پنجشنبه, ۱۶ تیر, ۱۴۰۱ / 7 July, 2022
مجله ویستا

افسردگی و برخی علل آن در ایران


افسردگی و برخی علل آن در ایران
با آغاز فصل پائیز و زمستان افسردگی در میان شمار زیادی از مردم افزایش می یابد. این نوع افسردگی که افسردگی زمستانی نامیده می شود در کشورهائی که زمستان سردتری دارند و یا میزان آفتاب در پائیز و زمستان در آنجا کمتر است بیشتر دیده می شود.
فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلایل افسردگی در ایران هستند
فرارسیدن فصل زمستان بر میزان افسردگی در ایران هم تاثیر می گذارد، اما روند صعودی میزان افسردگی در ایران به شرایط فصلی بستگی ندارد. فشارهای اقتصادی، سرخوردگی های اجتماعی و مشکلات خانوادگی از جمله دلایل افسردگی در ایران هستند.
آغاز پائیز و طرح دوباره موضوع افسردگی در این فصل بهانه ای است که نظری به این بیماری در ایران داشته باشیم.
در یک کلینیک روانپزشکی در میدان ۷ تیر تهران بیمارانی که در اطاق انتظار هستند اغلب مرد هستند. میانگین سنی آنها بین ۳۰ تا ۵۰ سال است. آنها مجبورند ساعتهای طولانی برای دیدن پزشک صبر کنند.
پزشکان اغلب در چند بیمارستان و مطب کار می کنند و فشار کاری رسیدگی به موقع به بیماران را مشکل کرده است.
مردی که به همراه همسر بیمارش به این مرکز آمده است از دکتری نام می برد که همسرش را در ساعت ۲ صبح می دیده است و تنها با پرسیدن اینکه ساعت چند است برای او دارو می نوشته است.
او می گوید:وقتی آدم ۶ساعت در اتاق انتظار بماند حتی اگر سالم باشد نمی تواند فورا بگوید ساعت چند است.
نداشتن امکانات و یا عدم باور به روان درمانی و مشکلات مالی سبب می شود که بیماران در مراحل پیشرفته بیماری به سراغ روانپزشکان بروند و تنها به درمان داروئی بسنده کنند.
ویزیت روانپزشک در بیشتر مطب ها بین ۷تا ۸ هزار تومان است و گفتار درمانی و یا گروه درمانی قیمت های مختلفی دارد اما به طور متوسط ۵ تا ۸ هزار تومان است. از آنجا که ضابطه دقیقی وجود ندارد این نرخ می تواند به مراتب از این هم گرانتر باشد. در شمال شهر تهران یک جلسه گفتار درمانی می تواند به ۵۰ هزار تومان برسد.
زنان ایران هم مانند بیشتر کشورهای جهان، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند اما در موارد زیادی، که بیشتر علل فرهنگی دارد، آن را پنهان می کنند.
با اینکه در سالهای اخیر در ایران روان درمانی مورد توجه و تبلیغ قرار گرفته است اما الزاما به معنای استفاده همه گیر از آن نیست.
خانواده پسر ۱۷ ساله کم درآمدی که به افسردگی مبتلاست از درمان او سر باز می زنند و تنها به نذر و نیاز برای او بسنده می کنند.
مادر این جوان در جواب روانشناسی که سعی می کند او را به معالجه فرزندش ترغیب کند می گوید: داروها فقط او را خواب آلود می کردند. با حرف زدن هم که نمی شود کسی را معالجه کرد. پسرم را چشم زدند. اشتباه ما این بود که او را پیش دکتر بردیم. امسال می خواهیم او را به مشهد ببریم.
آنچه به عنوان اولین قدم در درمان بیماران مبتلا به افسردگی باید مورد توجه قرار بگیرد شناخت آن به عنوان بیماری و تلاش برای مداوای آن است.
● دلایل فرهنگی، اقتصادی، طبقاتی
پنهان کردن بیماری افسردگی بیشتر علت فرهنگی دارد.
زنی دختر مبتلا به افسردگی خود را ۳ سال بعد نزد پزشک برده است و در توضیح این موضوع می گوید که نگران بوده اگر این موضوع علنی شود دخترش خواستگاری پیدا نکند.
رویا کوچک انتظار، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران است. او تا چندی قبل در اداره بهزیستی در جنوب شهر تهران در محل خانی آباد در زمینه روان درمانی کار می کرده است.
او در مورد علت های افسردگی و رابطه آن با وضعیت اقتصادی خانواده ها در ایران می گوید: فقر، به عنوان یک مشکل کلیدی افسردگی را افزایش می دهد. در فقر اقتصادی ارتباطات اجتماعی هم آسیب می بیند. کار زیاد، ارتباطات عاطفی را کم رنگ می کند و در خود فرو رفتن افزایش می یابد. تحقیقات نشان داده که میزان افسردگی میان طبقات کم درآمد و مرفه جامعه به یک میزان است اما کیفیت و علت آن متفاوت است و طبعا نوع برخورد با آن هم دو گونه است.
دکتر کوچک انتظار در ادامه می گوید: در طبقات مرفه انتظارات از زندگی و سرخوردگی های عاطفی و برآورده نشدن خواسته ها از جمله علل افسردگی است. در طبقه متوسط در مقایسه با دو گروه ذکر شده میزان افسردگی کمتر است. آنچه مسلم است عدم حمایت های اجتماعی از علل افزایش افسردگی محسوب می شود
رویا کوچک انتظار در رابطه با میزان ابتلا به افسردگی در زنان و مردان و سنین آن می گوید: افسردگی در جوانان بیشتر است. در موارد زیادی علت آن عدم حمایت های اجتماعی و نوعی سردرگمی در یافتن هویت خود است. گروه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال بیشترین مبتلایان به بیماری افسردگی را در ایران تشکیل می دهند. متاسفانه در شهرستانها در رابطه با این بیماری خودسانسوری وجود دارد و نمی توان از میزان مبتلایان آن اطلاع دقیقی بدست آورد. اما تجربه کاری من در محله خانی آباد در تهران نشان داد که مردم در صورت آگاهی از امکانات درمانی استفاده می کنند.
برنامه هایی که از سوی اداره بهزیستی برای آگاهی مردم و تشویق آنها به مراجعه به مراکز روان درمانی اجرا شده است، توانسته تا حد زیادی به شناخت بیماری کمک کند.
این کار توسط مشاوران و مددکاران اجتماعی در پایگاه ها ی مردمی مختلف از جمله مساجد صورت گرفته است.
● کمبود پزشکان متخصص و روانشناسان به عنوان مانعی جدی برای درمان است.
حسن ابراهیمی که سالهاست دچار افسردگی شده است میگوید: ساعتهای طولانی انتطار برای دیدن دکتر مرا بیمارتر کرد. وقتی هم آنها را می بینی وقت ندارند. همه اش چند دارو می نویسند و تمام می شود. دکتر روانپزشکی که ۵ دقیقه برای بیمارش وقت صرف می کند چطور می تواند او را معالجه کند. البته آنهایی که پول دارند می توانند از خدمات بهتری استفاده کنند.
پروین به خانواده های مرفه تهرانی تعلق دارد که به خدمات روانشانسان اعتقاد دارد و از آن استفاده می کند.
خواهر من سال قبل به افسردگی و اضطراب شدید دچار شد. پیدا کردن دکتر خوب مشکل بود. اگر هم خوب باشند وقت کافی ندارند. بالاخره ما یک روانکاو پیدا کردیم که پول زیادی می گیرد. جلسه ای ۵۰ هزار تومان اما لااقل بیشتر از بقیه وقت می گذارد.
امروزه رضایتمندی از زندگی در هر طبقه و گروه سنی که باشی به موضوعی پیچیده تبدیل شده است و بسیاری بر این باورند که تا رفع کمبود و یا فقدان برنامه های دولتی و همچنین متخصصان رشته روان درمانی در ایران روند پرشتاب افزایش بیماری افسردگی آهسته نخواهد شد…
منبع : کلوب


همچنین مشاهده کنید





سایت برترینهاسایت نامه نیوزروزنامه توسعه ایرانیسایت مجله شبکهخبرگزاری تسنیموبگردیخبرگزاری ایلناسایت مشرقسایت الفسایت دیپلماسی ایرانی