چهارشنبه, ۲۷ تیر, ۱۴۰۳ / 17 July, 2024
مجله ویستا


ای کاش این خبر دروغ بود ...


ای کاش این خبر دروغ بود ...
هیچ مقدمه ای نمی توان نوشت، و باور دارم که سخت ترین کار نوشتن درباره کسی است که سال برای همه نوشته و... «اکبر رادی» به علت ابتلا به سرطان صبح دیروز در بیمارستان پارس تهران دارفانی را وداع گفت. «اکبر رادی» در سال های پایانی دهه ۳۰ کار خود را با داستان نویسی آغاز کرد. او سپس به نوشتن نمایشنامه علاقه مند شد و از داستان نویسی فاصله گرفت; به گونه ای که می توان کل آثار داستانی اش را در یک مجموعه خلاصه کرد.
«اکبر رادی» متولد۱۰ مهر ۱۳۱۸ در رشت چند سال پس از تولد به دلیل شغل پدر مجبور به مهاجرت به تهران شد و به تحصیل در این شهر پرداخت. از سال ۱۳۳۴ شروع به نوشتن داستان کرد و با آثار صادق هدایت آشنا شد. یکسال پس از شروع داستان نویسی اولین داستانش «موش مرده» در کیهان به چاپ رسید و همان سال با خواندن نمایشنامه «دوشیزه اورلئان» شیلر به نمایشنامه نویسی علاقه مند شد. «رادی» سال ۳۸ در مسابقه داستان نویسی مجله اطلاعات جوانان شرکت و بین ۱۱۴۸ نفر جایزه اول را به خاطر داستان «باران» از آن خود کرد.
اما شوق نوشتن نمایشنامه باعث شد یکسال پس از دریافت این جایزه یعنی سال ۱۳۳۹ اولین نمایشنامه خود «روزنه آبی» را بنویسد. «افول»، «محاق»، «از پشت شیشه ها»، «ارثیه ایرانی»، «صیادان»، «لبخند باشکوه آقای گیل»، «در مه بخوان»، «هاملت با سالاد فصل»، «مرگ در پائیز»، «پلکان» و ... از جمله نمایشنامه های ماندگار رادی هستند.
عزت ا... انتظامی : «رادی همانند علی حاتمی بسیار زود از میان ما رفت و مرگ وی بسیار تاسف برانگیز است. مرگ اکبر رادی جای تامل دارد و این سوال را در ذهن ها متبادر می سازد که به راستی چه کسی جانشین نمایشنامه نویس توانمند کشورمان خواهد شد. من تنها یک بار آن هم در نمایشنامه «افول» توانستم از کارهای وی بازی کنم که کارگردانی این کار بر عهده علی نصیریان بود، اما باید بگویم رادی انسانی بسیار بزرگ وارزشمند برای تئاتر بود و تمام جامعه تئاتر ایران از درگذشت این نویسنده و سناریست بزرگ تئاتر ایران ناراحت هستند. متاسفانه در جامعه امروز تئاتر، نمایشنامه نویس بسیار کم داریم به طوری که تنها می توان با رفتن اکبر رادی از بهرام بیضایی یاد کرد و تئاتر ایران در این خصوص با افول زیادی مواجه است و غیر از این افراد دیگر کسی را نداریم که نمایشنامه نویس باشد و بتواند بر اساس متن خودش کاری را روی صحنه ببرد. مرگ امثال اکبر رادی بسیار تاسف انگیز است اما باید دید آیا جامعه تئاتر توانایی این را دارد که کسی را جایگزین او کند و متاسفانه بزرگ ترین ضعف تئاتر ما این است که جانشینان خوبی را برای بزرگانی نظیر غلامحسین ساعدی و اکبری رادی معرفی نکردیم و باید قدر بهرام بیضایی را بیش از پیش بدانیم.»
بهروز غریب پور:«مرگ رادی قابل پیش بینی بود. ناقوس ها برای رفتن او به صدا درآمده بودند و تلخی مرگ «رادی» این است که ما انتظار رفتنش را می کشیدیم: هر بار که بستری می شد، هر بار که خبری از کسالت او می شنیدیم، مرگ رادی را بچشم می دیدیم... شبی که در شورای بررسی آثار اجرایی تئاتر شهر قرار شد که «لبخند با شکوه آقای گیل» به روی صحنه برود، همه ما نگران بودیم که استاد پیش از اجرا، یا در روزهای اجرا تسلیم مرگ بشود.
اما مرگ به ما و به او اجازه داد که آخرین لبخند را بر لبان اکبر رادی نظاره کنیم. لبخندی تلخ که بیش از همه ما خود رادی بدان واقف بود که ماندنی نیست و چنین نیز شد. با این حال مرگ نویسنده زمانی است که کسی اثرش را نخواند و یا اثرش را به روی صحنه نبرند و اینجاست که مرگ به زانو در میاید: هنگامی که آثار یک نویسنده بیش از زمان زنده بودنش مطرح می شود و در هر قرائت و بازخوانی واجرا، ندایی شنیده می شود که مرگ را می رنجاند: آه او زنده است؟! آری، مرگ، آری اکبر رادی را تو از ما گرفته ای. اما صحنه تئاتر ایران، منزلگاه ابدی یک نویسنده زنده، شجاع و پرتوان است که دغدغه نجات از حقارت و بیگانگی انسان های پیرامونش را داشت و مادامی که آثارش بر روی صحنه بروند: او زنده است. آری مرگ، آری. ایمان دارم که تو جان یکایک ما را می گیری اما جوهر جانمان زنده است. چنان که مرگ رادی گواهی خواهد داد و تو آن را به چشم خواهی دید هر چند که در هر اجرا تو در گوشه ای حاضری که جان تازه ای را به خاک بسپاری.»
جمشید مشایخی : «من بعد از انقلاب به واسطه «جعفر والی» با مرحوم «اکبر رادی» آشنا شدم. ما همراه هم به منزل ایشان رفتیم و از نزدیک با استاد ملاقات کردم. بعد از آن بارها ایشان را دیدم و همیشه برایم قابل تحسین بودند. هر کس از دنیا می رود همه از وی تعریف می کنند و من از این کار خوشم نمی آید. ولی مرحوم رادی به واقع فردی از نظر اخلاقی بی همتا بود. وی عاشق ایران و مردم کشورش و یک درام نویس فوق العاده در تاریخ تئاتر ایران بود. هشت سال پیش افتخار بازی در نمایشنامه «شب روی سنگفرش خیس» را داشتم که در نقش استاد به ایفای نقش پرداختم. مرحوم رادی بارها در تمرینات نمایش حضور پیدا می کردند و وقتی من در حال تمرین صحنه آخر نمایش بودم آرام می گریستند و مرا مورد لطف و محبت قرار می دادند. خیلی استاد رادی را دوست داشتم. وی مردی بزرگ بود و جای افسوس دارد که از بین ما رفت، ولی همیشه در بین ما حضور دارد و زنده است، زیرا همه هنرمندان وی را دوست دارند.»
دانیال حکیمی : «بزرگ مرد درام نویس ایران، آرام و موقر، متین و متفکر، استاد بلامنازع رئالیسم، پژوهشنده روابط عمیق و باشکوه انسان ها، طناز و زیباشناس، عدالت خواه و فریادرس فریاد دردمندان رنج دیدگان، در آثارش، آثاری ماندگار و فراموش نشدنی با دیالوگ های فاخر و عظیم که انسان را به تفکر وا می دارد. اکنون اون نیست ولی یادش همیشه باقی است. استاد ای کاش بیشتر می ماندی و با آثارت چون قطره های نور صحنه های زندگی و تئاتر را منور می کردی. جایت از همین حالا خالی است و من در سوگت می گریم.»
حسین پارسایی: «اکبر رادی فقط یک نام نبود، تاریخ بود. تاریخ تئاتر کشور. و پدر بود; پدر همه هنرمندان تئاتر کشور. فقدان او را نمی توان تاب آورد. اصلا می شود که دیگر آدمی «لبخند باشکوه آقای گیل» را نبیند؟! ای کاش خبر دروغ بود... برای خودم، برای خانواده تئاتر، برای خانواده آن مرحوم و اجازه بدهید کمی جسورتر بگویم برای همه ایران متاسفم که یکی از هنرمندان شاخص و شهیر خود را از دست داد. خداوند رحمان به همه ما صبر عطا کند و آن مرحوم را رحمت.»
محمدحسین ایمانی خوشخو : «آثار و نمایشنامه های اکبر رادی بر اساس تاریخ و فرهنگ ایران و باورهای مردم این سرزمین خلق شده که مانند آثار مرجع همواره برای مخاطبان جدی، قابل توجه و تامل است و برای جوانان عرصه هنر و نمایش می تواند یک کارگاه آموزشی باشد. صداقت و پاکی و صفای برگرفته از کودکی در آثار اکبر رادی موج می زند، چنانکه در رفتار و اخلاقش این صفا و راستی بارز بود. رادی گرچه در زمستان رفت و ما را در دریغ و افسوس فروبرد، اما با نمایشنامه هایش و اجرای آن ها روی صحنه همیشه ماندگار است.»
بهزاد فراهانی: اکبر رادی غرور انگیزترین نوع منش و سلوک را داشت و در این زمینه هیچ کس همسو و همپای رادی نیست. اخلاق، منش، رفتار و آثار این بزرگ مرد، همیشه برای ما الگوست و وظیفه بزرگمان این است که مراسم «رادی» را با توجه به شکوه شخصیت او برگزار کنیم و حرمت او را به گونه ای که تا امروز بوده رعایت کنیم. امروز همه ما غصه داریم، اما باید در عین این سوگواری هر چه بیشتر غرور اکبر رادی را حفظ کنیم، زیرا رادی جز برای ایران نبود و مقاومت، پایداری، بزرگ مردی و شکوهش باید باقی بماند. رابطه رادی با ما عاشقانه بود و باید عاشقانه هم باقی بماند.»
ایرج راد: «زنده یاد اکبر رادی همیشه زنده و از یاد ما نخواهد رفت و آثار وی همیشه در تاریخ مملکت ما ماندگار خواهد ماند. آنچه امروز اتفاق افتاد بسیار متفاوت بود و من هرگز در سوگ کسی و عزیزی این چنین اطلاع رسانی گسترده ندیده بودم. دل ما به خاطر رادی می تپید. همه از این که می خواستند از رادی سراغی بگیرند در سرگشتگی به سر می برند چرا که زنده یاد، دوست نداشت کسی به عیادتش برود و دلش می خواست همه او را مانند همیشه بااقتدار و سربلند ببینند.»
لازم به ذکر است; مراسم تشیع پیکر زنده یاد «اکبر رادی» نمایشنامه نویس بزرگ عرصه تئاتر فردا ساعت ۸/۳۰ صبح از مقابل تالار وحدت به سمت بهشت زهرا(س) برگزار می شود. همچنین مجلس ترحیم این هنرمند نیز روز یکشنبه نهم دی ماه از ساعت ۱۸ الی۳۰:۱۹ در مسجد نور برگزار می شود.
منبع : روزنامه ابتکار