبر میرجعفری ]
منبع : روزنامه ایران
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها





روزنامه سازندگیروزنامه خراسانخبرگزاری ایسناخبرگزاری اسپوتنیکسایت اقتصادنیوز