یکشنبه, ۲۳ مرداد, ۱۴۰۱ / 14 August, 2022
مجله ویستا

مواضع اخیر رهبر انقلاب و مساله آرمان خواهی؟


مواضع اخیر رهبر انقلاب و مساله آرمان خواهی؟
باید جریان آرمان خواه دانشجویی همچون گذشته اما با توجه جدی تر به بند دوم، حركت خود را ادامه دهد و نگذارد تا برخی محافظه كاریهای موجه باعث مرده تر شدن فضای اجتماعی شوند كه متاسفانه به هر دلیلی، بسیار بی مسوولیت نسبت به ارزشهای انقلاب از جمله مساله مذاكره با آمریكا نشان می دهد.
این روزها یك سوال اساسی ذهن بسیاری از فعالان آرمانخواه دانشجویی را مشغول كرده است. از طرفی مواجه با اقدام یا اقداماتی در دولت شده اند كه به زعم ایشان خلاف ارزشهای انقلاب است كه یكی از آنها مماشات با آمریكاست و از سوی دیگر مواجه با حمایتهای پیاپی و سرسختانه رهبری از كلیت حركت دولت هستند. حال این سوال مطرح شده كه آیا می توان بر اساس مبنای لزوم آرمان خواهی دانشجویان همچون گذشته، هنوز هم به انتقاد از دولت ادامه داد؟
در این باره می توان گفت، اگر آخرین سخنان رهبری درباره مساله انتقاد از دولت كه در جمع نمایندگان مجلس ایراد شد را ملاك قرار دهیم نكات زیر قابل توجه اند.
الف) اهمیت استراتژیك موفقیت این دولت: رهبری در این دیدار از اقبال مردم به ارزشهای انقلاب در قالب انتخاب كسی كه این شعارها را می داد و تشكیل دولت فعلی، سخن گفتند و آنرا ارزشمند و شایسته توجه و حمایت دانستند. اگر منظر رهبری را همین نكته یعنی توجه به این رویكرد در بدنه و لزوم موفق شدن این پروژه كه به جریان اصیل انقلاب نزدیك است تصور كنیم بهتر دلیل حمایتها و تاكیدات ایشان را می فهمیم و متوجه می شویم كه در واقع نه اشخاص و افراد و مصادیق این دولت و بلكه ارزشهایی كه این دولت با شعار تحقق آنان به روی كار آمده اهمیت دارند و در صورت عدم موفقیت – به هر دلیلی، حال بی عرضگی یا دشمنی یا هر دو – می توانند بعنوان ضربه ای به كارامدی این گفتمان وارد آورند و دهان یاوه گویان را باز كنند یا خدای نكرده با مدعیان بی اعتقاد به این ارزشها جایگزین شوند!
شاید بتوان از این منظر حتی حمایت از دولت برای آنكه در نهایت نمره كارنامه آن قبولی باشد را جزء مصالح كلی نظام دانست بدین معنا كه نمی توان حتی به خاطر آرمان خواهی و... آنرا نادیده گرفت و باید همه تمام توان شان را برای تحقق آن مصلحت به كار بندند. اینكه بتوان چنین ادعایی را كرد صرفا از منظر تحلیل كلی جریان و حركت كشور قابل تعیین است و این صرفا یك ادعاست.
ب) ضرورت اساسی انتقاد ولی مشفقانه: مساله دیگر كه ایشان نیز بدان اشاره داشتند، حتی با توجه به نكته مهم فوق، و باید مورد توجه خصوصا حامیان دولت و توجیه كنندگان نیز قرار گیرد، جواز انتقاد از دولت ولی به شیوه یك حامی و یك دلسوز است. تذكر ایشان مبنی بر اشاره به نقاط قوت فعالیتها در كنار انتقادات مطروحه به همین مساله اشاره دارد و نشان می دهد كه هیچ گاه ایشان با انتقاد از دولت و تذكر نقایص و خطاها مخالف نبوده و نیستند و حتی آنرا كمك به دولت می دانند اما روش آنرا به خاطر نكته فوق الزاما روشی از منظر یك حامی می دانند. از این منظر شاید بتوان انتقاداتی كه جنبه سیاه نمایی شدید و حكم های كلی و قطعی داشته باشند و صرفا به نقایص یا خطاها بپردازند را مخدوش و نیازمند اصلاح دانست اما قطعا عدم طرح آنان یا مخفیانه و غیرعلنی كردن آنان از نتایج بحث نخواهند بود.
ج) وظایف مهم دولت در قبال این مساله: اما نكته مهمی كه متاسفانه به نظر می رسد مغفول واقع شده كم توجهی دولتمردان به لوازم منطقی این حمایت رهبری است. اولا آنكه دولت مردان باید تمام توان خود را در جهت كاهش خطاها و پركردن نواقص بنمایند و این مهم با توجه به پیچیدگی و گستردگی مسائل كشور و سنگ اندازی دشمنان داخلی و خارجی این حركت بدون استفاده از همه نیروهای دلسوز نظام شدنی نخواهد بود كه دولت باید هر چه زودتر در فرصت دو سال باقیمانده آنرا جبران نماید. ثانیا پاسخ گویی منصفانه و شفاف به سوالاتی كه از طرف منتقدان دلسوز مطرح می شوند باید مدنظر دولتمردان باشد تا باعث ایجاد تلقی بی توجهی یا نداشتن عزم اصلاح در این افراد را نكند و ایشان را به ادامه همراهی و حمایت دلگرم نماید. ثالثا لزوم ایجاد ساز و كار اطلاع رسانی و تقویت رسانه ای حامیان ارزشهای مدنظر دولتمردان بعنوان نمایشگر تلاشها و نقاط قوت و انتقال دهنده منصفانه انتقاد دلسوزان و طرح نظرات صاحبنظران است كه باز هم به خاطر محدود نگری و نگاههای غلط برخی افراد ذی نفوذ در دولت مورد بی مهری و بی توجهی عمدی یا سهوی واقع می شود و بدیهی است كه با توجه به گستردگی رسانه های مخالفان، نتیجه مشخص است و قطعا توهمات سیاسی و جوگیری های كودكانه ، امر واقع را سامان نخواهند داد.
در پایان به نظر می رسد باید جریان آرمان خواه دانشجویی همچون گذشته اما با توجه جدی تر به بند دوم، حركت خود را ادامه دهد و نگذارد تا برخی محافظه كاریهای موجه باعث مرده تر شدن فضای اجتماعی شوند كه متاسفانه به هر دلیلی، بسیار بی مسوولیت نسبت به ارزشهای انقلاب از جمله مساله مذاكره با آمریكا نشان می دهد. جریان دانشجویی همیشه پیشتاز سایر جنبشهای اجتماع بوده و اینك نیز شجاعت همراه با بصیرت و تدبیر ایشان می تواند ارزشهای اساسی انقلاب را زنده بدارد و با تاكید بر آنها، این برهه های حساس را نیز از سر بگذراند ان شاء الله!
منبع: مطالبه


همچنین مشاهده کنید





سایت سلام نوروزنامه ابتکارسایت بیتوتهسایت تاپ نازخبرگزاری تحلیل بازارسایت دیپلماسی ایرانیروزنامه ایرانسایت مجله شبکهسایت اکوایرانسایت فرادید