پنجشنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 20 June, 2024
مجله ویستا

راه آسمانی قهرمان تراژدی


راه آسمانی قهرمان تراژدی
«ژان آنوی» در حالیكه مسایل را بطور آشكار مطرح میكند، بهانه تازه‌ای به دست آنتیگن می‌دهد كه بسیار «زیركانه» طراحی شده و می‌تواند میل آنتیگن را به آن حركت مذكور، توجیه كند.
آنتیگن چه چیز را نمی‌پذیرد؟ كدام سعادت را؟ مگر نه اینكه او رهرو وادی «سعادت» است؟
پاسخ روشن است، سعادت پیشنهادی كرئون، در گرو ازدواج با «همون» ـ پسر كرئون، بدنیا آوردن یك فرزند و غوطه خوردن در آسایش مادی است. آنتیگن نمی‌تواند این سعادت زودگذر خاكی را بپذیرد و پس از چند صباحی زندگی مادی در گیرودار غریزه و آز، تن به ابتذال دنیایی بدهد و سرانجام همچون موجودی ترسیده، ضعیف و ناتوان، خود را تسلیم مرگ كند.
آنتیگن سعادتی را نمی‌خواهد كه زانوانش همواره از ترس بلرزد و عاقبت به دنیای عدم بپیوندد، بی‌نامی و بی‌یادی. او از چاه ویل فراموشی و شكم‌بارگی سالها و قرنها بیم دارد. او می‌خواهد جاودان بماند.
از اینروست كه سعادت این دنیایی را وامی‌نهد و با افتخار به پیشباز مرگ می‌رود تا «آنتیگن» بماند. آنتیگنی كه اكنون پس از قرنها، همچنان در قلب ما می‌تپد و تا ابدیت نیز، در قلب انسانها، خواهد تپید.
آیا آنتیگن با پذیرش آن مرگ زودرس مرده است؟ پس این موجودی كه در ما زنده است كیست؟(آنتیگن سوفكل) این جاودانگی خداوار آنتیگن را در بازگشت به اثر سوفكل در ابعادی دیگر می‌توان بازشناخت. آنتیگن سوفكل بهانه‌جویی نمی‌كند و آشكارا، قوانین خدایان را می‌ستاید و در كنار این ستایش، مهرش را نسبت به برادرش یدك می‌كشد.
كرئون سوفكل نیز به اندازه كرئون آنوی فرصت‌طلب نیست و بیشتر، خودخواه، خشمگین و ضد قهرمان است. آنتیگن از آنرو دستور و قوانین كرئون را نمی‌پذیرد كه زمینی هستند و در برابر قوانین «خدا» زودگذر و بی‌تاب.
در اینجا یك نكته مهم وجود دارد و آن كاربردهای گوناگون مفهوم «خدا» در آثار سوفكل است. قهرمانان سوفكل در بسیاری از موارد نام «خدا» را بر زبان می‌رانند، در حالیكه همواره هدف یكسان نیست و در موارد مختلف پای «خدا» با برداشت و اندیشهٔ ویژه‌ای از سوی قهرمان به میان كشیده می‌شود.
در ترجمه فارسی كه از اثر سوفكل، آنتیگن درباره انگیزه سرپیچی از فرمان كرئون می‌گوید:
«زئوس» هرگز چنین نخواسته است عدالت ایزدان زیر خاك چنین قوانینی برای مردگان ننهاده است و من گمان ندارم كه فرمان تو بتواند اراده مردی را برتر از قوانین ایزدان بدارد برتر از قوانینی كه اگرچه نامدون است، ولی هیچ نیرویی نمیتواند پایمالشان سازد زیرا كه این قوانین از آن امروز و دیروز نیست هیچكس آغازشان را نمی‌داند آنها جاویدان هستند.
● مفهوم «خدا»
با این برداشت كه: «زئوس هرگز چنین نخواسته است ...» سرپیچی آنتیگن از فرمان كرئون تنها به فرمانبرداری از یك خدای خاص ـ زئوس ـ محدود می‌شود و بیش از آنكه معنویتی را در این فرمانبرداری و سر سپردگی برساند، چیزی شبیه به اطاعت محض زمینی می‌شود.
با این تعبیر، تفاوتی كه بین زئوس و ایزدان بر خاك وجود دارد، از طریق قدرت لایزال خدای خدایان و معنویت قوانین ایزدان زیر خاك جلوه می‌كند، درحالیكه آنتیگن با گفتن این جمله كه «زئوس هرگز چنین ...» معنویتی عظیم‌تر را در نظر دارد كه سر در راه آن نهاده، معنویتی كه بر قوانین ایزدان و حتی زئوس برتری دارد. در واقع او با بكار بردن این جمله، بیشتر از آنكه صدای خاصی را در نظر داشته باشد به یك مفهوم معنوی و یك قوای نامرئی می‌اندیشد.
این نكته را «بی ـ اف ـ والتینگ» در مقدمه‌ای كه در ترجمه انگلیسی آثار سوفكل نوشته، به خوبی توضیح می‌دهد. او در توجیه مفاهیم گوناگون واژه «خدا» در این مقدمه می‌نویسد:
«... مساله خدا شاید بیشتر قابل بحث باشد، اما هیچكس نمی‌تواند بپذیرد كه خدای (God – god) یونانی ـ اگرچه نامهای بیشمار دارد ـ همان «یهوه»، «الهه» یا «ویشنو» باشد. من با ایمانی قاطع معتقدم كه یك شنونده با كلمه «خدا» كمتر آشفته و گیج می‌شود و گیرایی تراژدی حقیقی‌تر جلوه خواهد كرد تا با كلمه «زئوس».در عین حال تفاوتهایی بین این كاربردها وجود دارد كه باید باشد و توضیحات بعدی ممكن است به روشن كردن پاره‌ای از این تضادها و تناقضات ظاهری كمك كند:
▪ God ـ بكار بردن این واژه جایی رواست و حقیقی‌ترین كارایی را دارد كه نیروی نامریی و عظیم قوانین معنوی و یك داور مطلق نادیدنی و حاكم بر سرنوشت بشر، مورد توجه باشد.مانند جائیكه آنتیگن در پاسخ كرئون می‌گوید: «این فرمان از سوی خدا نیست»: (That order did Dot Come from god)
▪ The gods ـ این اصطلاح اغلب اوقات مفهومی شبیه به "God" دارد، اما با حسی پست‌تر كه خدایان را شبیه به انسان می‌داند. مانند گفته ادیپ در نمایشنامه «ادیپ در كلنوس» كه: «فقط خدایان ـ The godsـ زندگی بی‌مرگ دارند.»
▪ The god كه بطور اجتناب‌ناپذیری مربوط به یك خدای خاص است و معمولا‌ً به آپولون اطلاق می‌شود كه پیامهای خویش را از طریق هاتفان خود به انسانها ابلاغ می‌كند. مانند گفته ادیپ در نمایشنامه «ادیپ شاه» كه: «آنچه خدا ـ The god ـ می‌خواهد صورت خواهد پذیرفت.»
▪ Agon كه معمولا‌ً به آندسته از قدرتهای بی‌نام و نامعلوم اطلاق می‌شود كه بیشتر شریر هستند.
▪ Zeus و دیگر نامهای اینچنین، در شرایطی كه قایل شدن تفاوت بین آنها آشكارا ضروری است، بكار می‌روند و جائیكه زمینه داستان به آن درجه از شدت واقعی نیاز ندارد كه اصطلاح «God‌» به كار رود.مانند گفته آنتیگن در نمایشنامه «ادیپ در كلنوس» كه در برابر ورود و غیر منتظره خواهرش فریاد می‌زند: آه زئوس، چه می‌بینیم كه در اینجا بطور واضح بكار بردن «God‌» غیر ممكن است.»
● خدا: یك مفهوم
بدین ترتیب و با شهادت «والتینگ» می‌بینیم كه آنتیگن وقتی دستور كرئون را فرمانی از سوی «خدا» ـ God‌ ـ نمی‌پندارد، «خدا» را نماد یك نیروی معنوی عظیم و نامریی می‌داند و هرگز خدای خاصی را در نظر ندارد.
در جمله بعدی آنتیگن به عدالت ایزدان ـ The gods‌ ـ زیر خاك اشاره می‌كند و می‌خواهد كه از یكسو، معنویتی را كه در «خدا»ی نخستین وجود دارد بآنها ببخشد و از سوی دیگر، آنها را موجوداتی شبیه به انسان معرفی كند.
در ورای این تشبیه خدایان به انسان anthropomorphism یك زیركی دیگر نهفته است كه راه را برای اثبات همان میل نهایی قهرمان به مراحل نیمه خدایی و خدایی باز می‌كند، چرا كه با این تصور، خدایان دست‌یافتنی‌تر می‌شوند.
با این تعبیر از خدایان است كه آنتیگن در برابر كرئون می‌ایستد و فرمانش را در برابر قوانین جاودان خدایان ناچیز می‌شمارد و تن به مرگی افتخارآمیز می‌دهد. مرگی كه تولد دوباره اوست بعنوان حقیقتی جاودانه.
آنتیگن به قتلگاه خود گام می‌گذارد، دخمه‌ای كه گورخاكی اوست و دروازه‌ای است كه بسوی جهان ابدیت باز می‌شود.
آنتیگن خود را بدار می‌آویزد و از زمین جدا می‌شود و این جدایی، آغاز پروازی جاودانه است.
در این لحظه است كه به گفته «آندره بونار»: «آنتیگن آویخته در غار را از یاد نمی‌بریم، در این لحظه وحشت انبوه، در این چنین لحظه اینست كه شادمانی شگفت‌انگیزی ما را فرا می‌گیرد، آنتیگن، زنده و درخشان، در ماست. آنتیگن حقیقت خیره‌كننده و فروزان است.»
منبع : سایر منابع