دوشنبه, ۱۷ مرداد, ۱۴۰۱ / 8 August, 2022
مجله ویستا

بازخوانی نظرات رهبری


بازخوانی نظرات رهبری
سخنان اخیر مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان درخصوص «ولایت فقیه» باید با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.
مشروح سخنان ایشان در این باره ، به شرح زیر بود:«مطالبه کردن با دشمنی کردن فرق دارد، این که ما گفتیم گاهی اوقات معارضه ای با مسوولان کشور نشود، معارضه نباید بشود. این به معنای انتقاد نکردن نیست. به معنای مطالبه نکردن نیست. درباره رهبری هم همین جور است. این برادر عزیزمان می گوید ضدولایت فقیه را معرفی کنید. خوب «ضد» معلوم است که معنایش چیست. ضدیت یعنی پنجه درافکندن ، دشمنی کردن ، نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم ، ضد شما نیستم. ممکن است کسی معتقد به کسی نیست.
البته این ضد ولایت فقیه که در کلمات هست ، آیه منزل از آسمان نیست که بگوییم باید حدود این کلمه را درست معین کرد. به هر حال یک عرفی است. اعتراض به سیاست های اصل ۴۴، ضدیت با ولایت فقیه نیست. اعتراض به نظرات خاص رهبری ، ضدیت با رهبری نیست. دشمنی نباید کرد.» (۱)
آنچه از نظرات رهبری با برداشتی آزاد مستفاد می گردد، به شرح زیر دسته بندی می شود:
۱) میان دشمنی و معارضه کردن و پنجه درافکندن ، با انتقاد و مطالبه نمودن ، تفاوت بسیار است.
اگر مخالفت ها و انتقادات افراد و جریان ها، به مقابله کردن و خصومت با سیاست های کلی نظام و نظرات اصولی و کلی اعلامی توسط رهبری ، بازگشت نماید، در این صورت از مرز انتقاد خارج شده و مفهوم دشمنی و ضدیت تحقق پیدا می کند. اما اگر به نظرات خاص رهبری و یا سیاست های جزیی (مانند اصل ۴۴) انتقاد شود، ضدیت با رهبری تحقق نمی یابد.
۲) نوع انتقاد و مطالبه کردن ، در تحقق ضدیت و دشمنی ، بسیار موثر است.
اگر در اعلام نظرات انتقاد از روشهای منطقی و آرام و با رعایت سلسله مراتب مسوولان نظام و بدون تحریک افکار عمومی یا نخبگان استفاده شود و در بیان دیدگاه ها، از استدلالات کارشناسی بهره جویی شود. و متناسب با حساسیت موضوع ، از راههای مختلف رساندن پیام مانند نامه خصوصی و یا محدود و یا حضوری و یا در جلسات ذی ربط و غیره استفاده شود، در این صورت مرزهای بین خصومت و انتقاد آشکار می شود. استفاده از راههای نامناسب ، در کم شدن فاصله میان انتقاد و خصومت ، موثر است.
۳) میان «دشمنی کردن» و «معتقد نبودن»، تفاوت وجود دارد. ممکن است کسی به برخی از مسوولان نظام اعتقاد نداشته باشد، اما با آنها دشمنی هم نکند. اگر فرد یا جریانی ، به شخص برخی مسوولان اعتقاد نداشته باشد، اما مثلا به دلیل پذیرفتن قواعد زندگی در یک جامعه مدنی و مردم سالار، با آنها ضدیت ننماید و در صورت تمایل ، نظرات انتقادی و اصلاحی خود را با رعایت قواعد فوق الذکر، مطرح نماید، در این صورت دشمنی کردن محقق نمی شود. لذا ملاک اصلی ، ضدیت کردن و خصومت ورزیدن است و نه اعتقاد یا عدم اعتقاد. صد البته ، اعتقاد داشتن به جایگاه فلان مسوول نظام ، در نوع انتقاد کردن او موثر خواهد بود (همچنان که عکس آن نیز صادق است) اما به هر حال نمی توان نظرات هر غیرمعتقدی را با چماق ضدیت و دشمنی راند.
۴) سوال بسیار مهمی که از مطلب فوق مستفاد می شود، این که مرزهای عدم اعتقاد تا کجاست؟ آیا هر کدام از آحاد جامعه اعم از افرادی که مسوولیتی در نظام می پذیرند و یا به عنوان یک شهروند زندگی می کنند مجاز هستند «بدون اعتقاد» به جایگاه ولایت فقیه و یا مصداق آن ، به انتقاد از دیدگاه ها و مواضع مسوولان بپردازند بدون آن که با آنها خصومت و ضدیت داشته باشند؟ پاسخ این سوال درباره شهروندان روشن است ؛ زیرا هرکدام از شهروندان جامعه می توانند بدون این که اعتقادی به برخی جایگاه های رسمی نظام و یا برخی مسوولان داشته باشند، آزادانه در چارچوب قانون و بدون خصومت کردن ، به طرح نظرات اصلاحی و انتقادی خود بپردازند و در فعالیت های سیاسی جامعه مشارکت داشته باشند، اما درباره مسوولان نظام چه می توان گفت؟ آیا اگر فردی به لحاظ نظری به «ولایت فقیه» اعتقاد نداشت و یا مصداقا نظراتی درباره فرد ولی فقیه حاکم داشت ، می تواند مسوولیتی مانند نمایندگی مجلس و یا وزارت را بپذیرد؟ و یا مسوولان ذی ربط مجاز به تایید صلاحیت ایشان هستند؟
اگرچه این موضوع به صراحت در سخنرانی اخیرالذکر رهبر معظم انقلاب مطرح نگردید اما می توان با رجوع به سخنان دیگر ایشان و قوانین موجود و نیز منطق سیاسی ، چنین برداشت نمود که مسوولان بلندپایه نظام سیاسی باید برای پذیرش این مسوولیت به جایگاه ولایت فقیه به لحاظ نظری و نیز مصداقی ، اعتقاد داشته باشند زیرا بدون این اعتقاد، نمی توان مسوولیت های مهم را در این نظام سیاسی پذیرفت.
ولی به هر حال راه برای خصومت ورزیدن و ضدیت کردن ، همچنان بسته است و باید انتقادات در چارچوب معمول خود مطرح شود. البته این الزام به اعتقاد، در مورد مدیران رده میانی کشور و پایین تر، محل تردید است.
۵) رهبر معظم انقلاب در سخنان خود، گلایه تلویحی به جمله «ضد ولایت فقیه » داشتند. ایشان ضمن «عرفی» خواندن این جمله ، آن را منزل از آسمان ندانسته و همگان را دعوت نمودند که این کلمه را «درست» معنا نمایند. شاید منظور ایشان از این کلمات این باشد که جمله «مرگ بر ضد ولایت فقیه» (که مربوط به فضای سالهای اولیه انقلاب است) دربردارنده هر فرد و جریانی که اعتقادی به ولایت فقیه ندارد، نمی شود بلکه صرفا مربوط به کسانی است که با اعتقاد یا بی اعتقاد، به «ضدیت» و «خصومت» و چوب لای چرخ گذاشتن ، مشغول هستند و نه انتقاد مصلحانه و با رعایت سلسله مراتب آن.
ناصر ایمانی
منبع : روزنامه جام‌جم


همچنین مشاهده کنید





سایت عصرایرانروزنامه تعادلخبرگزاری فارسسایت سلام نوسایت برترینهاروزنامه دنیای اقتصادسایت فراروروزنامه آفتاب یزدخبرگزاری ایرناسایت انصاف نیوز