شنبه, ۳۱ فروردین, ۱۳۹۸ / 20 April, 2019
مجله ویستا

کسی ز روی چنان منع چون کند ما را


کسی ز روی چنان منع چون کند ما را    خدا برای چه داده است چشم بینا را
نشان ز عالم آوارگی نبود هنوز    که ساخت عشق تو آواره‌ی جهان ما را
درون پرده ازین بیشتر مباش ای گل    که نیست برگ و نوا بلبلا، شیدا را
هزار سلسله مو در پیت به خاک افتد    چو برقفا فکنی موی عنبر آسا را
برای جلوه چو نخل تو را دهد حرکت    جسد به رعشه درآرد هزار رعنا را
به آن تکلم شیرین گهی که جان بخشی    به دم زدن نگذارد کسی مسیحا را
به جز وفای تو درد مرا دوائی نیست    خدا دوا کند این درد بی‌دوا ما را
ز غمزه دان گنه چشم بی‌گنه کش خویش    که تیغ می‌دهد این ترک بی‌محابا را
بهر زه لب مگشا پیش کس که نگشائی    زبان محتشم هرزه گوی رسوا را
همچنین مشاهده کنید
 آگهی
فروش آهن آلات ساختمانی با تضمین قیمت و کیفیت
اعزام دی جی به تمام نقاط تهران

باطری ساز سیار مکانیک سیار امداد خودرو شبانه …
قایق بادی اینتکس و ماهیگیری
پرداخت paypal
تولیدکننده و فروشنده پراستیک اسید
آموزش آنلاین تافل، ثبت نام تافل، کلاس تخصصی …

سرخط خبرها

 از میان خبرها

 گزارش / تحلیل