پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا
کنشهای فرهنگی و هنری ویژه ، استان آذربایجان غربی
آذربایجان غربی همواره زیستگاه مجموعهای از اقوام و فرهنگهای مختلف بوده است. هر یك از این اقوام و فرهنگها به نحوی درهم تأثیر گذاشته و از همدیگر متأثر گشتهاند. وجود مساجد، كلیساها و ویرانه آتشگاهها، گویای بخشی از تاریخ مذهبی آن است. تشیع در ارومیه و شهرهای شمالی و تسنن در نواحی جنوبی استان از مذاهب عمده به شمار میروند. سایر اقلیتهای آشوری و ارامنه به كلیساهای مسیحی وابستهاند.
فرهنگ مردم این خطه نیز در ارتباط با عوامل متعدد جغرافیایی، تاریخی، مذهبی و تحت تأثیر گرایشهای متعدد اجتماعی، فرهنگی شكل گرفته و نوع مستقلی از فرهنگهای فولكلوریك را به وجود آورده است.
آذریها، كردها، آشوریها و ارامنه هر یك براساس ویژگیهای قومی - دینی خود آداب و سنن مخصوص دارند كه از آن میان سنن مسلمانان از مقام برجستهای برخوردار است. اگرچه فرهنگ و سنن مردم آذربایجان از بسیاری جهات با فرهنگ عمومی سایر نقاط ایران مشابهتهایی دارد، ولی در عین حال با ویژگیهایی همراه است كه مهمترین آن تكامل زبانی و زایشهای ویژه فرهنگی در عرصههای مختلف زبان و هنر است.
زبان امروزی مردم آذربایجان كه شاخه وسیعی از زبانهای تركی است به آذری یا آذربایجانی معروف است كه علاوه بر آذربایجان ایران در سایر كشورها نیز گسترده شده است. در نواحی داخلی سرزمین ایران نیز به دلایل تاریخی به ویژه مهاجرتهای وسیع، در مناطقی از قبیل كوهپایههای خراسان، سواحل خزر، دامنههای زاگرس، جبال فارس و ... رواج دارد.
گروهی از محققان اعتقاد دارند كه زبان كنونی مردم آذربایجان از نظر منشأ و پیوستگی تاریخی از زبانهای تركی آلتائیك است كه طی ادوار تاریخی بسیار دور جزو جلگههای وسیع آسیای مركزی و سواحل رود «ینیسئی» بوده و سپس همراه با حركت و مهاجرت قبایل ترك و حكومتهای طولانی اقوام تركزبان، تثبیت و گسترش یافته و دامنه خود را از یك سو تا سوریه و بینالنهرین و از سوی دیگر تا شبه جزیره بالكان و سواحل دریای سیاه وسعت داده و زبان تكلم و كتاب ملل و اقوام مختلف گشته است.
فولكلور یا ادبیات شفاهی مردم منطقه نیز، مانند تاریخ و زبان خود، از سابقهای كهن برخوردار است. اشكال مختلف ادبیات فولكلوریك این خطه محصول پیكار و تلاش مردمی است كه غمها، شادیها، آرزوها، نفرت و محبت خود را در قالبهای مختلف هنری منعكس كردهاند. نمونههای گوناگون این نوع آثار، عادات، روشها، آداب، رسوم، اعتقادات، باورهای دینی، مذهبی و دلبستگیها و ارزشها و نهادهای اجتماعی عصرهای مختلف را به خوبی نشان میدهند.
مردم آذربایجان خالق یكی از غنیترین گنجینه ادبیات شفاهی ملل خاورمیانه و ایران میباشند. چنانكه هر سیاح و جهانگردی كه از آذربایجان گذشته، این دیار را سرزمین شعر و هنر نام نهاده است.
مردمان آذربایجان، مردمان شاعر مسلكی هستند كه هرگاه با پدیدههای طبیعی، رخدادهای اجتماعی و پیشامدهای ناگوار و یا خوشایند مواجه شدهاند، احساسات خود را با زبان شعر بیان كرده و برای هر مناسبت «بایاتی» سرودهاند. از عادیترین كار روزانه تا عالیترین احساسات و عواطف بشری، شعر و بایاتی همیشه حضور داشته است :
مادر با «لالایی» سحرانگیز و شیریناش نونهال خود را در گلبرگهای بایاتی پیچیده و او را به خواب شیرین و رویایی دلپذیر فرو میبرد. عروسی با شعر آغاز و با آن نیز پایان مییابد. عزا و سوگواری با «آغی» آغاز و خاتمه مییابد. كشتگر آذری آفتاب و باران را با شعر فرا میخواند، باد و بوران را با شعر نفرین میكند، مزرعه طلاییاش را، گاو و گوسفندانش را با شعر توصیف میكند. سواركارانش، رزمندگانش همه و همه با شعر توأمان زاده میشوند، میبالند و میمیرند.
به هر گوشهای از زندگی مردم این سرزمین نظیر بیفكنی، شعری سرك میكشد. زلالی چشمهسارانش، رقص خاموش گل بوتههای قالیهایش، ساز عاشیقهایش و جملگی در هماهنگی بینظیر با امیال و آرزوها، ترسها و اضطرابها، عشقها، نفرتها و ... به طور شگفتانگیزی بیان میگردند و لذا برجستهترین نوع سخن شعری آذربایجان «بایاتی» است.
در فرهنگ شفاهی مردم آذربایجان بایاتیها به خاطر گستردگی و مضمونهای رنگارنگ، ایجاز و قالبهای زیبا و دلنشین مقام اول را دارند. مبالغه نخواهد بود اگر گفته شود كه تاریخ پرتلاطم و سرشار از حوادث آذربایجان لابهلای هزاران بایاتی گنجانده شده است. اگر تمامی بایاتیها در یك جا گردآوری و از دید جامعهشناسی و مردمشناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند، تاریخ قومی مدون میشود كه طرز زندگی، هستیشناسی و باورهای فلسفی، اخلاقی، اجتماعی و دینی آنها را منعكس خواهد كرد.
بایاتیها از زندگی و راز و نیازهای مردم ساده و پاكدل مایه میگیرند و در قالب الفاظی روان و بیتكلف جاری میشوند. این نغمههای نغز و دلكش از چنان لطف و خلوص و صفا و صراحتی برخوردارند كه به خصوص وقتی با آهنگ ویژه خود ادا شوند، عنان از كف دل میربایند و اشك بر چشم مینشانند.
ارادت و اعتقاد مردم ساده شهر و روستا به این آثار موزون و دلفریب تا بدان پایه است كه بایاتیها را برحسب حال آئینه سرنوشت نمای خویش میپندارند و به هنگام ملال و سرگشتگی و حرمان به آن توسل میكنند و به عنوان تفأل از آن مدد و مراد میجویند.
بایاتیها به عامه تعلق دارند. زیرا كه از دیرباز توسط مردم سینه به سینه نقل و بازگو شدهاند و باقتضای حس زیباییشناسی و نیازهای عاطفی همراه با تغییراتی، فردیت (تعلقات شخصی) را از روی آنها زدوده و به تملك گنجینه فولكلوریك عامه در آوردهاند.
بایاتیها از نقطهنظر محتوی و مضمون از یكسو مظهر عشقها، آرزوها، امیدها و رنجها و شادی مردم و از سوی دیگر كتاب ناگشوده معتقدات، آداب و رسوم و خصائل و خلق و خوی قومی انسانهای ساده و پاكدل در طول نسلها و قرنهاست.
برای پی بردن به عمق دید و حسن ناب سرایندگان بایاتیها، ترجمه چند بایاتی، ذیلاً آورده میشود. این بایاتیها كه از میان هزاران بایاتی به طور نمونه انتخاب شده است، بیانگر عظمت آفرینش مردمی است كه زیباییها دغدغه همیشگی آنها بوده است :
بوداغلار اولو داغلار ، كنار كوهها، این سربلندان،
چشمه لی، سولو داغلار. پر از چشمه، پر از آب غزلخوان.
بوردا بیر آتلی اؤلوب سواری مرده و در ماتمش ابر.
گؤی كیشنر، بولود آغلار. زند شیهه میان برق و باران.
بوردان بیر آتلی گئچدی سحر آمد سواری از بر دشت
آتین اویناتدی گئچدی. دمی جولان گرفت و تند بگذشت.
آی كیمی شفق ساچدی، چو مهتاب سحرگاهان شفق ریخت
گون كیمی باتدی، گئچدی چو خورشید شبانگاهان بدر رفت.
داغلارا قار دوشوبدو، نشسته برف سنگین روی كوهسار،
گؤر نه هامار دوشوبدو. لطیف و نرم همچون خواب جویبار.
قبریمی یادلار قازیب مرا نااهل گوری كنده دل تنگ
اهلتیم دار دوشوبدو. برش دیوار خنجر، بسترش خار.
عزیزی یم غمده گول، میان غم بزن لبخند هر دم،
غمده دانیش، غمده گول. بزن حرف و بزن لبخند در دم.
آغ گونده گولن كؤنول دلا؛ خندی چو روز آفتابی
مرد ایگیدسن غمده گول. اگر مردی بزن خنده به ماتم.
آشدیم، آشدیم گول اولدوم، شكفتم نرم - نرمك، گل شدم من،
بوی آتدیم سونبول اولدوم. جوانه بستم و سنبل شدم من.
بیردیل بیلمز قوشودوم به گلشن بیزبان بودم، ز هر گل
اوخودوم بولبول اولدوم ورقها خواندم و بلبل شدم من.
ترجمه فارسی این دوبیتیها توسط شاعر معاصر سعید سلطانپور انجام گرفته است. مضمون و معانی ترجمهها بطور حیرتانگیزی به مضامین و مفاهیم اصل دوبیتیها در عین زیبایی و بلاغت كاملاً وفادار مانده است.
فرهنگ مردم این خطه نیز در ارتباط با عوامل متعدد جغرافیایی، تاریخی، مذهبی و تحت تأثیر گرایشهای متعدد اجتماعی، فرهنگی شكل گرفته و نوع مستقلی از فرهنگهای فولكلوریك را به وجود آورده است.
آذریها، كردها، آشوریها و ارامنه هر یك براساس ویژگیهای قومی - دینی خود آداب و سنن مخصوص دارند كه از آن میان سنن مسلمانان از مقام برجستهای برخوردار است. اگرچه فرهنگ و سنن مردم آذربایجان از بسیاری جهات با فرهنگ عمومی سایر نقاط ایران مشابهتهایی دارد، ولی در عین حال با ویژگیهایی همراه است كه مهمترین آن تكامل زبانی و زایشهای ویژه فرهنگی در عرصههای مختلف زبان و هنر است.
زبان امروزی مردم آذربایجان كه شاخه وسیعی از زبانهای تركی است به آذری یا آذربایجانی معروف است كه علاوه بر آذربایجان ایران در سایر كشورها نیز گسترده شده است. در نواحی داخلی سرزمین ایران نیز به دلایل تاریخی به ویژه مهاجرتهای وسیع، در مناطقی از قبیل كوهپایههای خراسان، سواحل خزر، دامنههای زاگرس، جبال فارس و ... رواج دارد.
گروهی از محققان اعتقاد دارند كه زبان كنونی مردم آذربایجان از نظر منشأ و پیوستگی تاریخی از زبانهای تركی آلتائیك است كه طی ادوار تاریخی بسیار دور جزو جلگههای وسیع آسیای مركزی و سواحل رود «ینیسئی» بوده و سپس همراه با حركت و مهاجرت قبایل ترك و حكومتهای طولانی اقوام تركزبان، تثبیت و گسترش یافته و دامنه خود را از یك سو تا سوریه و بینالنهرین و از سوی دیگر تا شبه جزیره بالكان و سواحل دریای سیاه وسعت داده و زبان تكلم و كتاب ملل و اقوام مختلف گشته است.
فولكلور یا ادبیات شفاهی مردم منطقه نیز، مانند تاریخ و زبان خود، از سابقهای كهن برخوردار است. اشكال مختلف ادبیات فولكلوریك این خطه محصول پیكار و تلاش مردمی است كه غمها، شادیها، آرزوها، نفرت و محبت خود را در قالبهای مختلف هنری منعكس كردهاند. نمونههای گوناگون این نوع آثار، عادات، روشها، آداب، رسوم، اعتقادات، باورهای دینی، مذهبی و دلبستگیها و ارزشها و نهادهای اجتماعی عصرهای مختلف را به خوبی نشان میدهند.
مردم آذربایجان خالق یكی از غنیترین گنجینه ادبیات شفاهی ملل خاورمیانه و ایران میباشند. چنانكه هر سیاح و جهانگردی كه از آذربایجان گذشته، این دیار را سرزمین شعر و هنر نام نهاده است.
مردمان آذربایجان، مردمان شاعر مسلكی هستند كه هرگاه با پدیدههای طبیعی، رخدادهای اجتماعی و پیشامدهای ناگوار و یا خوشایند مواجه شدهاند، احساسات خود را با زبان شعر بیان كرده و برای هر مناسبت «بایاتی» سرودهاند. از عادیترین كار روزانه تا عالیترین احساسات و عواطف بشری، شعر و بایاتی همیشه حضور داشته است :
مادر با «لالایی» سحرانگیز و شیریناش نونهال خود را در گلبرگهای بایاتی پیچیده و او را به خواب شیرین و رویایی دلپذیر فرو میبرد. عروسی با شعر آغاز و با آن نیز پایان مییابد. عزا و سوگواری با «آغی» آغاز و خاتمه مییابد. كشتگر آذری آفتاب و باران را با شعر فرا میخواند، باد و بوران را با شعر نفرین میكند، مزرعه طلاییاش را، گاو و گوسفندانش را با شعر توصیف میكند. سواركارانش، رزمندگانش همه و همه با شعر توأمان زاده میشوند، میبالند و میمیرند.
به هر گوشهای از زندگی مردم این سرزمین نظیر بیفكنی، شعری سرك میكشد. زلالی چشمهسارانش، رقص خاموش گل بوتههای قالیهایش، ساز عاشیقهایش و جملگی در هماهنگی بینظیر با امیال و آرزوها، ترسها و اضطرابها، عشقها، نفرتها و ... به طور شگفتانگیزی بیان میگردند و لذا برجستهترین نوع سخن شعری آذربایجان «بایاتی» است.
در فرهنگ شفاهی مردم آذربایجان بایاتیها به خاطر گستردگی و مضمونهای رنگارنگ، ایجاز و قالبهای زیبا و دلنشین مقام اول را دارند. مبالغه نخواهد بود اگر گفته شود كه تاریخ پرتلاطم و سرشار از حوادث آذربایجان لابهلای هزاران بایاتی گنجانده شده است. اگر تمامی بایاتیها در یك جا گردآوری و از دید جامعهشناسی و مردمشناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند، تاریخ قومی مدون میشود كه طرز زندگی، هستیشناسی و باورهای فلسفی، اخلاقی، اجتماعی و دینی آنها را منعكس خواهد كرد.
بایاتیها از زندگی و راز و نیازهای مردم ساده و پاكدل مایه میگیرند و در قالب الفاظی روان و بیتكلف جاری میشوند. این نغمههای نغز و دلكش از چنان لطف و خلوص و صفا و صراحتی برخوردارند كه به خصوص وقتی با آهنگ ویژه خود ادا شوند، عنان از كف دل میربایند و اشك بر چشم مینشانند.
ارادت و اعتقاد مردم ساده شهر و روستا به این آثار موزون و دلفریب تا بدان پایه است كه بایاتیها را برحسب حال آئینه سرنوشت نمای خویش میپندارند و به هنگام ملال و سرگشتگی و حرمان به آن توسل میكنند و به عنوان تفأل از آن مدد و مراد میجویند.
بایاتیها به عامه تعلق دارند. زیرا كه از دیرباز توسط مردم سینه به سینه نقل و بازگو شدهاند و باقتضای حس زیباییشناسی و نیازهای عاطفی همراه با تغییراتی، فردیت (تعلقات شخصی) را از روی آنها زدوده و به تملك گنجینه فولكلوریك عامه در آوردهاند.
بایاتیها از نقطهنظر محتوی و مضمون از یكسو مظهر عشقها، آرزوها، امیدها و رنجها و شادی مردم و از سوی دیگر كتاب ناگشوده معتقدات، آداب و رسوم و خصائل و خلق و خوی قومی انسانهای ساده و پاكدل در طول نسلها و قرنهاست.
برای پی بردن به عمق دید و حسن ناب سرایندگان بایاتیها، ترجمه چند بایاتی، ذیلاً آورده میشود. این بایاتیها كه از میان هزاران بایاتی به طور نمونه انتخاب شده است، بیانگر عظمت آفرینش مردمی است كه زیباییها دغدغه همیشگی آنها بوده است :
بوداغلار اولو داغلار ، كنار كوهها، این سربلندان،
چشمه لی، سولو داغلار. پر از چشمه، پر از آب غزلخوان.
بوردا بیر آتلی اؤلوب سواری مرده و در ماتمش ابر.
گؤی كیشنر، بولود آغلار. زند شیهه میان برق و باران.
بوردان بیر آتلی گئچدی سحر آمد سواری از بر دشت
آتین اویناتدی گئچدی. دمی جولان گرفت و تند بگذشت.
آی كیمی شفق ساچدی، چو مهتاب سحرگاهان شفق ریخت
گون كیمی باتدی، گئچدی چو خورشید شبانگاهان بدر رفت.
داغلارا قار دوشوبدو، نشسته برف سنگین روی كوهسار،
گؤر نه هامار دوشوبدو. لطیف و نرم همچون خواب جویبار.
قبریمی یادلار قازیب مرا نااهل گوری كنده دل تنگ
اهلتیم دار دوشوبدو. برش دیوار خنجر، بسترش خار.
عزیزی یم غمده گول، میان غم بزن لبخند هر دم،
غمده دانیش، غمده گول. بزن حرف و بزن لبخند در دم.
آغ گونده گولن كؤنول دلا؛ خندی چو روز آفتابی
مرد ایگیدسن غمده گول. اگر مردی بزن خنده به ماتم.
آشدیم، آشدیم گول اولدوم، شكفتم نرم - نرمك، گل شدم من،
بوی آتدیم سونبول اولدوم. جوانه بستم و سنبل شدم من.
بیردیل بیلمز قوشودوم به گلشن بیزبان بودم، ز هر گل
اوخودوم بولبول اولدوم ورقها خواندم و بلبل شدم من.
ترجمه فارسی این دوبیتیها توسط شاعر معاصر سعید سلطانپور انجام گرفته است. مضمون و معانی ترجمهها بطور حیرتانگیزی به مضامین و مفاهیم اصل دوبیتیها در عین زیبایی و بلاغت كاملاً وفادار مانده است.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست