دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا


اسراف، نان صنعتی و مانعی به نام یارانه ها


اسراف، نان صنعتی و مانعی به نام یارانه ها
بعضی مسایل آنقدر در جامعه مطرح شده که رغبت کمتری برای نوشتن درباره آن وجود دارد. چون به نظر می رسد پرداختن بیش از حد به این مسایل، آن را به مسایلی کلیشه ای و نخ نما شده تبدیل کرده که تکرار آن هم از منظر عامه مردم، تکراری از سر عادت - و نه تاکید - ارزیابی می شود. حالا شما هر چقدر هم بگویید که فلا ن کار باید انجام شود و به فلا ن کار نباید پرداخته شود تا به نتیجه مطلوب برسیم،گویی گوش شنوایی وجود ندارد. آن وقت ، نه رغبتی برای نوشتن باقی می ماند و نه تمایلی برای خواندن این موضوعات تکراری، اما آنچه موجب می شود که باز هم در رسانه ها به این موضوعات به ظاهر تکراری و کلیشه ای پرداخته شود، اهمیت آن است. آنقدر باید نوشت و گفت تا نتیجه ای حاصل شود و این نتیجه هم حتما نباید صد باشد. همین که برای بهبود وضعیت یک گام هم بتوانیم به جلو حرکت کنیم، خود مثبت وارزشمند است. به همین دلیل هم بارها به موضوعات به ظاهر تکراری و پیش پا افتاده اما در عین حال با اهمیت و تاثیرگذار در رسانه ها برخورد می کنیم. چرا که امیدی - هر چند اندک - برای بهبود شرایط وجود دارد. یکی از این موضوعات که بارها در مورد آن سخن گفته شده و گزارش ها و مقالا ت متعددی در تشریح و توصیف آن انتشار یافته، موضوع نان است. همان قوت غالبی که همگی ما در طول روز از آن استفاده می کنیم و برای گذران زندگی، نیازمند آن هستیم. اما کمتر قدر و منزلتی برایش قائلیم. نان را می خریم و بخشی از آن را میل می کنیم و بخشی را که چندان هم کم نیست دور می ریزیم. موضوع در عین سادگی،کمی هم پیچیده است. چون همه ما می دانیم که اسراف، کار ناپسندی است. اما در مصرف نان این کار ناپسند را به کرات تکرار می کنیم.
براساس آمار رسمی، ایرانیان ۲ تا ۳ برابر مردمان برخی کشورهای اروپایی همچون آلمان و فرانسه نان مصرف می کنند و سرانه مصرف نان در ایران به ۱۷۰ کیلوگرم هم می رسد; در حالی که سرانه مصرف نان در اغلب کشورهای اروپایی، عددی دو رقمی، یعنی کمتر از صد کیلوگرم است. این تفاوت آمار، به دلیل بالا بودن میزان واقعی مصرف نان در کشور ما نیست. چرا که همگان به خوبی می دانیم که میزان مصرف برنج هم در کشور ما بیش از کشورهای اروپایی است و طبیعتا وقتی، هم میزان مصرف نان و هم میزان مصرف برنج در ایران بیش از کشورهای اروپایی باشد نشان می دهد که به قول معروف، یک جای کار می لنگد. چون هر طوری که حساب کنیم، نمی توانیم به این نتیجه برسیم که ایرانی ها بیش از اروپایی ها غذا می خورند که نه از نظر فرهنگی قابل اثبات است و نه مقایسه سرانه درآمدی، ما را به این نتیجه می رساند. پس یک بار دیگر باید به همان آمار مصرف نان در کشور برگردیم; آماری که نشان می دهد سرانه مصرف نان در ایران به ۱۷۰ کیلو هم می رسد و این یعنی میزان دور ریز نان در کشور ما زیاد است. هر چند در این مورد آماری رسمی وجود ندارد و یافتن آمار دقیق آن هم کار چندان راحتی نیست، اما شواهد و بررسی های میدانی موجود نشان می دهد که حداقل ۲۵ درصد از میزان نان مصرفی مردم در کشور ما دور ریخته می شود که این میزان اسراف در مورد برخی از انواع نان بیشتر است.
این امر حاصل عوامل متعددی است. از پایین بودن کیفیت آرد مصرفی تا نامناسب بودن شیوه پخت نان و از ضعف در شیوه عملآوری خمیر نان تا چگونگی نگهداری و مصرف نان، همگی از عوامل افزایش دور ریز نان در ایران است که موجب می شود بخش اعظم یارانه ای که به نان تخصیص می یابد تا صرف ارزان نگه داشتن نان در کشور شود به هدر رود; یارانه ای که سالانه معادل ۴ هزار میلیارد تومان ارزیابی می شود. هر چند که همین یارانه کلان را هم می توان یکی از متهمان افزایش دور ریز نان - یا شاید هم متهم اصلی آن - دانست. چرا که همین یارانه کلان موجب ارزان نگه داشته شدن قیمت نان شده و ارزانی هم عاملی برای مصرف بی رویه است; کما این که در سایر بخش هایی هم که از یارانه کلا ن اعطایی دولت برخوردارند چنین معضلی را شاهد هستیم. به عنوان مثال ارزانی بنزین موجب شده تمایل به استفاده از خودروی شخصی در بین مردم افزایش یابد و آن چه برای کنترل این مصرف بی رویه به کمک آمد، سهمیه بندی بنزین در کنار افزایش قیمت بنزین آزاد بود. طبیعتا برای جلوگیری از اسراف در مصرف نان نمی توان این قوت غالب اغلب مردم را جیره بندی کرد. اما می توان با روش مناسبی، یارانه اعطایی به آن را قطع کرد و با پرداخت مستقیم یارانه ها به مردم، ارزش واقعی نان را به همگان نشان داد چرا که ناگفته پیداست، قیمت واقعی نان با آن چه امروز در اختیار مردم قرار می گیرد متفاوت است و همان یارانه های کلا ن موجب ارزان نگه داشته شدن آن شده است. این گونه می توان به کاهش اتلا ف نان امیدوار بود. اما این تنها راه حل نیست. به موازات این اقدام برای افزایش کیفیت نان تولیدی در کشور هم باید برنامه ریزی کرد تا مردم، با دریافت نان مناسب، میزان اتلا ف و دور ریز نان را کاهش دهند. برای نیل به این مقصود ایجاد واحدهای نان صنعتی و تلا ش پیگیر برای توسعه این واحدها از اهمیت خاصی برخوردار است. نان صنعتی اگر چه قیمتی بالا تر از نان های آشنای مردم دارد، اما دور ریز ندارد و طبیعتا وقتی مردم بدانند که پول بیشتری می پردازند و در عوض نان را با کیفیت مطلوبی خریداری می کنند و دیگر مجبور نیستند بخشهایی از نان را به دلیل خمیر بودن یا سوختگی، دور بریزند، از نان صنعتی استقبال خواهند کرد.
طی سال های اخیر تلا ش پیگیر و مستمری برای فراهم آوردن زمینه فعالیت واحدهای نان صنعتی صورت گرفته و ارگان های ذیربط در این زمینه همکاری لا زم را انجام داده اند تا تمامی شرایط برای توسعه واحدهای نان صنعتی در کشور فراهم شود. اما آن چه در ابتدای این نوشتار ذکر کردم، همین جا مصداق پیدا می کند. در مورد موضوعی، آنقدر گفته و نوشته می شود که حالت تکرار پیدا می کند اما خبری از عملی شدن خواسته ها نیست. در مورد اتلاف نان و ضرورت چاره اندیشی برای جلوگیری از دور ریز آن، بارها سخن به میان آمده و حال که وزارت بازرگانی زمینه را برای توسعه واحدهای نان صنعتی به عنوان راهکاری برای جلوگیری از اتلاف نان تا حد امکان فراهم ساخته، یک پای دیگر کار می لنگد و آن هم بلاتکلیف ماندن هدفمند کردن یارانه ها است.
ایجاد واحدهای نان صنعتی، زمانی برای متقاضیان آن که اغلب فعالان بخش خصوصی هستند جذابیت پیدا می کند که از سودآوری مناسب و معقولی برخوردار باشد، اما وقتی نان ارزان - و البته بی کیفیت - همچنان به مدد یارانه های کلان، در دسترس مردم قرار می گیرد، مردم حتی اگر به خرید نان با کیفیت صنعتی تمایل داشته باشند، اغلب به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی ترجیح می دهند عادت پیشین خود در مصرف نان را ادامه دهند. فراموش نکنیم که رفع یک مشکل، سیاستگذاری های هماهنگی را طلب می کند. اگر خواستار رفع مشکل اتلاف نان هستیم، چاره، تنها ایجاد واحدهای نان صنعتی نیست. بلکه طرح هدفمند سازی یارانه ها باید به سرمنزل مقصود برسد تا طرح تولید نان صنعتی هم از توجیه اقتصادی برخوردار باشد. پس باید به نوشتن - ولو درباره مطالب به ظاهر عادی و کلیشه ای - ادامه داد تا شاید موانع باقیمانده هم از پیش رو برداشته شود.
نویسنده : حمیدرضا شکوهی
منبع : روزنامه مردم سالاری