پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا
اشتغال زنان کلید رهایی از فقر

اشتغال هرچه بیشتر زنان نه تنها باعث افزایش بیشتر و سریعتر تولید ناخالص داخلی (GDP) در مقایسه با اشتغال مردان شده، بلکه افزایش بهرهوری نیروی کار و سرمایه را نیز به دنبال داشته است. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، نزدیک به نیمی از فارغالتحصیلان دانشگاهها و دانشجویان شاغل به تحصیل را دختران تشکیل میدهند و اکنون پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که زنان هم سرمایهگذاران خوبی هستند و هم بهخوبی از سرمایه خود استفاده میکنند.
طبق گزارشهای منتشر شده، در سال ۱۹۵۰میلادی تنها یکسوم زنان و دخترانی که در سن اشتغال قرار داشتند، بهطور رسمی دارای شغلی خاص بودند و حقوق دریافت میکردند؛ حال آنکه امروزه دوسوم زنان در چنین موقعیتی قرار دارند. از سال ۱۹۵۰ به بعد، سهم مردان از اشتغال با ۱۲ درصد کاهش به ۷۷ درصد رسید و در نتیجه، فضا برای نقشآفرینی بیشتر و پررنگتر زنان در عرصه کسب و کار و اقتصاد فراهم شد و پس از سال ۱۹۵۰ بود که میزان اشتغال مردان در کشورهای توسعه یافته رو به کاهش نهاد. هرچند که در کشورهایی مانند ژاپن و ایتالیا، سهم زنان از مشاغل هنوز هم در سطح ۴۰ درصد و یا کمتر باقی مانده است. در این دوران افزایش اشتغال زنان در کشورهای توسعه یافته با تحولی عظیم در نوع مشاغلی که غالباً به زنان پیشنهاد میشود، همراه شد.
در چند دهه اخیر کارهای تولیدی که بهطور سنتی کارهای مردانه قلمداد میشود، کاهش یافت و شرایط برابری برای کار زنان فراهم شد. امروزه در کشورهای در حال توسعه نیز وضعیت در حال دگرگونی است. در این کشورها نیز زنان، حضور پررنگتری در مجامع کاری و خدماتی را تجربه میکنند. هم اکنون در کشورهای پیشرفته جنوب شرقی آسیا، در ازای هر ۱۰۰ نفر نیروی کار مرد، ۸۳ زن شاغل وجود دارد که این نرخ حتی از میانگین اشتغال زنان در کشورهای عضو سازمان توسعه همکاریهای اقتصادی (DECD) نیز بیشتر است.
در سالهای اخیر زنان کشورهای آسیایی سهم بسزایی در موفقیت صنایع صادراتی داشتهاند؛ بهطوری که بین ۶۰ تا ۸۰ درصد مشاغل بخشهای صادراتی این کشورها، به ویژه بخش نساجی و پوشاک با دستان زنان اداره میشود. البته باید دانست که نقشآفرینی زنان در اقتصاد جهانی، صرفاً به حضور آنها در محیط کار و سهم آنها از کل نیروی کار کشورها محدود نمیشود. زنان علاوه بر اشتغال رسمی، در خانه نیز مشغول بهکار هستند و به اصطلاح «خانهداری» میکنند، از کودکان خود نگهداری و مراقبت میکنند، خانه را تمیز میکنند، آشپزی میکنند و هزاران کاری را انجام میدهند که در ازای آنها هیچ مزدی نمیگیرند. کارهایی که با وجود پیامدهای مثبت بسیار در آمار و ارقام رسمی وارد نمیشوند. با این وجود به همان اندازه که بر اشتغال رسمی زنان افزوده میشود، از میزان ساعات کار غیررسمی و بدون مزد آنها در خانه کاسته میشود. البته این کاهش ساعات کار در خانه میتواند به افزایش بهرهوری کلیت اقتصاد جامعه کمک کند. برای اثبات این ادعا کافی است به نرخ عظیم تولید ماشینهای ظرف شستشوی و ماشین لباسشویی و یا تعداد قابل توجه پرستار بچه، مهد کودک و خدمتکاران پاره وقت در جوامع امروزی نگاهی کرد تا دریافت اشتغال زنان در بیرون از خانه، تا چه حد میتواند به اشتغالآفرینی و رونق اقتصادی کمک کند.
با این همه، در اقتصادهای توسعهیافته هنوز هم سهم زنان از تولید ناخالص داخلی در سطحی کمتر از ۴۰ درصد قرار دارد. اما اگر ارزش واقعی کار زنان در خانه (بهجای پرستار بچه یا خدمتکار) را محاسبه کنیم، درمییابیم که زنان بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه یافته را در دست دارند. به گفته کارشناسان، افزایش اشتغال زنان یکی از عوامل اصلی رشد جهانی طی دهههای اخیر بوده است. همچنین طی پانزده سال اخیر، تأثیر اشتغال روزافزون زنان در اقتصادهای توسعه یافته بر رشد اقتصاد جهانی، بیش از تأثیر رشد اقتصادی چین بر اقتصاد جهانی طی همین دوره بوده است.
با وجود همه این پیشرفتها، سهم زنان از کل نیروی کار دارای حد و مرزی است؛ در نتیجه زنان در بسیاری از کشورهای جهان ترجیح میدهند بهجای کشمکش و رقابت با مردان بر سر تصاحب مناسب عالی بر کیفیت و بهرهوری کار خود بیفزایند. در سالهای اخیر، دختران نمرههای بهتری در مقایسه با پسران همکلاسی خود در مدارس کسب میکنند و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، نزدیک به نیمی از فارغالتحصیلان دانشگاهها و دانشجویان شاغل به تحصیل را دختران تشکیل میدهند. در آمریکا دختران دانشجو بر پسران دانشجو پیشی گرفتهاند؛ بهطوری که در ازای هر ۱۰۰ فارغالتحصیل پسر، ۱۴۰ دختر از دانشگاههای آمریکا فارغالتحصیل میشوند . این در حالی است که دختران سوئدی دست آمریکاییها را نیز از این حیث بستهاند، زیرا در ازای هر ۱۰۰ پسری که از دانشگاههای این کشور فارغالتحصیل میشوند، ۱۵۰ دختر فارغالتحصیل وجود دارد.
تحلیلگران پیشبینی میکنند که در سالهای آینده بر تعداد زنان تحصیلکردهای که به مدارج عالی و مناسب با ارزشی چون وزارت، نمایندگی پارلمان و مدیریت سازمانها و شرکتها میرسند، افزوده میشود. هم اکنون نیز تعداد پزشکان و وکلای زن در انگلیس بر تعداد پزشکان و وکلای مرد برتری دارد؛ هر چند که پزشکان زن متخصص و جراح و یا وکلای درجه یک زن در این کشور بسیار محدود و انگشتشمارند.
از سوی دیگر کارشناسان تاکید میکنند که دلیل اصلی این مساله که دستمزد پرداختی به زنان بهمراتب کمتر از دستمزد مردان است، این نیست که نسبت به زنان تبعیض وجود دارد، بلکه این امر از آنجا ناشی میشود که اکثر زنان به دلیل مشغلههای فراوان در خانه به اندازه مردان تمایلی به بالا رفتن از نردبان ترقی و پیشرفت نشان نمیدهند و یا اینکه به انجام دادن مشاغل کم درآمد و آسانی چون پرستاری و آموزگاری گرایش بیشتری نشان میدهند. با این حال همین الگو نیز در حال تغییر و دگرگونی است. استفاده بهینه از مهارتها و تواناییهای زنان مسالهای صرفا اقتصادی یا اجتماعی نیست، بلکه همانگونه که تحقیقات و بررسیهای انجام شده نشان میدهد، این امر برای رونق کار و تجارت جهانی نیز مفید خواهد بود. هنوز هم سهم زنان از اعضای هیأت مدیره شرکتهای بزرگ جهان، بهطور متوسط ۷ درصد است. این رقم در آمریکا ۱۵ درصد و در ژاپن فقط ۱ درصد است. ممکن است این واقعیت برای مردان تلخ و ناگوار باشد، اما پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که زنان هم سرمایهگذاران خوبی هستند و هم استفادهکنندگان خوبی از سرمایه.
بررسی مؤسسه مالی «دیجیتال لوک» نشان میدهد که زنان در پول درآوردن و ترقی اقتصادی از مردان پیشی گرفتهاند. دلیل اصلی این موفقیت نیز در این مساله نهفته است که زنان نسبت به «هدر رفتن» سرمایه خود بسیار حساس و دقیق هستند و معمولاً پیش از تصمیمگیری با افراد مختلفی مشورت میکنند. حال آنکه مردان به نخستین ایدهای که از آن خوششان آید، اکتفا و براساس آن عمل میکنند. بهرغم همه این دستاوردها و موفقیتهای زنان در عرصههای ملی و بینالمللی، هنوز هم زنان جزو آن دسته از منابع اقتصاد جهانی هستند که به فعالیت کافی نرسیدهاند. هنوز هم جای زنان در بسیاری از مشاغل و مناصب خالی است و بسیاری از زنان شاغل نیز در جایی مشغول بهکار هستند که از مهارتها و تواناییهای بالقوه آنها بهدرستی استفاده نمیشود.
اگرچه اهمیت زنان در عرصه اقتصاد جهانی، طی دهههای اخیر به سرعت افزایش یافته است، اما هنوز هم زنان میتوانند در این عرصه پیشرفت کنند. هنوز هم زنان قادرند در سلسله مراتب سازمانی و اداری به پیش روند و از نردبان ترقی صعود کنند و رشد بلندمدت و پایداری را برای جوامع به ارمغان آورند. زنان کلید رشد و ترقی کشورهای در حال توسعه و تنها راه برون رفت از فقر و فساد را در دستان خود دارند.
سید پارسا قاسمی/دسترنج
منبع : صنایع نیوز
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست