سه شنبه, ۲۶ تیر, ۱۴۰۳ / 16 July, 2024
مجله ویستا

سخنگوی کج سلیقه!


سخنگوی کج سلیقه!
پایان خدمت معاونت صدا در رسانه ملی، روندی که با برکناری مدیر موفق رادیو جوان آغاز و با برخورد نسبت به مدیران رادیو گفتگو ادامه پیدا کرده بود را تکمیل نمود تا مشخص گردد باز شدن فضای انتقادی نسبت به دولت نهم - حتی در گام‌های اولیه آن- بدون هزینه نخواهد بود. البته برای کسانی که آینده‌نگری دارند مخفی نیست که کم‌تحملی در برابر انتقادات ملایم خودی‌ها، به نفع هیچ‌کس نخواهد بود؛ همان‌طور که حمایت افراطی رسانه ملی نسبت به رئیس دولت سازندگی، در نهایت سودی برای آن دولت و ملت نداشت. امروز قطعا حسن خجسته رئیس رادیو، از اینکه بار بزرگی از دوش او برداشته شده احساس راحتی می‌کند، ضمن اینکه عملکرد او در راه‌اندازی شبکه‌های موفقی همچون رادیو جوان و رادیو گفتگو نیز در اذهان باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، مسئولان عالی‌رتبه صدا و سیما که با پذیرش استعفا یا برکناری مدیران موفق رادیو، بخشی از موفقیت خود در تغییر نسبی فضای رسانه ملی را از دست داده‌اند هم اکنون در برابر یک دو راهی قرار دارند. یک راه، تقویت روند حاکم بر بعضی شبکه‌های رادیویی و تلاش برای رساندن صداو سیما به جایگاه یک رسانه بی طرف است- که هم اکنون فاصله زیادی با آن دارد- و راه دومی که در پیش‌روی مسئولان صدا و سیما قرار دارد، تکمیل روندی می‌باشدکه با تغییر مدیران شبکه‌های موفق رادیویی و نهایتا جابه‌جایی معاونت صدا آغاز شده‌ است. متاسفانه به نظر می‌رسد جناح طرفدار راه دوم، درحال تحمیل دیدگاه‌های خود به مدیریت صدا و سیماست که البته این وضعیت، با شدت و ضعف در شبکه‌های مختلـف رادیو و تلویزیونی و به صورت خاص در بعضی‌ برنامه‌های رسانه ملی قابل مشاهده است. ‌ ‌
در یکـی دو سال اخیر، نمایش علاقه این رسانه به دولت نهم و رئیس آن، به گونه‌ای بوده است که گاه بر انعکاس اظهارات مقام‌های عالی‌رتبه قوای دیگر نیز سایه انداخته است. همچنین، بسیاری از مشکلات - که آحاد مردم با گوشت و پوست خود احساس می‌کنند- در رسانه ملی انعکاس شایسته نمی‌یابد مبادا »طبع لطیف و نازک« مسئولان دولتی مکدر گردد. اما ظاهرا این حد از برخورد هم رضایت بعضی از افراد را فراهم ننموده است و ماموریت جدید در بخش‌هایی از این رسانه بزرگ، پرونده‌سازی علیه روزنامه‌های منتقد دولت به منظور بهره‌برداری در روز مباداست. ‌ ‌
آنچه در برنامه ۲۰:۳۰ پنجشنبه شب به نمایش درآمد تنها از همین زاویه قابل تحلیل است. سناریونویسان پرمدعای این برنامه که ظاهرا از موفقیت سناریوهای سابق ناامید شده‌اند به فکر تعریف مسئولیت و جایگاه جدیدی برای خود افتاده‌اند و با تکیه زدن بی‌اجازه بر جایگاه مدعی‌العموم، به محاکمه روزنامه‌هایی می‌پردازند که تمام بی‌مهری‌ها و برخوردهای تبعیض‌ا~میز و همچنین آرزوی بعضی حامیان دولت برای زمین خوردن آن روزنامه‌ها، هنوز نتوانسته مانع فعالیت آنها شود. در برنامه ۲۰:۳۰ پنجشنبه شب، دو روزنامه ‌ ‌اصلی منتقد دولت، هدف سناریوی جدید واقع شدند و با مقدمه ‌چینی نه چندان ماهرانه، این دو روزنامه - اعتماد ملی و آفتاب یزد- به کم‌کاری در موضوع غزه متهم شدند. برای خالی نبودن عریضه، نام روزنامه دولتی هم در کنار این دو روزنامه منتقد قرار گرفت اما در همین مورد نیز تفاوت رفتارها و ادعاها آشکار بود. بهترین دلیل بر این مدعا، نامه مدیر مسئول همان روزنامه به ضرغامی است که در بخشی از آن آمده است:»همکاران جنابعالی ابراز داشته‌اند به دلیل آنکه صدا و سیما دو روزنامه اصلاح طلب را نقد کرد، مجبور بود یک روزنامه اصولگرا را هم در گزارش بیاورد«!
البته برای نگارنده مشخص نیست که کدام رسالت الهی یا وظیفه قانونی، برعهده بعضی افراد در صدا و سیما قـرار گرفته است تا چرتکه به دست گیرند و براساس استانداردهای خود، میزان انجام وظیفه انسانی روزنامه‌ها در موضوع غزه را محاسبه کنند؟ »آفتاب یزد« نه نیازی می‌بیند که با یادآوری مجدد آنچه که در سه هفته گذشته درخصوص غزه انجام داده است در برابر سناریونویسی بعضی »سناریونویسان ناشی« بایستد و نه حاضر است با در پیش گرفتن رفتارهای تظاهرآمیز، انجام وظیفه انسانی، اخلاقی و دینی خود را کم‌ارزش کند. اما دست اندرکاران آفتاب یزد به عنوان تعدادی از آحاد ملت که هزینه‌های صدا و سیما از محل اموال آنان تامین می‌شود حق دارند نسبت به انعکاس مسائل غیرواقعی در رسانه‌ای نگران باشند که قرار است اعتماد عمومی را با خود همراه نماید؛ فرقی هم نمی‌کند که این مسئله غیرواقعی، مخفی نگه‌داشتن ضعف‌های دولت باشد یا اتهام‌افکنی علیه منتقدان دولت!‌ ‌
مخفـی نگـه‌داشتن ضعف‌های دولت یا نپرداختن منـاسب به مشکلات روزمره مردم توسط رسانه ملی، موضوعی است که بسیاری از سیاستمداران در ماه‌های اخیر بارها به آن اشاره کرده‌اند. بسیاری از مردم هم که مشغولیات روزمره خود را با نحوه بازتاب موفقیت‌ها و ناکامی‌های دولت مقایسه می‌کنند از ارائه نمونه در این مورد بی‌نیاز هستند. اما روند جدید که با تخریب روزنامه‌های منتقد دولت آغاز شده است بایستی در نخستین گام‌ها برای مردم افشا شود. این مقاله نیز تنها با این هدف نوشته شده است. ‌ ‌
در برنامه ۲۰:۳۰، آفتاب یزد متهم به کم‌کاری در موضوع غزه شد و نهایتا ادعا گردید که در ۱۰ روز گذشته، جز یک بار در صفحه اول روزنامه توجهی به حوادث غزه وجود نداشته است. این ادعا درحالی مطرح شد که همان روز پنجشنبه از چهار خبر مهم در بالاترین قسمت صفحه، یک خبر مربوط به اظهارات رئیس سابق صدا و سیما - علی لاریجانی- در نشست اضطراری مجالس کشورهای اسلامی و تاکید او بر لزوم قطع روابط دولت‌های اسلامی با اسرائیل و خبر دوم در مورد ممانعت اسرائیل از پهلوگیری کشتی امدادرسانی ایران در سواحل غزه بود.سرمقاله روزنامه نیز در همین روز به موضوع غزه می‌پرداخت.
همچنین علاوه بر روز دوشنبه که تصویر نخست صفحه اول مربوط به تظاهرات گسترده در اروپا بر علیه اسرائیل بود، در تمام روزهای هفته جاری هر روز حداقل یک خبر و در بعضی روزها دو خبر از پیشانی روزنامه به حوادث غزه اختصاص داشت. البته شیفتگان دولت حق دارند که سرمقاله روزنامه را نبینند زیرا در آن، انتقادات ملایمی به دولت نیز وجود داشت. آنها همچنین حق دارند تصویر نخست روزنامه در روز دوشنبه را ندیده‌ باشند زیرا درست در کنار این عکس، سرمقاله‌ انتقادی نسبت به افزایش بی سر و صدای نرخ سود بانکی توسط دولت - علی‌رغم تبلیغات گسترده قبلی در مورد کاهش نرخ- چاپ شده‌ بود .
انتقاد احمدی‌نژاد از قطعنامه شورای امنیت و خبر مرتبط با تلاش‌های لاریجانی برای حل بحران غزه هم که روز یکشنبه در بالاترین قسمت روزنامه چاپ شده بود احتمالا‌ تحت‌الشعاع تیتر نخست روزنامه قرار گرفته که بحث عبور اصولگرایان از احمدی‌نژاد را مطرح می‌کرد. تیتر انتقادی روزنامه نسبت به قطعنامه ضعیف شورای امنیت در برابر جنایات اسرائیل در غزه که در روز یکشنبه به چاپ رسیده بود هم به چشم سناریونویسان رسانه ملی نیامده است؛ لابد به خاطر آنکه تصویر دو رقیب انتخاباتی احمدی‌نژاد در زیر همین تیتر وجود دارد! درخصوص چشم بستن بر دو تیتر مهم روز سه‌شنبه - درخواست قطر و ترکیه برای تحریم و قطع مذاکرات با اسرائیل و اعتراض به بازداشت خبرنگار العالم در اسرائیل- هم حق با سناریونویسان برنامه ۲۰:۳۰ است، زیرا در پایین این دو تیتر، اظهارات محمد خوش‌چهره چاپ شده بود که <رسانه ملی توجیه نواقص را در دستور کار خود دارد.> فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر <تحریم واردات، خرید و فروش کالاهای صهیونیستی> و نیز تیتر و تصویر مربوط به گردهمایی مدیران رسانه‌های ایران در دفترحماس در تهران که روز چهارشنبه در بالاترین قسمت صفحه اول روزنامه منعکس شده بود هم اگر از چشم مسئولان صدا و سیما مخفی مانده است باز هم حق را به آنها می‌دهیم زیرا اظهارات انتقادی کروبی به خاطر مخفی نگه‌داشته شدن اخبار ناکامی‌های اقتصادی و نیز انتقاد سخنگوی قوه‌قضائیه از دولت، به فاصله چند سانتیمتری از این دو خبر چاپ شده بود.
البته لازم است بر این نکته تاکید شود که صدا و سیما را در جایگاهی نمی‌بینیم که یک رسانه مستقل را به محاکمه بکشاند و اگر قرار باشد یک رسانه، بابت کم‌کاری خود مورد سوال قرار گیرد قطعا اولویت نخست، پرسشگری از صدا و سیماست که <چرا در انعکاس مشکلات واقعی مردم و ناکامی‌های اقتصادی، مدیریتی و فرهنگی دولت، کم‌کاری می‌کند؟> اما چون هنوز به بعضی مسئولان طراز اول رسانه ملی و انگیزه آنها برای تبدیل <صدا و سیما> به رسانه مورد اعتماد مردم امیدواریم، نکات فوق را توضیح دادیم شاید بتوانند از تعمیق روندی که ظاهرا تنها هدف آن، حمایت از دولت و حمله به منتقدان آن به هر روش و با هر هزینه‌ای می‌باشد جلوگیری نمایند. رسانه ملی حتی اگر قرار است سخنگوی تمام عیار دولت باشد بهتر است اندکی <خوش سلیقگی> را نیز چاشنی این <سخنگویی> کند شاید بتواند در ماه‌های باقی‌مانده تا انتخابات، رسالت اصلی خود را آنگونه که آرزوی عده‌ای می‌باشد انجام دهد، اما دلیلی وجود ندارد که در این میان، مردم مظلوم غزه را قربانی کنند!
کسانی که به ناحق، روزنامه‌های مستقل ایران را به کم‌کاری در موضوع غزه متهم می‌کنند آیا می‌خواهند به دنیا پیام دهند که حمایت از غزه، یک عزم عمومی و مردمی در ایران نیست و تنها رسانه‌های حکومتی و متعلق به بیت المال و بخشی از جراید وابسته به جناح حاکم، حاضر به انعکاس مظلومیت مردم غزه می‌باشند؟
منبع : روزنامه آفتاب یزد