شنبه, ۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 18 May, 2024
مجله ویستا

حالا مسافر - Now, Voyager


حالا مسافر - Now, Voyager
سال تولید : ۱۹۴۲
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : برادران وارنر
کارگردان : اروینگ راپر
فیلمنامه‌نویس : کیسی رابینسن، برمبنای رمانی نوشته آلیو هیگینز پروتی.
فیلمبردار : سال پالیتو.
آهنگساز(موسیقی متن) : ماکس استاینر.
هنرپیشگان : بتی دیویس، پل هنرید، کلود رینز، گلادیس کوپر، بونیتا گرانویل، جان لودر، لی پاتریک، جانیس ویلسن و جیمز رنی.
نوع فیلم : سیاه و سفید، ۱۱۷ دقیقه.


"شارلوت ویل" (دیویس) دختری است مجرد که سال‌ها در خانه‌ای مجلل زیر سلطعه مادر خود محورش (کوپر) بوده و نتوانسته به دل‌خواه خویش زندگی کند. او در آستانه از هم پاشیدگی روانی است که روان‌کاوی مشهور، "دکتر جکوئیت" (رینز) به دادش می‌رسد و توصیه می‌کند که مدیت را در آسایشگاه او به سر ببرد. "شارلوت" آن‌جا تا حدی سلامیت خود را باز می‌یابد و بعد به توصیه "دکتر جکوئیت" به جای بازگشت به خانه سوار کشتی‌ای می‌شود که عازم آمریکای جنوبی است. در این سفر با "جری د. دورانس" (هنرید) آشنا می‌شود که زندگی زناشوئی ناخوشایندی دارد. آن دو آرام‌آرام دل‌باخته یکدیگر می‌شوند و این رابطه، شخصیت "شارلوت" را دگرگون می‌کند و به او اعتماد به نفسی بی‌سابقه می‌دهد. با این حال آنان نمی‌توانند به هم برسند. "جری" نزد خانواده‌اش برمی‌گردد و "شارلوت" پیش مادرش، در حالی که دیگر زنی منفعل و آسیب‌پذیر نیست. مدتی بعد، پس از مرگ مادر، "شارلوت" که احساس گناه می‌کند عازم آسایشگاه "جکوئیت" می‌شود و آن‌جا "تینا" (ویلسن) دختر "جری" را می‌بیند، دختری خجالتی و مهرندیده از مادر که برای او تداعی‌گر کودکی خودش است. حالا، "شالوت"، به "تینا" همچون فرزند خوش محبت می‌کند...
٭ نمونه‌ای پرجلا از ملودرام‌های زنانه کلاسیک براساس رمان پروتی (متخصص داستان‌های اشک‌انگیز و احساساتی). بهترین فیلم راپر و عملاً میدان گشوده‌ای برای نقش آفرینی کوبنده دیویس که از پیر دختر بدقواره، عینکی و متزلزل به زنی جاافتاده و آگاه به راه و رسم زندگی استحاله می‌یابد. فیلم، از آن او است و یکی از مهمترین تصاویر زن مستقل یا در واقع کوشش برای حصول استقلال زنانه در دهه ۱۹۴۰ که در آن عشق دیویس به هنرید نه صرفاً رویائی رمانتیک بلکه محرکی برای خودشناسی و سازگاری با ناکامی است. کوپر در نقش مادرسالار و رینز در نقش روان‌کاو هوشمند و خون‌سرد درجه یک هستند و موسیقی استاینر، رویائی جمله پایانی فیلم ("بیا ماه را نخواهیم. ستاره‌ها را که داریم")، افسانه شده است.