جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا


ناگهان شاخص روی ۳۰هزار!


ناگهان شاخص روی ۳۰هزار!
شركت بورس اوراق بهادار تهران پس از گذشت چند سال از راه‌اندازی تارنما(وب سایت) بورس تهران، اقدام به تغییر اولویت بندی نمایش شاخص‌ها كرد.
در حقیقت شركت بورس كه تا پیش از این شاخص كل (قیمت) را به عنوان اصلی‌ترین دماسنج بازار سرمایه نمایش می‌داد، از ابتدای هفته جاری شاخص بازده نقدی و قیمت را به عنوان میزان‌الحراره جدید بورس در صدر شاخص‌ها قرار داد. لازم به توضیح است كه شاخص كل (TEPIX) میانگین موزون تغییرات قیمت سهام شركت‌های پذیرفته شده در بورس تهران را نسبت به یك عدد مبنا نشان می‌دهد، در حالی كه در شاخص بازده نقدی و قیمت (TEDPIX) علاوه بر تغییرات قیمت، سود نقدی و تقسیمی شركت‌ها در مجامع سالانه نیز مد نظر قرار می‌گیرد.
به بیان دیگر برای محاسبه بازدهی سرمایه‌گذاری در بورس باید تغییرات قیمت (CAPITAL GAIN) توام با سود نقدی (DIVIDEND) مورد استفاده قرارداده شود و شاخص بازده نقدی و قیمت می‌تواند این بازدهی را به شكلی مناسب منعكس كند، اما این تصمیم از سوی شركت بورس در آستانه برگزاری مجامع سالانه شركت‌های بزرگ در پایان تیر‌ماه اتخاذ شد.
هر چند شركت بورس دلیل چنین تغییری در سایت خود را مبنا قرار دادن شاخص بازده نقدی و قیمت به عنوان معیار صحیح نشان دهنده بازدهی مطرح كرده است، اما به نظر می‌رسد اجرای آن در این مقطع زمانی می‌تواند به یكی از دلایل زیر اتفاق افتاده باشد:
۱) افت كمتر شاخص بازده نقدی و قیمت در مقایسه با شاخص قیمت:
در حقیقت شاخص بازده نقدی و قیمت به دلیل در برداشتن سود نقدی شركت‌ها در بازگشایی نماد پس از برگزاری مجمع سالانه با درصد كمتری افت می‌كند، چرا كه بخشی از افت قیمت سهام با سود نقدی تقسیم شده خنثی خواهد شد.
به عنوان مثال اگر شركتی ۵۰۰ریال سود نقدی در مجمع بین سهامداران خود توزیع كند و پس از بازگشایی شاهد ۶۰۰ریال افت قیمت باشد، تاثیر این نماد در شاخص كل به میزان ۶۰۰ریال افت محاسبه می‌شود، در حالی كه تاثیر كاهشی همین نماد در شاخص نقدی و قیمت تنها معادل ۱۰۰ریال است. به بیان دیگر در شرایط فعلی كه اكثر شركت‌های بزرگ بورس در آستانه برگزاری مجامع سالانه و تقسیم سود نقدی هستند، بازگشایی نماد این شركت‌ها پس از مجمع می‌تواند شاخص كل (قیمت) را با درصد افت بیشتری نسبت به شاخص بازده نقدی و قیمت مواجه سازد كه این موضوع به تعریف و نحوه محاسبه دو شاخص یاد شده باز می‌گردد.
۲) بزرگتر بودن عدد شاخص بازدهی نقدی و قیمت نسبت به شاخص كل:
در شرایطی كه محاسبه شاخص‌های بازدهی نقدی و قیمت و شاخص‌كل در سال‌های گذشته از یك عدد مبنا(یك‌هزار واحد) آغاز شد، اما به دلیل تقسیم سود شركت‌های بورسی كه در حال حاضر تعداد آنها بیش از ۴۰۰ شركت است، شاخص بازده نقدی و قیمت در حال حاضر در عددی بیش از ۳۰هزار واحد قرار دارد، در حالی كه شاخص كل در محدوده ۹هزار واحد در حال نوسان است. این اختلاف زیاد بین دو شاخص ناشی از سودهای تقسیم شده شركت‌های بورسی طی چند سال گذشته است، در حقیقت به نظر می‌رسد شركت بورس با تغییر اولویت‌ شاخص‌ها و استفاده از شاخص بازده نقدی و قیمت، درصدد استفاده از شاخص بزرگتر به منظور تغییر جو حاكم بر بورس تهران به لحاظ روانی است.
۳) احتمال افت شاخص كل به زیر سطح ۹هزار واحد:
معیار عملكرد بورس تهران در سال‌های گذشته (بدون در نظر گرفتن درستی یا نادرستی آن) شاخص كل بوده است.
در واقع مدیران بورس طی سال‌های گذشته از یك سو شاخص كل را به عنوان دماسنج بورس تهران مد نظر قرار می دادند و از سوی دیگر عملكرد مدیریتی خود را به نوسان‌های این شاخص گره زده بودند.
حال در شرایطی كه پیش‌بینی كارشناسان از احتمال سقوط شاخص به زیر سطح ۹هزار واحد پس از بازگشایی نماد شركت‌های بزرگ حكایت دارد، مدیران شركت بورس به منظور تغییر دونگرش فوق، اقدام به تعویض دماسنج بورس كرده‌اند.
به بیان دیگر از یك سو شاخص بازده نقدی و قیمت را به عنوان معیار جدید معرفی می‌كنند و از سوی دیگر وابستگی عملكرد خود را به شاخص كل قطع می‌كنند.
در واقع نكته مهم این است كه بدون در نظر گرفتن دلایل این جابه‌جایی باید توجه داشت كه تعریف هر شاخص در بازار سرمایه می‌تواند بیانگر تغییرات یك متغیر خاص باشد. به بیان دیگر هر چند شاخص بازده نقدی و قیمت به درستی بازدهی سرمایه‌گذاری در بورس را نشان می‌دهد ولی شاخص كل نیز نمایشگر سطح عمومی قیمت سهام در مقایسه با عدد مبنا است و در حقیقت شاخص كل به بورس از زاویه‌ای كه در آن تعریف شده است،‌ می‌نگرد.
از طرف دیگر نوسان شاخص نباید به عنوان عملكرد مدیران بورس در نظر گرفته شود چرا كه این مدیران نه دخالتی در مدیریت شركت‌های بورسی دارند و نه امكان اعمال نفوذ در قیمت‌گذاری سهام شركت‌ها. قیمت سهام شركت‌ها در بورس در وهله اول نتیجه عملكرد هیات‌مدیره و در مرحله بعد برآیند عرضه و تقاضای فعالان بازار سرمایه است و مدیران بورس در این میان تنها مسوولیت شفاف سازی، ایجاد بستر مناسب برای انجام معاملات و جلوگیری از بروز تخلف را برعهده دارند.
همچنین نكته دیگری كه باید مد نظر قرار گیرد، شرایط متغیر كلان اقتصاد كشور همچون نرخ رشد اقتصادی، تورم، حجم نقدینگی و ... است كه این عوامل به صورت مستقیم و غیرمستقیم می‌توانند بورس شركت‌ها و فعالان بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار دهند و در نهایت این كه مدیران بورس به جای دغدغه شاخص‌ها باید دغدغه كاهش و قدرت نقد شوندگی سهام، افت چشمگیر ارزش معاملات، خروج گسترده سهامداران خرد از بازار سرمایه و جلوگیری از دستكاری قیمت‌ها را داشته باشند.
متغیرهایی كه تاكنون به صورت كمی در نیامده و شاخصی برای آنها تاكنون تعریف نشده است. شاخص‌هایی كه می‌توانند در‌عمل نشانگر عملكرد واقعی مدیران بورس باشند.
علیرضا كدیور
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد