دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 May, 2024
مجله ویستا

شهر اطلاعاتی: بستر امن تحقیقات جامعه اطلاعاتی


شهر اطلاعاتی: بستر امن تحقیقات جامعه اطلاعاتی
شهر در روزگار پیشرو، بستری است که با در اختیار گذاشتن ابزار فناورانه، ساکنانش را به زندگی با کیفیت بیشتر رهنمون می سازد. آنچه به عنوان اصلیترین المان زندگی شهری در سالهای آتی شناخته خواهد شد، عنصری است به نام انتخاب که زاده آگاهی است و این مساله تنها و تنها به مدد فراوانی اطلاعات امکانپذیر میشود. بدون شک شهروندان در روزهای نه چندان دور در دریای اطلاعات شناور خواهند بود و هریک به فراخور حال خود، بسته به نیازشان و یا به اندازه ظرفی که در اختیار دارند از این دریا برداشت خواهند کرد.
▪ فاز اول:
عزم جهانی جامعه جهانی در سالهای پایانی هزاره دوم میلادی به تاثیر شگرف فناوری در زندگی بشر پی برد که در آن مقطع حداقل در فرم به روشنی دیده میشد و پیشبینی نفوذ آن به محتوای زندگی انسانها نیز چندان دشوار نبود؛ اما موضوعی که چندان نمیشد به وضوح در بارهاش صحبت کرد، چگونگی این تغییرات بود و همسو سازی آن با زندگی جوامع مختلف، که در این بین بهینهسازی خدمات حرف اول و آخر را میزد. نهادهای بینالمللی نظیر سازمان ملل متحد، هنگامی به خود آمدند که جامعه جهانی رسما در عمل انجام شده قرار گرفته بود: جوامع پیشرو از مراحل ابتدایی فنآوری عبور کرده و به کاربری فناوری رسیده بودند، در حالی که بسیاری از کشورها (که به هر دلیل پس از انقلاب صنعتی رشد مطلوبی نداشتند) همچنان درجا میزدند و در نتیجه آهنگ رشد این دو گروه به هیچوجه با یکدیگر همخوانی نداشت.
اوج فاجعه آنجا مشخص میشد که ایشان به هنگام رتبه بندی کشورها مجبور بودند اغلب جوامع را در گروه دوم قرار دهند و این موضوع به چالشی بزرگ رهنمون میشد: شکاف دیجیتالی. نخستین حرکتهای عزم جدی جهانیان در سال ۲۰۰۳ در شهر ژنو سوییس رنگ و بویی جدیتر به خود گرفت؛ جایی که سران کشورهای جهان دورهم گرد آمده بودند تا راجع به مفهومی جدید به نام جامعه اطلاعاتی صحبت کنند. هنگامی که سید محمد خاتمی-رییس جمهور وقت ایران- با تیم همراه خود در ژنو حاضر شد، هنوز تعریف دقیقی از جامعه اطلاعاتی وجود نداشت و تنها و تنها تصویر مبهمی از آن ارایه شده بود که نقاط واضحترش را خطرات پیشرو تشکیل میداد که همین نقاط برای دولتها انگیزهای لازم (و نه کافی) به شمار میآمد که کمتر در این راه کوتاهی کنند و در نهایت منجر شد به طرح کلیات و تصویب برنامه عمل که خود اهمیت فراوانی داشت.
در این راه، پس از برگزاری پیش اجلاس منطقهای و جهانی و همچنین مطالعات گروههای تخصصی، محورهای اصلی تعیین شدند که کاهش شکاف دیجیتال و دسترسی آزاد به اطلاعات مهمترین آنها بود و درنهایت سران کشورهای جهان در ژنو برای تحقق جامعه اطلاعاتی همپیمان شدند. تلاشهای جامعه جهانی همچنان ادامه داشت، اما باز هم با محوریت موضوعات تحمیلی از رشد ناهمگون جوامع که از جمله آنها میتوان به راهبری اینترنت اشاره کرد. اجلاس ۲۰۰۵، همانگونه که انتظار میرفت، نقطه عطف دوم منحنی جامعه اطلاعاتی بود که جهان را به تغییر رفتار رهنمون میشد: افزایش کاربری. در این رهاورد، برای تقویت سیاست و آگاهی بخشی به سیاستگذاران از آخرین وضعیت ها و تحلیل سیاستهای ICT در تعیین سیاستهای موفق و تکرار آنها در موقعیتهای دیگر، شاخص فرصتهای دیجیتال مطرح شد که برای ارزیابی عملکرد و چشم اندازهای کشورها با استفاده از شاخص هایی شامل قیمت خدمات داده ها و پیگیری آخرین فناوریهای اطلاعات و ارتباطات ، پیشرفت ۱۸۰ کشور را در ایجاد جامعه اطلاعاتی میسنجد.
بر اساس بند ۱۰ سند تعهد تونس، شاخص فرصتهای دیجیتال ( DOI ) یک شاخص مرکب است که “فرصت دیجیتالی “ یا به عبارت دیگر امکان دسترسی ارزان ، عام ، فراگیر و برابر شهروندان یک کشور مشخص را اندازهگیری میکند.
▪ فاز دوم:
تصویر مبهم یک منظره زیبا فاز دوم تحقق جامعه اطلاعاتی عملا از سال ۲۰۰۵ آغاز شد؛ به گونهای که هرچه به دور دوم اجلاس جهانی سران جوامع اطلاعاتی تونس نزدیکتر شدیم، تصویر مبهم جامعه اطلاعاتی واضحتر شد؛ درست است که این تصویر به اندازه کافی شفاف نبود، ولی حداقل برطرف شدن ابهامات بسیاری از تعاریف کلی میتوانست دولت ها را به ادامه راه دلگرم کند. در این مرحله ۱۱ خط عمل به تصویب رسید و نهادهای ناظر آنها نیز مشخص شد تا دولتها، نهادهای مدنی و چه بسا سازمانهای خصوصی قدم در راه گذارند و با همکاری یکدیگر جوامعی بسازند که با کاربریهای اطلاعات، دموکراسی واقعی را تجربه کنند: از مردم و برای مردم. بدین ترتیب برای کسب نتایج عملیتر و البته تحقق سریعتر اهداف، همپوشانی دو رویکرد جزء به کل و کل به جزء مد نظر قرار داده شد: در رویکرد نخست (براساس اسناد WSIS) واحدهای زیستی مورد توجه بیشتری قرارگرفتند و تعاریف کلی ICT روستا و شهرالکترونیکی برای دو واحد پایه زیستی (شهر و روستا) مشخص شدند به طوری که طراحی راهبردهای الکترونیکی براساس نیازهای توسعهای ملی و محلی یکی از اولویتهای اصلی جوامع قرار گرفت و در مورد دوم، گستره جهانی و حکومتها به کارگرفته شدند. و اما مبهم بودن تصویر کلی همچنان ادامه دارد، تا جاییکه بررسی و بازنگری بسیاری از مفاهیم کلاسیک و چه بسا بدیهی را طلب میکند.
● شهر به مثابه جزء از کل
به طور کلی میتوان گفت عملکرد جامعه جهانی و نهادهای فعال در بخشهایی با رویکرد کل به جزء موفقتر بوده است و آن هنگام که پا به وادی اجزاء میگذاریم، حتی در تعاریف هم ابهامات بیشتر میشود. یکی از مباحثی که در اسناد جامعه اطلاعاتی ابهام فراوانی دارد، مفهومی است به نام شهر که اتفاقا نقش مهمی نیز در تحقق جامعه اطلاعاتی ایفا میکند: هنگامی میتوانیم ادعا کنیم جامعه اطلاعاتی محقق شده است که تک تک اجزای آن جامعه، اطلاعاتی باشد و شهر رکن اصلی جوامع امروزی است. شهرهای امروزی - که از نگاه بسیاری، قوام یافته و کاملترین شکل ممکن است- پیچیدگیهای فراوانی در ذات خود دارد که کار را برای تغییر مشکل میسازد؛ در واقع بسیاری معتقدند ساختار چند لایه شهرها (خصوصا شهرهای بزرگ و کلانشهرها) که میراث دوران فراصنعتی است، یا غیرقابل تغییر به نظر میرسد و یا حداقل نفوذ در آنها بسیار مشکل است. اما ریشه چنین تفکری را باید در شکلگیری شهرهای امروزی جستجو کرد: هرچه بیشتر به پایان عصر صنعت نزدیک شدیم، شهرها نیز تغییرات بیشتری کردند و این مساله، نظریهپردازان آن زمان که اغلب معماران برجسته و صاحب سبک دوران بودند را به تکاپو واداشت. اوژن هاوسمان فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم، برای تغییر نقشه پاریس (که از اولین شهرهای بزرگ دنیای صنعت بود) اقدامات خود را بر پایه بهبود وضعیت موجود بنا نهاد که از جمله آن ها می توان احداث محله معروف شانزهلیزه در کنار توسعه شبکه راههای شهری مرکز پاریس را نام برد که باعث شد محله های آلوده جمع آوری و حمل و نقل شهر ساماندهی شود. در همان دوران کامیلوزیته اتریشی قوانین شهرسازی نوین آن روزگار را در یک جمله بیان کرد: “شهر باید حافظ منافع و ضامن خوشبختی ساکنان آن باشد.” جمله زیته را باید تعریفی بسیار مدرن از مفهوم شهرسازی دانست که هیچگاه تاریخ مصرفاش نمیگذرد اما زاویه نگاه او این تصویر زیبا را خراب میکند؛ او برخلاف هاوسمان، معتقد بود میتوان با وسایل قرون وسطایی معضلات عصر صنعت را برطرف ساخت و نظریاتش را بر همین پایه استوار کرد.
نسخهای که وی برای اصلاح شهرهای صنعتی سالهای واپسین قرن نوزدهم پیچیده بود، درست حکایت افرادی است که در ورود به عصر ارتباطات را لمس میکنند اما همچنان بر این باورند که میتوان با راهکارهای عصر گذشته به نبرد مشکلات رفت و بر آنها فایق آمد.
نظریه پردازان شهری در دهه های ۶۰-۷۰ میلادی که نخستین استفاده های کاربردی از رایانه در مسائل شهری از جمله حمل و نقل را به همراه داشت، از سرآغاز تحولاتی سخن گفتند که امروزه به تحقیق دیده می شود: هنگامی که دانیل بل از عصر فراصنعتی سخن میگفت، الوین تافلر پا را فراتر گذاشت و تئوری موج سوم و ظهور عصری نوین پس از اعصار کشاورزی و صنعت را مطرح کرد. آبلر آرجی آدامز- نظریه پرداز و محقق شهری - در کتابی با عنوان “سازماندهی ویژه” ( ۱۹۷۱ میلادی) نوشته است: “حالا امکان تغییر شیوه در انجام سفرهای کوتاه از طریق حمل و نقل سنتی به سفرهای مصنوعی از طریق مخابرات به وجود آمده است و در سالهای آتی دیگر نمیتوان شهرها را بدون سفرهای مصنوعی متصور بود؛ چون این سفرها ذخیرهسازی میلیونها گالن سوخت، کاهش ترافیک و از بین رفتن بسیاری از تصادفها را به همراه خواهد داشت.” آدامز در روزها از مفهومی نوین صحبت کرده بود که حالا دیگر یکی از ارکان شهرها به حساب می آید: سفرهای مجازی. آیا شما اکنون می توانید زندگی در شهری را تصور کنید که اینترنت، تلفن(ثابت و همراه)، تلویزیون، رادیو و ... نداشته باشد؟
در سالهای پایانی قرن بیستم و پس از گذشت حدود یکصد سال از دوران هاوسمن و زیته، پیدایش “کلان شهر” (متروپلیس) و به دنبال آن “ابرشهر” نشان داده که شیوه تکامل شهرها با تغییر کیفیت همراه بوده است؛ شهرها دیگر از صنعت اشباع شدهاند و حتی دیگر “صنعت” نیز خود مفهومی نوین یافتهاست و شهرها در بسیاری از موارد دیگر جایی برای توسعه کمی و فیزیکی ندارند اما مکانیک و ماشینیسم با آن مفهوم کلاسیکاش جای خود را به الکترونیک و فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی داده است تا شهرها از توسعه کیفی بیبهره نمانند.
اکنون پس از گذشت ۳۵ سال از آن روزگار، فرضیههای آقایان محقق و همفکرانشان به تحقق پیوسته است و به زودی مفهوم “شهر” و “شهر الکترونیکی” در هم آمیخته میشوند. با این اوصاف اگر بخواهیم شهر را به تعبیر زیته حافظ منافع و ضامن خوشبختی ساکنانش بدانیم، چارهای جز پذیرش نفوذ اطلاعات به حوزه شهری نداریم؛ موضوعی که نه تنها انتخاب بین بد و بدتر نیست، بلکه بهینهسازی فضای زندگی (چه در فرم و چه در محتوا) به وسیله افزایش آگاهی شهروندان به شمار میآید.
● فراتر از شهر الکترونیکی
مفهوم شهر جزو بدیهیات زندگی امروزی به شمار میآید؛ به اندازه ای بدیهی که حتی کارشناسان فن هم از ارایه تعریفی واحد برای آن معذورند! کارشناسان معتقدند اگر تمام شهرهای دنیا را هم مطالعه کنیم، به یک مفهوم کلی نخواهیم رسید؛ ولی قدر مسلم آن است که وقتی صحبت از شهر میشود، معمولا پدیدهها و تصاویری در ذهن انسان شکل میگیرد که با نمونه روستا متفاوت است و حداقلهایی از شیوههای زندگی را تداعی میکند. با اینکه برخی از اندیشمندان معتقدند واژه “شهر” با پیدایش انسان به وجود آمده اما مفهوم شهر به معنای امروزی آن پس از انقلاب صنعتی نمود یافتهاست و بهطور کلی باید کلیه علوم مرتبط با شهر؛ نظیر برنامه ریزی شهری را دانشی نوین به شمار آورد. نظریه پردازان عصر صنعت، مفهوم کلاسیک شهر را اینگونه بیان کردهاند: جایی که جمعیت آن از روستا بیشتر است و زندگی در آن برمبنای کشاورزی نمیگذرد. اما رشد سریع جوامع بشری پس از انقلاب صنعتی، این تعریف را روز به روز ویرایش کرد. در کتاب “مقدمه ای بر مبانی برنامه ریزی شهری” در باره تعریف شهر آمده است: آنچه که اساس شهرنشینی و توسعه شهرها را بنیان گذارد، به قرن هجدهم میلادی باز میگردد که به عصر انقلاب صنعتی شهرت دارد؛ چراکه شهرهای قبل از عصر صنعت، با اینکه گاهی از بزرگترین مراکز تجمع انسانی روزگار خود بودهاند، توسعه اندکی به خود دیدند و در نتیجه با شهرهای عصر صنعت و خاصه امروزی تفاوت دارند؛ یعنی محدوده شهری و جمعیت آنها مشخص و شالودههای زندگی اجتماعی-اقتصادیشان خلاف آنچه بود که امروز در شهرهای بزرگ دنیا شاهد هستیم. پیدایش عصر صنعت همراه بود با رواج شهرنشینی و ایجاد شهرهای بزرگ؛ شهرهایی که زاییده تاثیرات این عصر بودند. عواملی همچون ازدیاد جمعیت، توسعه مراودات تجاری و اقتصادی، افزایش مهاجرت، بالا رفتن سطح درآمد، تنوع مشاغل و گسترش اشتغال تخصصمحور، تحول در حمل و نقل و سرعت مبادلات و همچنین پیدایش و گسترش رسانهها از مهمترین این تاثیرات به شمار میآیند. محدوده جغرافیایی گسترده و وسیع، تمرکز جمعیت، ساختمانهای بلند مرتبه، خیابانها، مراکز تجاری، امکانات رفاهی و آموزشی و وسایل نقلیه گوناگون از جمله مواردی هستند که پس از انقلاب صنعتی از آنها به عنوان شناسه‌های یک شهر یاد میشود اما در دورههای گذشته، بسیاری از نقاط بودهاند که بدون این شناسه‌ها، شهر نامیده میشدند و مهمترین تفاوت آنها با روستاها، شکل زندگی ساکنانشان بوده است.
امروز به تحقیق انقلاب ارتباطات رخ داده است و ما دیگر عصر صنعت را پشت سر گذاشتهایم و به مجرد ورود به عصر ارتباطات، مدیومهای زندگی شهری نیز تغییر کردهاند؛ تغییراتی که بیشتر جنبه کیفی دارد تا کمی. در روزگار حاضر نیز بسیار خواهند بود شهرهایی که در عصر صنعت باقی میمانند و هیچگاه آنگونه که شایسته است به دنیای ارتباطات پا نمیگذارند و هرچند وسیع و پرجمعیت نام آنها را باید از فهرست شهرها خارج کرد؛ چنانچه تاریخ با بیرحمی تمام این موضوع را اثبات کرده است. به نظر میرسد در ادامه روند جفت و جور کردن قطعات پازل جامعه اطلاعاتی، شهر الکترونیکی نتواند آن گونه که شایسته است پاسخگوی خواستههای ساکنان باشد؛ چراکه دربرگیری لازم را ندارد و اجزاء یک شهر کامل را نمیتواند پوشش دهد. به واقع در این بخش تعاریف کاربردی مکان و فضا با یکدیگر اشتباه گرفته شدهاند: وقتی از شهرالکترونیکی صحبت میکنیم، نظرها به یک مکان سوق داده میشود و این همان مسالهای است که باعث میشود شهرمجازی یا شهراینترنتی در ذهنها تداعی شود و این موضوع در اقدامات اجرایی نیز نمود پیدا کرده است. در صورتی که منظور از شهر، تنها یک مکان نیست و به یقین وقتی از شهر صحبت به میان میآید، یک فضای زیستی مدنظر است.
با این پیش فرض لفظ شهرالکترونیکی را باید یک سوء برداشت پنداشت! برای داشتن یک جامعه اطلاعاتی باید اجزاء آن نیز اطلاعاتی باشند و این یعنی تحقق شهر اطلاعاتی؛ شهری که اجزای آن نیز خود از عناصر آمیخته به اطلاعات تشکیل شده است. اگر اجزای اصلی یک شهر را معماری، سازه، حمل و نقل، تاسیسات و زیرساخت شهری در نظربگیریم، شهر اطلاعاتی به شهری اطلاق میشود که اجزایش به کمک ارتباطات و فناوری اطلاعات بهینهسازی شدهاند تا شهروندان در هر لحظه بتوانند بین شیوههای گوناگون ارایه و یا استفاده از کالا و خدمات بهترین را انتخاب کنند. بدون شک این مساله در بخشهای معماری، حمل و نقل و خدمات شهری نمود بیشتری خواهد داشت؛ چرا که شهروندان به طور مستقیم با آنها در تماس هستند، اما در بخشهای سازهای و تاسیسات (شهری- ساختمانی) به کارگیری سیستمهای هوشمند میتواند (حداقل در حال حاضر) تا حد زیادی پاسخگو باشد.
شهراطلاعاتی را باید بستری امن برای “جامعه اطلاعاتی” دانست؛ جامعه ای که نمایندگان کشورهای جهان در اجلاس سران ژنو ۲۰۰۳ و تونس ۲۰۰۵ برای تحقق آن هم پیمان شده اند.
● سوتیتر
۱۱ خط عمل مصوب اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی ( تونس ۲۰۰۵) که دولتهای جهان باید آنها را مورد توجه قرار دهند: ۱- نقش مقامهای راهبردی و تمام دستاندرکاران (دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی) در پیشبرد تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات برای توسعه
۱) نهاد مسئول: “شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد”، “کمیسیونهای منطقههای سازمان ملل متحد” و “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
۲) زیرساخت اطلاعات و ارتباطات
▪ نهاد مسئول: “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
۳) دسترسی به اطلاعات و معرفتها
▪ نهاد مسئول: “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور” و “یونسکو”
۴) توانمندسازی
▪ نهاد مسئول: “برنامه ملل متحد برای توسعه” ، “یونسکو” ، “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور” و “کنفرانس ملل متحد برای تجارت و توسعه”
۵) ایجاد اطمینان و امنیت در کاربرد تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات
▪ نهاد مسئول: “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
۶) آمادهسازی محیط
▪ نهاد مسئول: “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”، “کمیسیونهای منطقهای سازمان ملل متحد” و “کنفرانس ملل متحد برای تجارت و توسعه”
۷) کاربردهای تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات:
ـ دولت الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: “برنامه ملل متحد برای توسعه” و “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
- تجارت الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: “سازمان جهانی تجارت”، “کنفرانس ملل متحد برای تجارت و توسعه”، “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور” و “اتحادیه پستی جهانی”
- یادگیری الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: یونسکو ، “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور و “سازمان توسعه صنعتی ملل متحد”
- بهداشت الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: سازمان جهانی بهداشت و اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
- اشتغال الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: “سازمان بینالمللی کار” و “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
- محیط زیست الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: “سازمان جهانی تجارت”، “سازمان جهانی هواشناسی”، “سازمان جهانی هواپیمایی کشوری”، “دفتر امور مسکن ملل متحد” و “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
- کشاورزی الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: “سازمان خواربار و کشاورزی” و “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور”
- علم الکترونیکی
▪ نهاد مسئول: “یونسکو”، “اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور” و “کنفرانس ملل متحد برای تجارت و توسعه”
۸) تنوع فرهنگی و هویت، تنوع زبانی و محتوای محلی
▪ نهاد مسئول: یونسکو
۹) رسانهها
▪ نهاد مسئول: یونسکو
۱۰) ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی
▪ نهاد مسئول: یونسکو
۱۱) همکاری بینالمللی و منطقهای
▪ نهاد مسئول: کمیسیونهای منطقهای سازمان ملل متحد، “برنامه ملل متحد برای توسعه، اتحادیه بین المللی ارتباطات دور، یونسکو و “شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد”
نویسنده: سامان سیف الهی
منبع : ماهنامه تحلیلگران عصر اطلاعات