دوشنبه, ۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 27 May, 2024
مجله ویستا

آغاز پروسه سقوط


آغاز پروسه سقوط
«ادامه همکاری با نادر دست نشان برای ما مقدور نبود. روزهای خوبی را در کنار او داشتیم و هر جا که باشد، برایش آرزوی موفقیت می کنیم.» به زعم مدیرعامل باشگاه پگاه گیلان، همین چند جمله نصفه و نیمه برای توجیه قطع همکاری با یک مربی موفق کفایت می کند.
اینکه چرا پگاه نمی تواند در کنار مربی ای که غیرممکن را ممکن کرد و پگاه را در لیگ برتر نگه داشت، زندگی کند پرسش کلیدی و بی پاسخی است که مدیرعامل باشگاه سیاستمدارانه از پرداختن به آن شانه خالی می کند. فرار از سقوط دغدغه همیشگی پگاه در لیگ برتر بوده و هرگز اتفاق نیفتاده بود آنها پس از عبور از یک نیم فصل فاجعه بار، در نیم فصل دوم مثل مدعیان فتح جام نتیجه بگیرند و با کسب پیروزیهای پیاپی در لیگ برتر ماندنی شوند.
عملکرد مثبت و بی گفت و گوی نادر دست نشان در پگاه هیچ تردیدی را در خصوص تمدید قرارداد با او باقی نمی گذاشت، اما فوتبال ایران بار دیگر چهره مرموز مدیریتی خود را به تصویر کشید تا مشخص شود واقعیتهایی ورای نتیجه گیری و موفقیت تیم ها در گزینشها و تصمیم گیریها تأثیرگذار است.
جوسازی علیه تیمی که پس از مدتها پوسته ناکامی را شکافته بود، از اواسط نیم فصل دوم آغاز شد و جالب اینکه همان کسانی که از انتخاب دست نشان به عنوان سرمربی پگاه نفع مالی برده بودند، سعی داشتند نقش این مربی را در کسب پیروزیها کم رنگ جلوه دهند. به اعتقاد آنها، پگاه به لحاظ امکانات زمینه های کسب موفقیت را فراهم کرده بود و هر کس دیگری هم به جای دست نشان می بود، نتایج مشابهی می گرفت. در حالی که خوب می دانیم، پگاه به واسطه پشتوانه مالی محکم خود، اغلب تیم پرمهره ای را در اختیار داشته و از یاد نبرده ایم در سومین دوره لیگ حرفه ای با پرداخت رقمی نامتعارف به پژمان نوری، چگونه او را از چنگ مدعیان پایتخت نشین ربود.
آنها اما در بعد شخصیت تیمی با مشکلات حاد و پرتعدادی دست و پنجه نرم می کردند، پگاه هم پول داشت، هم بازیکن، اما کاراکتر یک تیم قعر جدولی و همیشه بازنده این تیم را رها نمی کرد. دست نشان روحیه برتری جویی و جاه طلبی تیم شمالی را زنده کرد و علاوه بر بقا در لیگ برتر، تا فینال جام حذفی هم پیش رفت؛ آنچه بی شک تا سالها در تاریخ باشگاه پگاه باقی خواهد ماند و تکرارناپذیر به نظر می رسد.
سیستم معیوب جا به جایی ها و نقل و انتقالهای فوتبال ایران، منافع مالی عده زیادی را در گرو خداحافظی با بازیکنان و مربیان ولو موفق و امضای قرارداد با یک گروه جدید و ناشناخته قرار می دهد. این رفت و آمدها، پای دلالها را به ماجرا باز می کند و بدین ترتیب از مدیرعامل گرفته تا بازیکن و مربی و دستیار و... همه به نان و نوایی می رسند.
افشین قطبی و محمود یاوری از دیگر مربیان موفق لیگ هفتم بودند که پس از پایان مسابقات، آن طور که باید از سوی مدیران پرسپولیس و برق شیراز تحویل گرفته نشدند و به اجبار تیمهایشان را ترک کردند.
پگاه که به طرز معجزه آسایی از سقوط گریخت و در نیم فصل دوم پیروزیهای بزرگی را در مصاف با پرسپولیس، استقلال، سپاهان و سایپا به دست آورد، باب مذاکره را با بیژن ذوالفقارنسب باز کرده و بی شک مربی جدید حتی برای تکرار اتفاقهای فصل قبل، کار دشواری را پیش رو خواهد داشت.
در واقع، همانهایی که یک سال قبل باب مذاکره را با دست نشان باز کردند، حالا دنبال ذوالفقارنسب هستند تا فقط سود مالی خودشان را تضمین کنند و به سرنوشتی که پگاه انتظار آن را می کشد، کاری ندارند.
از یاد نبریم که پگاه می توانست با ادامه روند ملموس رو به جلوی خود، یکی از مدعیان لیگ هشتم باشد؛ اما هوادار این تیم باید در توصیف عدم وقوع این اتفاق جمله گنگ «ادامه همکاری مقدور نبود» را از مدیرعامل بپذیرد! تیمی که شانس اول سقوط بود و بیش از دو، سه هزار نفر را به ورزشگاه نمی کشاند، در روزهای پایانی فصل پشت سرهم پیروز می شد و ۳۰ هزار تماشاگر داشت.
دست نشان می رود، چون اساساً بنیان تیمهایی مثل پگاه بر ستونهایی غیر از اهمیت نتیجه گیری و موفقیت بنا شده. تیمی که مدیرانش کورکورانه چشم بر پیروزیها می بندند و به شکل کنایه آمیزی از حساسیت گیلانی ها به مربیان مازندرانی صحبت می کنند، سقوط از همین جا آغاز می شود. می نشینیم و تماشا می کنیم.
امیر وفایی
منبع : روزنامه قدس