یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا


علم فرهنگ


علم فرهنگ
شناخت مفهومی تحت عنوان پدیده اجتماعی بدون در نظر گرفتن معنای فرهنگ، اگر غیرممکن نباشد، بی‌شک موجبات لغزش فکری را فراهم خواهد آورد. این امر از آن‌جا ناشی می‌شود که فرهنگ، گستره‌ای وسیع دارد و تغییرات اجتماعی در آن بستر شکل می‌گیرد.
از سویی دیگر با مراجعه به فرهنگ جامعه‌شناسی، به کم‌رنگ و مهجور بودن واژه‌ی «پدیده اجتماعی» برخواهیم خورد.یادداشتی بر علم فرهنگ
آیا ما می‌توانیم زندگی اجتماعی انسان‌ها، هنجارهایشان و نحوه تعامل انسان‌ها با خود، محیط و دیگران را به شیوه‌ای علمی مطالعه کنیم ؟ آیا علم فرهنگ می‌تواند بر پایه روش‌های علوم طبیعی طرح‌ریزی شود ؟ بی‌گمان مطالعه انسان، جامعه و محیط پیرامون با مشاهده رویدادها در جهان فیزیکی تفاوت دارد و لذا داشتن دیدگاهی اثبات‌گرایانه و این‌که بخواهیم با انسان‌ها به شکل پدیده‌های فیزیکی رفتار کنیم، عجولانه و غیر‌منطقی به نظر می‌رسد. علم فرهنگ مانند سایر رشته‌های علوم اجتماعی، رشته‌ای علمی است که متضمن روش‌های منظم پژوهش، تحلیل داده‌ها، و ارزیابی نظریه‌ها در پرتو مدارک و دلایل منطقی است.
● تعریف علم فرهنگ و اصول اولیه آن
علمی است که به بررسی چگونگی ایجاد تعادل بین فرد، جامعه و محیط می‌پردازد. کلیه جوامع بشری و گروه‌های انسانی دارای فرهنگند. فرهنگ در سه بخش شناختی، هنجاری و مادی قابل بررسی است. فرهنگ قابل انتقال و آموزش می‌باشد.
● اهمیت و کاربرد علم فرهنگ
۱) تحلیل صحیح وضعیت‌های اجتماعی
هرچند که جامعه‌شناسی می‌کوشد، درکی روشن از وضعیتی اجتماعی را ارائه دهد، اما به دلیل وجود محدودیت‌هائی که دارد، در برخی موارد ناکام می‌ماند (به خصوص در مواردی که با اندیشه‌ها و هنجارها ارتباط دارد). در این موارد علم فرهنگ و مطالعات فرهنگی می‌تواند به درک صحیح وضعیت اجتماعی کمک نماید. به عنوان مثال اعتقاد بر این است که جامعه شناسی می‌تواند با درک و تحلیل تفاوت‌های فرهنگی، به سیاست‌گذاری‌های صحیح و مبتنی بر واقعیات منجر شود.
اما آن چه که بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هنجارها و رفتارهای اجتماعی است و بخش شناختی فرهنگ، الگوی اندیشه‌ورزی و مبانی فکری آن جامعه کمتر مورد توجه و تعمق قرار می‌گیرد. از طرف دیگر علوم اجتماعی و به ویژه جامعه‌شناسی، بیشتر زمان حال را مد نظر دارد. ولی علم فرهنگ علاوه بر زمان حال، ریشه‌ها و گذشته را نیز مورد توجه قرار می‌دهد.
۲) ایجاد رابطه بین رشته‌های مختلف علوم اجتماعی
یکی دیگر از مواردی که علم فرهنگ را از جامعه‌شناسی متمایز می‌کند، همانا ایجاد ارتباط بین رشته‌های مختلف علوم اجتماعی می‌باشد. علم فرهنگ به دلیل گستردگی دیدگاه می‌تواند بین جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و سایر رشته‌های علمی ارتباطی منسجم ایجاد نموده از این طریق نتیجه‌گیری کامل‌تر و روشن‌تری را ارائه نماید.
۳) متعادل نگاهداشتن جامعه
مهمترین کارکرد علم فرهنگ ایجاد تعادل بین فرد، جامعه و بخش مادی (و همچنین محیط)می‌باشد. این کارکرد تنها منحصر به علم فرهنگ می‌باشد، زیرا جامعه‌شناسی تنها به تحلیل واقعیات می‌پردازد و سعی در ترسیم تصویری دقیق از مناسبات و وضعیت اجتماعی دارد، در حالی که علم فرهنگ علاوه بر تبیین شرایط، سعی در حفظ تعادل فرد، جامعه و محیط دارد.
۴) ارزیابی حال، پیشنهاد برای آینده
جامعه‌شناسی و علم فرهنگ هر دو به تحلیل و ارزیابی وضعیت‌های اجتماعی در زمان حال می‌پردازند. با این تفاوت که علم فرهنگ از طریق فرهنگ‌سازی، بازتولید فرهنگی و سایر ویژگی‌هایش، نگاه به آینده را نیز مورد توجه قرار می‌دهد.
● پدیده‌های اجتماعی (social phenomenon)
همواره بروز تظاهراتی در رفتار برخی شهروندان موجبات طرح برخی پرسش‌ها را فراهم می‌آورد. از جمله مهم‌ترین این پرسش‌ها چگونگی شکل‌گیری و گسترش این تظاهرات نوظهور است که ما آن را «پدیده» می‌نامیم.
شناخت مفهومی تحت عنوان پدیده اجتماعی بدون در نظر گرفتن معنای فرهنگ، اگر غیرممکن نباشد، بی‌شک موجبات لغزش فکری را فراهم خواهد آورد. این امر از آن‌جا ناشی می‌شود که فرهنگ، گستره‌ای وسیع دارد و تغییرات اجتماعی در آن بستر شکل می‌گیرد.
از سویی دیگر با مراجعه به فرهنگ جامعه‌شناسی، به کم‌رنگ و مهجور بودن واژه‌ی «پدیده اجتماعی» برخواهیم خورد. لذا بنا را بر این اصل نهاده‌ایم که تعریف جامع پدیده اجتماعی محقق نخواهد شد، مگر آن که آن را از تعریف فرهنگ استخراج نمائیم.
بیژن کیا
منبع : دو هفته نامه الکترونیک شرقیان