پنجشنبه, ۲ خرداد, ۱۳۹۸ / 23 May, 2019
مجله ویستا

ای زود گرد گنبد بر رفته


ای زود گرد گنبد بر رفته    خانه‌ی وفا به دست جفا رفته
بر من چرا گماشته‌ای خیره    چندین هزار مست بر آشفته؟
این دشته بر کشیده همی تازد    وان با کمان و تیر برو خفته
اینم کند به خطبه درون نفرین    وانم به نامه فریه کند سفته
من خیره مانده زیرا با مستان    هر دو یکی است گفته و ناگفته
گفته سخن چو سفته گهر باشد    ناگفته همچو گوهر ناسفته
بیدار کرد ما را بیداری    پنهان ز بیم مستان بنهفته
خرگوش‌وار دیدم مردم را    خفته دو چشم باز و خرد رفته
یک خیل خوگ‌وار درافتاده    با یکدگر چو دیوان کالفته
یک جوق بر مثال خردمندان    با مرکب و عمامه‌ی زربفته
بر سام یارده ز شر منبر    گویان به طمع روز و شبان لفته
مستان و بیهشان چو بدیدندم    شمع خرد فروخته بگرفته
زود از میان خویش براندندم    پر درد جان و ز انده دل کفته
آن جانور که سرگین گرداند    زهر است سوی او گل بشکفته
بیدار چون نشست بر خفته    خفته ز عیب خویش شود تفته
زیرا که سخت زود سوی بیدار    پیدا شود فضیحتی از خفته
ای درها به رشته در آوردم    روز چهارم از سومین هفته
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها

 آگهی
فروش ویژه دستگاه تصفیه آب
جذب مدرس انگلیسی،آلمانی،ترکی استانبولی،سوئدی،و …
بازگشایی و جابجایی گاوصندوق 09123950646, …
رایگان آگهی کن، رایگان بفروش
صندلی ماساژور
بهترین آموزشگاه زبان

 گزارش / تحلیل


خبرگزاری اسپوتنیکروزنامه تعادلسایت زومیتروزنامه سازندگیروزنامه ایران