جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

اعلان سوم اسفند


اعلان سوم اسفند
آسیب‌شناسی نهاد روحانیت تنها در ارتباط با انقلاب اسلامی مطرح نشده‌است، بلكه می‌توان گفت از زمان شكل‌گیری طبقه‌ای موسوم به روحانیون یا علمای شیعی در ابتدای دوران غیبت كبری، بحث تامل در راستی و درستی افراد و دستگاههای مربوط به تحقیق، تعلیم و تبلیغ علوم دینی مطرح بوده‌است. پیدایش احیاگران بزرگی چون شیخ طوسی، وحید بهبهانی و شیخ‌مرتضی انصاری نیز در راستای درست‌نگاه‌داشتن مشی اهالی علوم دین مورد توجه قرار می‌گیرد. اما در دوره‌های اخیر، جنبش تنباكو به رهبری میرزای‌بزرگ، پای روحانیت را به عرصه قدرت سیاسی كشانده و پس از قرنها تقیه و تعطیل، اصلاحات بزرگ اجتماعی و سیاسی را در سرلوحه وظایف روحانیون شیعه قرار داد. از همین‌جا بود كه قدرت سیاسی نامكشوف در مرجعیت و روحانیت شیعه، بر قدرتهای استبدادی و استعماری آشكار گشت و حوزه‌های دینی مورد دسیسه آنها قرار گرفت. وقوع انقلاب مشروطیت موضوع روحانیت سیاسی شیعه را برای استعمارگران جدی‌تر ساخت و آنها را به هزارگونه نامردمی وادار نمود تا ضربه خود را بر این نهاد كارساز و ریشه‌دار وارد سازند كه البته در این راه موفق بودند و علاوه بر شهید، مسموم و منزوی‌كردن زعمای بزرگ دینی، شور اصلاحگری و مجاهده را در میان روحانیون خاموش كرده و حوزه‌ها را به متاركه و انزوا كشاندند. اما انقلاب اسلامی كه مقدمات بسیاری برای تحقق آن صورت گرفته بود، جبران همه صدمات و لطمات پیشین بود و به قول حضرت امام(ره) فلسفه عملی تمامی فقه یعنی حكومت را برای روحانیون فراهم كرد.
روحانیت شیعه با تحمل سالهایی مرارت‌بار و پر از رنج و محنت و پریشانی، موفق به براندازی كامل و نهائی نظام ستم‌پیشه و وابسته شاهنشاهی گردید و با تكیه بر مبارزه عمومی مردم، نظام سیاسی مبتنی بر دیانت و فقاهت را پی‌افكند و اكنون سومین دهه از روزگار حكومت ارزشمند اسلامی را پشت سر می‌گذارد.
ولی فتنه‌ها و دسیسه‌ها، كژرویها و كژاندیشیها، سایه به سایه انقلاب و پدید‌آورندگان آن، پیش آمده و تا هم‌اكنون نیز پیرامون آن را فراگرفته است و راحتی خیال در عصر زمامداری بیم آن را به وجود آورده‌است كه ای‌بسا فرصتی برای دشمنان ایجاد كند تا ضربه‌ای فرود آورند. در عالم ورزش، قدرت با سلامت عجین است اما در دنیای سیاست قدرت با تباهی همزاد و همراه می‌باشد و هر لحظه ممكن است كه با ایجاد نخوت راه تباهی را بر زمامداران و اقتداریافتگان بگشاید.
از همین منظر است كه امام‌خمینی(ره) را یكی از اصلاحگران بزرگ حوزه‌های علمیه و بلكه بزرگترین آنها باید دانست و در كردار و گفتار مصلحانه او درباب حوزه‌ها و روحانیون تعمقی به شگرفیِ هرچه‌بیشتر نمود. منشور روحانیت كه پیامی طولانی به روحانیون سراسر كشور از سوی حضرت امام در واپسین ماههای زندگانی ایشان است، یكی از مهمترین پیامهای ایشان و نیز از مهمترین منشورهای چندساله انقلاب به شمار می‌آید كه به‌نوعی باید آن را فصل‌الخطاب آسیب‌شناسی حوزه‌های دینی دانست. مقاله حاضر به تشریح و تبیین این پیام تاریخی و شگفت‌ می‌پردازد.
گذشت زمان، بسیاری از حوادث، دیدگاهها و نظریات را كهنه و كمرنگ می‌سازد و نگاهی به فرازونشیبهای تاریخی نشان می‌دهد كه بخش بزرگی از رویدادها و تحولاتی كه در زمان خود از جایگاه موثر و دامنه گسترده‌ای برخوردار بودند، به‌تدریج از محل توجه و اعتبار ساقط گردیده و در زیر غبار گذر زمانه، بی‌رنگ و بی‌اثر شده‌اند. با این‌وجود، البته رویدادها و دیدگاههایی نیز یافت می‌شوند كه نه‌تنها چنین تاثری را از گذشت زمان نمی‌پذیرند، بلكه هر روز بیش‌ازپیش، نقش واقعی‌شان هویدا می‌گردد و در محك تجربه نسلها و عصرهای بعد، جایگاه و اهمیت آنها هرچه بیشتر تثبیت و روشنی می‌یابد. گذشته از پیامهای آسمانی و حقایق بلندی كه از طریق وحی در اختیار انسانها قرار گرفته و پس از سده‌ها و هزاره‌ها، همچنان مخاطبان بیشتری ‌یافته‌است، بوده‌اند فرزانگان برجسته بشری كه دیدگاهها و آموزه‌های آنان نیز كم‌وبیش از غبار كهنگی مصون ‌مانده‌است. یكی از این فرزانگان كه نسل ما از توفیق درك حضور او برخوردار شد و سرمشقهای فراوانی از او آموخت، حضرت امام‌خمینی‌(ره) است. او پایه‌گذار چرخشی عمیق و گسترده در جان و جهان ما بود و حجاب ضخیم ناشی از تحریف و تحجر را از چهره نورانی اسلام ناب برگرفت و ریشه‌های كهن ظلم و ظلمت را در پرتو احیاء دین حق در جامعه ما بركند و پیام بعثت خاتم(ص) را برای جهان معاصر بازخوانی كرد. حقیقتا برخی از پیامها و آموزه‌های حضرت امام(ره)، چنان پرنكته و عمیق است كه امروز، اعتبار و ارزش آنها اگر افزایش نیافته باشد، قطعا كاهش هم نیافته‌است. اما غفلت و عبور سطحی از این پیامها و آموزه‌ها و دچارآمدن نخبگان و اندیشمندان به روزمرگیها و هیاهوهای معمول و متداول، مجال تامل و درنگ در آنها را از جامعه سلب می‌كند و اجازه نمی‌دهد كه حكمت الهی و چاره‌ساز آن فرزانه بی‌نظیر معاصر، در متن ذهن و زندگی ما نهادینه و ریشه‌دار گردد. ازاین‌رو بازخوانی و بازكاوی اندیشه‌های امام راحل از خلال این پیامها و تحلیلها، امری ضروری به‌نظر می‌رسد؛ چراكه زمانه ما سخت بدان نیاز دارد و تلاش برای كاربردی‌‌‌كردن این اندیشه‌ها، می‌تواند راه شكل‌گیری و بازآفرینی تمدن نوین اسلامی را هموار سازد.
سوم اسفند ماه سال۱۳۶۷، تاریخی است كه در ذیل یكی از پیامهای مهم و پرنكته امام‌(ره) و در كنار امضای ایشان مشاهده می‌شود. به قطع نمی‌توان گفت كه صدور این پیام در این تاریخ معین، اتفاقی بوده یا حساب‌شده، اما به‌هرحال ولو اتفاقی هم بوده‌ باشد، اتفاق جالبی به‌نظر می‌آید؛ چراكه از سویی در سوم اسفند (حوت) ۱۲۹۹.ش بود كه دور جدیدی از دخالتهای بیگانگان در سرنوشت جامعه و كشور ما رخ داد، كه با شیوه‌ای نو و در پوشش اقدام برای تامین امنیت و پیشرفت كشور، با طراحی دولت بریتانیا و كارگزاران داخلی آن در قالب یك كودتا شكل گرفت و به استقرار دیكتاتوری پهلویها و انزوای فرهنگ ملی و ارزشهای الهی ما انجامید و ازسوی‌دیگر، محتوای اصلی این پیام نیز به‌گونه‌ا‌ی عوامل و شرایط فكری، سیاسی و اجتماعی‌ای را مورد بازكاوی و ریشه‌یابی قرار می‌دهد كه درواقع زمینه‌ساز وقوع این رویداد شوم در سوم حوت آن سال (۱۲۹۹.ش) به شمار می‌آیند. لذا می‌توان گفت این پیام، هشداری برای پیشگیری از تكرار چنان رویدادی در آینده دور یا نزدیك این مرز و بوم بوده‌است.
مخاطب این پیام، «روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات»‌ هستند؛ یعنی همان قشری از جامعه كه گرچه ریشه در تاریخ هزاروچهارصدساله پس از اسلام دارند، اما كناره‌گیریِ بخش عظیمی از آنها از عرصه سیاست و جامعه و فقدان یا ضعف احساس وظیفه‌ای جدی دراین عرصه ــ در اندازه‌ها و سطوح متفاوت ــ میدان را برای تاخت‌و‌تاز حاكمان قلدرمآب و نفوذ بیگانگان فراهم ساخت. حضرت امام(ره) پیام خود را در تاریخی صادر می‌كردند كه حدود هفتادسال از آن توطئه شوم حوت۱۲۹۹ می‌گذشت اما صرفا پس از سپری‌كردن دورانهای سخت و دشوارِ خودسازی، تجربه‌ و تلاش مبارزاتی و اجتماعی بود كه حاكمیت مردمی و دینیِ برخاسته از انقلاب در جامعه قابلیت استقرار یافت و ریشه‌های استبداد داخلی و نفوذ استعماری بیگانه بركنده‌شد و لذا جهت‌گیری پیام امام بسیار حساب‌شده و آگاهانه می‌نماید؛ چراكه قشر مخاطب این پیام و نیز جامعه، اگر به غفلتها و آسیبهایی كه این قشر در معرض آن هستند توجه نكنند، چه‌بسا بازهم زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی توطئه‌هایی از نوع كودتای سیاه۱۲۹۹ فراهم شود و حاصل همه مجاهدتها، شهادتها و افتخارآفرینیهای روحانیت و حوزه‌ها، به مصادره دیگران درآید و مسیر استقلال، آزادی، مردم‌سالاری دینی و پیشرفت همه‌جانبه كشور، دچار تحریف و انحراف گردد. درواقع، بیان امام‌خمینی(ره) كه تصریح می‌كنند «حال بحث این است كه برای جلوگیری از تكرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزه‌ها چه باید كرد؟»، این حدس را تقویت می‌نماید كه انتخاب سوم اسفند برای صدور این پیام، چندان‌هم اتفاقی نبوده‌است.
این پیام را می‌توان چكیده تحلیل و دیدگاه امام(ره) درباره روحانیت و حوزه‌ها و نیز حاوی فهرست دغدغه‌ها و نگرانیهای ایشان درباره این قشر موثر جامعه دانست؛ كماآنكه به‌درستی نیز عنوانِ «منشور روحانیت» به خود گرفت و در عداد مهم‌ترین پیامهای امام درآمد. امام در این پیام آخرین توصیه‌ها و هشدارها را به نسلهای آینده حوزه‌ها و روحانیت ابلاغ می‌كند و حاصل تجربیات طولانی و دشوار خود را در برابر گرایشها و لایه‌های انحرافی، وابسته، متحجر و مقدس‌نمای حوزه‌ها در اختیار آنان قرار می‌دهد. در آن زمان هیچ تصور نمی‌شد كه در فاصله صد روز پس از صدور این پیام، امام بزرگوار رحلت خواهد كرد و دشوارتر از آن، پیش‌بینی این احتمال بود كه یك ماه پس از صدور این پیام، قائم‌مقام رهبری عزل گردد. در حقیقت حضرت امام(ره) برای پیشگیری از وقوع آسیبهای پیش‌بینی‌شده در این پیام، اقدامِ به‌ظاهرتلخی را انجام می‌دهد تا تضمینی برای حفظ و سلامت آینده نظام و جهت‌گیریهای اصولی و انقلابی آن باشد. ضمن آن‌كه در همان زمان نیز انتشار این پیام بسیار مهم تلقی شد و همچون پیام امام به گورباچف و حكم امام درباره سلمان رشدی ــ كه در فاصله كوتاهی پیش از صدور این پیام صادر شده بود ــ بازتاب گسترده‌ای یافت و مورد توجه و تحلیل نخبگان و آگاهان جامعه قرار گرفت.
به‌نظر می‌رسد جز بخشهایی از این پیام كه ناظر به اهمیت و نقش دفاع مقدس و دوران هشت‌ساله جنگ تحمیلی است و در آن شرایط ذكر این مسائل برای رفع ابهامها و ازبین‌بردن برخی تردیدها و تشكیكها درباره عملكرد نظام در این عرصه ضرورت می‌یافت، بخش مهم و اصلی پیام همان است كه هنوز به‌درستی و عمیق خوانده نشده و مخاطبان اصلی آن، (روحانیون و حوزه) توجه بایسته‌ای را كه انتظار می‌رود بدان مبذول نداشته‌اند.
مخاطب رسمی این پیام، حوزه‌های علمیه و روحانیت است ولی مراكز و دستگاههای فرهنگ‌ساز و رسانه‌های موثر ــ كه در آگاهی‌بخشیدن و ارتقاء قدرت تحلیل اجتماعی و فرهنگی جامعه نقش بی‌بدیلی ایفا می‌كنند ــ نیز در شمار مخاطبان این پیام‌ قرار می‌گیرند؛ چراكه بدون تصحیح و تعمیق نگرش جامعه نسبت به روحانیت و رشد باور و اطمینان توده‌های مردم، به ویژه نسل آینده، به این پایگاه اصیل و استوارِ اسلام ناب و نیز بدون تقویت قدرت تشخیص سره از ناسره و روحانی اصیل از روحانی‌نما در آحاد جامعه، هرگز نمی‌توان زمینه‌های آسیبها و نگرانیهای مذكور در این پیام را از میان برداشت. به تعبیر امام(ره)، «گرچه كار مشكل است، ولی چاره چیست؟ باید فكری كرد» و همه نهادها، دستگاهها و شخصیتهایی كه موظف به چاره‌اندیشی برای رفع كاستیها و آسیبها هستند، قاعدتا در شمار مخاطبان این پیام‌ به حساب می‌آیند.●نكات اصلی و محوری پیام
الف ــ جایگاه و نقش علمی و اجتماعی روحانیت:
یادآوری نقش برجسته حوزه‌های علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع، نخستین محور مهم این پیام می‌باشد كه این یادآوری، درواقع پاسخی است به یك پرسش مهم مبنی بر این‌كه ضرورت و كاركرد نهاد روحانیت و حوزه‌های علمیه چیست و چه عوامل و دلایلی استمرار این نهاد دینی را توجیه و تبیین می‌كند؟ در این راستا، حضرت امام (ره) به جایگاه و نقش بارز حوزه‌های علمیه در عرصه علمی و اجتماعی ــ البته به اجمال و اختصار ــ اشاره می‌كنند: «تردیدی نیست كه حوزه‌های علمیه و علماء متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهم‌ترین پایگاه محكم اسلام در برابر حملات و انحرافات و كجروی‌ها بوده‌اند. علماء بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده‌اند تا مسائل حلال و حرام الهی را بدون دخل و تصرف ترویج نمایند. اگر فقهاء عزیز نبودند معلوم نبود امروز چه علومی به‌عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل‌بیت علیهم‌السلام به خورد توده‌ها داده بودند. جمع‌آوری و نگهداری علوم قرآن و اسلام و آثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین علیهم‌السلام و ثبت، تبویب و تنقیح آنان . . . كار آسانی نبوده‌است.»
ایشان ضمن اشاره به دشواریهای فراوان و امكانات اندكی كه برای این مجاهدت و تلاش علمی فراهم بوده، شاخه‌های متعدد علمی ــ فقه، فلسفه، ریاضیات، نجوم، اصول، كلام، حدیث، رجال، تفسیر، عرفان، ادبیات و . . . ــ را كه حوزه‌های علمیه و علماء متعهد بدان پرداخته‌اند نام می‌برند و نتیجه می‌گیرند كه طریقه علمای سلف برای بررسی عمیق و همه‌جانبه علوم اسلامی باید استمرار یابد.
جایگاه و نقش اجتماعی روحانیت مساله دیگری است كه حضرت امام(ره) به آن می‌پردازند: «صدها سال است كه روحانیت اسلام تكیه‌گاه محرومان بوده است . . . آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارتها و تلخیهایی متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعیدها، زندانها و اذیت و آزارها و زخم‌زبانها، شهداء گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده‌اند . . . در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی علمای اسلام اولین كسانی بوده‌اند كه بر تارك جبینشان خون و شهادت نقش بسته است . . . علماء اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند . . . روحانیتٍ متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو‌صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت.»
باتوجه به همین نقش و جایگاه علمی و اجتماعی است كه به تعبیر امام(ره): «راستی اگر كسی فكر كند كه استعمار، روحانیت را با این‌همه مجد و عظمت و نفوذ، تعقیب نكرده و نمی‌كند، ساده اندیشی نیست؟»
ب ــ افشاء و طرد روحانیون وابسته و متحجر:
توجه و تاكید بر نقش برجسته و جایگاه موثر حوزه‌های علمیه و روحانیت، مانع از آن نیست كه واقعیتهای تلخ و جریانهای منحرف و یا اشخاص وابسته به بیگانگان كه در میان حوزه‌ها و روحانیان نفوذ می‌كرده‌اند، نقد و طرد شوند و لذا حضرت امام‌(ره) پس از بیان ویژگیهای مثبت و خدمات شایان روحانیت، می‌گویند: «البته این بدان معنی نیست كه ما از همه روحانیون دفاع كنیم؛ چراكه روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا هم كم نبودند و نیستند در حوزه‌های علمیه.» درواقع باید گفت: امام راحل(ره) و دیگر چهره‌های برجسته و شاخص عرصه‌های دانش، مجاهدت و پارسایی ــ كه همواره نمادهای حقیقی حوزه‌ها و روحانیت بوده‌اند ــ بیش از دیگران به تبیین و افشای نقش مخرب و بازدارنده جریانهای انحرافی و اشخاص منحرف در مراكز حوزوی و كسوت روحانیت پرداخته‌اند و با تعابیر تند و صریح، حساب آنان را از حوزه‌ها و روحانیت اصیل و متعهد جدا كرده‌اند. در این پیام نیز این تفكیك و تبیین به‌صراحت مورد تاكید قرار گرفته‌است؛ زیرا به همان اندازه كه روحانیت پاكباخته و پارسا در هدایت مردم و حراست از كیان استقلال و سربلندی جامعه نقش داشته است، كژاندیشان، ساده‌لوحان و منحرفانِ روحانی‌نما هم در انحراف توده‌ها و بازكردن راه مستبدان و استعمارگران ــ به عنوان یك آلت و ابزار ــ تاثیر منفی و تخریبی داشته‌اند. از‌همین‌رو، هشدار امام(ره) را باید جدی گرفت و از سوءاستفاده‌‌های پیچیده و حساب‌شده از عنوان و سلك روحانیت ــ برای نفوذ در جامعه و فریب مردم ــ غافل نشد؛ چراكه دشمن شكست‌خورده، با هوشیاری و حیله‌گری درصدد جبران شكستهای خویش است و برای این منظور، سنگرهای مقاوم و قدرتمند جامعه را بیش‌ازهرچیز هدف قرار می‌دهد: «آن‌قدر كه اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده‌است، از هیچ قشر دیگر نخورده‌است . . . ولی طلاب جوان باید بدانند كه پرونده تفكر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‌مآبی و دین‌فروشی عوض شده‌است. . . .»
امام با ذكر نمونه‌هایی از نفوذ بیگانگان در ذهنیت و فرهنگ حوزه‌ها، مهم‌ترین حركت استعماری را القاء شعار جدایی دین از سیاست می‌دانند و هشدار می‌دهند كه این حربه در حوزه و روحانیت تااندازه‌ای كارگر شده‌است: «هنوز حوزه‌ها به هر دو تفكر آمیخته‌اند و باید مراقب بود كه تفكر جدایی دین از سیاست، از لایه‌های تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نكند.»
دشمنان اسلام و روحانیت، گاه نعل وارونه هم می‌زنند و در قالب دفاع از دین و روحانیت و برای حمایت از روحانیان متخلف و منحرف، گاه نظام را متهم می‌كنند كه به روحانیت امتیاز می‌دهد و گاه نیز آن را متهم می‌كنند كه آبروی روحانیت را می‌برد! لذا حضرت امام(ره) هوشیارانه می‌گوید: «بااینكه در كشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیرآن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش‌سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی می‌شود، فورا باندها فریاد می‌زنند كه چه نشسته‌اید جمهوری اسلامی می‌خواهد آبروی روحانیت را ببرد. اگر احیانا كسی مستحق عفو بوده و بخشیده شود تبلیغ می‌كنند كه نظام به روحانیت امتیاز بی‌جا می‌دهد.» ایشان وجود جریانهای انحرافی و اشخاص منحرف را «نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌ها» می‌دانند و ضمنا برخورد واقعی با این خطر را «بسیار مشكل و پیچیده» ارزیابی می‌كنند، اما نه‌تنها روحانیان، بلكه مردم را هم برای پیشگیری از سوءاستفاده‌ها، به «مواظبت» فرامی‌خوانند.
ویژگیهای برجسته‌ای كه در این پیام برای روحانیان اصیل، متعهد و وظیفه‌شناس برشمرده شده، باید ملاك و شاخص تشخیص و تفكیك اشخاص منحرف از جریان اصلی و اصیل حوزه‌ها و روحانیت قرار گیرد: قناعت، شجاعت، صبر، زهد، عدم تعلق به تجملات دنیا، عدم وابستگی به قدرتها، احساس مسئولیت در برابر توده‌ها، پرهیز از تقدس‌نمایی و تحجر‌گرایی، احاطه به مسائل زمان و آشنایی با مسائل سیاسی، بصیرت و توجه به حیله‌ها و تزویرهای فرهنگ حاكم بر جهان و همچنین پایبندی و وفاداری به سیره علمی و عملی سلف صالح و فقه جواهری و . . . . از دیدگاه حضرت امام(ره) جریان اصیل روحانیت همواره از این ویژگیها برخوردار بوده و همین‌ عامل توانسته است نقش و تاثیرگذاری روحانیت را در طول تاریخ تشیع، به نقشی بی‌بدیل تبدیل سازد. لذا اكنون و در آینده نیز باید همین ویژگیها سرمشق عملی حوزه‌های علمیه برای استمرار و تعمیق جریان علمی و تربیتی حوزه‌ها باشد؛ تا آینده حركت سرنوشت‌ساز انقلاب اسلامی و سلامت نظام جمهوری اسلامی تضمین و تامین گردد و رگه‌ها و لایه‌های انحرافی، وابسته، تحجرگرا و ساده‌لوح نتوانند جایگاه اصلی روحانیت را در جامعه اشغال نمایند.
ج ــ آسیبها و چالشها:
بخش اساسی و عمده پیام، درواقع به یادآوری و هشدار نسبت به آسیبها، اشكالات و آفاتی می‌پردازد كه حوزه‌ها و روحانیت اصیل و متعهد، باید نسبت به‌آن هوشیار و حساس بوده و ضمن پرهیز خود از این آسیبها مراقب نفوذ برخی دیدگاهها و تلقیهای نادرست به ذهن و فرهنگ حوزه‌ها و به‌ویژه طلاب جوان باشند. برخی از این موارد، چالشهایی است كه چه‌بسا در قالبهای فریبنده و دنیاپسند و یا به بهانه‌های مقدس‌مآبانه مطرح می‌شود، در حالی‌كه غایت آنها تهدید روحانیت است.این آسیبها و آفتها ــ كه به‌صراحت در متن این پیام به آنها اشاره شده ــ به قرار زیر می‌باشد:
۱ــ غرق‌شدن حوزه‌ها در احكام فردی و عبادی و غفلت از احكام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اسلام.
۲ــ پذیرفتن تز عدم دخالت روحانیان در سیاست.
۳ــ تلقی منفی درباره زیركی، كاردانی و سیاسی‌بودن عالمان و روحانیان.
۴ــ تقدس‌نمایی و فضیلت‌شمردن ظواهر و مظاهرِ گوشه‌نشینی و انزوای اجتماعی.
۵ــ فاصله‌گرفتن از دانشها و علوم غیررایج در حوزه‌ها از قبیل فلسفه، عرفان، یادگیری زبان خارجی و. . . و حتی كفرشمردن این شاخه‌های علوم. (كه خوشبختانه امروز این مصادیق در جو غالب حوزه‌ها مطرح نیست، ولی اصل مساله در مصادیقی متفاوت با دورانی كه امام(ره) از آن یاد می‌كنند، در برخی سطوح و لایه‌ها، همچنان وجود دارد.)
۶ــ سرایت تفكر اهل جمود به طلاب جوان حوزه‌ها. با توجه به این‌كه امام(ره) هنوز حوزه‌ها را آمیخته به هر دو تفكر ــ تفكر ناب دینی و تفكر متحجرانه ــ می‌داند، این آسیب را جدی و تهدیدكننده ارزیابی می‌نماید؛ كه البته تاحدودی در برخی سطوح ترمیم‌‌یافته، اما هنوز كماكان در اشكال و قالبهای گوناگون خود را نشان می‌دهد.
۷ــ اختلاف در میان روحانیان متعهد و اصیل، در قالب جناح‌بندیهای سیاسی و یا در میان طلاب جوان و روحانیون پرسابقه.
از دیدگاه امام، گرچه اختلاف سلیقه، نقد و اشكال به عملكردها و مدیریتها و. . . اشكالی ندارد و چه‌بسا مفید و اجتناب‌ناپذیر هم باشد، ولی درعین‌حال نباید صف واحد روحانیان انقلابی و اصیل را دچار شكاف نماید؛ چرا‌كه در‌این‌صورت زمینه را برای توفیق دشمن فراهم خواهد كرد.
۸ــ نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌ها.
۹ــ فراموش‌كردن و غفلت از اهداف كلی و بلندمدت و محصورشدن در امكانات موجود، به‌خاطر محدودیتها و شرایطی كه تحقق آن آرمانها و اهداف را در ظرف زمانی موجود غیرممكن نشان می‌دهد.
۱۰ــ توجه به نتیجه و عدول از تكلیف. به تعبیر امام(ره) «همه ما مامور به ادای تكلیف و وظیفه‌ایم، نه مامور به نتیجه».
گرچه این نگاه ــ به معنی درست و دقیق آن ــ در كل جامعه و به‌ویژه در مدیران و مسئولان باید ریشه‌دار و نهادینه گردد، ولی برای روحانیان و حوزه‌ها كه عهده‌دار تربیت دینی و هدایت فكری جامعه‌اند، تضعیف این اصل آفتی مهم شمرده می‌شود و روحانیت اصیل را دچار مصحلت‌اندیشیهایِ نابجا می‌سازد.
۱۱ــ عدم باور و اعتماد به مسئولان و مردم و نیز تلقی جداشدن مردم از روحانیان متعهد و اصیل و یا ناتوانی مسئولان انقلابی و متعهد.
۱۲ــ فراموش‌كردن خیانتها و انحرافات فكریِ كسانی كه به ظاهر «عقلای قوم» تلقی می‌شوند و ساده‌اندیشی درباره جریانها و اشخاص منحرف، كه زمینه نفوذ آنان را فراهم خواهد ساخت.
۱۳ــ اعتماد به گروههای سیاسی و لیبرالها. . . كه نه دغدغه احكام و ارزشهای الهی، بلكه انگیزه قدرت‌طلبی و اندیشه‌های انحرافی، جهت‌گیریهای اصلی آنان را تشكیل می‌دهد.
۱۴ــ تاثیرپذیری از القائات روحانی‌نماها و مقدس‌مآبها كه با بزرگ‌نمایی برخی اشكالات یا تكرار برخی شایعات، اصلِ نظام را زیر سوال می‌برند و آب به آسیاب دشمن می‌ریزند. (‌این، یكی از ابعاد همان آسیبی است كه استاد مطهری(ره) به‌عنوان «عوام‌زدگی» مطرح نموده و امروز مصادیق پیچیده‌تری پیدا كرده است.)
۱۵ــ ترحم بی‌جا و بی‌مورد نسبت به دشمنان اسلام و مخالفان و متخلفان نظام.
۱۶ــ تخلف از فقه سنتی و اجتهاد جواهری.
از دیدگاه امام(ره) شیوه اجتهاد و توجه به میراث عظیم علمی و فكری علمای سلف، سرمایه گرانقدری است كه نباید تحت تاثیر برخی نقدها و القائات، كم‌رنگ شود و در عین دخالت شرایط و اقتضائات زمان و مكان در اجتهاد و استنباط احكام شرعی، چارچوبها و اصول متقن فقهی نباید مخدوش گردد. درحقیقت پویایی فقه در گرو رعایت این اصل است و لذا تخلف از فقه جواهری تهدیدی علیه حوزه‌های علمیه می‌باشد. «فقه جواهری» همان اجتهاد روشمند، اصیل و پویایی است كه نمونه بارز آن در روش علمی نویسنده محقق و مجاهد كتاب «جواهرالكلام فی‌ شرح شرایع الاسلام»، مرحوم آقا شیخ محمدحسن نجفی (متوفای۱۲۶۶.‌ق)، به چشم می‌خورد و امام راحل(ره)، آن را الگوی روش فقهی حوزه‌ها برمی‌شمارند.
۱۷ــ بی‌توجهی به پرسشها و عدم پاسخ به معضلات جامعه.
۱۸ــ بی‌توجهی به علل خارجی مشكلات و دشواریها و برگرداندن همه اشكالات به جبهه خودی. گرچه امام راحل(ره) به اشكالات و كاستیهای داخلی توجه دارند، ولی غفلت از توطئه‌های قدرتهای سلطه‌گر را ــ كه برای نابودی اسلام كمر همت بسته‌اند ــ در تحلیل و بررسی مسائل جامعه، یك آسیب می‌دانند.
۱۹ــ مطلق‌انگاشتن اصول و قوانین دیپلماسی و عدول از آرمانها به‌خاطر آن.
امام(ره) با اشاره به جنجالی كه در پیِ‌صدور حكم اعدام سلمان رشدی برپا شد و جمهوری اسلامی ایران متهم به نقض اصول دیپلماسی گردید، تصریح می‌كنند: «ما باید بدون توجه به غرب حیله‌گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاكم بر جهان، درصدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم. . . .»
۲۰ــ غفلت از نیازها و تحولات آینده.
از دیدگاه امام(ره)، «حوزه‌ها و روحانیت باید نبض تفكر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چندقدم جلوتر از حوادث، مهیای عكس‌العمل مناسب باشند.»
۲۱ــ كناره‌گیری از مسئولیتهای اجتماعی و نپذیرفتن كارهای قضایی و اجرایی و شانه‌خالی‌كردن از خدمت به نظام و مردم در مواردی كه لازم است.
امام راحل(ره) تصریح می‌كنند كه «روحانیون و علماء و طلاب باید كارهای قضایی و اجرایی را برای خود یك امر مقدس و یك ارزش الهی بدانند . . . اگر امروز به نظام خدمت نكنیم و استقبال بی‌سابقه مردم از روحانیت را نادیده بگیریم، هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت.» ایشان نپذیرفتن منصبهای خالی امامت جمعه یا قضاوت را به بهانه درس و بحث ــ برای كسی كه قدرت و توان آن را دارد ــ غیرموجه و موجب مؤاخذه الهی می‌دانند.
آنچه برشمرده شد، فهرست‌گونه‌ای از آسیبها و تهدیدهایی بود كه حضرت امام‌(ره) در پیام مهم خود مطرح كرده‌اند. برخی از این آسیبها، اختصاص به روحانیت و حوزه‌ها ندارد و همه اقشار جامعه را خطاب قرار می‌دهد و برخی نیز آسیبهایی است كه از فرهنگ غلط و برداشتهای ناصحیح بخشی از جامعه درباره نقش و رسالت حوزه‌ها ناشی می‌شود؛ كه البته حوزه‌ها، روحانیان متعهد و امامان جمعه و جماعت می‌توانند نقشی بسیار موثر برای زدودن این برداشتها از ذهن جامعه ایفا كنند.
بخش قابل توجهی از این هشدارها و تذكرات، برای مراكز برنامه‌ریزی و مدیریت حوزه‌ها تكلیف‌ساز و تعهدآفرین است. بازنگری و اصلاح نظام تربیتی و آموزشی حوزه‌های علمیه و بازكاوی و بررسی ریشه‌های فكری و فرهنگی برخی از این آسیبها برای مقابله و چاره‌اندیشی اساسی و ریشه‌ای، كاری است كه هنوز، چنانكه باید، مورد توجه قرار نگرفته‌است. اصلاح نگرش جامعه نسبت به حوزه‌ها و زدودن سطحی‌نگری و ظاهربینی در این باب و نیز تقویت پیوند منطقی و ارتباطات مفید و سازنده با اقشار گوناگون جامعه، به‌ویژه نخبگان دانشگاهی و جوانان دانشجو، كارهایی است كه به تامل و تدبیر عالمان متعهد و حوزه‌های علمیه و نیز همكاری و همراهی دستگاه‌ها و مراكز فرهنگی و هنری و نهادها و مراكز رسانه‌ای نیاز دارد. در كنار همه این موارد، باید گفت: ضامن اصلی پیشگیری از این آسیبها و عامل موثر مقابله با آنها توسعه، تعمیق و تقویت خودسازی علمی، اجتماعی و اخلاقی حوزه‌ها و روحانیت است.
●●نتیجه
پیام صادره از سوی امام‌خمینی(ره) در سوم اسفند۱۳۶۷ كه «خدمت حضرات روحانیون سراسر كشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین گرامی و طلاب عزیز حوزه‌های علمیه و ائمه محترم جمعه و جماعات دامت بركاتهم» صادر و ابلاغ شده است، حاوی نكات مهم، هشدارهای اساسی و تحلیلهای ظریفی است كه نگاه امام راحل(ره) را نسبت به گذشته، امروز و فردای حوزه‌های علمیه و روحانیت، به اجمال و اختصار ترسیم می‌نماید. در این پیام، گرچه دفاع از عملكرد نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه اول انقلاب و به‌ویژه تبیین حقانیت نظام و مسئولان آن در اتخاذ تدابیر و استراتژی مناسب در دوران دفاع مقدس، یكی از محورهای مهم آن است، ولی جایگاه علمی، تربیتی، اجتماعی و سیاسی روحانیت اصیل و آسیبها و چالشهای تهدیدكننده آن، رویكرد اصلی پیام را تشكیل می‌دهد. بنابراین بازخوانی این پیام هیجده صفحه‌ای و بازكاوی نكات و ظرائف فراوان و دقیق آن، نه‌تنها برای مخاطبان مستقیم بلكه برای نخبگان و مسئولان جامعه و اقشار تاثیرگذار، امری لازم به‌نظر می‌رسد؛ به‌ویژه آن‌كه گذشت شانزده سال از صدور این پیام و تحقق برخی پیش‌بینیهای امام راحل و درستی نگرش عمیق و آینده‌نگرانه ایشان به مسائل مبتلا‌به جامعه، آگاهی و باور نسل امروز را درباره راه و نگاه امام‌خمینی(ره) مضاعف خواهد ساخت و مهم‌ترازهمه، مراجع بزرگوار، مدرسین گرامی، طلاب عزیز و همه سطوح و آحاد روحانیت اصیل را نسبت به رسالت خطیری كه در مواجهه با چالشها و پیشگیری آسیبها و یا در راستای علاج و چاره‌اندیشی برای آسیبهای تحقق‌یافته بر عهده‌ دارند، حساس و انگیزه‌مند خواهد ساخت. گرچه چاره‌اندیشی برای برخی از این چالشها و آسیبها، مشكل و پیچیده است، اما مسلما هیچ مساله مهمی با فراموش‌كردن آن، حل نخواهد شد. بنابراین تامل در این پیام و حضور ذهنی یافتن نسبت به آن در فضای فكری و فرهنگی روحانیت و حوزه‌ها، گام نخست و حداقلی است كه یادآوری و تاكید بر آن ــ به هر مناسبتی ــ ضروری است؛ «و ذكر فان الذكری تنفع المومنین.»
علی ذوعلم
پی‌نوشت
* ــ همه نقل‌قولهای این مقاله، از متن پیام ۳/۱۲/۶۷ امام راحل(ره) اخذ شده است. ر.ك: صحیفه امام، ج ۲۱، محاسبه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، ۱۳۷۸، صص۲۷۳ـ۲۹۳ و نیز رك: امام‌خمینی، منشور روحانیت، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)، ۱۳۷۶ (حاوی متن دستنویس پیام).
منبع : ماهنامه زمانه