جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

۱۸ خرداد ـ ۸ ژوئن ـ رونالد ریگن و تفسیر رسانه ها پس از درگذشت او


رسانه ها در تفسیر و تحلیلهای خود درباره رونالد ریگن چهلمین رئیس جمهوری آمریكا كه پنجم ژوئن ۲۰۰۴ پس از ده سال دست و پنجه نرم كردن با بیماری فراموشی ( آلزایمر ) و از ازدست دادن حافظه اش در ۹۳ سالگی در گذشت به چند نكته توجه كرده اند:
ـ انتخاب شدن در ۶۹ سالگی به ریاست جمهوری كه آغاز حكومت در چنین سنی در تاریخ آمریكا سابقه نداشت و به علاوه، بیش از هر رئیس جمهور دیگر آمریكا عمر كرد.
شهرت او عمدتا نتیجه بازی وی در ۵۰ فیلم سینمایی بود كه در ذهن آمریكائیان شخصیت خاصی ( همردیف قهرمان ) از او ساخته بود و شیوائی و زیبایی كلامش كه نتیجه تجربه گویندگی در رادیو بود.
ـ «ریگانومیك» یعنی اقتصاد به شیوه ریگن. اقتصاد ریگانی كه منجر به ثروتمندتر كردن عده كمی شد و ثروتمندان آمریكا را آزمندتركرد در دو ـ سه سال اخیر از سر گرفته شده است. ریگانومیكس كه نوعی « ساپلای اكونومیك » است برپایه كاهش مالیات ها ( كه به سود دارندگان درآمد بالا تمام می شود) و افزایش سرسام آور هزینه های نظامی قرار دارد. این نوع اقتصاد باعث افزایش اشتغال و پیدایش كار می شود ولی كشور را دچار كسر بودجه و گرفتن وام ( در آمریكا فروش اوراق قرضه به بهره قابل ملاحظه و تضمین شده ) می كند. دولت آمریكا در پایان حكومت هشت ساله ریگن دارای سه تریلیون دلار بدهكاری بود.
ـ فروپاشی شوروی بدون شلیك یك گلوله. ریگن با روش اقتصادی خود و تقویت خارق العاده بنیه نظامی آمریكا و اجرای طرح پرهزینه جنگ ستارگان ( مقابله با حملات اتمی فضایی احتمالی ) و ملاقاتهای پی در پی با گورباچف به او فهماند كه شوروی با اقتصاد ضعیفی كه دارد نخواهد توانست برای مدتی طولانی به رقابت تسلیحاتی با امریكا ادامه دهد و بهتر است ( با گرفتن امتیازهایی ) از این رقابت دست بردارد كه گورباچف فریب خورد و با كوتاه آمدن در رقابت، دیگر نتوانست كنترل را حفظ كند و بلوك شرق از میان رفت و شوروی فروپاشید ، بدون این كه امتیاز های وعده داده شده از سوی ریگن، به آن داده شود!. ریگن همچنین با شكست های روانی كه به بلوك شرق وارد ساخت ، امریكا را به صورت محیطی دلچسب برای مهاجرت مغزهای سایر كشورها درآورد.
ـ تقویت پیتریاتیسم امریكایی( معادل ناسیولیسم یا ملت گرایی در كشورهای دیگر. چون آمریكا یك مهاجرنشین و مركب از مردمی با ملیت های مختلف است، به جای ناسیونالیسم واژه «كشور دوستی» كه همان پیتریاتیسم است بكار برده می شود). ریگن پیتریاتیسم آمریكایی را كه پس از جنگهای كره و ویتنام به حداقل رسیده بود زنده و تقویت كرد. پیتریاتیسم آمریكایی پس از ریگن باقی ماند و شكست كمونیسم نیم بند شوروی و به صورت تنها ابر قدرت درآمدن آمریكا و تبلیغات وسیعی كه روزانه برایش شده مانع كاهش نیروی آن گردیده كه اینك با گسترش اتحادیه اروپا و راه مستقل در پیش گرفتن آن ، مقاومت مسلحانه عراقی ها ، احتمال دستیابی چند كشور دیگر به سلاحهای موشكی ـ اتمی ، ظهور قدرت چین و رو به ضعف نهادن اقتصاد آمریكا دارد از نیروی آن می كاهد. جورج بوش دوم بر همین پیتریاتیسم آمریكایی باقی مانده از زمان ریگن سوار شد و بدون كسب مجوز از سازمان ملل به عراق مستقل حمله برد و آنجا را متصرف شد.
ـ بعضی كارهای ریگن تمایل او به ماكیاولیسم را نشان می دهد زیرا كه پس از انتخاب شدن به ریاست اتحادیه بازیگران سینما و ورود به عالم سیاست؛ حزب خود را تغییر داد، حزب دمكرات را رها ساخت و به حزب جمهوریخواه پیوست. دیده شده بود كه برای رسیدن به هدف، قوانین را نادیده می گیرد و نمونه اش در قضیه « ایران ـ كنترا » بود كه متهم شد قانون مصوب كنگره را نقض كرده بود و ....
ـ پس از مشورت با رمال و ستاره خوان( استرالوجر ) تصمیمات مهم را اتخاذ می كرد و این امر مورد تایید همسر او و نیز رئیس دفترش قرار گرفته است. مخالفانش بی باكی او را در اتخاذ تصمیمات سیاسی مهم را به همین حساب ( راه دادن ستاره ها ! ) گذارده اند. «استرالوجر» او بانویی بود كه در سانفرانسیسكو زندگی می كرد و گاهی هم به كاخ سفید دعوت می شد.
روزنامه ها ششم ژوئن ۲۰۰۴ اظهارات معمر قذافی را منتشر كرده بودند كه گفته بود از این جهت متاسف است كه ریگن پیش از محاكمه به اتهام حمله هوایی بدون دلیل مورخ ۱۵ آوریل ۱۹۸۶ به شهرهای لیبی كه منجر به قتل و جرح دهها تن از جمله دختر او شد هوش و حافظه خود را از دست داد و درگذشت.
منبع : تاریخ ایران و جهان در این روز