دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

آناپولیس بر پایه یک تئوری شبه محال


آناپولیس بر پایه یک تئوری شبه محال
کنفرانسی که بوش و رایس به زور و زحمت در آناپولیس بر پا می کنند بر پایه یک تئوری و نظریه آشنا ومشهور استوار است . همه موضوعات و مسائل دیگر کنفرانس ذیل این تئوری قرار می گیرند. و آن چیزی جز طرح تشکیل دو دولت مجزای فلسطینی و اسرائیلی نیست. این طرح اکنون در چهره دو میهمان اصلی اجلاس یعنی محمود عباس و ایهود اولمرت تبلور یافته است . اگر کسانی به پیش بینی قاطع در باره فرجام اجلاس آناپولیس دست زده اند، به این دلیل است که پیشاپیش پاسخ این معادله دو دولتی بودن را می دانند و برآورد دقیقی در دست دارند که چه میزان تئوری دو دولت در فضای ملتهب قلمرو امروز فلسطینیان امکان تحقق دارد. اما پیش از آن که از نگاه خود سیاستگذاران آمریکا ضریب عملی این طرح را بسنجیم لازم است سابقه آن را مورد اشاره قرار دهیم.
راه حل به اصطلاح دو دولت، دیدگاه غالب محافل غرب برای حل سیاسی مناقشه اسرائیل-فلسطین است؛ یعنی ایجاد دو دولت اسرائیلی و فلسطینی درون مرزهای فلسطین که زمانی تحت قیمومیت بریتانیا بود.
اما این دیدگاه به ظاهر غالب به هیچ وجه دیدگاهی جدید نیست. این دیدگاه در طول قرن بیستم متداول بوده است. ریشه این نظریه به انگلیسی ها بر می گردد.
دولت بریتانیا در بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ خواستار تأسیس «خانه ملی یهودیان» در فلسطین شد که مفهوم ضمنی دو دولت را در خود داشت. سازمان ملل در ۱۹۴۷ قطعنامه ای تصویب کرد که صراحتاً استقراردو دولت را با تأکید ویژه بر بیت المقدس خواستار شد.
در آن زمان ایالات متحده و اتحادجماهیر شوروی طرفداران تقسیم بندی فلسطین بودند. معاهدات ۱۹۹۳ اسلو نیز خواستار ایجاد دو دولت بود و امروز کاندولیزا رایس اصرار می ورزد که توافقی نهایی برای ایجاد دو دولت امری ضروری است و امیدوار است که در کنفرانسی که در آناپولیس مریلند برگزار می شود چنین پیشرفتی حاصل آید.
بازتاب تاریخی جنبش صهیونیستی از یک سو ونمایندگان اعراب فلسطینی از سوی دیگر درباره ایده دو دولت چه بود
در عمل، تا کنون هیچ یک از طرفین این ایده را نپسندیده اند. در آغاز سه موضع در اسرائیل وجود داشت که تقسیم سرزمین اشغالی ، مطلوب هیچ کدام از آنها نبود. تجدیدنظرطلبانی هم بودند که صراحتاً خواستار کشوری منحصراً یهودی بودند.
در طرف دیگر این طیف، گروه اندکی از نخبگان قرار داشتند که خواستار ایجاد کشور یکپارچه با دو دولت عربی- یهودی بودند، اما پس از به وجود آمدن رژیم اسرائیل در سال ،۱۹۴۸ این موضع به کلی از بین رفت و سپس صهیونیست های جریان غالب بودند که رهبران سیاسی اسرائیل شدند.
گرچه آنها ایده تقسیم بندی را به عنوان حقیقتی اجتناب ناپذیر پذیرفته بودند، با این حال به امید اشغال تمام یا بخش اعظم کشور،خواهان توسعه تدریجی مرزهای دولت یهودی نشین بودند. در اصل، این موضع سران برجسته رژیم صهیونیستی همچون دیوید بن گورین و بعدها آریل شارون بود.
تا کنون تنها گروه های صهیونیستی که خواهان دو دولت به عنوان راه حلی پایدار و قطعی بودند،تشکل هایی از قبیل «اکنون صلح» است. این تشکل ها پس از سال ۱۹۶۷ به وجود آمدند و مبادله «زمین برای صلح» را پیشنهاد دادند. با این حال این گروه ها هرگز قادر به کسب اکثریت قابل توجه در انتخابات اسرائیل نبودند و امروز بیش از پیش در اقلیت هستند. اما در سوی دیگر، فلسطینی ها همواره در برابر ایده دودولت ایستادگی کرده اند. در ابتدا هیچ کسی از این ایده حمایت نکرد. به همین دلیل هنگامی که سازمان ملل در سال ۱۹۷۴ تقسیم بندی فلسطین را تصویب کرد از میان فلسطینی ها و اعراب موافقی پیدا نکرد.
سازمان آزادی بخش فلسطین در سال ۱۹۶۴ مشخصاً به عنوان سازمانی مخالف با این ایده بوجود آمد. در دهه ۱۹۸۰ این سازمان به تدریج موضع خود را تغییر داد و به عنوان بخشی از معاهده اسلو ۱۹۹۳ ایده دو کشور را رسماً پذیرفت.
با این حال از نظر بسیاری از اسرائیلی ها این تغییر در مشی سازمان ساف تاکتیکی است، نه حقیقی و صادقانه. این تغییر بازتاب رویکرد بن گوریون- شارون در موافقت آنها با تقسیم فلسطین به عنوان واقعیت روز بود و در عین حال آرزوی همیشگی شان برای رسیدن به راه حل یک کشور است.
با این همه امروز محمودعباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، حامی مشهور راه حل دو دولت است، و آن گونه که از خبرها پیداست کشورهای عرب تحت رهبری عربستان سعودی آماده حمایت از این موضع هستند. از طرف دیگر، با نگاهی خوش بینانه می توان گفت ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل، به نحوی، اما نه چندان مصمم،حامی ایجاد دولت فلسطین است.
اما مسأله اصلی این است که چشم اندازهای رسیدن به توافق در خصوص همین طرح سرگردان دو دولتی شدن چه هستند
این سؤال دشوار و پیچیده اکنون پاسخی سهل پیدا کرده است. نه اسرائیل و نه دولت بوش طرح دو دولتی بودن را به آن شکلی که اعراب و طرف فلسطینی مطرح می کند نخواهند پذیرفت. جالب است که پیش از همه دو گروه از سیاستمداران سرشناس دموکرات و جمهوری خواه آمریکا در پیگیری خویش به این نتیجه ناامید کننده رسیده اند. ابتدا هشت چهره مطرح دموکرات های آمریکا اخیراً بیانیه ای در نشریه « بررسی کتاب های نیویورک» منتشر کردند، و راه حل ایجاد دو دولت را به عنوان «آخرین خواسته» در مناقشه مزمن فلسطین مطرح کردند.
آنها بیانیه خود را که لحنی تهدید آمیز داشت «پیامدهای زیان بار خطرات شکست» نامیدند. نخستین نام زبگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر در دوران ریاست جمهوری وی و مشاور کلیدی باراک اوباما، است. سه امضا کننده دیگر نیز از شخصیت های برجسته دموکرات هستند: لی همیلتون، که ریاست مشترک « گروه مطالعات عراق» را به عهده داشت؛ توماس پیکرینگ، معاون وزیر امور خارجه بیل کلینتون، و تئودور سورنسان، مشاور ویژه جان اف کندی.
در جبهه جمهوری خواهان نیز به همین نسبت چهره های برجسته دیده می شوند: برنت اسکوکرافت، مشاور امنیت ملی جرالد فورد و جورج اچ دبلیو بوش، کارلا هیلز، نماینده تجاری جورج اچ دبلیو بوش ، نانسی کاسنبام-بیکر، سناتور سابق، و پل ولکر، رئیس سابق هیأت مدیره «نظام ذخایر فدرال».
اعضای این گروه عالی رتبه در این ویژگی مشترکند که هیچ کدام با دولت فعلی بوش همکاری نمی کنند. نامه آنها به بوش و کاندولیزا رایس فرستاده شد. آنها طرح مفصل خود را ارائه دادند. پیشنهادی که از نظر همگان تنها راه حل عملی دو دولت است: بر مبنای مرزهای ۱۹۶۷ دو دولت، دو پایتخت در بیت المقدس با توافق مشخصی بر سر اماکن مذهبی، و راه حلی برای مسأله پناهندگان که همراستا با راه حل دو دولت است، پرداختن به بی عدالتی های بسیاری که بر فلسطینی ها روا داشته شده است و دادن غرامت به آوارگان و تأکید بر اسکان مجدد آنها. آنها همچنین خواهان مشارکت سوریه و حماس در مذاکرات شهرک ها و توقف فوری ایجاد شهرک های اسرائیل هستند. این طرح طی نشست طابا در دسامبر ۲۰۰۰ وهمزمان با آخرین روزهای دولت کلینتون «تقریباً» تصویب شد. اما این کافی نیست. بدون تردید این طرح برای عباس و به احتمال زیاد برای حماس قابل قبول است. اما مدت هاست که دولت اولمرت آن را علناً و قویاً نادیده گرفته است.
دلیل لحن ناامیدانه سیاستمداران آمریکا که بیانیه دفاع از دولت مستقل فلسطینی را مطرح کردند روشن است، این نویسندگان بعید می دانند بوش و یا رژیم اسرائیل این طرح را بپذیرند. پارلمان اسرائیل نسبت به هر توافقی با اکراه برخورد می کند و در آستانه کنفرانس جدید صلح هیچ نشانه ای حاکی از آمادگی آنها برای تغییر موضع شان نیست، و همچنین هیچ نشانه ای حاکی از آمادگی دولت بوش برای حقیقتاً وادار کردن آنها به این امر وجود ندارد و این کاملاً تناقض آمیز است.
چرا این هشت سیاستمدار امضا کننده آن را آخرین خواسته دانستند به این دلیل که اجماع بین المللی قرن بیستم بر راه حل دو دولت ضعیف شده است. حمایت ازاسرائیل که زمانی بشدت قوی بود، حتی برای گروه هایی هم که زمانی قویاً حامی موضع اسرائیل بودند، بشدت کاهش یافته است و در کنار آن حمایت از کشوری یکپارچه افزایش یافته است. اما با توجه به وحشت و خصومت هر دو طرف، اسرائیل هرگز ایده « یک دولت » را نخواهد پذیرفت و بی تردید ترجیح می دهد چرخه بی پایان خشونت را ادامه دهد. آنچه برژینسکی و سایرین به طور ضمنی هشدار می دهند ناکامی امروز اسرائیل و دولت ایالات متحده در پذیرش این طرح است که منجر به پیامدهای زیانبار ناشی از خشونت فزاینده خواهد شد که شاید ۳۰سال دیگر ادامه یابد و پیامد نامعلومی برای بقای رژیم اسرائیل درپی خواهد داشت.
ایمانوئل والراشتاین ‎/ترجمه: مهردخت مهاجرانی
منبع : روزنامه ایران