سه شنبه, ۱۲ مرداد, ۱۴۰۰ / 3 August, 2021
مجله ویستا


«همه‌ راه‌ها به‌ انگلستان‌ می‌رسد»


«همه‌ راه‌ها به‌ انگلستان‌ می‌رسد»
پژوهش راجع‌ به‌ آثار نمایشی‌ شكسپیر، همیشه‌ با تقسیم‌بدنی‌ نمایشنامه‌های‌ او به‌ سه‌ دسته‌ كمدی‌، تراژدی‌ و تاریخی‌ همراه‌ بوده‌ است‌. در این‌ تقسیم‌بندی‌ شكی‌ نیست‌، چه‌ اینكه‌ آثار تراژدیك‌ از آثار كمدی‌ كاملاص متمایز هستند، اما مساله‌ اینجاست‌ كه‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ به‌ خودی‌ خود، هیچ‌ كمكی‌ به‌ شناخت‌ آثار شكسپیر نمی‌كنند. توضیح‌ آنكه‌ برای‌ بررسی‌ آثار نمایشی‌ شكسپیر می‌بایست‌ از این‌ تقسیم‌بندی‌ها فراتر رفت‌. تقسیم‌بندی‌ باید كلی‌تر باشد، چنان‌كه‌ بتواند شرایط‌ به‌ وجود آمدن‌ آثار كمدی‌، تراژدی‌ و تاریخی‌ را مشخص كند.
هنر زاده‌ فرهنگ‌ است‌. در نقد آثار هنری‌ تنها جمله‌یی‌ كه‌ پذیرفتنی‌ است‌، همین‌ جمله‌ است‌. این‌ حقیقت‌ حتی‌ برای‌ حقیقت‌ گریزان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ واقعیت‌ ملموس‌ معنا داشته‌ است‌. برای‌ مثال‌ در فلسفه‌ پسا ساختارگرایانه‌ هیچ‌گاه‌ واقعیت‌ فرهنگ‌ و تاثیر آن‌ برزندگی‌ تكذیب‌ نشده‌ است‌. اكنون‌ از این‌ جمله‌ می‌توان‌ نقبی‌ به‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ هنری‌ آثار نمایشی‌ شكسپیر زد كه‌ نمایشنامه‌های‌ او به‌ دو دسته‌ قبل‌ از سال‌ ۱۶۰۳ میلادی‌ و بعد از سال‌ ۱۶۰۳ میلادی‌ تقسیم‌ می‌شوند. سال‌ ۱۶۰۳ میلادی‌ كه‌ مرز این‌ تقسیم‌بندی‌ است‌، سال‌ در درگذشت‌ ملكه‌ الیزابت‌ بوده‌ است‌. شكسپیر سراسر حكومت‌ ملكه‌ الیزابت‌ را درك‌ كرده‌ بود و تا ۱۳ سال‌ پس‌ از مرگ‌ او نیز زنده‌ بود. سپس‌ از آنجا كه‌ پركارترین‌ دوره‌ نمایشنامه‌نویسی‌ او با مرز در گذشت‌ ملكه‌ الیزابت‌ تقسیم‌بندی‌ می‌شود، نمایشنامه‌های‌ او به‌ گونه‌یی‌ مستقیم‌ با این‌ واقعه‌ همبستگی‌ داشته‌اند.
دوران‌ زندگی‌ شكسپیر، دوران‌ ناآرام‌ گذر جامعه‌ انگلستان‌ از دوران‌ قرون‌ وسطی‌ به‌ عصر جدید بود. این‌ گذر تمام‌ عرصه‌های‌ زندگی‌ مردم‌ انگلستان‌ را دچار تحول‌ كرد. انگلستان‌ این‌ دوره‌ انگلستان‌ ناآرامی‌ بود كه‌ مدام‌ با تغییرات‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ و مذهبی‌ روبرو بود. برای‌ هر یك‌ از این‌ گزینه‌ها می‌توان‌ به‌ راحتی‌ مثال‌ آورد. وضعیت‌ سیاسی‌ انگلستان‌ بسته‌ به‌ تحول‌ مذهبی‌ مردم‌ این‌ كشور، وضعیت‌ ناآرامی‌ بود. توضیح‌ آنكه‌ هنری‌ هشتم‌ پادشاه‌ انگلستان‌ به‌ سبب‌ پیش‌ آمدن‌ ماجرایی‌ عاشقانه‌، از كلیسای‌ رم‌ جدا می‌شود. این‌ جدایی‌ مردم‌ انگلستان‌ را كه‌ مذهبی‌ترین‌ مردم‌ اروپا بودند به‌ سمت‌ مذهبی‌ می‌كشاند. مقارن‌ با این‌ تحول‌، دیگر كشورهای‌ اروپا با انگلستان‌ وارد جنگ‌ می‌شوند. سراسر دوران‌ حكومت‌ ملكه‌ الیزابت‌، دوران‌ جنگ‌ با اسپانیا، ایتالیا و فرانسه‌ است‌. این‌گونه‌ است‌ كه‌ انگلیسی‌ها در تمامی‌ عرصه‌های‌ زندگی‌ دچار تغییر و تحول‌ می‌شوند. دورانی‌ جدید به‌ وجود می‌آید كه‌ هنر و ادبیاتی‌ جدید می‌طلبد و شكسپیر نماد هنر جدید انگلستان‌ است‌.
دوران‌ ملكه‌ الیزابت‌ دوران‌ استبداد انگلستان‌ است‌. شاه‌ و ملكه‌ از همان‌ زمان‌ كه‌ هنری‌ هشتم‌ از كلیسای‌ رم‌ استقلال‌ اعلام‌ كرد، به‌ مقام‌ خدایی‌ رسیده‌اند. این‌گونه‌ است‌ كه‌ مخالفت‌ با آنها عواقبی‌ چون‌ مرگ‌، تبعید و مصادره‌ اموال‌ را در پی‌ دارد. برای‌ همین‌، هنر این‌ دوران‌ نمی‌تواند انتقاد مستقیم‌ به‌ حكومت‌ باشد. شاید به‌ این‌ خاطر است‌ كه‌ عمده‌ نمایشنامه‌های‌ شكسپیر در این‌ دوران‌ كمدی‌ و تاریخی‌ هستند، اما بعد از سال‌ ۱۶۰۳ میلادی‌، با روی‌ كارآمدن‌ هنری‌، استبداد حكومت‌ انگلستان‌ در هم‌ شكسته‌ می‌شود. اكنون‌ شرایط‌ فرق‌ كرده‌ است‌ و اگرچه‌ آزادی‌ تمام‌ و كمال‌ نیست‌، اما دیگر دوران‌ اقتدار ملكه‌ الیزابت‌ به‌ سر آمده‌ است‌. مشكلات‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ به‌ انگلستان‌ فشار می‌آورند و فساد درباریان‌ در به‌ هم‌ ریختگی‌ اوضاع‌ مزید علت‌ می‌شود. در دربار ملكه‌ الیزابت‌ فساد وجود داشت‌ اما همواره‌ سرپوش‌ برآن‌ گذاشته‌ می‌شد، اما هنری‌ نه‌ اقتدار ملكه‌ را دارد و نه‌ جامعه‌ انگلستان‌ تحمل‌ سرپوش‌ را. هنر انگلستان‌ رو به‌ عریانی‌ می‌رود، شكسپیر محافظه‌ كار از كمدی‌ دست‌ برمی‌دارد و تراژدی‌ می‌نویسد و بن‌ جانسون‌ نمایشنامه‌نویس‌ انتقادات‌ خود را به‌ نظام‌ و حكومت‌ شدیدتر می‌كند.
در این‌ نوشته‌ روش‌، بررسی‌ دو اثر از آثار نمایشی‌ شكسپیر است‌. یكی‌ از این‌ آثار «تاجر ونیزی‌» است‌ كه‌ در سال‌ ۱۵۹۶ م‌. یعنی‌ قبل‌ از مرگ‌ ملكه‌ الیزابت‌ نوشته‌ شده‌ و دیگری‌ «مكبث‌» است‌ كه‌ در سال‌ ۱۶۰۶ میلادی‌ نوشته‌ شده‌.
● تاجر ونیزی‌
سه‌ راه‌ وجود دارد، هركس‌ اولی‌ را برود آنچه‌ را كه‌ بسیاری‌ از مردم‌ دوست‌ دارند به‌ دست‌ می‌آورد. آنكه‌ دومی‌ را برود، آنچه‌ را كه‌ شایسته‌ اوست‌ به‌ دست‌ می‌آورد و كسی‌ كه‌ سومی‌ را انتخاب‌ كند، باید آنچه‌ را دارد به‌ خطر اندازد و تسلیم‌ كند. سوال‌ اساسی‌ اینجاست‌ كه‌ كدام‌ راه‌ درست‌ است‌. ظاهر امر نشان‌ می‌دهد، دومی‌ از سومی‌ بهتر و اولی‌ از هر دوی‌ آنها بهتر است‌، اما باید توجه‌ داشته‌ باشی‌ كه‌ چه‌ كسی‌ هستی‌ و در چه‌ زمانه‌یی‌، با چه‌ ذهنیتی‌ فكر می‌كنی‌. تردیدی‌ نیست‌ كه‌ تنها عشق‌ انسان‌ از نفرت‌ او شكفته‌ است‌، اما هیچ‌ دلیلی‌ برای‌ فرار از چیزی‌ كه‌ هست‌، وجود ندارد.
اندكی‌ بحث‌ را باز می‌كنیم‌. صحبت‌ از نمایشنامه‌ «تاجر ونیزی‌» اثر ویلیام‌ شكسپیر است‌. این‌ نمایش‌ كمدی‌ در پنج‌ پرده‌ تنظیم‌ شده‌ است‌ و ماجرای‌ دوستی‌ انتونیو وبسانیو، مقروض‌ شدن‌ انتونیو به‌ شایلاك‌ یهودی‌ و عشق‌ بسانیو به‌ پورشیا است‌. اگر خواسته‌ باشیم‌ آن‌ را تعریف‌ كنیم‌ باید بگوییم‌، بسانیو دوست‌ صمیمی‌ انتونیو عاشق‌ دختری‌ به‌ نام‌ پورشیا می‌شود. او برای‌ رفتن‌ به‌ سرزمین‌ معشوقه‌اش‌ نیازمند سه‌ هزار دوكا پول‌ است‌. انتونیو برای‌ كمك‌ به‌ او، تعهد پرداخت‌ این‌ پول‌ را می‌دهد، اما از آنجا كه‌ تمام‌ پول‌هایش‌ كالاهایی‌ هستند كه‌ در دریاهای‌ مختلف‌ باركشتی‌ هستند، مجبور به‌ درخواست‌ وام‌ از شایلاك‌ یهودی‌ رباخوار می‌شود. شایلاك‌ سه‌ هزار دوكا به‌ انتونیو می‌دهد اما او را مجبور به‌ امضای‌ قراردادی‌ می‌كند كه‌ طبق‌ آن‌ اگر انتونیو وامش‌ را تا سه‌ ماه‌ دیگر باز پس‌ ندهد، او مجاز به‌ بریدن‌ نیم‌ پوند از گوشت‌ انتونیو از نزدیك‌ترین‌ جای‌ قلبش‌ است‌. قرارداد امضا می‌شود و بسانیو با سه‌ هزار دوكایی‌ كه‌ انتونیو ضمانت‌ بازپس‌ دادنش‌ را داده‌ است‌ به‌ خواستگاری‌ پورشیا معشوقه‌اش‌ می‌رود. اینجا قصه‌ از قرار دیگر است‌. پورشیا دختری‌ زیباست‌ كه‌ خواستگاران‌ فراوانی‌ از نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ دارد.
پدرش‌ برای‌ قبول‌ خواسته‌ خواستگاران‌ شرطی‌ گذاشته‌ است‌. توضیح‌ آنكه‌ سه‌ صندوقچه‌ تعبیه‌ شده‌ است‌. یكی‌ طلایی‌ كه‌ این‌ عبارت‌ را بر روی‌ خود دارد: «كسی‌ كه‌ مرا برگزیند آنچه‌ را بسیاری‌ از مردم‌ دوست‌ دارند به‌ دست‌ می‌آورد.» دومی‌ نقره‌یی‌ و با این‌ عبارت‌: «كسی‌ كه‌ مرا برگزیند آنچه‌ را كه‌ شایسته‌ اوست‌ به‌ دست‌ آورد.» و سومی‌ از سرب‌ با این‌ عبارت‌ تهدیدآمیز، «كسی‌ كه‌ مرا برگزیند باید آنچه‌ را دارد به‌ خطر اندازد و تسلیم‌ كند.»هركه‌ سودای‌ ازدواج‌ با پورشیا را دارد می‌بایست‌ دست‌ به‌ انتخاب‌ صندوقچه‌یی‌ بزند كه‌ عكس‌ پورشیا در آن‌ است‌. اگر موفق‌ شد با پورشیا ازدواج‌ می‌كند و اگر موفق‌ نشد تعهد می‌كند تا آخر عمر نه‌ با پورشیا و نه‌ با هیچ‌ دختر دیگری‌ ازدواج‌ كند. خواستگاران‌ فراوان‌ در این‌ شرط‌ شركت‌ می‌كنند و همه‌ ناموفق‌ مشمول‌ این‌ تعهد می‌شوند كه‌ تا آخر عمرشان‌ با دوشیزه‌یی‌ ازدواج‌ نكنند، اما بسانیو شرط‌ را می‌برد و موفق‌ به‌ ازدواج‌ با پورشیا می‌شود.
قبل‌ از بیان‌ ادامه‌ ماجرا به‌ رازگشایی‌ این‌ قسمت‌ از داستان‌ می‌پردازیم‌. همان‌گونه‌ كه‌ گفته‌ شد این‌ نمایشنامه‌ در سال‌ ۱۵۹۶ میلادی‌ یعنی‌ در دوران‌ حكومت‌ ملكه‌ الیزابت‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و به‌ این‌ خاطر نمی‌توانسته‌ نمایشنامه‌یی‌ عریان‌ و انتقادی‌ باشد. نشانه‌های‌ موجود در اثر ما را به‌ سمت‌ این‌ تاویل‌ راهنمایی‌ می‌كند كه‌ پورشیا نماد انگلستان‌ است‌. توجیه‌ آنكه‌ زیبایی‌، اصالت‌ و ثروت‌ از خصیصه‌های‌ اوست‌ و از طرف‌ دیگر گروه‌های‌ مختلفی‌ درصدد تصاحب‌ او هستند كه‌ این‌ خود نشان‌ دهنده‌ تاثیر شرایط‌ اجتماعی‌ سیاسی‌ آن‌ دوران‌ در نمایشنامه‌ تاجر ونیزی‌ است‌.اینجا كه‌ پورشیا نماد انگلستان‌ است‌ تمام‌ افراد دیگر نمایشنامه‌ مردم‌ انگلستان‌ هستند و شایلاك‌ یهودی‌ دشمن‌ آنهاست‌. سه‌ صندوقچه‌ وجود دارد كه‌ هر یك‌ نشان‌ دهنده‌ راهی‌ است‌ و جالب‌ اینجاست‌ راه‌ درست‌، انتخاب‌ صندوقچه‌ سربی‌ است‌ كه‌ بسانیو موفق‌ به‌ انتخاب‌ آن‌ می‌شود.
در تاویل‌ سه‌ صندوقچه‌ بی‌هیچ‌ شایبه‌یی‌ باید از نوشته‌های‌ روی‌ آن‌ كمك‌ گرفت‌. اولی‌ كه‌ از طلاست‌ متعلق‌ به‌ انسان‌های‌ حریا است‌ كه‌ از وطن‌ (اینجا انگلستان) به‌ جز سود و منفعت‌ خود چیزی‌ طلب‌ نمی‌كنند. آنها ظاهر را دیده‌اند و هیچ‌ چیز به‌ جز سود و منفعت‌ شخصی‌ تعریف‌ كننده‌ عشق‌ آنها نیست‌. صندوقچه‌ دوم‌ از نقره‌ است‌ و به‌ انسان‌های‌ ابله‌ تعلق‌ دارد آنها به‌ سود و منفعت‌ كم‌ قانع‌ می‌شوند تا همه‌ چیز ثابت‌ بماند و هیچ‌ چیز تغییر نكند و بالاخره‌ صندوقچه‌ سومی‌ از سرب‌ است‌ و متعلق‌ به‌ آنهاست‌ كه‌ عاشقند و عشق‌ این‌ نفرین‌ خدا نسبت‌ به‌ انسان‌ را با جان‌ و دل‌ خریده‌اند. عشق‌ اینجا عشق‌ به‌ وطن‌ است‌. شكسپیر با بیانی‌ رندانه‌ مخاطبان‌ خود را از حرص‌ و حماقت‌ برحذر می‌دارد و به‌ جنگ‌ و سختی‌ كشیدن‌ برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ آنچه‌ ایده‌آل‌ است‌ فرا می‌خواند.
بسانیو راه‌ سوم‌ را انتخاب‌ كرده‌ است‌. عشق‌ كه‌ خود منجر به‌ جنگیدن‌ می‌شود. این‌گونه‌ است‌ كه‌ هرگز از نفرین‌ عشق‌ برحذر نمی‌ماند. سراسر زندگی‌ بسانیو در مقایسه‌ با خواستگاران‌ دیگر پر از واقعه‌ و اتفاق‌ است‌. او یك‌ دم‌ آسوده‌ نیست‌. جنگیدن‌ را انتخاب‌ كرده‌ است‌ و باید بجنگد. این‌ چنین‌ است‌ كه‌ او قصه‌ را پیش‌ می‌برد.اما ادامه‌ ماجرا از این‌ قرار است‌، خبر می‌رسد كه‌ كشتی‌های‌ انتونیو تاجر ونیزی‌ در دریاها دچار حادثه‌ شده‌، تمام‌ مال‌ و اموال‌ او از بین‌ رفته‌ است‌. تاجر ثروتمند ونیز اكنون‌ فقیر است‌ و نه‌ كشتی‌ دارد كه‌ كالایی‌ برای‌ او بیاورد و نه‌ پول‌ دارد كه‌ بدهكارانش‌ را جواب‌ دهد.
از طرف‌ دیگر سر رسید قرضش‌ به‌ شایلاك‌ یهودی‌ رسیده‌ است‌. شایلاك‌ او را به‌ دادگاه‌ می‌كشد و از دادگاه‌ می‌خواهد او را مجازات‌ كند.از آنجا كه‌ نوع‌ مجازات‌ در قرارداد ذكر شده‌ است‌ شایلاك‌ حق‌ دارد نیم‌ پوند از گوشت‌ بدن‌ انتونیو را از نزدیكترین‌ جا به‌ قلبش‌ ببرد تا قرضش‌ تادیه‌ شد. انتونیو همانند تمام‌ شخصیت‌های‌ دیگر داستان‌ نماد مردم‌ انگلستان‌ است‌. مردی‌ از مردم‌ انگلستان‌ به‌ دردسر افتاده‌ است‌ و دشمن‌ انگلستان‌ می‌خواهد او را از بین‌ ببرد. اینجاست‌ كه‌ وطن‌ به‌ كمك‌ او می‌آید. باید متذكر شد كه‌ اكنون‌ بسانیو دوست‌ صمیمی‌ انتونیو با بردن‌ شرط‌ موفق‌ به‌ ازدواج‌ با پورشیا (وطن) شده‌ است‌. پورشیا به‌ كمك‌ آنها می‌آید.
در دادگاه‌ آنگاه‌ كه‌ شایلاك‌ یهودی‌ اصرار به‌ اجرای‌ حكم‌ دارد، پورشیا با لباس‌ مبدل‌ به‌ عنوان‌ وكیل‌ حاضر می‌شود تا از انتونیو دفاع‌ كند. پورشیا به‌ شایلاك‌ می‌گوید، تو طبق‌ قرارداد حق‌ داری‌ نیم‌ پوند از گوشت‌ بدن‌ انتونیو را ببری‌ تا قرضت‌ تادیه‌ شود، پس‌ این‌ كار را انجام‌ بده‌ اما نكته‌یی‌ را فراموش‌ نكن‌ در قرارداد ذكر نشده‌ كه‌ تو حق‌ داری‌ حتی‌ یك‌ قطره‌ خون‌ از انتونیو بریزی‌، به‌ علاوه‌ باید حواست‌ را جمع‌ كنی‌ فقط‌ نیم‌ پوند نه‌ كمتر و نه‌ بیشتر از گوشت‌ بدن‌ انتونیو ببری‌، در غیر این‌ صورت‌ مجازات‌ خواهی‌ شد. پورشیا همه‌ را نجات‌ می‌دهد زیرا با این‌ فراستی‌ كه‌ به‌ خرج‌ داده‌ شایلاك‌ یهودی‌ را مستاصل‌ كرده‌ است‌. این‌گونه‌ است‌ كه‌ داستان‌ با خیروخوشی‌ به‌ پایان‌ می‌رسد.كمدی‌ «تاجر ونیزی‌» در عصر ملكه‌ الیزابت‌ انتقاد به‌ اوضاع‌ و احوال‌ انگلستان‌ و فساد درباریان‌ است‌. در این‌ شكی‌ نیست‌ كه‌ در زمان‌ نوشتن‌ این‌ نمایشنامه‌ كمتر تماشاچی‌یی‌ پی‌ به‌ این‌ انتقادها می‌برده‌ است‌ اما همیشه‌ هدف‌ از انتقاد تاثیر مستقیم‌ و یكباره‌ آن‌ نیست‌. انتقاد ذهنیتی‌ ایجاد می‌كند كه‌ ضمیر ناخودآگاه‌ (وجدان‌ عمومی) جامعه‌ را تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد.
● مكبث‌
همه‌ راه‌ها به‌ روم‌ می‌رسد. این‌ درست‌ برای‌ زمانی‌ صدق‌ می‌كند كه‌ امپراتور روم‌ قدرت‌ بلامنازع‌ جهان‌ است‌، اما اكنون‌ آفتاب‌ در امپراتوری‌ بریتانیا غروب‌ نمی‌كند. اینكه‌ فرهنگ‌ و قدرت‌ سیاسی‌ همبستگی‌ شدیدی‌ با همدیگر دارند نكته‌یی‌ است‌ كه‌ ما را در تبیین‌ هنر انگلستان‌، آن‌ هنگام‌ كه‌ انگلستان‌ قدرت‌ بلامنازع‌ جهان‌ است‌، یاری‌ می‌كند. همه‌ راه‌ها به‌ انگلستان‌ می‌رسد و این‌گونه‌ است‌ كه‌ نمایشنامه‌ «مكبث‌» مانند نمایشنامه‌ «تاجر ونیزی‌» و همانند بسیاری‌ از نمایشنامه‌های‌ دیگر شكسپیر، مفهومی‌ وطنی‌ پیدا می‌كند.
«مكبث‌» در سال‌ ۱۶۰۶ میلادی‌ نوشته‌ شده‌ است‌. این‌ دوران‌، دوران‌ حكومت‌ هنری‌ جانشین‌ ملكه‌ الیزابت‌ است‌. اكنون‌ شكسپیر در شرایطی‌ قرار دارد كه‌ می‌تواند عقاید و اندیشه‌های‌ خود را بی‌پرواتر و عریان‌تر از قبل‌ بیان‌ كند. در یك‌ نگاه‌ «مكبث‌» نمایشنامه‌یی‌ ملی‌ و در جهت‌ اندیشه‌های‌ وطن‌ دوستانه‌ است‌. همان‌گونه‌ كه‌ «تاجر ونیزی‌» و بسیاری‌ از نمایشنامه‌های‌ دیگر شكسپیر بودند، اما تفاوت‌ اساسی‌ مثلاً میان‌ «مكبث‌» و «تاجر ونیزی‌» در عریانی‌ و بی‌پروا بودن‌ آن‌ است‌. «مكبث‌» داستان‌سرداری‌ است‌ كه‌ به‌ جنگ‌ دشمنان‌ رفته‌، در این‌ جنگ‌ ظفر می‌یابد و پادشاه‌ به‌ پاس‌ پیروزی‌ او، به‌ او مقام‌ و ثروت‌ می‌دهد، اما حرص‌ و طمع‌ دست‌ او را به‌ خون‌ پادشاه‌ آلوده‌ می‌كند.
اولین‌ خون‌ آغاز خونریزی‌های‌ مكرر است‌، چنان‌كه‌ همه‌ از مكبث‌ بیمناك‌ می‌شوند و به‌ قصد براندازی‌ او شورش‌ می‌كنند. سرانجام‌ پسران‌ پادشاه‌ مقتول‌ به‌ كمك‌ شورشیان‌ مكبث‌ پادشاه‌ را سرنگون‌ می‌سازند. نكته‌یی‌ كه‌ در اینجا باید به‌ آن‌ اشاره‌ كرد وجود شخصیت‌ لیدی‌ مكبث‌ همسر مكبث‌ در داستان‌ است‌ كه‌ عامل‌ اصلی‌ انحراف‌ و وسوسه‌ مكبث‌ است‌. باز اینجا می‌توان‌ لیدی‌ مكبث‌ را نماد انگلستان‌ گرفت‌ كه‌ حرص‌ و طمع‌ اشراف‌ را برمی‌انگیزاند و آنها را وادار به‌ كارهای‌ ناشایست‌ می‌كند. در تبیین‌ اینكه‌ چرا از زن‌ به‌ عنوان‌ نماد انگلستان‌ استفاده‌ می‌شود، باید به‌ دو نكته‌ توجه‌ كرد. اول‌ اینكه‌ زمان‌ نگارش‌ این‌ نمایشنامه‌ها یا زمان‌ ملكه‌ الیزابت‌ بوده‌ است‌ یا زمانی‌ بود كه‌ هنوز ابهت‌ ملكه‌ به‌ عنوان‌ پادشاهی‌ مستبد و قدرتمند در ذهن‌ مردم‌ انگلستان‌ تاثیر داشته‌ است‌. این‌گونه‌ است‌ كه‌ مفهوم‌ زن‌ قدرتمند در ذهن‌ انسان‌ انگلیسی‌ چیز غریبی‌ نیست‌.
از طرف‌ دیگر تاكید براین‌ است‌ كه‌ انگلستان‌ زیباست‌ و زیبایی‌ آن‌ باعث‌ می‌شود گروه‌ها و اقشار مختلف‌ درصدد تصاحب‌ آن‌ برآیند. استفاده‌ از شخصیت‌ زن‌ بهتر می‌تواند زیبایی‌، دلبری‌ و برانگیختن‌ حرص‌ و طمع‌ را توجیه‌ كند.شكسپیر در «مكبث‌» عریان‌ انتقاد می‌كند. لحن‌ او در این‌ نمایشنامه‌ با لحن‌ او در دیگر نمایشنامه‌ها مثلاً در «تاجرونیزی‌» كاملاً متفاوت‌ است‌. این‌ لحن‌ عریان‌ و اتفاق‌ افتادن‌ ماجرای‌ نمایش‌ در اسكاتلند و انگلستان‌ كلاً فضای‌ تراژدیك‌ نمایشنامه‌ در مقابل‌ فضای‌ كمدی‌ همه‌ به‌ ما این‌ نشانه‌ را می‌دهند كه‌ این‌ اثر شكسپیر انتقادی‌ مستقیم‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ انگلستان‌ آن‌ دوره‌ است‌. انگلستانی‌ كه‌ اكنون‌ پس‌ از مرگ‌ ملكه‌ الیزابت‌ قدرتمند، دچار هرج‌ و مرج‌ و فروپاشیدگی‌ شده‌ است‌. این‌گونه‌ است‌ كه‌ این‌ نمایشنامه‌ از چند پهلویی‌ در آمده‌، به‌ سمت‌ روشنی‌ حركت‌ كرده‌ است‌. «مكبث‌» آینه‌ تمام‌ نمای‌ انگلستان‌ در دوره‌یی‌ است‌ كه‌ شكسپیر آن‌ را نگاشته‌ است‌.
منبع : روزنامه اعتماد


همچنین مشاهده کنید




خبرگزاری ایسناسایت سلام نوروزنامه همشهریخبرگزاری فارسسایت مشرقسایت رویداد 24خبرگزاری ایلناخبرگزاری صدا و سیماسایت اقتصادنیوزخبرگزاری اسپوتنیک