شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا


مثبت اندیش باشید تا زندگی شادی داشته باشید


مثبت اندیش باشید تا زندگی شادی داشته باشید
هـمواره افـكار ما بروی احساسات ما تاثیرگذار می باشـد. اگر تصور كنید كه كارهایتان سر و سامان نـخواهند گرفت، در شـمـا احـساس اندوه و انفعال ایجاد شده و از تـلاش و كوشش دست خواهید كشید. اگر چنین می پـنـداریـد كه برای انجام كارهایتان محتاج كمك دیگران هستید، ممكـن اسـت احـساس بی كفایتی و وابستگی كنید. اگـر تـصـور می كنـیـد كه نـالایق و بـی كفایت می بـاشـید، احساس بـی ارزشـی و تـردیـد كـرده و دائـمـا خـودتـان را سـرزنـش خواهید نمود.
همانطوركه ملاحظه كردید بی تردید ارتباط تنگاتنگی میان افكار و احساسات ما برقراراست. بنابراین دلیل واكنشهای هیجانی ناخواسته و شدید، افكار نامعقول و غیر منطقـی شما میباشند. تعریف تفكرات نا معقول چنین است:
▪ افكار انعطاف ناپذیر.
▪ دور از واقعیت.
▪ غیر منطقی.
▪ مخل بهداشت روانی.
▪ راه حل ساده میباشد: افكار خود را متحول سازید.
▪ اكنون به تعدادی از طـرز تـفـكرات نامعقول توجه كرده و سعی كنید برای دستیابی به یك زندگی شادتر از آنها اجتناب ورزید:
۱) من بایـد مـورد پـذیرش و محبوب همگان باشم تا بتوانم احساس خوشایندی نسبت به خود داشته باشم. طرد شدن، ترك شدن و تنها ماندن خیلی هولناك است.
۲) من باید در تمام زمینه ها لایق و كارآمد باشم - شكست بسیار وحشتناك میباشد.
۳) هنگامی كه اتفاق ناگواری روی میدهد من چاره ای جز اندوهگین شدن ندارم.
۴) اگر كسی مرا مورد انتقاد قرار میدهد به مفهوم آن است كه ایرادی در من وجود دارد.
۵) من همواره باید دیگران را از خودم راضی نگاه دارم و مطابق خواسته و میلشان رفتار كنم.
۶) من اساسا از دیگران پایین تر میباشم.
۷) زندگی و یا دیگران باید همواره انتظارات مرا برآورده سازند.
۸) مـن در زنـدگی محـكوم به افسردگی، ناامیدی و بدبختی می باشم چون مـشـكلات زندگی من لاینحل می باشند.
۹) همواره باید كارها بر وفق مراد من پیش بروند.
۱۰) همیشه زندگی و مردم باید منصفانه با من رفتار كنند.
۱۱) مـن در زندگی محتاج شخصی هستم - یك شخص خاص - تا در كنار او باشم و بـه او تكیه كنم - چون من به تنهایی قادر به انجام كاری نیستم.
۱۲) برای من آسانتر است زمـانی كـه به مشكلات زندگی فكر نكنم تا اینكه با مشكلات روبرو شده و مسئولیت حل آنها را بر عهده بگیرم.
۱۳) افـراد بد و شرور بـاید مـجازات شـده و فـورا بـه سـزای اعـمالـشان برسند. اگر چنین نشود من از كوره در خواهم رفت.
۱۴) عوامل خارجی مانند: مردم، جامعه ناسالم، بد اقبالی و سرنوشت دلیل بدبـخـتیها و ناراحتیهای من می باشند. از آن گذشـتـه مـن هیـچ كنـترلی بروی این عوامل خارجی نداشته بنابراین هیچ كاری برای افسردگی و نگون بختی خودم نمیتوانم انجام دهم.
۱۵) من همیشه باید بی عیب و كامل بوده و از دیگران برتر باشم. كـمـال گـرایی یكی از مهمترین عوامل تنش زا است. كمالگرایی انواع گوناگونی دارد:
الف) كمالگرایی در اخلاقیات:
من هیچگاه نباید مرتكب خـطا و یـا گـناهی شوم و اگر چنین شود قادر به بخشش خود نمی باشم.
ب) كمالگرایی درعملكرد:
برای آنكه یك فرد ارزنده باشم باید همیشه در همه امور موفق گردم.
ج) كمالگرایی در هویت:
مـردم هیچگاه فرد آسیب پذیر و خطا كـاری هـمچون من را مورد پذیرش قرار نمیدهند.
د) كمالگرایی در احساسات:
من همواره باید خوشحال و شادمان باشم - بـاید قـادر بـه كنترل احساسات منفی خود بوده و هیچگاه احساس افسردگی و اضطراب نكنم.
و) كمالگرایی در عشق:
دو فردی كه عاشق یكدیگر هستند هیچ گـاه نـبایـد بـا یـكـدیـگر بحث و مشاجره كنند و یا آنكه از دست هم عصبانی شوند.
هـ) كمالگرایی در زیبایی:
چون من كمی اضافه وزن دارم فرد زشت و نازیبایی میباشم.
۱۶) فیلتر كردن: شـما تنها جنبه منفی پیشامدها را مشاهده كرده و آنها را زیر ذره بین قرار می دهید در حالی كه جنبه مثبت آن را فیلتر كرده و حذف می نمایید.
۱۷) تفكر دو قطبی: همه چیز یا سیاه است یا سفید، بد است یا خوب - یا شـما كـامل می باشید و یا آنكه یك ناكام و شكست خورده - هیچ حد وسطی وجود ندارد.
۱۸) تعمیم افراطی: شما به یك نتیجه گیری عمومی مبـتـنی بـر یـك واقـعـه واحـد دست می یابید. به محض آنكه برای شما یك حادثه ناگوار روی دهد چنین می پـنـداریـد كـه آن بارها و بارها تكرار خواهد شد.
۱۹) خـوانـدن فكر: بدون آنكه حرفی زده شود، پیـش داورانه از احـسـاس دیـگران و عـلت رفتارشان با خود آگاهی دارید.
۲۰) فاجعه آمیز جلوه دادن: شما انتظار بلا، مصیبت و حوادث ناخوشایند را می كـشـید. كافیست از حادثه ناگواری مطلع گردید. آن وقت خواهید گفت: نكند سر من هم بیاید.
۲۱) برداشت شخصی كردن: چنین می پندارید كه هر چرا كه دیگران میگویند و یا انـجام می دهند به نوعی در واكنش به شما می باشد.
۲۲) نكوهش كردن: شما دیگران را مسئول دردها و مشكلات خود میدانید. یـا آنـكه خود را مسئول تمام مشكلات می پندارید.
۲۳) بایدها: از تعداد زیادی قوانین خشك و غیر قابـل انـعـطاف كـه رفـتار دیگران و خودتان چگـونه بـاید بـاشـد پیروی می كنید و هنگامی كه دیگران آن قوانین را زیر پا می گـذارنـد خشمگین شده و در صورتی كه شما خودتان آنها را نـقـض كنید، احساس گناه خواهید كرد.
۲۴) استدلال بر مبنای احساس: تصور می كـنید احساسات شما واقـعیت داشـتـه و هر آنچه احساس می نمایید عینیت دارد. اگر احساس بدبختی میـكنید پس حـتـما بدبخت هستید.
۲۵) تـغـیـیر دادن: تصور می كنید با تحت فشار قـرار دادن و بـا چـاپـلـوسی دیـگـران قـادر خواهید بود آنها را به سلیقه خود تغییر دهید. چون امیدهای شما برای شادكامی كاملا وابسته به دیگران است.
۲۶) كم طاقتی نسبت به ناكامی ها: من این بار هم شكـست خـوردم پـس بـهتر است دیگر ادامه ندهم.
۲۷) بزرگنمایی: مشكلات و كمبودهای زندگی یتان را بزرگنمایی می كنید.
۲۸) توقع پاداش آسمانی: انتظار دارید كه پاداش تمام نیكی ها و فداكاری های شما در زندگی به شما داده شود مانند فردی كه امتیازات را می شمارد. و در صورتیكه انتظارات شما برآورده نگردد، خشمگین می شوید.