یکشنبه, ۵ خرداد, ۱۳۹۸ / 26 May, 2019
مجله ویستا


آخرین روزهای آجر دستی


آجر دستی(فشاری) هفت هزار سال است که با دستان هنرمند قشر زحمتکش شکل گرفته ومستحکم کننده وزیبا ساز کاخ ها،عبادتگاهها،مدرسه ها،مسجدها وساختمانها بوده است اما امروزه این صنعت دستی هزاران ساله آخرین نفسهای خود را می کشد در توسعه شهری تهران از کوره های آجر دستی حوالی میدان شوش، جاده ری قدیم و هاشم آباد هیچ اثری بجای نمانده است اما درمحمود آباد هنوز تعداد ۳۰ میل دودکش آجری از کوره های آجردستی که طول بعضی ازآنها تا ۳۰۰ متر می رسد و از سال ۱۳۵۶ برای همیشه خاموش شده اندهنوزپابرجا است. در اوایل جنگ ایران و عراق هواپیماهای عراق چندباربجای پالایشگاه تهران این دودکشها را هدف قرار دادند. قبل از برقی شدن این کوره ها میله های آجری مرتفع کار تهویه و دودکش را انجام می دادند.
تهران پایتخت۲۲۰ ساله کشورمان، با ساختمان های قدیمی و آثار تاریخی خودهم هویتی سنتی وهم بسیارمدرن دارد؛ شمس العماره و دارالفنون، کاخ موزه ها،مسجدهای تاریخی،ساختمانهای آجری منطقه حسن آباد، سردر باغ ملی،موزه ارتباطات و پست، ساختمان بانک صادرات،ساختمان های آجری سبک ساسانی/هخامنشی موزه ایران باستان و وزارتخارجه، ساختمان ثبت واسناد،مدارس قدیمی،گنبد چهارسوق و بازار بزرگ، بازارچه ها، کاروانسراها و ساختمان بسیاری از خانه ها و مغازه ها در بخش های قدیمی شهر تهران؛ زیبایی و هویت خودرا مدیون همین آجرها هستند.
امیدواریم مسئولان میراث فرهنگی وشهرداری در جهت نگهداری میل های آجری که سبک هزاران سال قبل را دارند اقدام کنند و تعدادی از کوره های متروک شده را به یک محوطه پارک علمی فرهنگی و موزه آجر تبدیل کنند.این کوره های متروک، روزگاری جنب و جوش و فعالیت شبانه روز داشتندحدود یکصد هزار کارگر فصلی را جذب می کردند. در همین کوره ها جوانانی که بعدهاافراد تاثیر گذاری شدند همچون پروین گنابادی و شهید رجایی و یا شهدایی مانند حسین قاینی وبرادران زحمتکش در دوره دانش آموزی و یا دانشجویی خود کار کرده اند.
آخرین قیام خونین کارگری در همین کوره ها صورت گرفت و منجر به تحولات اثر گذاری در تاریخ ایران معاصر شد.
پس از اینکه چند سال حزب توده میدان دار روز کارگر بود،برای اولین بار در دولت مصدق سال ۱۳۳۱، روز اول ماه مه، عید کارگران و تعطیل رسمی اعلام شد.
بزرگترین اعتصاب کارگری تا آن دوره اعتصاب سراسری در صنعت صد هزار نفری نفت جنوب، در۲۳ تیرماه ۱۳۲۵ بود که خواستهای سیاسی‌یی از قبیل تغییر استاندار وقت و عدم دخالت شرکت نفت انگلو-پرشن در امور داخلی ایران را نیز در برداشت. سرکوب این اعتصاب ۴۶ کشته و ۱۷۰ مجروح برجای گذاشت.از آن زمان ملی شدن صنعت نفت از خواسته های جدی مهندسین و کارگران نفت بودکه پس از ۷ سال تلاش جامعه کارگری و نمایندگانی مانند رحیمیان- ملکی – بقایی حایری زاده ، مصدق نیز به جبهه موافقان ملی شدن نفت پیوست.
مشخصه های ایران تا واپسین دهه ۱۳۳۰ مساوی بود با جامعه عقب مانده، فقیر، بی سوادوبا مرگ و میر فراوان. وضعیت درآمد های نفتی ایران در سالهای پس از جنگ جهانی دوم بهبود پیدا کرده بود اما کشور عقب افتاده ایران آنقدر چاله و چوله های اقتصادی و فرهنگی داشت که که این درآمدها تنها برای بهبود بخش های عقب مانده شهر های بزرگ نیز کافی نبودو تاثیری در بهبود جامعه روستایی و طبقات محروم نداشت در عین حال جامعه روستایی نیز مانند جامعه شهری دچار تحول شده بود و روستایی ها نیز دیگربه سبک زندگی محقرانه، فقر و قناعت پیشگی راضی نبودند بنابراین هزاران نفر برای کسب درآمد به شهرهای بزرگ بویژه تهران که درآمدهای نفتی را جذب می کرد مهاجرت نمودنددر دهه ۱۳۳۰ شاهد شکل گیری بزرگترین اجتماعات کارگری تاریخ ماقبل صنعتی شدن ایران بودیم این اجتماع کارگری در کوره پزخانه های تهران روی دادهزاران کارگرفصلی برای یک دوره ۵تا۷ ماهه (معمولااردیبهشت تا مهر ماه) از روستاهای آذربایجان و خراسان عازم این کوره ها می شدند کورهای آجر سنتی(فشاری) جاده شهرری، هاشم آباد،محمودآباد،پلشت(پاکدشت)، شمس آبادو شاتره ، این کارگران از اذان صبح تا غروب آفتاب حدود۱۴ ساعت رادر بی رحمانه ترین و سخت ترین کارها را در بدترین شرایط کاری انجام می دادندبویژه این کاربرای کارگران خردسال واقعا طاقت فرساو بی رحمانه بود بین۶ تا۱۰نفر در یک اتاق کوچک سکونت داده می شدندو تنها یک روز در هفته استراحت داشتند و حقوقی تقریبا روزانه بین ۱۴تا ۲۰ تومان بدست می آوردندپس انداز ۵ ماهه این زحمتکشان بسیار ناچیز بود و تقریبا هزینه خورد و خوراک فقیرانه ۴ ماه زمستان را بسختی تامین می کرد چنین شرایط طاقت فرسایی در سال ۱۳۳۷ منجر به اعتصاب کارگران برای افزایش حقوق (هر هزار خشت برای گل ساز از ۲۰ ریال به ۲۲ ریال، قالب گیر هر هزار خشت از ۲۱ به ۲۳ ریال، قالب کش از ۱۹ ریال به ۲۰ ریال) (امروزه هر هزار آجر برای این مجموعه ۱۲ تا ۱۳ هزار تومان است)
آجر بصورت تن فروخته می شود هر تن ۳۵ تا ۴۰ هزار تومان.
علیرغم گران شدن آجرو افزایش شدید درآمد اربابان و صاحبان کوره ها،با درخواست کارگران برای افزایش حقوق موافقت نشد کارگران خشمگین که یک هفته در اعتصاب بسر می بردند در روز چهارشنبه ضمن تخریب کامیونهای آجرکش(داف، انترناش) و خالی کردن آجرآنها در مسیرجاده و بستن راهها از کوره های جاده شهر ری براه افتادند و در مسیر خود با حمله به سایر کورها آنها را تعطیل کردند اعتصاب به کوره های هاشم آباد، محمود آباد،شمس آباد و سایر مناطق نیز کشیده شد پاسگاههای ژاندارمری شهرری، مسکرآباد،هاشم آبادو ارتش دخالت کرد روزهای ۲۳ و ۲۴ خرداد ۱۳۳۸دست کم ۵۰ نفر از کارگران کشته شدندو صدها نفر زخمی شدند تخریب فراوانی صورت گرفت این خونین ترین قیام کارگری در تاریخ معاصرایران بوده است ولی در نهایت با افزایش دستمزدها موافقت شد.
کوره های آجرپزی تهران دراین سال ۲۰۰ دستگاه بودو روزانه چهار میلیون آجرحاصل دستان سی هزار کارگر بود.اخبار این شورش خونین در رسانه های گروهی بازتاب نیافت بجز یک خبر کوتاه روزنامه ای مبنی بر" خنثی شدن بلوایی که به تحریک حزب توده و بیگانگان انجام شد". در این بلوای کارگری نه بیگانگان و نه هیچ حزب سیاسی دخالت نداشت آنچه این زحمتکشان را به عصیان واداشت،بی عدالتی، فقرو تبعیض فاحش و ظالمانه بود.
حتما جزییات بیشتراین واقعه در اسناد پاسگاههای مربوطه و در اسناد ژاندارمری کل کشورموجود است.این رویداد خونین و تحولات دیگری که در این دهه صورت گرفت رژیم و سرمایه داری سنتی ایران را از خطر بروز یک انقلاب طبقاتی آگاه ساخت تا چاره ای بیندیشدو اقدام به رفرم نماید. از سوی آمریکا طرح های اصلاحات و اصل ۵ ترومن به شاه ارایه گردید انجام اصلاحات و رفرم ارضی و اقتصادی یا انقلاب سفید بنوبه خود اعتراضات اجتماعی، صنفی و مذهبی را بر انگیخت که منجر به واقعه ۱۵ خرداد و تبعات بعدی آن شد. اما در مجموع افزایش درآمدهای کشور در دهه ۴۰ و ۵۰ باعث شد که تقریبا نارضایتی های شدید طبقاتی از میان رفت و به همین دلیل انقلابی که در سال ۵۶ و ۵۷ ظهور و نمود پیدا کرد اگر چه یکی از دلایل عینی آن وجود بی عدالتی و تبعیض و فساد بود اما ماهیتی صنفی و طبقاتی نداشت.
● پیشینه کوره آجر پزی
سفال گری و آجر سازی پیشینه بسیار کهنی دارند شاید بتوان گفت آجر(آگور) اختراع ایرانیان و ساکنان میان رودان(بین النهرین) بوده است وجود ساختمانهای آجری با قدمت بیشتر از ۶ هزار سال در منطقه خوزستان و ایلام و طاق کسرا (کی سرا)نشانگر این ادعا است.
اما اولین کوره های فعال در تهران در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه حدود سال ۱۳۸۰ قمری بیرون دروازه قدیم ری (بالای خیابان شوش فعلی) شکل گرفت. خیابان مولوی حد پایانی تهران بود؛ آخرین گورستان شهر هم محور جنوبی خیابان مولوی فعلی در منطقه ای که بعدها به نام «باغ فردوس» نامیده شدقرار داشت.
در حالیکه گورستانی به نام «چهارده معصوم» بعد از قبرستان سر قبر آقا در ضلع غربی اول جاده شهرری آخرین سال های عمر را می گذراند،گورستان مسگرآباد در سال ۱۳۲۶ خاوران(مشیریه) افتتاح شد. در غرب و جنوب این گورستان ۹۹ دستگاه کوره آجر فشاری سطح زمینی با سوخت چوب، هیزم و کاه مشغول کار بود؛ این کوره های سنتی در آن زمان دودکش نداشتند و دود در فضای آزاد پخش می گردید و در اطراف این کوره ها هم کسی زندگی نمی کرد که دود مزاحم زندگی آنان باشد.
آخرین محلات تهران اطراف میدان و خیابان شوش نظیر خیابان های ری، صاحب جم و مولوی و محلاتی به نام بازارچه سوسکی، بازارچه حاج غلامعلی، بازارچه صابون پزخانه و بازارچه سعادت با کوره ها فاصله داشت.
ساخت و ساز و سکونت در تهران بسرعت فزونی یافت.ساکنین جدید قسمت وسیعی از جنوب شهر،طی پیگیری های مداوم خواستار انتقال کوره ها شدند و نتیجه آن اقدامات از سال ۱۳۲۹ کلیه کوره های دودزا تخریب و به جای آن کوره هوفمان با دودکش های آجری با ارتفاع ۸۰ متر و با سوخت زغال سنگ جایگزین گردید.
در آن سال در تهران ۱۳۰ کوره مرتفع هوفمان در کنار جاده شهرری ـ علی آباد ـ اسماعیل آباد و هاشم آباد وجود داشت که همچنان بدلیل دود زیاد باید به شرق تهران( محمود آباد و خاتون آباد و حومه شاتره و چهاردانگه ) منتقل می شدند. سالنامه ۱۳۴۷ دنیا می نویسد:«تهران را صبح ها و غروب ها، از خارج پایتخت از یک نقطه بلند دیده اید که در تمام روزهای آرام، در هاله ای از دود تیره رنگ پوشیده شده اند موسسات دودکن مزاحم در تهران به شرح ذیل است: هزار و پانصد اتوبوس گازوئیلی (شرکت واحد) سه هزار اتومبیل کرایه و تاکسی دیزل، ۲۰۰کوره آجرپزی حومه پایتخت ، ۲۰۰ کوره گچ پزی و آهکی و سفال، ۵۰۰ گرمابه، ۵۰۰ نانوایی، ۲۰۰ دستگاه کوره قندریزی، صدها کامیون سنگین، ۴۵۰ مرکز زباله، هزاران دودکش دستگاه های تهویه و آشپزخانه و هزاران آب گرمکن نفتی و بخاری هیزمی یا نفتی» کوره های آجر پزی شهر ری و هاشم آباد(نزدیک به منطقه فرهنگسرای خاوران امروزی)بدلیل اینکه به روش هزاران سال قبل و با چوب و هیزم پخت می شدندو البته در دهه ۲۰ به بعد خشت خام از طریق آتش ناشی ازمخلوط زغال سنگ و اره خاکه چوب و نفت سیاه در گرخانه(کوره آتش) بطرز غیر علمی به آجر تبدیل می شدوهمچنان دود سیاه بسیار غلیظ تولید می کرد که تقریبا تمام منطقه هاشم آباد اتابک و حتی میدان خراسان را در برمی گرفت و گاهی همچون برف سیاه بر روی شهرمی باریدتحت فشار سازمان بهداشت این کوره ها تعطیل شد و به محمودآباد ،خاتون آباد،پلشت و مامازن منتقل شدند با وجود اینکه دودکش کوره های جدید(گرخانهGOR =شعله ) بسیار مرتفع تر از قبل ساخته شده بودند اما دودغلیظ کوره ها همچنان در اطراف تهران مشکل ساز بود و گاهی باد دود آنها را به تهران منتقل می کرد این کوره ها که بیشتر از دویست عددمی شدند و هرکدام حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰کارگر داشتنددر سال ۱۳۵۴-۵۷ گازی و برقی شدند و مشکل دود از میان رفت.
حمل آجر تا قبل از ورود کامیون تا سالهای ۱۳۳۰ به وسیله گاری های چهارچرخ یا الاغ و قاطرانجام می شد. مصالح فروشان عمده، خود دارای چندین راس الاغ بودند و جهت نگهداری این حیوانات در کنار مصالح فروشی طویله هم داشته و برای هر ده الاغ یک نفر خرکچی (راننده الاغ) درنظر گرفته می شد.
کارگران در کوره ها به ۳گروه تقسیم می شدند دسته اول آنهایی بودند که خشت خام را تولید می کردند اینها عموما خراسانی ها(تربت جام-تایباد سبزوار- گناباد) بودند دسته دوم آنهایی که خشت رادر کوره به آجر تبدیل می کردند و مسئول تهیه سوخت ونگهداری آتش در گرخانه بودند دسته سوم حمل و نقل خشت به داخل کوره و حمل آجر از کوره بداخل ماشین را انجام می دادندکه بیشتر آذربایجانی ها بودند.
انتقال آجر هر شب ازساعت ۹ شروع می شد کارگران بدقت مشغول پر کردن کامیونها از آجرهای پخته شده می شدند دهها کارگر صف می کشیدند و آجر را از درون کوره داغ دست بدست تا بالای کامیون می رساندند بعدها نقاله های برقی جای این کارگران را گرفت. کامیونها ساعت ۵ صبح کوره ها را ترک می کردند و بلافاصله کار گروه دیگری از کارگران (مجموعه گل ساز- قالب گیر- قالب کش و خشت جمع کن ) شروع می شد و تا ساعت ۷ تا ۸ غروب ادامه پیدا می کرد این کوره پزخانه ها لحظه ای از فعالیت بازنمی ایستادند سه مجموعه مرتبط از کارگران (خشت سازها- حمل ونقل کننده ها و آجر سازها)در آن کار می کردند گلام رضا خاکسارکه سالها در این کوره ها کار کرده می گوید: یکی از کوره های فعال کوره مهدی اراکی (عراقی)بود که در محمود آباد روبروی کوره ثابت نو و سه راه بازار رأفتی قرار داشت این کوره سه نوع آجر تولید می کرد آجر فشاری سنتی که بصورت سه قالبه چهارقالبه و یا ۶ قالبه انجام می شد نوع دیگر یک قالبه بود این آجر برای نمای بیرونی و زیبا سازی ساختمانها بکار می رفت نوع سوم آجرهایی بود که پهن تر بودند و برای کف اتاقها و کف سراها بکار می رفت.
شهید عراقی به حسن خلق شهرت داشت وی شاید تنها اربابی بود که گاهی شبها در محل کوره اقامت می کرد و در کنار کارگران شام و یا عصرانه می خورد دستمزدها در کوره وی معمولا همیشه از سایر کوره ها بیشتر بود و کارگران از وی رضایت خوبی داشتند کوره های عباس نکویی، مینویی،حاج محمدثابت و... نیز مشهور بودند."اکنون درکنار جاده هنوزخاکی روبروی کوره متروک شده شهید عراقی یک ساختمان خود نمایی می کند که تابلوی بسیج شهید عراقی را بر سر درب خود دارد. متاسفانه آن کوره های فعال و پر جنب جوش که دههاکارگرفصلی و حتی دانش آموزان در فصل تعطیلی را برای تامین مخارجشان جذب می کرد امروزه متروکه شده از آنهمه تلاش و بگیر و ببند و ازجمعه بازار پر جنب جوش رافتی و صدها دست فروش و دوره گرد از میوه فروشان که سوار برخریا قاطراز این محل به آن محل می رفتند میوه، انگور و طالبی و ... می فروختند خبری نیست سکوت و دیگر هیچ، تنها عده ای کار گر افغانی امروزه دریکی دو کوره نیمه فعال آنجا بسر می برند جای جمعه بازار رأفتی را شهرکی بنام قاسم آباد گرفته است.
نوشته: محمد عجم
از دیگر مقالات این نویسنده:
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=۴۶۷۰۸
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها





سایت عصرایرانروزنامه تعادلسایت نامه نیوزسایت آفتاب نیوزسایت ارانیکو