پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

ایست‌ پیش‌ از رسیدن‌ به‌ خط‌ انقراض‌ / یکه‌گرد کوهستان‌


ایست‌ پیش‌ از رسیدن‌ به‌ خط‌ انقراض‌ / یکه‌گرد کوهستان‌
شكارچی‌ دقیق‌ و كم‌ اشتباهی‌ كه‌ مهمترین‌ سلاحش‌ استتار است‌، یكه‌ گرد كوهستان‌ و شبه‌جنگل‌، گربه‌سانی‌ بی‌باك‌ و بی‌نظیر، مغرور نشسته‌ بر سایه‌ خویش‌.تنها گربه‌سانی‌ به‌ زیركی‌ پلنگ‌ به‌ مدد هوش‌ سرشار خویش‌ و زیست‌ به‌ تنهایی‌ است‌ كه‌ در ایران‌ می‌تواند در ستیغ‌های‌ بلند و دور از دسترس‌ به‌ زندگی‌ ادامه‌ دهد. اغلب‌ در نقاط‌ كوهستانی‌ و بكر، هر جا كه‌ شكاری‌ به‌ جای‌ مانده‌ باشد، او نیز هست‌.
همانا طبیعت‌ مردانی‌ در گذر خویش‌ از سختون‌های‌ مرتفع‌ و دره‌های‌ وهم‌انگیز، غرش‌ سهمناك‌ او را شنیده‌اند و وجودش‌ را حس‌ كرده‌اند. ولی‌ درباره‌ دیدنش‌ به‌ گفته‌ امیرخان‌ آهنی‌ نجات‌ بخش‌گونه‌ كمیاب‌ گورخر ایرانی‌ طی‌ سال‌ها تلاش‌ كم‌نظیر، «وقتی‌ به‌ كوه‌ می‌روی‌، این‌ تو نیستی‌ كه‌ پلنگ‌ را می‌بینی‌، اوست‌ كه‌ تو را می‌بیند. او یك‌ شكارچی‌ است‌، یك‌ شكارچی‌ باهوش‌.»پلنگ‌ همواره‌ در شكار خود متكی‌ به‌ قوه‌ استتار، هوش‌ و سرعت‌ دوندگی‌ است‌. این‌ گربه‌سان‌ قلب‌ كوچكی‌ دارد و چنانچه‌ مجبور به‌ تعقیب‌ طولانی‌ شكار شود نفسش‌ به‌ شماره‌ می‌افتد و شكار از كفش‌ می‌گریزد. ولی‌ پنجه‌ قدرتمند او است‌ كه‌ اگر به‌ جان‌ شكار بگیرد او را از پای‌ می‌افكند.

«جنگاوری‌ كه‌ سیلی‌ او افكند به‌ خاك‌
چون‌ كودكی‌ نحیف‌ شتر را به‌ ضربتی‌
شیر است‌ اگر بجوید جز پیل‌ هم‌ نبرد
خون‌ است‌ اگر بنوشد جز آب‌ شربتی‌»

پلنگ‌ها از دیرباز توجه‌ بسیاری‌ را جلب‌ خود كرده‌اند. نه‌ تنها پوست‌ زیبایشان‌ طمع‌ شكارچیان‌ را برانگیخته‌، بلكه‌ زندگی‌ پرغرور این‌ گربه‌سان‌ بر فراز دست‌ نیافتنی‌ها ترفندهای‌ بشر را نیز برای‌ شناختش‌ ناكام‌ گذاشته‌ است‌.كیم‌ ولهاتر، عكاس‌ و نویسنده‌ حیات‌ وحش‌ از معدود كسانی‌ است‌ كه‌ بر اؤر یك‌ اتفاق‌ و بداقبالی‌ پلنگ‌ یا خوش‌ اقبالی‌ خویش‌ قادر به‌ تعقیب‌ او شده‌ است‌. گزارشی‌ از كیم‌ ولهاتر درباره‌ یك‌ پلنگ‌ نر ۵ ساله‌ در پناهگاه‌ حیات‌ وحش‌ مالامالا، در آفریقای‌ جنوبی‌ را خواهید خواند. پلنگ‌ها در همه‌ جای‌ دنیا زندگی‌ همسانی‌ دارند. چه‌ در كوهستان‌ها و جنگل‌های‌ ایران‌ و چه‌ بیشه‌های‌ آفریقا. آنها گربه‌هایی‌ سازگار و باهوشند.من‌ او را «تجولولو» نام‌ گذاردم‌ در زبان‌ سوازی‌ و شانگان‌ یعنی‌: «آنكه‌ تنها می‌ایستد» تعقیب‌ پلنگ‌ در بیشه‌، كاری‌ دشوار است‌ و ردزنی‌ او مشكل‌تر. ولی‌ سال‌ها پیش‌، پس‌ از اینكه‌ تجولولو در برخورد با یك‌ گراز، زخمی‌ و توسط‌ یك‌ دامپزشك‌ معالجه‌ شد، ماموران‌ پارك‌ ملی‌ كروگر، فرستنده‌یی‌ به‌ او متصل‌ كردند و از آن‌ پس‌ ردگیری‌ او امكان‌پذیر شد.»سابقه‌ محیط‌ بانی‌ ولهاتر او را در تعقیب‌ تجولولو یاری‌ می‌كرد. وجود فرستنده‌ به‌ ولهاتر كمك‌ می‌كرد تا لحظه‌یی‌ از تجولولو غافل‌ نماند و چنانچه‌ می‌گوید: «گاه‌ آنقدر به‌ او نزدیك‌می‌شدم‌ كه‌ صدای‌ لیسیدن‌ دست‌هایش‌ را می‌شنیدم‌.»
در پارك‌ ملی‌ كروگر، صدها پلنگ‌ زندگی‌ می‌كنند. پلنگ‌هایی‌ كه‌ از هیچ‌ غذایی‌ صرف‌نظر نمی‌كنند. گوشت‌ تازه‌، لاشه‌ و حتی‌ حشرات‌ از خوراك‌های‌ روزانه‌ پلنگ‌ها هستند. پلنگی‌ همچون‌ تجولولو آنقدر قدرتمند است‌ كه‌ می‌تواند حیوانی‌ با ۳۰۰ پوند وزن‌ (۱۴ كیلوگرم‌) یعنی‌ دو برابر وزن‌ خویش‌ را به‌ دندان‌ بگیرد و بالای‌ درخت‌ ببرد. پلنگ‌ها در طبیعت‌ همیشه‌ میهمانان‌ ناخوانده‌یی‌ بر سر سفره‌ خود دارند به‌ همین‌ دلیل‌ ترجیح‌ می‌دهند شكارشان‌ را روی‌ درخت‌ ببرند و چون‌ گربه‌یی‌ واقعی‌ با آرامش‌ خیال‌ به‌ خوردن‌ آن‌ بنشینند.یكی‌ از صحنه‌های‌ شگفت‌انگیزی‌ كه‌ ولهاتر طی‌ تعقیب‌ تجولولو با آن‌ مواجه‌ شده‌ است‌، شكار یك‌ ایمپالا (حیوانی‌ بزرگتر از آهو) بود. «او در تاریكی‌، كوژ كرده‌ و با گوش‌هایی‌ فرو خوابیده‌ مدتی‌ در كمین‌ غزال‌ نشست‌ و آنقدر صبر كرد تا حیوان‌ در فاصله‌یی‌ كه‌ او بتواند با یك‌ جهش‌ بگیردش‌، رسید. بعد مثل‌ فنر از جا پرید و خود را روی‌ شكار انداخت‌ و گردنش‌ را در میان‌ دندان‌های‌ نیش‌ نیرومند گرفت‌ و آنقدر صبر كرد تا ایمپالا خفه‌ شد.پیش‌ از اینكه‌ تجولولو بتواند از شكارش‌ استفاده‌یی‌ كند، سر و كله‌ كفتاری‌ گرسنه‌ پیدا شد و بی‌تعارف‌ سر سفره‌ نشست‌. پلنگ‌ تصمیم‌ گرفت‌ شكارش‌ را بالای‌ درخت‌ ببرد و از دسترس‌ میهمان‌ ناخوانده‌ دور كند، ولی‌ كفتار جسورانه‌ یك‌ پای‌ ایمپالا را به‌ دندان‌ گرفت‌ و مانع‌ بالا رفتن‌ پلنگ‌ از درخت‌ شد. كفتار آنقدر پای‌ به‌ دندان‌ گرفته‌ را كشید تا سرانجام‌ ایمپالابه‌ زمین‌ افتاد. آنگاه‌ هر دو به‌ سوی‌ شكار هجوم‌ بردند و حریصانه‌ به‌ خوردن‌ آن‌ پرداختند. اگر پلنگ‌ موفق‌ می‌شد چنین‌ شكاری‌ را بالای‌ درخت‌ ببرد چند روزی‌ نیاز به‌ شكار كردن‌ نداشت‌.»عرصه‌ زیستن‌ بر گربه‌ سانان‌ بزرگ‌ تنگ‌ شده‌ است‌ و پلنگ‌ نیز از این‌ قاعده‌ مستثنا نیست‌. بسیاری‌ شكارچیان‌ قاچاق‌ و نیز شكارچیان‌ ورزشی‌ سهم‌ خود را از جمعیت‌ پلنگ‌ها می‌گیرند و شكار این‌ حیوان‌ بیش‌ از دیگر درندگان‌ هواخواه‌ دارد. چوپانان‌ و مزرعه‌دارانی‌ كه‌ برای‌ حفظ‌ گاو و گوسفند خود حیوانات‌ شكارگر را می‌كشند و پلنگ‌ شكارگری‌ مغرور با جرات‌ و جسور است‌. ولی‌ مرگبارتر از تمام‌ این‌ كشتارها نابودی‌ محیط‌ زیست‌ است‌. پلنگ‌ بیش‌ از دیگر گربه‌سانان‌ پراكندگی‌ دارد و در اغلب‌ نقاط‌ آفریقا و بخش‌هایی‌ از آسیا و خاورمیانه‌ زندگی‌ می‌كند.پلنگ‌ ایرانی‌ رنگی‌ روشن‌تر از پلنگ‌های‌ آفریقایی‌ و هندی‌ دارد. به‌ همین‌ دلیل‌ گاهی‌ او را با پلنگ‌ برفی‌ اشتباه‌ می‌گیرند. حال‌ آنكه‌ پلنگ‌ برفی‌ جثه‌یی‌ كوچكتر از پلنگ‌ ایرانی‌ دارد و خاكستری‌ رنگ‌ است‌. لكه‌های‌ روی‌ بدن‌ پلنگ‌ برفی‌ بزرگتر ولی‌ به‌ تعداد كمتری‌ نسبت‌ به‌ خال‌های‌ پلنگ‌ ایرانی‌ است‌. نزدیكترین‌ منطقه‌ پراكندگی‌ پلنگ‌ برفی‌ در دنیا با محیط‌ مناسب‌ زندگی‌ این‌ پلنگ‌ در ایران‌ تقریبا هزار كیلومتر است‌.این‌ گربه‌سان‌ بزرگ‌ در اكثر زیستگاه‌های‌ كشور اعم‌ از جنگلی‌، كوهستانی‌، بیابانی‌، استپی‌ و ارتفاع‌ صفر تا نزدیك‌ ۴ هزار متر پراكنده‌ است‌ و این‌ دلیلی‌ است‌ برای‌ نجات‌ او از خطر انقراض‌.متاسفانه‌ در ایران‌ هنوز پلنگ‌ را با یوز اشتباه‌ می‌گیرند. حتی‌ برخی‌ روزنامه‌ها كه‌ باید منبع‌ علمی‌ باشند در شناسایی‌ این‌ دو از یكدیگر اشتباه‌ می‌كنند.پلنگ‌ دشمن‌ طبیعی‌ ندارد. تنها گاهی‌ توله‌های‌ این‌ حیوان‌ توسط‌ سایر گوشتخواران‌ شكار می‌شوند. در ایران‌ پارك‌ ملی‌ تندوره‌ در شمال‌ خراسان‌ بهترین‌ زیستگاه‌ فعلی‌ پلنگ‌ است‌.امروزه‌ پلنگ‌ها در كنار جمعیت‌ انسانی‌ بیش‌ از دیگر نقاط‌ دیده‌ می‌شوند. با این‌ حال‌ جمعیتی‌ رو به‌ كاهش‌ دارد وآینده‌یی‌ مبهم‌ پیش‌ روی‌ این‌ گربه‌سان‌ است‌.در گذشته‌ ایران‌ گربه‌سانان‌ بزرگ‌ بسیار داشته‌ است‌. حیات‌ وحش‌ غنی‌ این‌ سرزمین‌ سال‌ها محل‌ زندگی‌ حیواناتی‌ نظیر ببر بوده‌، ولی‌ در حال‌ حاضر تنها گربه‌سانی‌ كه‌ كمی‌ با خطر انقراض‌ فاصله‌ دارد، همین‌ پلنگ‌ است‌. ولی‌ پلنگ‌های‌ ایرانی‌ نیز همچون‌ دیگر نقاط‌ دنیا با مشكل‌ شكار قاچاق‌ و نابودی‌ زیستگاه‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌ می‌كنند.پی‌ برده‌ایم‌ از دست‌ دادن‌ گونه‌های‌ جانوری‌ چقدر دردآور است‌. هر چند كه‌ این‌ تجربه‌ تلخ‌ خیلی‌ دیر به‌ دستمان‌ رسید ولی‌ برای‌ حفظ‌ گونه‌های‌ با ارزشی‌ چون‌ یوزپلنگ‌ و پلنگ‌ گوشزدی‌ بود. حمایت‌ این‌ گونه‌ها نیاز به‌ همتی‌ همه‌ جانبه‌ دارد كه‌ البته‌ نقش‌ آموزش‌ و آگاهی‌ همگانی‌ را نمی‌توان‌ نادیده‌ گرفت‌. چنانچه‌ هر از گاهی‌ واقعه‌یی‌ دردناك‌ از كشتار یك‌ خانواده‌ گربه‌سان‌ به‌ گوشمان‌ می‌رسد و هنوز دست‌ روی‌ دست‌ گذاشته‌ایم‌ و این‌ نه‌ جای‌ درنگ‌ است‌. باری‌ مرگ‌ یوزپلنگ‌ پارك‌ پردیسان‌ پس‌ از نه‌ سال‌ زندگی‌ در تنهایی‌ كه‌ حاصل‌ كشتار بی‌ رحمانه‌ خانواده‌اش‌ در شهرستان‌ بافق‌ بود هم‌ گره‌یی‌ از مشكل‌ گربه‌سانان‌ نگشود.پلنگ‌ تا خطر انقراض‌ چند قدمی‌ فاصله‌ دارد، چه‌ بهتر كه‌ علاج‌ واقعه‌ را پیش‌ از آن‌ در نظر بگیریم‌. وضعیت‌ نشریات‌ ایرانی‌ و نگاه‌ آنان‌ به‌ محیط‌ زیست‌ به‌ اندازه‌یی‌ ناامید كننده‌ است‌ كه‌ حتی‌ نمی‌توان‌ میزان‌ مقایسه‌یی‌ میان‌ نشریات‌ داخلی‌ با ضمایم‌ و نشریات‌ اختصاصی‌ حیات‌ وحش‌ در امریكا و اروپا یافت‌. به‌ یاد داشته‌ باشیم‌ كه‌ طبیعت‌ مادر بشر است‌، جایگاه‌ این‌ مادر را پاس‌ بداریم‌.
منبع : روزنامه جوان