پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

درآمدی بر مبانی اصولگرایی در اسلام


درآمدی بر مبانی اصولگرایی در اسلام
انقلاب اسلامی به سان حرکتی عظیم در راستای تحقق آرمانها و اهداف متعالی اسلام، سنگ بنای اجرای احکام الهی در کشوررا در قالب حکومت اسلامی بنیان نهاد و در واقع ایجاد حکومت اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) را می توان تلاش برای بازگشت عملی به اصول و ارزشهای اسلام نابی دانست که برقراری آن جزو دغدغه های اصلی پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) در طول تاریخ اسلام بوده است.
از آنجا که تحقق اهداف بلند انقلاب مستلزم اعتقاد علمی و عملی کارگزاران حکومت اسلامی به اصول و آرمانهای اسلام ناب محمدی(ص) است، و از طرفی امروز شاهد رویکردی جدیدی به آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی در عرصه سیاست کشور تحت لوای "اصولگرایی" به خصوص در دولت و مجلس هستیم، لذا بررسی و تامل بر مبانی اصولی حکومت اسلامی در تاریخ اسلام می تواند خط کش و میزانی مناسب برای شناخت بایسته های اصولگرایی باشد.
● اصول اساسی پیامبر(ص)
اصل بعثت پیامبر حضرت محمد(ص) برمبنای دعوت به "توحید" و یگانه پرستی است و لذا وقتی ایشان از سوی خداوند به عنوان خاتم پیامبران و تکمیل کننده دین الهی مبعوث شدند، اولین قدمهای خود را برای توجه دادن انسانها به ضمیر باطن و فطرت الهی خود برداشتند."توحید" اصل اساسی هدف بعثت جهانی پیامبر(ص) بود که هم در دعوت مردم مکه و مدینه و جزیره العرب، و هم در نامه های ایشان به پادشاهان و سران حکومتهای آن زمان به آن تاکید می نمودند. در واقع توحید و یکتاپرستی "اصل اساسی" ایشان در دوران بعثت و حکومتشان بر مسلمین و معیار ایشان در انتخاب افراد به شمارمی آید.
خداوند در قرآن حق حکمرانی را به خود اختصاص داده است و فرموده: "إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ"- حکم جز به دست خدا نیست(۱) و "ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ" - غیر از او والی و حمایت‏گری برای آنان نخواهد بود(۲) و از جهت دیگر حق ولایت و حکومت را نیز به آخرین پیامبر(ص) خود تفویض نموده است: "فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ"
- و میان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوری کن(۳) و "فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی‏"
- پس میان مردم به حق داوری کن و هرگز از هوی نفس پیروی نکن(۴) از سوی دیگر خداوند مردم را نیز به پیروی از پیامبر(ص) و دستوراتش فرا خوانده است: "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم"
- خدا را فرمان برید و پیامبر و صاحبان امر و فرمانتان(ائمه معصومین) را اطاعت کنید".
با تامل در دستورات، سفارشات و توصیه های پیامبر(ص) و امیرمومنان علی(ع) در خصوص ویژگی های حکومت اسلامی درکنار شاخص های مورد نظر امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی(ره) و منویات مقام معظم رهبری پیرامون اصول مسلم انقلاب، می توان به تصویر روشنی از اصول و معیارهای اسلام درجهت ترسیم الگو و میزانی حقیقی برای حکمرانی درقالب "اصولگرایی" در کشور دست یافت.لذا در ذیل به برخی از این شاخص ها که می تواند معیارهای مناسبی برای اصولگرایی باشد می پردازیم:
● خدمت به مردم
همت و تلاش نبی مکرم اسلام(ص) در طول بیست و سه سال معطوف به گسترش و ارتقاء اعتقادات و ایمان مردم در سایه عمل به احکام جامع الهی بود. برای پیامبر(ص) که ترجمان وحی الهی بودند اصل در انتخاب افراد و کارگزاران حکومت، ایمان و عمل صالح و خوشرویی با مردم است. از فرمایشات ایشان است که:
- "الخلق عیال الله، فاحبّ الخلق الی الله من نفع عیال الله" - مردم عیال خداوند هستند،پس محبوبترین خلق نزد خداوند کسی است که به مردم نفع برساند"(۵)
- "هر که با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد آنها با او آنگونه رفتار کنند، عادل است"(۶)
- "بهترین کس در میان شما آن است به دنیا بی میل تر است و به آخریت مایل تر است(۷)
- "از نفرین مظلوم بترسید که نفرینش به آسمان می رسد و خدای برترین می فرماید: به عزت و جلالم سوگند که یاری ات می کنم هر چند مدتی بگذرد.(۸)
- میان بنده و بهشت هفت گردنه است که از همه آسان تر ، مرگ است و از همه سخت تر جایی است که در پیشگاه خدای برترین می ایستند و مظلومان گریبان ظالمان را می گیرند.(۹)
دوران حکومت ۵ ساله امیرمؤمنان علی (ع) نیز که بی بدیل ترین دوران حکومت الهی تا قبل از قیام قائم(عج) است، به سان الگویی در تبیین شاخص های اصولگرایی قرار دارد.
امیرالمومنین(ع) به پیروی از پیامبر(ص) اهمیت ویژه ای برای خدمت به مردم قائل بودند و لذا در زمان حکومت خویش به رفاه و امنیت عمومی توجه ویژه داشته و آبادی سرزمین ها و تامین زندگی شرافتمندانه مردم را از وظایف خود می دانستند:
"و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک"- )خدایا) هدف من آشکار کردن اصلاح در شهرهاست ، تا بدین وسیله بندگان ستم کشیده ات در امنیت قرار گیرند و احکام امت که ضایع مانده اند، جاری گردد.(۱۰)
در عین حال حضرت توجه به اصلاحات را مایه امنیت ، آرامش و اجرای شریعت می دانند و در دستور حکومتی به مالک اشتر نیز به این مقوله اشاره دارند: "و استصلاح اهلها" - یکی از وظایف تو اصلاح امور بندگان خداست (۱۱)
● عدالت
ایشان در تعریف سیاست می فرمایند"ملاک السیاسه العدل ، الریاسه کالعدل فی السیاسه.جمال السیاسه العدل فی الامره" ملاک و معیار سیاست عدل است، ریاست مثل عدالت است در سیاست و زیبایی سیاست عدالت درحکمرانی است"(۱۲) و بدینسان به رابطه مستقیم بین عدالت و سیاست قائل هستند.
"عدالت" جزو شاخص های اصلی اصول حکومتداری از نظرحضرت امیر(ع) است، چرا که ارزش و اعتبار عدالت را خداوند متعال در قرآن کریم تبیین فرموده است، آنچنانکه به عنوان هدف بعثت انبیاء معرفی شده است: " لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط" - به تحقیق ما پیامبران خویش را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرود آوردیم که میان مردم به عدالت قیام کنند(۱۳)
ایشان عدل را نگهدارنده حکومت"من عمل بالعدل حصن الله ملکه" ؛ باعث استمرار محبت مردم به حکومت "العدل یستدیم المحبه" ؛ باعث اصلاح جامعه "الرعیه لا تصلحها الا بالعدل و بالعدل تصلح الرعیه" و موجب آبادانی کشورمی دانند"ما عمرت البلدان بمثل العدل" هیچ چیز چون عدل سرزمینها را آباد نمی کند.(۱۴)
با مرور جریان اصولگرایی و تامل در سیر حرکت صعودی آن در سالهای اخیر نیز می توان به پررنگ بودن واژه عدالت در گفتمان اصلی اصولگرایی پی برد و درواقع یکی از دلایل رویکرد مردم به اصولگرایان به جهت اهمیتی است که در نگاه اصولگرایان به عدالت وجود دارد.گفتمان اصولگرایی که ابتدا در سال ۸۱ بصورت خدمت متعهدانه در قالب شورای شهردوم و خدمات خالصانه شهردار آن زمان نمود پیدا کرد، در مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم به اوج رسید و در حال حاضر نیز درمجلس هشتم تداوم یافته و مستحکم شده است.لذا شایسته است که دغدغه عدالت و عمل به آن، به حق جزو اولویت های اصولگرایان در دولت و مجلس باشد.
تلاش جهت برقراری عدالت که جزو شاخصه های حکومت علوی و از دغدغه های جبهه اصولگرایی در کشور است می تواند درصورت جدّیت در دولت و مجلس اصولگرا و همگرایی آنها با هم در جهت تحقق آن، پایه های تفکر اصولگرایی را در کشور همچون بنیادهای محکم انقلاب، مستحکم کرده و به فرموده حضرت امیر(ع) باعث آبادانی، استمرار محبت واعتماد مردم به حکومت و اصلاح واقعی جامعه گردد.
مقام معظم رهبری نیز در بیان عدالت به عنوان یکی از ارکان اصولگرایی می فرماید:" عدالت یک اصل است و نیازمند قاطعیت. عدالت، با من بمیرم، تو بمیری درست نمی‏شود؛ عدالت، با تعارف درست نمی‏شود؛ اولاً قاطعیت می‏خواهد، ثانیاً ارتباط با مردم می‏خواهد، ثالثاً ساده ‏زیستی و مردمی بودن لازم دارد و بالاتر از همه، خودسازی و تهذیب می‏خواهد؛ این هم جزو پیش شرطها و پیش نیازهای اجرای عدالت است. اول، باید خودمان را درست کنیم و یک دستی به سر و صورت خودمان بکشیم، تا بتوانیم عدالت را اجرا کنیم؛ وظیفه‏ی من و شما اینهاست. واقعاً باید با ویژه‏خواران و فساد مبارزه کنیم"(۱۵)
● تهذیب نفس
موضوع "خودسازی و تهذیب نفس" که مقام معظم رهبری آنرا یکی از پیش شرطهای اصولگرایی نامیده اند، در تاریخ اسلام و حکومت عدل علوی بصورت الگویی کامل قابل توجه است.امیرمومنان(ع) در نامه به مالک اشتر می فرمایند:
" پس نیکوترین اندوخته تو باید اعمال صالح و درست باشد هوای نفس را در اختیار گیر، و از آن چه حلال نیست ، خویشتن داری کن ، زیرا بخل ورزیدن به نفس خویش، آن است که در آن چه دوست دارد، یا برای او ناخوشایند است ، راه انصاف پیمایی "(۱۶) خداوند نیز درقرآن فرموده:"همانا نفس همواره به بدی وامیدارد جز آن که خدا رحمت آورد"(۱۷)
شاید بتوان تزکیه نفس را یکی از اصول مسلم اصولگرایی برشمرد که اگر در فرد یا افرادی محقق نشود، به خودی خود از جبهه اصولگرایی خارج می شوند. حضرت امام(ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی تزکیه نفس را همچون جدّشان امیرمومنان(ع) ضرورت زمامداری می داند و می فرماید:
"اگر تمام انبیاء عظام جمع بشوند در یک شهری و دریک کشوری، هیچگاه با هم اختلاف نمی کنند، برای اینکه آنها تزکیه شده اند،علم و حکمت را بعد از تزکیه در نفس دارند...اگرنفوسی تزکیه نشده و تربیت نشده وارد بشوند در هر صحنه، در صحنه توحید...در صحنه فقه و فقاهت، در صحنه سیاست، در هر صحنه ای که وارد بشوند...خطر اینها بر بشر خطرهای بزرگ است"(۱۸)
● رعایت اخلاق سیاسی و اصلاحات دینی
از طرفی برخی قائل به این هستند که در سیاست "هدف وسیله را توجیه می کند" و معتقدند گاهی برای رسیدن به هدف، نیرنگ و خدعه به عنوان تدبیر لازم است! و برای ایجاد اصلاحات در جامعه نیز ازتعاریف خاص خود که بعضاً مغایر با ارزش ها و آرمانهای دینی است استفاده می کنند، لذا شاهد بودیم که جریان سیاسی که سالها به نام اصلاحات و در قالب شعارهای سیاسی افراطی، اعمالی مغایر با ارزشهای انقلاب را سرلوحه حکمرانی خود داشتند، به راحتی از سوی مردم که معتقد به مبانی اصولی اسلام هستند کنار گذاشته شده و طرد و منزوی شدند، که این می تواند تجربه خوبی برای کسانی که پایبند اصولگرایی در حکومت هستند باشد.
اما امیرمومنان(ع) که گاه خود مردم و اطرافیان آن حضرت به وی پیشنهاد کردند که برای موفقیت بیشتر، دست به برخی کارهای نه چندان غیر اخلاقی بزند، امام امتناع کرده و فرمودند:
" اتامرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه ؟" - آیا به من امر می کنید که پیروزی را با ستم بر کسی که زمامدار او شده ام ، به دست آورم؟(۱۹) ، حضرت برای اجرای عدالت و اصلاح جامعه نیز مرتکب هیچ گونه بی عدالتی و فساد نگردیده و فرمودند:"و الله لا اری اصلاحکم بافساد نفسی" - سوگند به خدا اصلاح شما را با فساد و تباه ساختن خود جایز نمی دانم(۲۰)
مقام معظم رهبری در تبیین واژه اصلاحات در قالب اصولگرایی می فرماید:" اصلاحات جزو مبانی اصولگرایی است... اصلاحاتِ اصولگرایانه و اصولگراییِ مصلحانه در هم تنیده هستند، آن اصلاحاتی که بخواهد با معیار امریکایی در کشور انجام بگیرد، مثل همان اصلاحات رضاخانی است.... آن اصلاحاتی که با معیار رضاخانی، با معیار امریکایی و با معیار فرهنگ غربی انجام بگیرد، اصلاحات نیست، افسادات است...اصلاحات باید ضابطه‏مند و مبتنی بر ارزشها و معیارها و خط کشهای اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات، قانون اساسی است؛ بر این اساس، باید ما اصلاحات کنیم؛ ما به اصلاحات احتیاج داریم. اصلاحات، تصحیح روشهای ماست؛ تصحیح هدفهای مرحله‏ای ماست؛ تصحیح تصمیم‏گیریهای ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم‏گیریها ناحق است. این، غیر از ساختارشکنی و مبارزه‏ی با قانون اساسی، مبارزه‏ی با اسلام و مبارزه‏ی با استقلال یک کشور است."(۲۱)
حضرت امام(ره) نیز در جمع کارگزاران فرمودند:"اگر هرکسی که در هر محلی است همان محل را اصلاح بکند، مملکت عبارت از همین جامعه است، اگر این جامعه در هر محلی که هستند درصدد این باشند که اصلاح بکنند کار را، و همان محلی که خودشان هستند اصلاح بکنند، جامعه اصلاح می شود"(۲۲)
● حکومت و بیت المال، امانتی برای خدمت
ابن عباس در زمان خلافت علی(ع) بر آن حضرت وارد شد در حالی که امام(ع) با دست خودش کفش کهنه خویش را پینه می‏زد از ابن عباس پرسید قیمت این کفش چقدر است؟ ابن عباس گفت ارزشی ندارد، امام فرمود:"ارزش همین لنگه کفش کهنه در نظر من از حکومت و امارت بر شما بیشتر است جز اینکه بوسیله آن عدالت را پیاده کرده و حقی را به صاحبش برسانم یا باطلی را از میان بردارم"
و نیز زمانی که خلیفه سوم بخش عظیمی از اموال عمومی مسلمانان را در دوره خلافت خود تیول خویشان و نزدیکانش قرار داده بود، امّا همینکه حضرت حکومت و زمام امور را بعد از وی به دست گرفتند فرمودند: "به خدا قسم، اگر با آن اموال، برای خودشان زن گرفته باشند و یا کنیزکان خریده باشند باز هم آن را به بیت المال و خزانه عمومی مسلمانان برمی‏گردانم"(۲۳)
حضرت علی(ع) حکومت را نه امتیاز شخصی برای زمامداران بلکه قدرت و مقام و منصب را امانتی و مسئولیتی در دست آنها برای پاسخگویی به مردم می دانند و در نامه ای به اشعث ابن قیس می نویسند:"و ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه ، و انت مسترعی لمن فوقک . لیس لک ان تفتات فی رعیه ، و لا تخاطر الا بوثیقه ، و فی یدیک مال من مال الله عزوجل ، و انت من خزانه حتی تسلمه الی ، و لعلی الا اکون شر ولاتک لک ، والسلام"
- همانا پست (فرمانداری) برای تو وسیله آب و نان نخواهد بود، بلکه امانتی است در گردن تو، باید از فرمانده و امامت اطاعت کنی ، تو حق نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی، و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی، در دست تو اموالی از ثروتهای خدای بزرگ و عزیز است، و تو خزانه دار آنی تا به من بسپاری، امیدوارم برای تو بدترین زمامدار نباشم ،والسلام.(۲۴)
طلحه و زبیر از نخستین کسانی بودند که با حضرت علی علیه‏السلام بیعت کردند و رهبری ایشان را پذیرفتند. آن‏ها انتظار داشتند که علی علیه‏السلام ایشان را در کارهای حکومتی شریک خود گرداند و یکی را استاندار بصره و دیگری را استاندار کوفه قرار دهد و سهم بیشتری از بیت‏المال مسلمانان برای آنان در نظر بگیرد.
اما وقتی دیدند حضرت با خواسته‏های آنان مخالف است، در میان گروهی از قریش به اظهار نارضایتی پرداختند. هنگامی که خبر سخنان آن دو به علی علیه‏السلام رسید، آن حضرت با عبداللّه‏ بن عباس، مشورت کرد و به وی فرمود: آیا سخنان آن دو به گوش تو رسیده است؟ ابن عباس گفت: آری. فرمود: نظرت چیست؟ عبداللّه‏ بن عباس گفت: آنان خواهان حکومت هستند؛ یکی را به امارت بصره، و دیگری را به امارت کوفه بگمار. حضرت فرمود: وای بر تو ای ابن عباس! بصره و کوفه جای مردان و اموال فراوان است. زمانی که این دو بر مردم مسلط شوند، افراد نادان را با تطمیع به سوی خود جذب کرده و افراد ضعیف را گرفتار بلا و مصیبت می‏نمایند و بر مردم قوی با زور مسلط می‏شوند. ای ابن عباس! به خدا سوگند من از آن‏ها اکنون که در مدینه‏اند مطمئن نیستم، پس چگونه آن دو را به امارت بصره و کوفه بگمارم"(۲۵)
امام خمینی (ره) در این خصوص می فرماید:"ما چه کنیم با بیت المال مسلمین؟ وظیفه حکومتها چیست با بیت المال مسلمین؟ این مساله، مساله این نیست که در آن وقت و درحکومت حضرت امیر(ع) باشد، این دستور است در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت المال تصرف نکنند، یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم در پیشگاه خدای تبارک و تعالی در کارهایی که می کنیم، تصرف هایی که در بیت المال می کنیم"(۲۶)
و می فرماید:"هر کاری را که انسان عهده دار شد، مسؤول است در اینکه به راستی و امانت عمل کند و مسؤول است در اینکه با جدیّت و فعالیت عمل کند و با خلوص برای خدای تبارک و تعالی"(۲۷)
● بایسته های اصولگرایی
جمیع مطالب پیشگفته در واقع گوشه ای است از سیره نظری و عملی در تاریخ اسلام که تامل عمیقتر بر سرفصل های آن و ورود به مباحث دیگر از این طریق، می تواند به عنوان بایسته های اصولگرایی مورد نظر قرار گیرد.
امروز که قریب به سی سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی می گذرد، شاهدیم که هرجا به اصول مسلم اسلام و انقلاب و آرمانهای امام(ره) و شهدا که منتجّ از تعلیمات و نظرات پیامبر(ص) و ائمه معصومین و وجود مقدس امیرالمومنین علیهمالسلام است عمل شده است، سربلندی و افتخار و پیشرفت و آبادانی نصیب ملت و کشورگردیده است، و درمقابل هرجا سلیقه های شخصی و حزبی بدون رعایت اصول انقلاب عمل نموده و ارزشها و آرمانها را نادیده گرفته است کاستی ها و مشکلات و گرفتاریها سر برآورده و باعث یاس و ناامیدی مردم شده است.
در حال حاضر که رویکردی تحت عنوان "اصولگرایی" اداره امورعمومی و قانونگذاری کشور را با رای و اعتماد مردم دراختیار گرفته است، و انتخاب متوالی مردم نیز تاییدیه است از طرف آنها بر جریان اصولگرا در کشور، لذا شایسته است همه کسانی که در حکومت، دولت و مجلس داعیه اصولگرایی دارند، با عنایت به خواسته ها و اولویت های مردم و با معیار قرار دادن اصول مسلم اسلام که در سیره و منش نبیّ مکرّم اسلام محمد مصطفی(ص) و حضرت امیرالمومنین علی(ع) و ائمه معصومین است و با عمل به رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری، عزمی جدّی برای رفع مشکلات مردم نموده و ارتقاء سطح رفاه و معیشت آنها را در کنار افزایش روحیه و فضای معنویت اسلامی در جامعه، در اولویت برنامه های خود قرار دهند تا انشاالله روز به روز شاهد پیشرفت و ترقی در ذیل پرچم اصولگرایی واقعی و همچنین اعتلای کلمه "الله" در کشور بوده و باعث تبلیغ، بسط و گسترش فرهنگ حکومتداری ناب شیعی در جهان باشیم و ضمن ارائه دورنمایی از حکومت حضرت ولی عصر(عج) به جهانیان، زمینه ساز حکومت جهانی حضرتش باشیم.
نویسنده: مصطفی بخشی
۱. انعام (۶)، آیه ۵۷.
۲. رعد (۱۳)، آیه ۱۱.
۳. مائده (۵)، آیه ۴۸.
۴. ص (۳۸)، آیه ۲۶.
۵. بحار، ج‌۱، ص‌۳۳۹
۶. کنزالفوائد،ج?ص???
۷. نهج الفصاحه - حدیث شماره ۱۵۱۷
۸. نهج الفصاحه- حدیث شماره ۳۷
۹. نهج الفصاحه - حدیث شماره ۱۰۹۹
۱۰. نهج البلاغه ، خطبه ۱۳۱.
۱۱. نهج البلاغه ، نامه ۵۳.
۱۲. غررالحکم و دررالکلم ، ذیل ماده عدل
۱۳. سوره حدید، آیه ۲۴.
۱۴. غررالحکم و دررالکلم ، ذیل واژه عدل
۱۵. بیانات مقام معظم رهبری ۲۹/۳/۸۵
۱۶. نهج البلاغه، نامه ۵۳
۱۷. یوسف ، آیه ۵۳.
۱۸. اخلاق کارگزارن،ص۴۹
۱۹. نهج البلاغه ، خطبه ۱۲۶
۲۰. همان ، خطبه ۶۸
۲۱. بیانات مقام معظم رهبری ۲۹/۳/۸۵
۲۲. اخلاق کارگزارن،ص۳۴۳
۲۳. نهج البلاغه، خطبه۱۵.
۲۴. نامه نهج البلاغه معجم المفهرس
۲۵. مجله حوزه گلبرگ،شماره۶۴،ص۷۸
۲۶. اخلاق کارگزارن، ص۳۶۲
۲۷. صحیفه نور، جلد۱۷،ص ۱۵۲
منبع : خبرگزاری فارس