یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا

آشفتگی در دستگاه دیپلماسی فرانسه


آشفتگی در دستگاه دیپلماسی فرانسه
سخنان اخیر وزیر خارجه فرانسه در گفتگو با رادیو و تلویزیون فرانسه مبنی بر اینکه اتمی شدن ایران قابل قبول نیست و در صورتی که ایران به سلاح اتمی دست یابد “ما باید برای بدترین حالت که جنگ است آماده باشیم،” موجی از تحلیل‌ها، گمانه‌ها و البته انتقادها را در محافل دیپلماتیک و خبری دنیا پدید آورد. نوشتار حاضر در تکمیل تحلیل‌ها، سعی در واشکافی ابعاد و پیامدهای گفته‌های برنارد کوشنر و رفتارشناسی ساکنان الیزه دارد.
برای ریشه‌یابی سخنان جنجال‌برانگیز وزیر امور خارجه فرانسه بد نیست نگاهی اجمالی به شخصیت و سوابق حرفه‌ای وی داشته باشیم. کوشنر که تا پیش از به قدرت رسیدن سارکوزی در مقام رئیس جمهوری فرانسه در زمره سیاستمداران چپ‌گرای این کشور قرار داشت، با پیشنهاد سارکوزی راست‌گرا برای احراز سمت وزارت امور خارجه بدون هیچ‌گونه تاملی با پشت پا زدن به مرام حزبی و شعارهای سوسیالیستی در کنار راست‌گراها قرار گرفت تا میز وزارت را تصاحب کند.
وی که به درستی از سوی همپیمانان پیشین سوسیالیست خود به دلیل جاه طلبی و تزلزل آشکار در مواضع سیاسی‌اش طرد شده چنان گوی سبقت را در نزدیکی به غرب از راست‌گراها ربود که یک شبه از جمله شخصیت‌های مورد وثوق غرب و رژیم صهیونیستی شد. این چرخش سیاسی اگرچه او را در دل مقامات کاخ سفید و تل‌آویو جای داد ولی به همان اندازه و بلکه بیشتر جایگاهش را نزد افکار عمومی فرانسه و جهان زیر سوال برد و کارنامه نسبتا پربار خود را در پزشکان بدون مرز و نمایندگی سازمان ملل در کوزوو را بی‌ارزش نمود. اگر به اظهارات چندی قبل این سیاستمدار بی‌کیاست در مورد بی‌صلاحیت بودن نوری مالکی که منجر به اعتراض دولت عراق و متعاقبا عذرخواهی وی شد نظر افکنیم بعد دیگری از ناپختگی و شتابزدگی را در رفتار وی مشاهده می‌کنیم. هنوز دو هفته از سخنانش در مورد نوری مالکی نگذشته بود که با طرح جنگ در مورد ایران جو بین‌المللی را بر علیه خود تشجیع کرد و نهایتا مجبور به تماس تلفنی با دکتر لاریجانی و توجیه سخنان نسنجیده‌اش گردید.
به طور کلی سیاستمداران و بخصوص وزرای امور خارجه از نوع مدارا و تساهل در گفته‌ها و کردار خود بهره می‌برند این در حالی است که برنارد کوشنر فاقد این سعه صدر سیاسی می‌باشد. واضح و مبرهن است این رفتار غیرحرفه‌ای به واقع شایسته وزیر امور خارجه کشوری مثل فرانسه که تاکنون پنج جمهوری را پشت سر گذاشته و به نوعی مهد دموکراسی به شمار می‌آید نمی‌باشد.
گفتنی است تمامی پریشانی دستگاه دیپلماسی فرانسه حاصل نابسامانی شخصیت کوشنر و ناآگاهی او از عرف دیپلماتیک نمی‌باشد چرا که شخص سارکوزی نیز علی‌رغم تخطئه نمودن اظهارات کوشنر و فاصله گرفتن از وی همچنان بر طبل خشونت و جنگ‌طلبی می‌کوبد و ایران را بدون توجه به گزارش آژانس انرژی اتمی و فقط با تاسی به ارباب تازه یافته خود متهم به تولید و تکثیر سلاح اتمی می‌کند.در مجموع تدقیق درسیاست خارجی فرانسه در چند سال اخیر راهگشای ما در شناخت رفتار و افکار زمامداران فرانسه می‌باشد.
اگر مبنای بررسی خود را درسالهای پایانی ریاست جمهوری شیراک قرار دهیم تا حد بسیار زیادی به گستره دگردیسی در سیاست خارجی فرانسه پی می‌بریم.
در سال ۲۰۰۳ وقتی آمریکا عزم خود را برای حمله به عراق به تلافی حوادث ۱۱ سپتامبر جزم کرد فرانسه از جمله کشورهایی بود که به جد با یکجانبه‌گرایی آمریکا مخالفت کرد و حتی آمریکا را به وتوی شورای امنیت تهدید کرد ولی چون آمریکا خارج از چارچوب سازمان ملل اقدام به حمله نظامی کرد راه به جایی نبرد. این پایان ماجرای کشمکش فرانسه و آمریکا نبود چرا که شیراک تا جایی پیش رفت که طرح خاورمیانه بزرگ را خیال باطل کاخ سفید در دست درازی به منطقه استراتژیک خاورمیانه دانست. شیراک که تفکر دنیای چندقطبی را در سر می‌پروراند به کرات اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی در قبال فلسطین و لبنان را محکوم نمود. مخالفت شیراک با مواضع سلطه‌جویان آمریکا چنان اجر و قربی برای فرانسه به ارمغان آورد که تمام سالهای دور از خانه فرانسه در اروپا و انزوا و انفعال این کشور در دوران بعد از جنگ سرد را تلافی نمود. این در حالی بود که به شدت مواضع فرانسه نزد اعراب به دلیل مخالفت با رژیم صهیونیستی تقویت شده بود، طوری که سران عرب شیراک را فرشته نجاتی قلمداد می‌کردند که از آسمانها برای نجاتشان از چنگال اسرائیل دیوصفت نازل شده است.
با اتمام دوران ۱۲ ساله ریاست جمهوری شیراک در رقابت انتخاباتی سارکوزی راست‌گرا بر رقیب سوسیالیست خود غلبه کرد تا به یک باره سیاست خارجی این کشور با چرخشی ۱۸۰درجه نمای متفاوتی از دیپلماسی را به معرض نمایش گذارد. این رئیس جمهورعمل‌گرا کار را به جایی رساند که در سفرش به واشنگتن، مواضع دیپلماتیک فرانسه را در قبال آمریکا مغرورانه توصیف کرد و از اینکه فرانسه در جریان جنگ با عراق از حق وتوی خود در شورای امنیت برای مقابله با آمریکا استفاده کرده، اظهار ناراحتی نمود و این اقدام را نابجا و نامناسب خواند. از سوی دیگر سارکوزی که خود از یک خانواده یهودی مهاجر از مجارستان به فرانسه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم است، پیوندهای بسیار محکمی با صهیونیست‌ها دارد. وی خود را دوست اسرائیل معرفی کرده و در سفری به فلسطین اشغالی، تهاجم همه جانبه صهیونیست‌ها به غیرنظامیان و قتل عام و کشتار آنها گفته بود که اسرائیل حق دارد از خود دفاع کند. بدون تردید تلاش سارکوزی برای جلب‌نظر گروه‌های پرنفوذ صهیونیستی در اتخاذ مواضع علیه ایران موثر بوده است. سارکوزی پرونده هسته‌ای ایران را مهمترین مشکل جامعه بین‌المللی خوانده و مخالفت خود را با توانایی هسته‌ای ایران اعلام کرده است. وی مدعی شده که باید تمام راههای موجود برضد ایران از جمله اعمال تحریم را مدنظر داشت و بدین ترتیب سیاستی مغایر با سیاست‌های شیراک در پیش گرفت.
ختم سخن آنکه گویا این سیاستمدار ناشی، فراموش کرده که فرانسه به دلیل مخالفت با یکجانبه‌گرایی آمریکا در عراق و محکوم کردن حمله به این کشور در سال ۲۰۰۳ میلادی و مغایر دانستن این اقدام با سازوکار سازمان ملل در نزد افکار عمومی اعتباری یافته، گویی حافظه کوتاه مدت این رهبر ۵۵ ساله یاری نمی‌کند تا سرنوشت سقوط رهبران اسپانیا،ایتالیا و انگلیس که نزدیک‌ترین همراهان جرج بوش در بحران عراق بودند به یاد بیاورد. این‌گونه به نظر می‌رسد که سارکوزی علاوه بر مشکل حافظه دچار عارضه نابینایی نیز شده و دست و پا زدن آمریکا در باتلاق عراق را به چشم نمی‌بیند.
تمایل فرانسه برای حضور در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه بر هیچ ناظر سیاسی پوشیده نیست. سارکوزی به اشتباه فکر می‌کند برای ورود به خاورمیانه حتما باید به حالت تعظیم از مقابل آمریکا عبور کند. وی کلید ایفای نقش فعال در منطقه خاورمیانه را در دستان آمریکا می‌بیند و سعی می‌کند با هر بهایی ولو خدشه‌دار کردن پرستیژ بین‌المللی کشور خود، به این مقصود دست یابد. سارکوزی بی‌محابا قصد کرده پاجای پای تونی‌بلر که یک مهره سوخته در پیروی از سیاست‌های آمریکا به حساب می‌آید گذارد. آن هم بدون تامل در خروج خفت بار نیروهای انگلیسی از بصره و بدون توجه به سرنوشت تونی بلر.
حسین کبریایی زاده
منبع : روزنامه رسالت