جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

اقسام اعراب فعل


اقسام اعراب فعل
می دانیم كه فعل‏های ماضی و امر، مبنی و فعل مضارع، معرب است، حال در مورد اقسامِ اعرابِ فعلِ مضارع بحث می‏كنیم.
فعل مضارع چون معرب است هم چون اسمِ معرب گاهی اعرابش لفظی و گاهی تقدیری است و در چهار مورد خلاصه می‏شود:
الف) اعراب لفظی:
فعل مضارع هم چون اسم، رفع و نصب را می‏پذیرد ولی جرّ را قبول نمی‏كند و به جای آن مجزوم می‏شود. پس گاهی رفعش به ضمّه و نصبش به فتحه و جزمش به سكون است و آن، مخصوصِ فعل‏های مضارعِ مفردِ صحیح است، به استثنای مفردِ مخاطبه مؤنّث. چون برای آن حكمی است كه بعداً ذكر می‏شود. رفع به ضمّه مثل فعل «یَرْفَعُ» و «نَرْفَعُ» در آیاتِ «اِذْ یَرْفَعُ اِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ»، «نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ» و نصبِ به فتحه مثل «نَقْدِرَ» در «فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ»و جزمِ به سكون مثل «تَعْلَمْ» در «اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللَّه عَلی‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٍ».
ب) اِعراب به حذفِ نون یا ثبوت نون:
مخصوص افعالِ خمسه است. افعال خمسه عبارتند از: تثنیه مذكر و مؤنّث و جمع مذكّر و مفرد مخاطبِ مؤنّث از فعل مضارع در فعل صحیح یا غیرصحیح. كه با حذف مشتركاتِ تثنیه، پنج صیغه‏اند و آن‏ها «یَفْعَلانِ»، «یَفْعَلُونَ»، «تَفْعَلانِ»، «تَفْعَلُونَ» و «تَفْعَلینَ» هستند.
اعرابِ به ثبوتِ نون، در حالت رفعیِ این افعال و اعرابِ به حذفِ نون، در حالت‏های نصبی و جزمیِ آن‏ها است. حالت رفعی (ثبوت نون) به ترتیب مذكور مانند:
«هُما یَسْتَغیثانِ اللَّهَ»، «قُضِیَ الأَْمْرُ الَّذی‏ فیهِ تَسْتَفْتِیانِ»، «یُؤثِرُونَ عَلی‏ اَنْفُسِهِمْ»، «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیوهَٔ الدُّنْیا» و «ماذا تَأْمُرینَ»حالت نصبی‏ و جزمی (حذف نون) از جمع مذكّر مجزوم و منصوب مانند: «فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا»، مخاطبِ مؤنثِ منصوب مثل «اَلاّ تَحْزَنی‏» كه در اصل «اَنْ لاتَحْزَنی‏» بوده. بنابراین كه‏ «لا» نافیه و «اَنْ» ناصبه و اصلِ «تَحْزَنی‏»، «تَحْزَنینَ» بوده. نونِ عوضِ رفع، به نصبی حذف گردیده. و از مخاطبِ مؤنّثِ مجزوم مثل «فَكُلی‏ وَاشْرَبی‏ وَقَرّی‏ عَیْناً» كه هر سه كلمه در اصل با نون بوده است.
▪ دو تذكّر
۱) ممكن است كلمه «اَنْ یَعْفُونَ» در آیه «اِلّا اَنْ یَعفُونَ» مورد نقض قاعده مذكور شود به این كه «یَعْفُونَ» بعد از «اَنْ» ناصبه واقع شده و نون از آن حذف نگردیده. جواب این است كه «یَعْفُونَ» جمع مؤنّث است نه مذكّر و از فعلِ «عَفَوَ یَعْفُوُ» مشتق شده. پس واوش لام الفعل و نونش علامتِ جمع مؤنث است نه عوضِ رفع و فعلش مبنی است نه معرب و بر وزن «یَدْعُونَ» می‏باشد.
۲) گاهی نون از افعالِ خمسه بدون ناصب یا جازم حذف می‏شود و حذف مذكور، مخصوصِ ضرورت شعر است مثل:
اَبیتُ اَسْری‏ وَتَبیتی‏ تَدْلُكی‏
وَجْهَكِ بِالْعَنْبَرِ وَالْمِسْكِ الزَّكی‏
كه در اصل تَبیتینَ» و «تَدْلُكینَ» بوده است.
ج) رفع به تقدیر ضمّه (اعراب تقدیری) نصب به فتحه (اعراب لفظی) و جزم به حذفِ لامُ الفعلِ كلمه. این اعراب، مخصوص فعل مضارعی است كه ناقص واوی یا یائیِ مفرد است، البتّه مفردِ غیرمخاطبِ مؤنّث. حالت رفعی مثل «هُوَ یَغْزُو وَ یَرْمی‏» و نصبی مانند «اَنْتَ لَنْ تَغْزُوَ وَلَنْ تَرْمِیَ» و جزمی مثل «اَنَا لَمْ اَغْزُ وَلَمْ اَرْمِ» و از قرآن كریم ناقص یائی در حالت رفعی مثل «اِنَّها تَرْمی‏ بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ» فعل «تَرْمی‏» چون بدون ناصب و جازم است مرفوع به رفع تقدیری است و در اصل «تَرْمِیُ» بوده. ناقصِ واوی در حالت رفعی مثل «اِلَیْهِ اَدْعُوا وَاِلَیْهِ مَابِ» كه چون بدون ناصب و جازم است مرفوع به رفع تقدیری است و در اصل «اَدْعُوُ» بوده ودر حالت نصبی مثل «لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ اَمْوالُهُمْ» كه فتحه بر یاء ظاهر شده و در حالت جزمی مثل «وَلاتَدْعُ مَعَ اللَّهِ اِلهاً اخَرَ» كه در اصل «تَدْعُوُ» بوده واو به جزمی حذف شده.
د) رفع به تقدیرِ ضمّه (اعراب تقدیری) نصب نیز به تقدیرِ فتحه (اعراب تقدیری) و جزم به حذفِ لام الفعل. این اعراب مخصوصِ فعل مضارع مفردِ ناقصِ اَلفی‏ است. البتّه منظور، مفرد غیرِ مخاطبِ مؤنّث است. به تفصیلی كه در ذیل «ج» ذكر شد. مثل «هُوَ یَسْعی‏»، «اَنْتَ لاتَسْعی‏» و «نَحْنُ لَمْ نَسْعَ» و از قرآن كریم حالت رفعی، مثل «هُوَ یُدْعی‏ اِلَی الْاِسْلامِ»، «كُلُّ اُمَّهٍٔ تُدْعی‏ اِلی‏ كِتابِها»، «وَاَمّا مَنْ جائَكَ یَسْعی‏ وَهُوَ یَخْشی‏ فَاَنْتَ عَنْهُ تَلَهّی‏» كه فعل‏های ناقص الفی چون ناصب و جازم ندارند مرفوعند و رفعِ آن‏ها به تقدیرِ ضمّه است. و حالت نصبی، مثل «وَلَنْ تَرْضی‏ عَنْكَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصاری» و حالت جزمی، مثل «وَلَمْ یَخْشَ اِلَّا اللَّهَ».
● عوامل رفع، نصب و جزم مضارع
بعد از آن كه اقسام اعرابِ فعل مضارع بیان شد عوامل این اعراب نیز باید شناخته شود.
▪ عامل رفع
عاملِ رفع، معنوی است و آن مجرّد بودنِ فعل مضارع از عاملِ نصب و جزم است ولی عوامل نصب و جزم، لفظی است كه به ترتیب بیان می‏شود.
▪ عوامل نصب
فعلِ مضارع را حروف «اَنْ، لَنْ، كَیْ واِذَنْ» نصب می‏دهند چنان كه در جلد اوّل این كتاب ذكر گردید و اینك به مباحثی كه آن جا نیامده می‏پردازیم.
۱) اَنْ
▪ «اَنْ» ناصبه دو علامت دارد:
الف) اول وقوع آن در ابتدای كلام مثل «اَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَكُمْ» كه فعل مضارع را به تأویل مصدر می‏برد پس تقدیرش، «صِیامُكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ» است.
ب) دوم وقوع آن بعد از فعلی كه بر غیریقین‏ دلالت كند، مثل «وَالَّذی‏ اَطْمَعُ اَنْ یَغْفِرَلی‏»، زیرا اگر كلمه قبل از «اَنْ» بر یقین دلالت كند، «اَنْ» ناصبه نیست بلكه مخفّف از ثقیله است و فعل بعدش مرفوع می‏شود نه منصوب، مثل «عَلِمَ اَنْ سَیَكُونُ» و اگر فعل قبل از «اَنْ» معنای گمان و ظنّ داشته باشد جایز است «اَنْ» ناصبه یا خفیفه باشد و در فعل بعدش نیز رفع و نصب جایز است‏، مثل «اَحَسِبَ‏ النّاسُ اَنْ یُتْرَكُوا» و ناصبه بودن ارجح است و به همین دلیل، اجماع قاریان، بر حذف نونِ «یُتْرَكُوا» است، تا ناصبه باشد. نه بر وجود نون، تا مخفّف از ثقیله باشد.
منبع : سازمان آموزش و پرورش استان خراسان