شنبه, ۱۰ خرداد, ۱۳۹۹ / 30 May, 2020
مجله ویستا


استثمار کودک در کنار ادعای انسانیت


استثمار کودک در کنار ادعای انسانیت
مرتضی از روز قبل برای کار از خانه بیرون رفته بود. او فال می‌فروخت اما آن شب به خانه بازنگشت و صبح روز بعد جنازه‌اش در حالی مشاهده شد که شلوارش دور گردن و دستهایش با پیراهنش بسته شده بود.
۷ صبح روز چهارشنبه ۲۲ اسفند ماه ۱۳۸۶ حوالی پاسگاه نعمت‌آباد واقع در بزرگراه آیت الله سعیدی جنازه‌ کودک ۹ ساله‌ای توسط اهالی محل کشف شد .
مرتضی از روز قبل برای کار از خانه بیرون رفته بود. او فال می‌فروخت اما آن شب به خانه بازنگشت و صبح روز بعد جنازه‌اش در حالی مشاهده شد که شلوارش دور گردن و دستهایش با پیراهنش بسته شده بود. به دلیل سن کم مرتضی ، مادرش شماره تلفن خانه را روی دستش نوشته بود. صبح حادثه از این طریق خانواده‌اش را در جریان گذاشتند و مادرش زمانی بر بالین پسرش رسید که او جان سپرده بود. محل زندگی مرتضی در اسماعیل‌آباد (یکی از کوره‌پز خانه‌های جنوب غرب تهران) است . در خانه‌ای کوچک دو خانواده دیگر به‌همراه خانواده‌ هشت نفری مرتضی زندگی می‌کردند مرتضی از مدتی پیش به دلیل فقر خانواده به فال فروشی مشغول بود. ساعت کار او به طور معمول از ۲ بعد از ظهر ( پایان ساعت مدرسه ) آغاز و ۱۰ شب به پایان می‌رسید . مادر مرتضی می گوید : « از بدبختی، بچه‌مون رو می‌فرستادیم سرکار » اما حالا او باید علاوه بر درد فقر ، رنج فقدان کودک ۹ ساله‌اش را نیز تحمل کند.
زندگی کودکان کار با ترس و رنج عجین است. ترس و رنجی که همه روزه در اثر فقر اقتصادی به این قشر از جامعه تحمیل می‌شود و کودکی ، بازی ، شادی ، تحصیل و آرامش آنان را به تباهی می‌کشد. مرتضی نه تنها این‌ها، بلکه جانش را نیز از دست داد.
● نیمی از کودکان کار هرگز از چنگال فقر رهایی نمی یابند
آمارهای موجود می گویند که از هر ۱۰۰ کودک در جهان امروز ۱۶ نفر کودک کار هستند . نیمی از کودکان کار هرگز از چنگال فقر رهایی نمی یابند . آنان به کارهای سخت و زیان آور اشتغال دارند و با مواد خطرناک شیمیایی سرو کار داشته یا در هوای آلوده تنفس می کنند . این در حالی است که درآمد حدود ۵/۱ درصد خانواده ها به کار کودکان وابسته است تروریسم یکی از بزرگ ترین مشکلات و موانع بر سر راه موفقیت کودکان است زیرا بسیاری از کودکان در ماشین جنگی به کار گرفته می‌شوند و مورد آزار مستقیم قرار می‌گیرند. بسیاری از دختران ترک تحصیل می‌کنند، تا در خانه از خواهر و برادر کوچک خود مراقبت نمایند و ... .
وقتی که بحث بر سر کار کودک را شروع می کنیم، پی می بریم که نقاط مشترک زیادی درباره این پدیده در سراسر جهان وجود دارد. ما داستان‌های زندگی کودکان مختلف را گوش می کنیم. درباره تجارت کودکان، استثمار جنسی، کار در قایق‌های ماهیگیری، ماشین شویی، فروشندگی در خیابان یا بازار، جمع آوری آشغال، حمل و نقل و باربری، خشت زنی و آجرپزی، ساختن ابزارهای پزشکی برای اتاق‌های عمل، ساختن سایر مواد و ابزارهای خطرناک، تجارت مواد مخدر، کار خانگی و سرواژ (صرفی)، بردگی قرض، کار در مزارع، مین یابی، قالی بافی، سرباز گرفته شدن اجباری، کار در کارخانه ها و کارگاه های کوچک، شیرینی پزی و بسیاری موارد دیگر . اما این کودکان، زندگی خود را همه روزه از دست می‌دهند. آن‌ها زجر می‌کشند و کسی نیست که سخن گویشان باشد ، آن هم درست زمانی که دولت‌ها و بسیاری از مردم وجود چنین مشکلی را انکار می‌کنند. آن‌ها یا اهمیت نمی‌دهند و یا به سادگی وجود این پدیده را انکار می‌کنند. اما این انکارها و شانه بالا اندازی‌ها ، ذره‌ای از این واقعیت که کودکان در وضعیت بسیار غم انگیزی به لحاظ فیزیکی و روانی به سر می‌برند، نمی‌کاهد. این فرمها از کار کودک بی درنگ باید متوقف شود. این در حالی است که بسیاری از کودکان تاکید دارند که می‌خواهند به دولت‌ها اعتراض کنند زیرا از وعده وعیدهای توخالی آن‌ها خسته شده‌اند. آن‌ها قول‌های زیادی برای لغو کار کودک ، تحصیل ، امکانات رفاهی و خدمات اجتماعی بهتر داده‌اند اما این قول‌ها را عملی نمی‌کنند. قول‌های دولتها پشتوانه مادی و عملی ندارد. در حالی که دولتها مبالغ نجومی صرف جنگ می‌کنند ، میلیون‌ها کودک بی سوادند، نه سقفی بالای سرشان دارند و نه غذایی برای خوردن! دولت‌ها باید نیازهای کودکان را در اولویت برنامه های خود قرار دهند.
و اما مراحل اولیه‌ تحقیقات میدانی در منطقه بازار تهران نشان می‏دهد که این دسته از کودکان کارگر برای کسب درآمد ، مجبور به جا به جا کردن بار کارگاه‏های تولید پوشاک ، زیگراگ دوزی ، بسته بندی پوشاک و ... هستند. این در حالی است که به گفته کارشناسان مددکاری ، این روند علاوه بر آسیب‏های اجتماعی که برای کودکان به همراه دارد ، فرصت تحصیل و آموزش‏های جانبی آن را از کودکان گرفته و برای ستون فقرات، گردن و چشم این کودکان آسیب‏های جدی‏ را به همراه دارد.
معلوم نیست معضل کودک کار به دلیل ناتوانی در تامین هزینه های زندگی این قبیل کودکان ناشی از بارداری های ناخواسته است ، یا خانواده های فقیر برای جبران مشکلات مالی شان بچه به دنیا می آورند تا استثمارش کنند.
● بایدها و نبایدهای سقط جنین برای جلوگیری از کودک کار
در این راستا سالهاست که یکی از خواسته‌های زنان در روز جهانی زن ، آزادی سقط جنین است. سقط جنین که در بسیاری از کشورهای پیرامونی عملی غیرقانونی محسوب می‌شود اغلب در مراکز غیر بهداشتی و توسط افراد غیر متخصص انجام شده و سالانه منجر به مرگ صدها هزار زن باردار می‌شود. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در حالی که آمار دقیقی از تعداد سقط جنین‌های غیرقانونی در ایران در دست نیست ، آمار غیررسمی و اطلاعاتی که توسط مراکز بهداشتی منتشر شده ، از ابعاد هولناک این فاجعه خبر می‌دهد. این آمار ظاهرا چنان تکان دهنده است که تدوین قانونی برای تسهیل سقط جنین قانونی را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل کرده‌است.
ناگفته پیداست که مشکل دیگر کودکان کارگر یا مقوله کار کودک، ازدواج کودکان است. وقتی کودکان ازدواج زودرس می‌کنند و نمی‌توانند به تحصیل ادامه دهند. آن‌ها بچه دار می‌شوند و ازدیاد جمعیت به نوبه خود بر گسترش فقر می‌افزاید. ازدیاد جمعیت و فقر هم به سهم خود، دو فاکتور در وجود پدیده کودکان کارگر یا اجبار کودکان به کار است.
البته قصد توجیه هیچ عملی را نداریم . همانگونه که سقط جنین در اکثر ادیان بزرگ عملی نامشروع قلمداد می‌شود و کلیسای کاتولیک، همچون اغلب علمای مسلمان و یهودی از مخالفان سرسخت آن هستند اما هر روز بر تعداد کشورهایی که قوانین سهل‌تری برای انجام این عمل وضع می‌کنند افزوده می‌شود. در بیشتر کشورهای اروپایی که مسیر قانونگذاری از مجرایی عرفی و مدنی می‌گذرد ، سقط جنین با اندکی تفاوت مجاز اعلام شده است. در کشورهایی نیز که سقط جنین هنوز به طور کامل قانونی اعلام نشده چنان شرایطی فراهم شده که پایان دادن به بارداری ناخواسته به ندرت سلامت مادران را به خطر می‌اندازد. آمار سازمان بهداشت جهانی خبر از ۲۱۰ میلیون بارداری در سال می‌دهد که نزدیک به ۵۰ میلیون آن به سقط جنین منجر می‌شود. ظاهرا ۲۰ میلیون از این سقط‌ها غیرقانونی و اغلب در شرایطی غیر بهداشتی انجام می‌شود. سهم کشورهای توسعه نیافته از این سقط های غیر بهداشتی ۹۵ درصد است. برخی معتقدند ۳۰ درصد از سقط هایی که در ایران انجام می‌شود غیرقانونی است که در موارد بسیاری به مرگ مادران می‌انجامد. جهانبخش امینی، عضو کمیسیون بهداشتی مجلس معتقد است «انجام سقط جنین غیر قانونی در مراکز غیر تخصصی و غیر بهداشتی موجب بروزعوارضی نظیر عفونت شدید، بی‌حالی، افت فشار خون، انتقال هپاتیت و ایدز به مادران می‌شود که در برخی موارد منجر به مرگ آنان خواهد شد. در ایران نیز چون بسیاری از کشورهای پیرامونی، غیرقانونی بودن سقط جنین ، بارداریهای ناخواسته را به معضل و خطری برای مادران تبدیل کرده است. در ایران سقط جنینی قانونی است که وجود آن جنین ، سلامت مادر را به خطر بیندازد یا به تولد نوزادی معلول بینجامد. در حالی که تقریبا همه‌ صاحب‌نظران بر این اعتقادند که مهمترین دلیل سقط جنین ، بارداری ناخواسته است. در این میان سهم بارداری‌های قبل از ازدواج و در میان زنان زیر ۲۳ سال رقمی چشمگیر است و هر روز بر بارداریهای ناخواسته‌ دختران زیر شانزده سال افزوده می‌شود.
برای آنکه از موضوع کودک کار زیاد هم پرت نشده باشیم ، به آمار رسمی سازمان جهانی کار اشاره می کنیم که اعلام کرده ۲۴۶ ملیون کودک در جهان مشغول به کار هستند که یک سوم آن‏ها به خود فروشی و تجارت مواد مخدر و ۱۰۶ میلیون نفر از آن‏ها به کارهای دیگر اشتغال دارند. آمار رسمی این سازمان نشان می‏دهد که تنها در آسیا ۱۲۷ میلیون کودک مشغول به کار هستند. در ایران نیز اگر گوشه‌ چشمی به آمار اعلام شده از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی مبنی بر جمعیت ۱۵ درصدی زیر خط فقر داشته باشیم، شاید بتوان تا حدودی به آمار این کودکان پی برد. بنابراین و ازآنجا که کودکان و به ویژه کودکان دختر به هنگام رفت و برگشت از خانه به مدرسه در معرض خطر ربوده شدن توسط گروه های تجارت کودک قرار دارند ، بهتر است برای کودکان سرویس‌های حمل و نقل مطمئن وجود داشته باشد ، افزون بر آنکه نیروهای امنیتی کشورهای مختلف در مورد مساله تجارت کودک باید همکاری داشته باشند.
بر اساس آمارها، ۳۸۰ هزار کودک ۱۰ تا ۱۴ ساله در ‏سراسر کشور کار ثابتی دارند و حدود ۳۷۰ هزار کودک به عنوان کارگر فصلی مشغول به کار هستند.
هر ساله تعداد قابل توجهی از کودکان به دلایل مختلف مجبور به ترک تحصیل می‏شوند و کارهایی چون واکس‏زنی ، دست‏فروشی و زباله‏گردی انجام می دهند یا کار در کارگاه‏هایی که برای آن‏ها جز بیماری و دور ماندن از تحصیل که حق اولیه آن‏هاست، چیزی به همراه نخواهد داشت. البته این اختلاف باید از بین رفته و ادامه تحصیل برای هر کودکی ممکن شود. در کشورهای فقیرتر اگر به ایجاد امکان برای ادامه تحصیل کودکان مبادرت نشود، فقر فزاینده می‌گردد. به هیمن دلیل تعطیلات مدارس باید با وضعیت خانواده هایی که کار کشاورزی می‌کنند ، تطبیق داده شود ، تا کودکان این خانواده ها به دلیل کارکردن برای خانواده خود مجبور به ترک تحصیل نشوند.
بد نیست بدانیم که بیش از ٧٠ درصد کودکان کارگر در صنعت کشاورزی به کار مشغولند. این کودکان جزو بی حقوق ترین کارگران هستند و به کارهای بسیار خطرناکی مجبور می‌شوند که باید با ماشین آلات صورت گیرد اما با کمال تاسف در این کشورها به خاطر نبود ماشین آلات کشاورزی ، از نیروی کودکان برای انجام کارها استفاده می‌شود.
● بر اساس قانون کار ایران به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام، ممنوع است
این در حالی است که طبق ماده‌ی ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی ایران به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام، ممنوع است؛ علاوه بر آنکه ایران به عنوان یکی از اعضای پیمان‌نامه‌ ‌جهانی حقوق کودک، طبق بند یک ماده‌ی ۳۲ این پیمان‌نامه باید حق کودک را برای برخورداری از حمایت در برابر بهره‏کشی اقتصادی و انجام هر گونه کاری که ممکن است زیانبار باشد، خللی در تحصیلش وارد آورد، به سلامتی یا رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی و اجتماعی او آسیب رساند، به رسمیت بشناسند. البته از نظر یونیسف ، انسان‏های زیر ۱۸ سالی که بنا به مقتضیات جامعه مجبور به کار باشند کودکان کار محسوب می‏شوند، اما در جامعه ایران کودکان زیر ۱۵ سال نیز کار می‏کنند.
● کودکان کار مزد نمی گیرند و تنها برای سرپناه یا غذایی بخور و نمیر کار می کنند
در این راستا یک اقتصاددان منتقد نیز در خصوص کار کودکان می گوید : به موازات افزایش و گسترش پدیده کودکان کار در سطح جهان، به ویژه در جوامع در حال توسعه و پیگیری سازمانهای بین المللی و ملی مختلف ، درباره این مساله تحقیقات و مطالعات مختلفی صورت گرفته است. د کتر فریبرز رییس دانا می افزاید : امروزه کار کودکان بیشتر در کشورهای در حال توسعه جهان رواج دارد، جایی که میلیونها کودک در سنین پایین ۵ تا ۱۴ سال با هدف امرار معاش خود و خانواده خود به کار مشغول هستند. او می گوید : کار کودکان ممکن است شکل عادی کارمزد و در کارخانه ها، معادن، مزارع و بخشهای خدماتی را داشته باشد و یا ممکن است به صورت آزاد و کسب و کار خیابانی باشد. کار آنها ممکن است نیمه وقت یا تمام وقت و فصلی یا کارگر دائم باشد. رییس دانا می افزاید : ممکن است این کودکان دستمزد خود را به صورت جنسی یا پولی بگیرند، یا اساساً کارکن خانوادگی بی مزد باشند.عده ای اصلاً مزد نگیرند و تنها برای سرپناه و محلی جهت حمایت یا برای غذایی بخور و نمیر کار کنند.
دردنیای امروز کشورهای زیادی هستند که در آنها کودکان به کار تمام وقت یا نیمه وقت و اغلب در شرایط توانفرسا، اشتغال دارند در حالی که کودکان حقوق مشخصی دارند و استفاده از کار کودک از نظر اخلاقی زننده و تجاوز آشکار به حقوق آنها محسوب می شود.چه بسا نتیحه کار کودک ، محرومیت از تحصیل، لطمه های اجتماعی و بیماریها و اختلال رشد جسمی وروانی باشد.
● خیابان را برای کودکان کار ناامن نکنید
مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان کار می گوید : اگر کودکان کار را از صحنه اجتماع حذف کنیم آنها به سمت کارهای پنهان و زیرزمینی کشیده می‌شوند. معصومه وطنی گفت : کودکان به دلیل تامین اقتصادی خانواده وارد بازار کار می‌شوند و خانواده و خود کودکان خواهان انجام کار سالم هستند اما اگر سازمان‌های مختلف بخواهند با شیوه جمع‌آوری و حذف بدون رفع نیاز خانواده، کودکان کار را از ظاهر جامعه حذف کنند، این مساله محیط کار را برای کودکان ناامن کرده و آنها را به سمت کارهای پنهان، خلا‌ف و کارهایی می کشاند که آینده‌شان را به تباهی می‌برد. به گفته وی تعداد کودکان کار طی سال‌های اخیر گسترش چشمگیری داشته به طوری که بسیاری از کودکان چهار ساله به آدامس فروشی ، فال‌فروشی و حمل مواد مخدر مشغول هستند. وطنی گفت: در شرایط ایده‌آل آموزش باید در کنار تامین اقتصادی خانواده، کودکان کار مورد توجه قرار گیرند. کودکان کار به دلیل نیازهای اقتصادی خانواده به کار کشیده می‌‌شوند و باید وضعیتی فراهم شود تا با ایجاد کار و تامین اجتماعی خانواده‌ها ، شرایط بهتری فراهم شود. وی افزود : آموزش و بازی حق اولیه کود کان کار است که از آن محروم هستند اما با برخوردهایی چون جمع‌آوری، تنها کودکان را از ظاهر جامعه حذف و خیابان را برای آنها ناامن کرده و کودکان را به سمت کارهای پنهان می‌‌کشانیم. وی تاکید کرد : کودکان کار، کارهای سالمی انجام می‌دهند آنها خانواده‌هایشان را تامین می‌کنند و جمع‌آوری آنها از خیابان‌ها امنیت کاری آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
● افزایش سود و انباشت سرمایه مهمترین دلیل استثمار کودکان است
خانم دکتر فاطمه قاسم زاده در بحث تاثیرات اقتصادی – اجتماعی کار کودک می گوید : کار کودکان سبب افزایش سود و انباشت سرمایه برای کسانی می شود که کودکان را مورد استثمار قرار می دهند ، در نتیجه فاصله طبقاتی را در جامعه بیشتر می کند و فقر و تهیدستی را افزایش می دهد. او می افزاید : این سو استفاده ها کودکان را از دستیابی به دانش و مهارت کافی باز می دارد و بهره وری نیروی کار را در جامعه کاهش می دهد ، در نتیجه آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری ، استثمار، تبعیض، فقر و... افزایش می یابد و سلامت اجتماعی را به مخاطره می اندازد و مانع پیشرفت و توسعه جامعه می شود. کودکی فقط آموزش و تحصیل نیست و امکاناتی برای سایر فعالیت‌های ضروری جهت رشد فکری و جسمی‌ مثل ورزش ، هنر ، ادبیات و بازی نیاز است. در بسیاری از مناطق مدارس تنها در سطح ابتدایی و فقط برای تحصیلات ابتدایی اجباری است. مدرسه به اندازه کافی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، خیلی‌ها نمی‌توانند به تحصیلات بالاتر بپردازند. فاصله بین مدارس فقیرنشین و مدارس پول دارها از زمین تا آسمان است و مدارس عمومی و دولتی به هیچ وجه از استانداردهای مدارس خصوصی برخوردار نیستند.
● نقش دولتها در کار کودک
برای جلوگیری از کار کودک و استثمار این موجودات مظلوم و محروم ، باید برای هر فرد حقیقی یا حقوقی وظایفی تعریف شود که مهمترین آنها دولتها هستند. وقتی درباره وظایف دولت‌ها حرف می‌زنیم، منظورمان وظایفی در سطح محلی نیست، بلکه منظورمان صحبت از وظایف آن‌ها در دفاع از حقوق کودکان چه در سطح ملی و چه در سطح فراملی است. دولت‌ها باید مقوله کودکان را در اولویت کارهای خود قرار داده و کودکان را در بحث‌های تصمیم گیرنده در سرنوشت زندگی‌شان دخالت دهند زیرا حضور در این بحث‌ها به تاثیرگذاری و مفید بودن اقدامات کمک می‌کند .
از سوی دیگر دولت‌ها و سیاستمداران باید کار کودک را جرم اعلام کنند، اما هرگز نباید کودکان را مجرم به حساب آورند زیرا کودکان قربانی این پدیده‌اند. به همین دلیل باید قوانینی وضع و تعقیب شوند که بزرگترها را برای به کارگیری کودکان به خاطر منافع شخصی مورد پیگرد قانونی قرار دهد. دولت‌ها و مراجع قانونی باید از کودکانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند، حمایت کرده و اگر می‌خواهند از سرنوشت آنان به عنوان نمونه‌ای برای طرح یک موضوع استفاده کنند، امکان ایمنی برگشتن این گونه کودکان به میان جامعه - همان جایی که آزار دهندگان کودکان وجود دارند - را فراهم نمایند.
چنین کودکانی باید تحت درمان‌های جسمی و روحی قرار گرفته و توان یابی شوند. کودکان باید حمایت و امنیت داشته باشند، تا بتوانند نام کسانی که آن‌ها را مورد آزار قرار داده‌اند، اعلام کنند. دولت‌ها باید علیه تجارت کودک مبارزه کنند. باید قوانینی را که هم اکنون وجود دارد، پیگیری و اجرا نمایند. اما قوانین امروزی برای این کار کافی نیست و قوانین جدیدی باید وضع شوند. دولت‌ها و مسوولان امر در کشورهایی که تجارت کودکان در آن صورت می‌گیرد باید با یکدیگر همکاری کنند و قوانینی داشته باشند، که تجارت و ربودن کودکان را جرم جنایی به شمار آورده، مجرمان را دستگیر کرده و با آزادی کودکان از این وضعیت، کار این سودجویان را تعطیل کنند.
● بیکاری بزرگترها دلیل رونق استثمار کار کودک است
اگر بپذیریم که بیکاری ام الفساد است دولت‌ها باید برای بزرگترها شغل ایجاد کنند و بیکاری را کاهش دهند. کار بزرگترها باید از حقوق کافی برخوردار باشد تا به کار کودکان شان نیاز نداشته باشند. حقوق بزرگ ترها به مثابه کارگران باید رعایت شده و به آن احترام گذاشته شود. کارگران بزرگتر باید حق تجمع در محل کارشان را داشته باشند؛ چرا که تجمع به آن‌ها توان و امنیت جلوگیری از پایین رفتن سطح دستمزدها را می‌دهد. این مساله بسیار مهم است، که کارگران از بیمه و حقوق کافی برخوردار باشند، تا کودکان آن‌ها وادار به کار نشوند.
● دولت‌ها برنامه های ملی برای از بین بردن کار کودک داشته باشند
دولت‌ها باید برنامه های ملی برای از بین بردن و لغو کار کودک به کمک خود کودکان تهیه کرده و اجرا کنند . همچنین تضمین کنند کمک‌های مالی منظور شده برای رشد اقتصادی و تقویت مالی کودکان به طور مستقیم در اختیار آن‌ها و نهادهای مدافع و مطمئن آن‌ها قرار گیرد و به دست افراد بی صلاحیت و ناباب نیفتد. سیستمی را پیاده کنند که محصولات ساخته شده توسط کار کودک با مارک‌هایی مشخص شوند. دولت‌ها نه تنها باید با هم، بلکه با افراد جامعه و اتحادیه های کارگری و نهادی مدافع حقوق کودک همکاری کنند. و جامعه هم باید به کمک کودکان بر کار دولت‌ها نظارت کنند . NGO ها نیز باید تمام امکانات شان را صمیمانه برای کمک به کودکان کار و دفاع از حقوق شان به کار گیرند.
● نقش والدین در کار کودک
این وظیفه بر عهده والدین است که به کودکان خود گوش فرا دهند. کودکان به عشق ، احترام و مراقبت نیازمندند و این به والدین بستگی دارد که به کودکان یک زندگی توام با عشق و امنیت بدهند. والدین باید مسوولیت شان را بپذیرند و از حق شان برای دفاع از حقوق کودکان استفاده کنند. آنان باید صدایشان را در دفاع از کودکان بلند کنند، سخن گوی آنان باشند و درباره حقوقشان با سایر افراد جامعه حرف بزنند. اگر والدین به کودکان و حقوق آن‌ها توجه نداشته باشند، این وظیفه مسوولان دولتی است که از حقوق کودکان و عدم اجازه استفاده جنسی و جسمی از آن‌ها سخن بگویند و والدینی را که به کودکان خود اجحاف می‌کنند، تنبیه نمایند. این تنها راهی است، که کودکان می‌توانند مطمئن باشند حقوق شان رعایت می‌شود و سلامتی و امنیتشان تامین می‌گردد. والدین باید اهمیت تحصیل و رشد کودک را درک کنند، نه این که به مساله جنسیت کودک اهمیت داده و تبعیض جنسی بین کودکان خود قائل شوند.
منبع : دسترنج



همچنین مشاهده کنید




خبرگزاری ایرناسایت شفقناسایت پارسینهسایت فراروسایت خبرآنلاینسایت رویداد 24سایت دیدارنیوزسایت اعتماد آنلاینسایت دیپلماسی ایرانیسایت عصرایران