دوشنبه, ۲۸ خرداد, ۱۴۰۳ / 17 June, 2024
مجله ویستا


کارتن خوابها...حسنات و صالحات


کارتن خوابها...حسنات و صالحات
پس "حسنه" خدمت و تقویت انسان در بودنش است و "صلاح" کمک و یاری در جهت تغییر و دگرگونی. یک گدایی را می بینید. دلتان به رحم می آید پولی,لباسی, چیزی به او می دهید. این حسنه است. یعنی او را در گدا ماندنش تشویق کردید. در فسادش او را یاری رسانده اید. این شخص تا آخر عمر گدا می ماند چرا که با کمک خود بدون آنکه خود بدانید گدا پرورانده اید.چندی است که دوستان وبلاگ نویس ما در حرکتی تحسین برانگیز برای حل مشکل کارتن خوابها دست به دست هم داده اند و در نبود یک سازمان منسجم دولتی این بار خود حرکت کرده اند و حرکتی نوین را بنیان نهاده اند. مطلبی که می خواهیم بیان کنیم پاسخی به این سوال است که آیا انجام این عمل کاری حسنه است یا کاری صالح و اصلا فرق عمل حسنه و عمل صالح چیست. اینکه آیا هر کار مثبتی که انجام می گیرد الزاما نتیجه مناسب و دلخواه به دنبال خواهد داشت یا نه.
هر کار عملی که انجام می پذیرد باید و باید یک پایه ی تئوریک داشته باشد و اگر نه محکوم به شکست است. در انجام هر عملی اول شما باید بدانید که هدف و مقصودتان چیست. همینجوری نمی شود راه افتاد و گفت:" حالا ما برویم بعد اساس و بنا و پایه حرکتمان را مشخص می کنیم". حرف زدن و حرف زدن بدون ذره ای عمل هم همینطور است. آقا را می بینیم ۵۰ سال است دارد یکضرب حرف می زند بدون اینکه به اندازه سر سوزن به گفته هایش عمل کند. خوب حرفهای این آقا را باید زد توی سر خودش! چه فرقی است بین این آقا و آن گربه ای که میو میو میکند؟ طرف به خیال خودش شاهکار هم می نماید. در کنج خانه می نشیند و حرفهای قشنگ قشنگ می زند. آخرش که چه ؟
همینطور آن آقایی که راه می افتد که مثلا برود مشهد. خوب میپرسی آقا! شما که می خواهی بروی نقشه ای راهنمایی چیزی همراه داری؟ جوابتان را می دهد که :"نقشه و راهنما که نه ولی نیتمان خیر است!" همین. با نیت خیرت خیلی شانس بیاوری سر از زابل و آن طرف ها در می آوری! این است که افراط و تفریط در هر قسمت (تئوری و عمل) در بهترین حالت یا ما را به چاله می اندازد یا به چاه.
در قرآن دو اصطلاح وجود دارد. یکی "حسنات" است و دیگری "صالحات". در گذشته اغلب این دو کلمه را یکی می گرفتند و به معنای کار خوب بوده است. به تدریج تکامل اجتماعی به جایی رسید که صالحات را در برابر حسنات قرار می دهد! در حای که در گذشته اینگونه نبود و اگر هم اختلافی این دو داشتند اختلافی جزئی و خفیف بود. اما حالا تفاوتشان بصورت خدمت و خیانت, آگاهی و تخدیر, و اصلا مسلمان و نا مسلمان در آمده است!
حالا تفاوت در کجاست؟ مثالی می زنیم تا قضیه روشن شود. آدمی می خواهد داماد شود. پول ندارد. کمک می کنیم و مبلغی جمع می کنیم و دامادش می کنیم.مردی پول ندارد. گوشه خیابان در کارتن می خوابد. کمکش می کنیم او را مثلا در مسجد جا می دهیم. مردم دهی آب ندارند. چاه می زنیم , لوله کشی می کنیم و آب تمیز و تصفیه شده را به مردم می رسانیم. اینها همه حسنه است یعنی "بودن" فردی یا جمعی را پذیرفته اید و به او در همان مسیر خدمت کرده اید. اما عمل صالح جز این است. کمک به فرد است در دگرگون کردنش. به تکاملش در "شدن". یک آدمی از جاده ای رد می شود. گرسنه است. سیرش می کنید. برهنه است پالتویتان را در می آورید تنش می کنید. حسنه است. اما یکوقت نه پول دارید و نه پالتو. یقه اش را می گیرید, جهتش را عوض می کنید. به او می گویید :" آقا جان راه از این طرف است". اینجا هیچ حسنه ای انجام نداده اید. اما کار صالحی کرده اید.
پس "حسنه" خدمت و تقویت انسان در بودنش است و "صلاح" کمک و یاری در جهت تغییر و دگرگونی. یک گدایی را می بینید. دلتان به رحم می آید پولی,لباسی, چیزی به او می دهید. این حسنه است. یعنی او را در گدا ماندنش تشویق کردید. در فسادش او را یاری رسانده اید. این شخص تا آخر عمر گدا می ماند چرا که با کمک خود بدون آنکه خود بدانید گدا پرورانده اید. آمده اید خدمت کنید ولی نتیجه ی کارتان خیانت می شود! شاید اصلا شما آنقدر استطاعت نداشته باشید که بتوانید به شخصی کمک مادی کنید. نمی توانید کار حسنه کنید اما مثلا یک کتاب می نویسید. به مردم در "شدنشان" کمک می کنید. در دگرگون کردن فکر جامعه تان نقش بازی می کنید. بار مسئولیت را بر دوش می کشید و برای آگاه کردن مردم تلاش می کنید. این یعنی "صلاح". مثلا یک کارتن خوابی گوشه خیابان افتاده. شما می بینیدش دلتان رحم می آید و مبلغی کمک می کنید. یا طرح می دهید که اینان را در مساجد اسکان دهیم.
خوب.این یعنی حسنه. در این که مسجد اصلا مامن اینگونه انسانها باید باشد هیچ شکی نیست. اما اگر همین کارتن خواب را از خیابان جمع کنیم و به مسجد بیاندازیم پس فردا آنجا را هم به کثافت می کشد. طرف می رود صبح تا شب دنبال علافی بعد می آید مسجد خواب و صبح دوباره روز از نو روزی از نو. چرا؟ چون در بودنش به او کمک کرده ایم نه در شدنش. کار حسنه ای انجام دادیم. آمده ایم صواب کنیم ,صواب که نکرده ایم هیچ خودمان را هم گول زده ایم که بله ما مشکل این ها را حل کردیم! اینطوری گدا پروری راه انداخته می شود با یک اسم با کلاس: کمک به همنوع!.
اما اگر بخواهیم کار صالح بکنیم؛ می آییم می نشینیم که چه باید کرد. مثلا میگوییم بله,این آقای کارتن خواب اول باید روانکاوی بشود که ببینیم برای چه به این وضعیت دچار شده؟ آیا معتاد است؟ کجا زندگی می کرده و از اینجور صحبتها. فاز دوم برداشت قدم برای درمان اوست. قدم سوم پیدا کردن کار برای اینها. مثلا با پول های جمع شده وسیله ای تهیه شود که بتوانند کار کنند و خرج خودشان را درآورند. قدم چهارم حالا که طرف شان و منزلت اجتماعی پیدا کرد اسکان دائم و باقی قضایا. نه اینکه بنشینیم برای خودمان نظریه بدهیم بعد که خواستیم شروع کنیم به عمل همه اینها از سرما یخ زده باشند!
انسانی که عمل صالح انجام می دهد معنی اش این نیست که پس حسنه انجام نمی دهد. مگر کسی که از کار و زندگی و عیش و پولش می گذرد و به سراغ مردم می رود تا تغییرشان بدهد. انگیزه اش جز اینست که احساساتی نسبت به انسان دارد ؟؟؟
حسنه ممکن است درخشان ترین کارها باشد. ادیسون روشنایی را به ارمغان آورد و این خوب یک حسنه است اما در کدام مسیر بوده ؟ به همه جا برق می دهد. به فاحشه خانه ها و مهمانیهای اعیانی و اشرافی هم برق می دهد. پاستور میکروب را کشف می کند که خدمتی است به بشریت. امروز همین کشف پاستور میکروب انسان های پلید را از تنشان خارج می کند. سرمایه دار های آمریکایی برای "بینوایان" شب نشینی بالماسکه می گیرند. خوب همه اینها واقعا حسنه است. چه کسی می تواند بگوید نیست ؟ جنایتکار ترین انسان روی زمین می تواند خیرترین آنها هم باشد. اما کاری که مورد نظر اسلام است همان عمل صالح است که تاثیرش هزاران برابر حسنه است. شما نگاه کنید در هیچ جای قرآن حسنه برای مومن نمی آید. مثلا "الذین آمنوا و عملوا الصالحات" در هیچ جا نداریم" الذین آمنوا و عملوا الحسنات"!
فرق یک انسان مسلمان واقعی با بقیه حسنه کاران حرفه ای اینست که فکر می کند حالا که من می خواهم کاری انجام دهم چرا ریشه ای, عمیق, در جهت درست و با یک برنامه ریزی دقیق انجام ندهم؟ چرا کاری نکنم که این آقای کارتن خواب,گدا یا.. آگاه شود و و با کمک من بتواند بقیه عمرش را با عزت زندگی کند ؟
و در آخر اینکه کار صالح کاری است ریشه ای, اساسی, اصولی, مکتبی, شدنی, انسانی, ارزشی و مترقی و کار حسنه کاری است خوب, احساسی, رفع تکلیفی, زود گذر, سطحی, بودنی و بی عمق. یک ضرب المثل به گمانم چینی می گوید:"اگر می خواهی شخصی را یک روز سیر کنی به او ماهی بده ,اما اگر می خواهی عمری او را سیر کنی به او ماهیگیری یاد بده!
پویا .ک
منبع : دو هفته نامه الکترونیک شرقیان