چهارشنبه, ۵ تیر, ۱۳۹۸ / 26 June, 2019
مجله ویستا

۶ شعار دانشجو امروزی


۶ شعار دانشجو امروزی
یکی از شاخصه های کشورهای در حال توسعه را مسئله «فرهنگ» و به ویژه نقش نظام آموزش عالی در آن می دانند. فرهنگ و میزان و سطح ارتقای آن، معیاری برای توسعه یافتگی به حساب می آید و در این زمینه، سخن از نقش نظام آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان مهم فرهنگ ساز است. نه تنها کشورهای در حال توسعه بلکه هر کشور و جامعه ای در دنیای جدید نمی تواند از تاثیر مهم فرهنگ در رشد و پیشرفت جوامع دور باشد. امروزه مهم ترین نقش و حساسیت نظام آموزش عالی و دانشگاه ها، فرهنگ سازی در جوامع است.
دست یابی به توسعه جامع و پایدار جامعه اسلامی، ایجاد زمینه برای تمدن سازی آرمانی و مطلوب اسلامی - ایرانی، ذوب نشدن در ساخت روابط موجود تمدن غربی، و حضور فعال در پی ریزی مهندسی ارتباطات فرهنگی دنیای امروز و مقابله در برابر هجمه فرهنگی استعمار مدرن از دیگر تاثیرات نظام آموزش عالی در جامعه ما به شمار می آید. همه موارد مزبور نشان دهنده معیارهایی است که دانشگاه امروز در جامعه ما باید خود را برای آن آماده سازد تا بتوان ادعا کرد نیازهای پیرامونی خود را به درستی شناخته است. به هر میزانی که از این ملاک ها دور شویم، در حقیقت، دانشگاه و نظام آموزش عالی را از دنیای جدید و لوازم ضروری آن دور ساخته ایم. در یک دسته بندی کلی، عناصر سازنده دانشگاه را می توان به دو دسته «عناصر انسانی» و «عناصر غیرانسانی» تقسیم کرد. عناصر انسانی شامل دانشجو، استاد، مدیریت و کارکنان، و عناصر غیرانسانی شامل فضای کالبدی می شود. در این میان، یکی از موثرترین مولفه های انسانی در دانشگاه ها، دانشجویان هستند که بدون حضور و فعالیت علمی و دانشگاهی آنان، نظام آموزش عالی رونق شایسته و بایسته خود را نخواهد داشت. این نقش زمانی پررنگ تر خواهد شد که تاثیر دانشجو را در ارتباط با فرهنگ یک جامعه ببینیم. بنابراین، می توان دانشجوی امروزی را دارای رسالت ها و وظایفی بسیار مهم تر از فراگیری دروس خاص علمی دانست. دانشجوی امروزی در جامعه اسلامی نمی تواند پیرامون ضرورت های چهارگانه ذیل نیندیشد و نسبت کار و تلاش خود را با آنها تعیین نسازد:
۱) ضرورت توسعه جامعه;
۲) ضرورت تمدن سازی آرمانی;
۳) ضرورت توجه به عصر ارتباطات نو و نقش فرهنگ سازی;
۴) ضرورت توجه به شیوه های فرهنگی استعمار نو. ایفای چنین نقش مهم و تاریخ سازی بدون حصول شرایطی خاص ممکن به نظر نمی رسد. از این رو، باید به ترسیم هویت جدید دانشجویی متناسب با نیازهای نو روی آورد. برای مشخص کردن ویژگی های یک دانشجو متناسب با شرایط موجود جامعه و دنیای امروز، توجه به شش اصل هویت ساز ضروری است:
الف) علم جویی:
نخستین عنصر اصلی دانشجویی، علم ورزی و علم جویی است. دانشجو فردی است دارای انگیزه های قوی و محکم دانش طلبی و جویای کسب علم و بالا بردن توان بینشی خود; هم در جهت افزایش حجم اطلاعات علمی و هم در بهینه سازی اطلاعات و عمق بخشیدن به آن،یعنی پی جویی توامان کمی و کیفی در رشته تخصصی خود. آنچه مقابل این عنصر، از نشانه های دانشجونمایی به حساب می آید، انگیزه های ضد علم ورزی است; چه به صورت کسب صرفا نام و نشان و مدارج و مدارک کاغذی و چه به صورت طلب درآمد بیشتر و یا نیت های صرفا مادی و دنیوی محض. آنچه در درجه اول، یک دانشجو به آن نیاز دارد برخورداری از انگیزه قوی و بالای کار و تلاش علمی و عطش پی گیری مسائل حوزه دانش و دنبال کردن راه حل ها و پاسخ گویی به آنهاست.
ب) حساسیت اجتماعی:
عامل دوم، بی تفاوت نبودن نسبت به مسائل جامعه و حوزه پیرامونی دانشگاه است. این ویژگی برآمده از ضرورت ارتباط دانشگاه با سایر بدنه های جامعه خواهد بود; چرا که بدون چنین حساسیت های اجتماعی، ارتباط دانشگاه با دنیای پیرامونش بریده می گردد. بنابراین، یک دانشجو نمی تواند نسبت به مسائل و معضلات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه خود و حتی جامعه جهانی اش بی تفاوت و بدون انگیزه باشد. عنصر تعهد ملی و میهنی او را وادار به دخالت و نشان دادن بیداری خواهد نمود: «خفته بیدار باید پیش ما.»نقطه مقابل چنین بیداری و هوشیاری دانشجویی، بی تفاوتی، خنثا بودن و خاموشی در برابر حساسیت های ملی و دینی است که نتیجه آن،قطع ارتباط دانشگاه با ضرورت ها و اقتضائات برآمده از جامعه ملی و جامعه جهانی، و به دنبال آن، عدم فهم و عدم تلاش علمی برای حل بحران هایی است که در نهایت مجموعه دانشگاه را نیز در برخواهد گرفت.
ج. فهم عصری:
علاوه بر انگیزه فردی علمی و نیز حساس بودن به مسائل جمعی، فهم مقتضیات عصر جدید نیز از لوازم امروز تشکیل دهنده هویت دانشجویی به حساب می آید. فهم عصری شامل فهم مسائل جامعه خود و نیز جامعه جهانی است; یعنی دارا بودن قدرت تشخیص و تحلیل، هم در مسائل ملی و هم در موضوعات فراملی. بر این مبنا، دانشجو عنصری فهیم است; به این معنا که قدرت تشخیص و توان تحلیل درست مسائل گوناگون عصر خود را پیدا کرده. تفاهم فهم با علم در این است که در یکی سخن از کسب دانش و اطلاعات بیشتر است و در دیگری، به کارگیری روش صحیح تحلیل و بررسی. البته هر دانشجویی باید به دو زیور دانش(علم) و بینش(فهم) آراسته گردد و اهمیت توان تحلیل علمی و منطقی مسائل را از یاد نبرد. آنچه مقابل این عامل صف آرایی می کند فهیم نبودن است که می تواند به انحراف در تحلیل مسائل و یا ساده انگاری و کج فهمی مشکلات و معضلات اجتماعی و یا جهانی بینجامد و طبیعتا حرکت های دانشگاهی و به ویژه خط سیر گروه های دانشجویی را به مسیری بر خلاف جهت حرکت جامعه و یا مقابل ضرورت ها و نیازهای جهانی سوق دهد که بسیار مخرب و اصلاح آن، فرصت سوز خواهد بود. بنابراین، دانشجوی فهیم امروز باید قدرت فهم و تشخیص راه های تحلیل و نقد و بررسی علمی تمامی مسائل پیرامونی خود اعم از موضوعات و معضلات فردی و شخصی، نیازها و ضروریات جامعه دانشگاهی، جامعه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، پدیده های ملی و کشوری و نیز رویدادهای جهانی و فراملی در عصر ارتباطات جدید را داشته باشد.
د) آزادگی دینی:
عنصر چهارم سازنده هویت دانشجویی، اصل آزادگی است. دانشجوی مسلمان، انسانی آزاده بوده و در برابر بندگی غیرخدا ایستادگی می کند و از این رو، روح آزادگی دینی در او به اوج درخشش خود می رسد. او تنها بنده خدای بزرگ است و از این بندگی به شکوه آزادگی دنیوی و افتخار سرافرازی رسیده و همین عامل او را در برابر هیچ قدرتی زبون و ذلیل نمی سازد. از این رو، دانشجوی مسلمان ایرانی بر داشته ها و کاشته های میهنی و مذهبی خود تکیه کرده و هرگز مرعوب دستاوردهای رنگارنگ تمدن های حاکم نخواهد شد. از این رو، با تکیه بر شعار «ما می توانیم» به سوی پیشرفت و نوآوری می تازد.
ه) ایمان پاک و استوار:
هویت پنجم دانشجویی، برخورداری از ایمان پاک و استوار است. ایمان حقیقی و الهی، روحیه و توانی درونی و نفسانی است که از سویی، برای انسان طهارت و پاکی به ارمغان می آورد و او را در یک حصن حصین قرار می دهد و از سوی دیگر، به انسان استواری و استقامت می بخشد. بنابراین، ایمان الهی، حاصل جمع پاکی و استواری است. هر دانشجویی در حیات دانشگاهی خود به دو دسته عوامل ضروری نیاز دارد:
۱) طهارت و پاکی.
۲) استواری و استقامت.
هر دو عامل، محصول و برآمده از ایمان الهی هستند. اولا، ایمان حقیقی الهی او را به پاک بینی(در حوزه بینش و تفکر)، پاک دلی(در حوزه امیال و تمایلات درونی)، پاک عملی(در حوزه رفتارها و افعال) و پاک ارادی(در حوزه اختیار و انتخاب و گزینش راه) سوق می دهد و ثانیا، او را دعوت به ایستادگی و صبوری می کند و طبیعتا بدون این دو دسته، پاسخ گویی به انتظارات فردی، جمعی، ملی، تمدنی، دینی و مذهبی ممکن نخواهد بود. اما مقابل این عنصر و ضد ایمان الهی، ناکامی در تمامی قلمروهای وجودی انسان است: خطای در حوزه نگرش و افکار، انحراف در اخلاق و امیال و رذایل درونی، آلودگی به گناه و کجی های رفتاری و عملی و اتخاذ تصمیمات اشتباه و انحرافی و انتخاب گزینه های ناروا. با نبود ایمان الهی هیچ روزنه ای برای استواری و صبوری در برابر فوج عظیم مشکلات و گرفتاری ها وجود نخواهد داشت. در نتیجه، انسان به انجام وظایف معین خود دست نیافته و یا در انجام رسالت های خویش به انحراف و اشتباه کشیده می شود.
و) انگیزه تمدنی:
آخرین عنصر هویت ساز دانشجویی در دوران کنونی ما - که به نظر می آید مهم ترین آنها هم باشد - حضور انگیزه تمدن سازی در دانشجویان امروز است. این عامل دقیقا برآمده از ضرورت تمدن سازی است که از آن سخن به میان آمد و مقصود، این است که دانشجوی امروز جامعه اسلامی در قالب دانشگاهی قرار گرفته که می تواند در چارچوب نظام فرهنگی خاص خود، نقش موثری در ایجاد تمدن جدید اسلامی در تاریخ بشریت به عهده گیرد. بنابراین، دانشجوی امروز باید در این زمینه تلاش کرده تا خود را برای ایفای چنین نقش تاریخ سازی آماده سازد. هم اکنون این فضا برای دانشجویان فراهم می باشد. در نهایت - همان گونه که اشاره شد - هر یک از عناصر شش گانه در ترسیم هویت دانشجویی، برآمده از یکی از ضرورت های چهارگانه نقش دانشگاه در فرهنگ می باشد که توجه به آنها بسیار مهم خواهد بود.
منبع : روزنامه ابتکار
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها





سایت خبرآنلاینخبرگزاری تسنیمسایت رویداد 24سایت الفروزنامه سازندگی