چهارشنبه, ۶ تیر, ۱۴۰۳ / 26 June, 2024
مجله ویستا


مغول Монгол


مغول   Монгол
▪ کارگردان: سرگئی بودروف.
▪ فیلمنامه: عارف علیف، سرگئی بودروف.
▪ موسیقی: توماش کاته لینن.
▪ مدیر فیلمبرداری: روگیه اشتوفرز، سرگئی تروفیموف.
▪ تدوین: والدیس اسکارسدوتیر، زاخ اشتینبرگ.
▪ طراح صحنه: داشی نامداکوف.
▪ بازیگران: تادانوبو آسانو[تموچین]، هونگلی سون[جاموکا]، خولان چولون[بورته]، اودنیام اودسورن[تموچین جوان]، آماربولد توینبایار[جاموکای جوان]، بایارتستسگ اردنبات[بورته جوان]، آمادو مامادکوف[تارگوتای]، با سن[اسوگی]، بو رن[تایچار].
▪ ١٢٠ دقیقه.
▪ محصول ٢٠٠٧ آلمان، قزاقستان، روسیه، مغولستان.
▪ نام دیگر: Mongol. نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی، برنده جایزه عقاب طلایی بهترین طراحی لباس/کارین لوهر و بهترین تدوین صدا/استفان کونکن مراسم آکادمی روسیه.
▪ ژانر: درام، تاریخی.
تموجین فرزند یکی از خان های مغول، پس از نامزد کردن دخترکی به نام بورته شاهد قتل پدرش اسوگی و تاراج ثروت وی می شود. تموچین که به اسارت تارگوتای در آمده، چند سال بعد موفق به فرار می شود و تصمیم می گیرد تا با دشمنان خود جنگیده و مقام خانی را به چنگ آورد. او که بورته را نیز فراموش نکرده، به سراغ وی می رود.
پس از بازگشت به همراه بورته، بار دیگر دشمنان بر او تاخته و این بار بورته را نیز از چنگ وی خارج می کنند.تموچین ناچار به سراغ تنها دوستش جاموکا می رود تا با کمک وی بورته را نجات دهد. جاموکای و افرادش به تموچین در رهانیدن بورته از دست مرکیت ها کمک می کنند.
اما رفتار سخاوتمندانه تموچین در تقسیم غنایم با افراد، سبب می شود تا آنها جاموکای را رها و با تموچین همراه شوند. مدتی بعد تموچین بار دیگر اسیر و زندانی می شود. این بار بورته که توسط راهبی پیر از محل وی آگاه شده، برای رهانیدن وی عازم می شود.تموچین با کمک بورته از زندان می گریزد، و این بار تنها نقشه ای که در سر دارد متحد کردن قوم مغول کشورگشایی است...
● چرا باید دید؟
فیلم با ضرب المثلی مغولی آغاز می شود: هرگز از یک توله متنفر نباش، چون ممکن است بچه یک ببر باشد.
جان کلام سازندگان مغول یا آخرین نسخه سینمای زندگی نامه چنگیزخان نیز گویا همین ضرب المثل بوده و تصمیم به ساخت فیلم حماسی و باشکوه از زندگی این مرد داشته اند. فراموش نکنیم که طولانی ترین قصه درباره این شخصیت خونخوار تاریخی نیز در دوره استیلای استالین توسط واسیلی یان روسی نوشته شده - چنگیزخان[١٩٣٩]، باتو[١٩٤١] و به سوی آخرین دریا[١٩٥٤]- که قرار بوده همچون چنگیزخان دنیا را فتح کند. بی شباهت هم نبودند چون هر دو بر اساس یاسای خویش هر کاری را فقط با مرگ پاداش می دادند!
از دو نسخه سینمایی زندگی نامه چنگیز[تا جایی که من به یاد دارم] با شرکت جان وین!!! و عمر شریف!! می گذرم که هر دو جزو بدترین فیلم های سازندگان شان هستند. متاسفانه فیلم ١٩٩٨ سای فو و لیسی مای-محصول چین و مغولستان، برنده ٨ جایزه معتبر- را هم ندیده ام. تنها فیلم نزدیک به واقعیت، سریالی دهه هشتادی بود که از تلویزیون ایران هم به نمایش در آمد و مانند همین یکی می خواست چنگیز خان را به چنگیز جان تبدیل کند.
خان زاده بخت برگشته ای که پدر و محبوب را از دست داده و برای باز پس گرفتن همسر و سروری پدر تصمیم به جنگیدن می گیرد. سرنوشتی پر از نامردی و خیانت و بدبختی که می تواند با کمک حس همذات پنداری از این شخصیت، خونخواری نازنین و محق بسازد. تنها تفاوت مجموعه قبلی و فیلم فعلی در ابعاد آنهاست. مغول با سرمایه ای ٢٠ میلیون دلاری ساخته شده و قرار است اولین بخش از یک سه گانه باشد. فیلمی که از سوی قزاقستان[چرا مغولستان نه ؟!] به آکادمی ارائه شده و هر چند از شانس زیادی برخودار نیست، اما محصولی عطیم است که می تواند برای سینمای آن کشور اعتبار به همراه آورد.
باید اعتراف کنم که چنگیز خان بر خلاف تصور ما که تاریخ کشورمان مملو از روایت های خونریزی مغولان است، از سوی مردم بسیاری کشورها و حتی مورخین شان یک فاتح و مردی بزرگ قلمداد می شود. شخصیتی کاریزماتیک مانند هیتلر که هنوز دوستداران بسیار دارد.
بدیهی است زندگی نامه او به عنوان قصه ای که به دفعات روایت نشده و هنوز تازگی خود را حفظ کرده، مورد توجه فیلمسازان قرار گیرد. سرگئی بودروف در اولین بخش از تریلوژی خود تنها به دوره جوانی و آغاز شکل گیری امپراطوری مغول پرداخته است.
فیلم در قزاقستان و چین فیلمبرداری شده و پر از صحنه های چشمگیر نبرد است و از تموچین قهرمانی منصف و همسر نواز تصویر می کند. او اولین مغولی است که به خاطر یک زن جنگ می کند. اگر مدتی است فیلمی حماسی و بزرگ ندیده اید، مغول همه چیز دارد.
فراموش کنید که این مرد بعدها موسس امپراطوری هزار ساله ای می شود که نیمی از جهان را زیر فرمان خود داشته و خون های زیادی می ریزد. مغول تاکنون در کشورهای اندکی از جمله روسیه[نزدیک به یک ٨ میلیون دلار در آمد] به نمایش در آمده، اما نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی راه را برای پخش جهانی آن باز خواهد کرد.
سرگئی ولادیمیروویچ بودروف متولد ١٩٤٨ خاباروفسک از فیلمسازان مشهور روسیه و دنیاست که از میانه دهه ١٩٧٠ به کارگردانی اشتغال دارد. معروف ترین فیلم های او آزادی بهشت است[١٩٨٩]، اسیر قفقازی[١٩٩٦]، Running Free [١٩٩٩] و بوسه خرس[٢٠٠٢] است.
امیر عزتی
منبع : موج نو