دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا


کدام مسیر خط لوله نفت خزر مناسب تر است


کدام مسیر خط لوله نفت خزر مناسب تر است
احتمال وجود منابع گسترده نفت خام و گاز طبیعی در ناحیه دریای خزر باعث افزایش چشمگیر تولید نفت و گاز طبیعی در این ناحیه می شود. به علت وجود منابع متنوع انرژی این موضوع در مباحث سیاست انرژی كنگره آمریكا مطرح بوده و در این بررسی ها می تواند نقش مهمی ایفا كند. با این حال موانع زیاد و قابل توجهی در راه افزایش تولید نفت و گاز خزر وجود دارد كه باعث كندی پیشرفت تولیدات در این ناحیه می شود این مقاله براساس سندهای موجود به روز شده است.
دریای خزر دارای ۷۰۰ مایل طول و در ناحیه آسیای مركزی و در سرحد كشورهای ایران، آذربایجان، قزاقستان، روسیه و تركمنستان واقع شده است. از بین این كشورها تنها ایران عضو سازمان كشورهای صادركننده نفت خام اوپك است. كشورهای تركمنستان، آذربایجان و قزاقستان در سال ۱۹۹۱ بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مستقل شدند.
ناحیه دریای خزر از مدت ها قبل تولیدكننده نفت خام و گاز طبیعی بوده و هنوز بسیاری معتقدند كه منابع و ظرفیت های نفت و گاز این منطقه بسیار وسیع تر از آنچه كه امروزه دیده می شود، است.
●تولیدات فعلی و ذخایر اثبات شده
بر پایه برآورد های BP و EIA اداره اطلاعات انرژی آمریكا منطقه دریای خزر در حال حاضر به عنوان یك عرضه كننده مهم اما نه اصلی نفت خام به بازارهای جهانی به شمار می رود.
در سال ۲۰۰۳ میزان تولیدات منطقه خزر به زحمت به رقم ۶۱ میلیون بشكه در روز می رسید كه این خود شامل گاز طبیعی مایع نیز بود. این مقدار در حدود ۲ درصد تولید جهان را دربرمی گرفت. جدول شماره ۱ بیش از یك دوجین از كشورهای غیرمنطقه خزر هر یك روزانه بیش از ۵۱ میلیون بشكه در روز تولید می كنند. تولیدات منطقه خزر گرچه در سال های فروپاشی اتحاد شوروی و سال های پس از آن لطمه دید، ولی الان به سطح بالاتری رسیده است. در حال حاضر قزاقستان حدود ۶۵ درصد و جمهوری آذربایجان حدود ۲۰ درصد تولید نفت خام منطقه را بر عهده دارند.
تولید نفت منطقه خزر از ذخایر اثبات شده آن ۱۸ ۱۷ میلیارد بشكه است. براساس برآورد های انجام شده این رقم معادل ۵۱ درصد ذخایر اثبات شده جهان و كمتر از ذخایر آمریكا است. ذخایر آمریكا حدود ۲۲ یا ۳۱ میلیارد بشكه است. برآورد مقادیر بیشتر ذخایر «احتمالی» نشانگر پتانسیل و امكان تولید خیلی بیشتر در این منطقه است. به هر حال چه در حال حاضر و چه در آینده موانعی در راه تولید بیشتر در این منطقه وجود دارد.
سهم منطقه دریای خزر در تولید و تامین گاز جهان بسیار بیشتر از سهم این منطقه در تولید نفت است. به طوری كه تولید گاز در سال ۲۰۰۳ حدود ۶۲ تریلیون فوت مكعب در سال بوده و این حدود ۳ درصد از كل تولید جهان است. به موازات تولید نفت، تولید گاز بالاتر است، گرچه طی دوره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و چند سال پس از آن موانعی در تولید نفت وجود داشت. تركمنستان یك تولید كننده مهم با سهم تولیدی ۹۱ تریلیون فوت مكعب گاز در سال است. این مقدار معادل ۷۵ درصد تولید گاز منطقه خزر است.
برخلاف نفت ذخایر اثبات شده گاز طبیعی منطقه خزر در مقایسه با تولیدات گاز طبیعی آن سهم بیشتری از كل ذخایر جهان را دربرمی گیرد. در برخی موارد مهم اغلب جست وجو برای كشف منابع نفتی منجر به كشف ذخایر جدید گاز شده است. براساس برآورد های انجام شده توسط BP و مجله نفت و گاز ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در منطقه خزر در وسعتی معادل وسعت ناحیه نفتی است تقریبا ۱۷۰ تریلیون فوت مكعب و ۲۶۲ تریلیون فوت مكعب یا ۲۳ درصد تا ۸۴ درصد كل ذخایر جهان.
افزایش تولید گاز در این منطقه با موانعی مشابه آنچه در توسعه و تولید نفت وجود دارد، روبه رو است.
●چشم انداز تولید و منابع
احتمال می رود ذخایر عظیم دیگری نیز بتوان در منطقه دریای خزر پیدا كرد. این نظریه برپایه این واقعیت بنا است كه تعدادی از شركت های نفتی در آنجا سرمایه گذاری زیادی كرده اند. بسیاری از این ذخایر شناخته شده هنوز توسعه پیدا نكرده اند و این در حالی است كه معمولا بسط این منابع راهگشایی برای كشف ذخایر وسیع تر است و چشم انداز آن بیشتر از چیزی است كه در ابتدا برآورد شده است. در حال حاضر بسیاری از نواحی هنوز مورد اكتشاف قرار نگرفته اند.
براساس برآورد و تخمین EIA امكان وجود ذخایری شامل ۱۸۴ میلیارد بشكه نفت خام علاوه بر آنچه تا كنون پیدا شده است، وجود دارد كه می تواند تولید نهایی این منطقه را تا حد ۱۰ برابر سطح فعلی ارتقا دهد.
این سطح از ذخایر اثبات شده مساوی با ۷۵ درصد از كل ذخایر در اختیار عربستان سعودی است و در حدود ۱۵ درصد كل ذخایر جهان است.
براساس داده های موجود محصولات نفتی ناحیه دریای خزر تقریبا تا سال ۲۰۱۰ سه برابر خواهد شد و به حدود ۹۴ میلیارد بشكه در روز می رسد.
در زمان های آتی مقدار اكتشاف ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در مقایسه با نفت در یك دوره زمانی یكسان كمتر خواهد بود، اما در حال حاضر بسیار زیاد و بزرگ است. براساس برآوردها ۳۰۰ تریلیون فوت مكعب دیگر گاز طبیعی در این ناحیه است. در این مورد باید كل ذخایر اثبات شده منطقه خزر در سال ۲۰۱۰ با احتساب كل ذخایر اثبات شده گاز منطقه ۷۵۲ مرتبه بیشتر از سطح فعلی آن و بسیار بیشتر از ذخایر گاز طبیعی عربستان سعودی باشد. با این انتظارات برآورد می شود تولید گاز طبیعی منطقه خزر فراتر از شش تریلیون فوت مكعب تا سال ۲۰۱۰ باشد.
هر چند هرگونه مقایسه بین مقدار ذخایر گاز طبیعی و نفت خام منطقه خزر و عربستان سعودی نشان می دهد نفت و گاز عربستان از حیث هزینه تولید و دسترسی به بازار دارای برتری است. با این حال برای كشورهای منطقه خزر مقادیر و هزینه تولید منابع انرژی و توانایی برای توسعه و انتقال گاز و نفت به بازار تابعی از چگونگی و حفظ ارتباط كشورهای منطقه با شركت های بین المللی انرژی در دنیا است.
●بازارهای امروز و آینده
براساس آنچه قبلا ذكر شد كشورهای منطقه خزر بالقوه صادركننده های بزرگ نفت و گاز هستند. نفت و گاز منطقه خزر دارای بازارهای متعدد بوده و تنوع گسترده ای از بازارهای بالقوه را دارا است. این بازارها می تواند شامل كشورهایی باشد كه در تلاش برای تامین تقاضای اقتصادی انرژی كشور خود و همچنین شامل كشورهایی كه در پی كاهش وابستگی خود به انرژی خلیج فارس هستند. امروزه تقریبا تمام نفت خام دریای خزر به شمال و یا غرب منتقل می شود.
تحت تاثیر نظام دستوری سابق شوروی و زیرساخت های آن در حال حاضر هم نفت خام به طور گسترده از طریق خطوط لوله یا از طریق روسیه به سمت بازارهای اروپا انتقال می یابد، با پالایشگاه هایی كه بخشی از این شبكه هستند.
همچنین قسمتی از نفت این منطقه به وسیله تانكرهای نفت از تنگه بسفر و مسیر مدیترانه به اروپای غربی انتقال می یابد. انتقال گاز طبیعی، حتی بیشتر از نفت، متكی به خطوط لوله ای است كه عمدتا از طریق روسیه و خط لوله ویژه و انحصاری آن به شمال و یا غرب فرستاده می شود. این نكته با توجه به این واقعیت كه روسیه خود تولیدكننده نفت و گاز است روسیه را به یك قدرت و قطب بازار در تعیین نرخ ترانزیت محموله های انرژی منطقه خزر از طریق شبكه حمل و نقل خود و در برخی موارد تعیین اینكه چه مقدار نفت و گاز باید انتقال داده شود، تبدیل كرده است.
همچنین از آنجا كه رقابت انرژی بر مبنای هزینه تحویل به مشتری و قیمت حمل و نقل آن است، قیمت گذاری سر چاه انرژی منطقه خزر بسیار سخت است. از این رو كشورهای منطقه خزر درصدد برآمده اند مسیرهای داخلی در كشورهای روسیه را توسعه داده و احتمالا با مجموعه ای از مسیرها انتقالات طولانی و پرهزینه از مسیر روسیه به اروپا و سایر بازارها را كاهش داده و در مذاكرات هزینه انتقال محموله ها كه از طریق سیستم خطوط لوله روسیه صورت می گیرد، قیمت و بهره مفید انرژی را برای خود بالا ببرند.منابع انرژی خزر بسیار مورد توجه كشور تركیه قرار گرفته زیرا هم این منابع نزدیك هستند و هم به تركیه فرصت می دهد قسمتی از صورت حساب واردات انرژی را از طریق هزینه ترانزیت محموله ها یی كه از این كشور عبور می كنند جبران كند. مصرف انرژی در تركیه بسیار بیشتر از تولید آن رشد یافته و این امر باعث شده كه این كشور به سرعت به سمت واردات گاز و نفت پیش رفته و در نتیجه یك بازار بزرگ برای گاز روسیه است. همچنین تركیه از روابط خوبی با كشورهای آسیای مركزی و منطقه خزر برخوردار است. با این حال بسیاری از منتقدان عقیده دارند تركیه در مورد مصرف گاز طبیعی و واردات آن بسیار خوش بینانه رفتار می كند.
علاوه بر تركیه، كشورهای آسیای شرقی نیز بازارهای بالقوه جذابی برای این منطقه به شمار می روند. ژاپن مقادیر چشمگیری از گاز مورد نیاز خود را وارد می كند، مصرف انرژی در هند و پاكستان نیز به سرعت در حال افزایش است.
مهم تر از همه می توان چین را نام برد كه ذخایر گاز و نفت این كشور جوابگوی اقتصاد در حال توسعه و مصرف سرسام آور نفت آن نیست و افزایش مصرف انرژی در این كشور عاملی برای احداث خطوط لوله از قزاقستان به چین است.
چشم انداز صادرات انرژی منطقه خزر در آینده به كشورهای ذكر شده ممكن است با توسعه و بسط صادرات انرژی كشورهای غیرمنطقه خزر به آنها محدود شود. این پیشرفت ها شامل توسعه ظرفیت صادرات گاز آفریقای شمالی، كشف نقاط وسیع گاز طبیعی در داخل و یا نزدیك مصر، توسعه میدان وسیع گاز در پاكستان و رشد ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع در كشورهای خلیج فارس است.
●چالش های توسعه آتی
موانعی همچون موانع جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، تكنولوژیكی، قانونی و روانشناسی در راه كشف بیشتر و توسعه منابع انرژی منطقه دریای خزر وجود دارد. به علت محصور بودن دریای خزر در بین خشكی و دور بودن كشورهای منطقه از بزرگترین بازارهای انرژی، حمل ونقل باید حداقل ابتدا از طریق خطوط لوله، سپس در بسیاری موارد به وسیله تانكر از راه گذرگاه های آبی تنگ و كم عمق و شلوغ بسفر انجام شود. خطوط لوله منطقه خزر كه قبل از سال ۱۹۹۷ تكمیل شد به جز آنهایی كه در شمال ایران واقع شده اند، از داخل روسیه عبور كرده و برای وصل كردن ارتباطات داخلی جمهوری سابق شوروی طراحی شده بود. خطوط لوله های كنونی برای جابه جایی تولیدات فعلی، حتی كمی بیشتر، از ظرفیت كافی برخوردار است. تكمیل خط لوله CPC از منطقه نفتی تنگیز قزاقستان به نووروسیسك روسیه در دریای سیاه در سال ۲۰۰۱ و توسعه طراحی شده آن قابل توجه است. اما ظرفیت «موثر» خط لوله CPC و سایر خطوط به دلیل محدودیت های حاكم بر عبور و مرور حق عبور تانكرها از طریق بسفر، ممكن است تحت فشار قرار گیرد. وقتی خطوط لوله BTC كامل شود، ظرفیت آن به انضمام سایر خطوط لوله عملیاتی در كل به ۱۲ میلیون بشكه در روز می رسد.
خطوط جدید در خدمت پتانسیل اقتصادی بازارهای آسیای شرقی است ولی ممكن است این خطوط طولانی بوده و مستلزم ترانزیت از طریق كشورهای افغانستان، ایران و یا پاكستان باشد. این قسمت از مسیرها كه از داخل ایران به سمت بازارهای آسیای شرقی می رود شامل مسیرهای آبی خلیج فارس است.
این موضوعات با در نظر گرفتن این حقیقت مشكل و سخت می شود كه مسیرهای خط لوله می تواند با كشمكش های منطقه ای قطع شود. نمونه ای از این كشمكش ها شامل كشمكش های طولانی بین هند و پاكستان ادامه شرایط نابسامان در افغانستان، نزاع ارمنستان و آذربایجان در مورد قره باغ، تلاش های جدایی طلبانه در گرجستان و فعالیت های نظامی در چچن است.
براساس چنین واقعیت هایی، تصمیم گیری برای مسیرهای خط لوله نیاز به یك پشت گرمی در امنیت و پذیرش سیاسی گروه های موثر در منطقه دارد كه مانع توسعه منابع انرژی منطقه دریای خزر می شود.
از نظر صرف اقتصادی، مسیرهای خط لوله طولانی تر، دارای كمترین جذابیت برای تولیدكننده ها هستند، با فرض برابر بودن شرایط، رقابت انرژی بر مبنای هزینه تحویل به مشتری و هزینه های ترانزیت بر مبنای فاصله به طور موثری قیمت سرچاه دریافتی توسط تولیدكنندگان را پایین می آورد. به عبارت دیگر بالا بودن قیمت پایه تحویلی انرژی و حمل ونقل براساس مسافت به طور قابل توجه، سود حاصله از منابع انرژی را كاهش می دهد.
از آنجا كه درآمد حاصل از انتقال انرژی سودی برای دولت ها به ارمغان می آورد، از این رو، سیاست نیز مانند اقتصاد در تعیین مسیر خط لوله انرژی نقش بازی می كند. در مناطق دریایی، ساخت محتاطانه خط لوله برای به حداقل رساندن اثرات زیست محیطی به خصوص در نواحی اطراف و یا داخل دریا، هزینه خطوط لوله را افزایش می دهد. این در حالی است كه بسیاری از منابع انرژی منطقه خزر دور از ساحل است و نیاز به دكل های حفاری اختصاصی دارد. ظرفیت تولید بسیار محدود دكل ها در این منطقه نسبتا دورافتاده، منجر به افزایش هزینه ها شده و سازماندهی را مشكل می كند و این امر خود مانعی برای توسعه منابع انرژی خزر است. از زمانی كه یك دكل جدید، سال قبل، به مجموعه دكل های قبلی اضافه شده و یكی هم در خط لوله تولید قرار گرفته، این وضعیت تا حدودی بهبود یافته است.
لاینحل ماندن رژیم قانونی دریای خزر نیز مانع شناخت كامل پتانسیل انرژی منطقه شده است.
به رغم تلاش های بسیار در میان كشورهای ساحلی دریای خزر، تنها آذربایجان، قزاقستان و روسیه به توافق در مورد چگونگی مالكیت منابع دریا و یا حقوق خود برای توسعه این منابع رسیده اند. ثروت بالقوه ناشی از توسعه، منافع هر یك از این كشورها را تشدید كرده و منجر به تضاد و كشمكش در این منطقه شده است.
اشتیاق سرمایه گذاری با افزایش ناگهانی قراردادهای «مشاركت در تولید» طی اوایل و اواسط دهه ۹۰ كاهش یافت. بعضی تلاش های اكتشافی نیز در سال های اخیر، نتایج ناامیدكننده ای بالاخص در رابطه با نفت داشته است. تا حدودی كاهش فعالیت ها، ناشی از سرمایه گذاری كمتر و كاهش اكتشافات، بیشتر با اثرات روانی همراه بوده است.
اما از سوی دیگر كسب سود سرشار در پروژه شمال دریای خزر توسط چین در مارس ۲۰۰۳ شرایط مناسب را برای اكتشاف بیشتر و با اطمینان و جسارت بیشتر فراهم كرده است. به رغم موانعی كه در بالا ذكر شد، توسعه انرژی در منطقه دریای خزر در جریان است و احتمالا تداوم عملیات، دید و شناخت گسترده تری از منابع بسیار وسیع انرژی در منطقه دریای خزر به دست می دهد. سرعت توسعه در صورت برخورد با موانع ممكن است كاهش یابد.
پروین گودرزی كارشناس دفتر انرژی سازمان مدیریت و برنامه ریزی
منبع : روزنامه شرق