یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

عدالت در خانه


عدالت در خانه
او صندوق دار بیت المال مسلمین بود و امین مردم، که ازجانب امیرمؤمنان(ع) بدین کار گماشته شده بود. یک روز زنی به نزد او رفت و گفت: ای علی بن رافع! شنیده ام که در بیت المال یک گردن بند زیبا وجود دارد. آری چنین است ای دختر علی! بسیار خوب، آمده ام تا آن را به عنوان امانت به من بدهی. می خواهم در روز عید از آن استفاده کنم. آنگاه آن را صحیح و سالم به تو برمی گردانم. باشد، من این گردن بند را به عنوان یک امانت ضمانت شده تا سه روز به شما می دهم، که پس از انقضای مدت آن را به بیت المال برگردانید.
دختر علی(ع) گردن بند را به امانت گرفت و به خانه بازگشت... اتفاقاً علی(ع) وقتی آن گردن بند را بر گردن دختر خویش دید از اوپرسید: این را از کجا آورده ای؟
او در جواب گفت: از علی بن رافع به عاریه گرفته ام تا پس از استفاده در روز عید آن را به وی بازگردانم. موجی از اندوه در چهره علی(ع) نمایان شد و دستور داد بی درنگ علی بن رافع را به حضورش بیاورند. از او پرسید: «آیا تو به مسلمانان خیانت می کنی؟» علی بن رافع شگفت زده شد و گفت: پناه می برم به خدا که چنین کنم. علی(ع) فرمود: پس چگونه گردن بندی را بدون اجازه من و بدون رضایت مردم به دخترم دادی؟!
او در جواب گفت: یا امیرالمؤمنین! دخترت آن را به عنوان عاریه و امانت از من گرفت و ضمانت کرد که آن را صحیح و سالم برگرداند.
علی(ع) فرمود: آن را باز پس بگیر و دیگر هرگز آن را به کسی نده که مجازات خواهی شد! سپس امیرمؤمنان(ع) فرمود: وای بر دخترم اگر آن را به امانت و با ضمانت نگرفته بود در این صورت او اول زن هاشمی به شمار می آمد که حد بر او جاری می شد! پس آنگاه نگاه معناداری به دخترش افکند و خطاب به وی گفت: دخترم! آیا همه زنان مهاجر و انصار، در روز عید، به همین گونه خود را زینت می کنند؟!

۱) پند تاریخ، ج ۱، ص ۳۱۷
منبع : روزنامه کیهان